درباره آينده، ستارهها و درخشش (بخش ۱). مصاحبه با کانال N. بياوليتسکيه “اين لحظه”
ترجمه متنی از کلیپ ویدئویی
اعلامیه
اینجا، لطفاً، این دنیا را، اما فقط اگر میتوانی آن را اداره کنی. اکنون شما مسئول همه چیزی هستید که فکر کردید، انجام دادید و گفتید. این پاییز خیلی سخت است، و نیاز به درک دارد که ما اینجا آمدهایم، و هیچ راهی برای بازگشت وجود ندارد. شاید ما فقط شروع کنیم به دیدن آنها، و آنها ظاهر شوند و بیایند و بگویند، سلام، داستان ما را به شما آورده است. ما دیگر نخواهیم بود. چنین لحظه جهانی انتقال در اصل از فوریه آغاز میشود. اما اگر آن را به عنوان یک درام، چیزی شبیه به مجازات در نظر بگیریم، آنگاه میتوانیم درباره روشن شدن خود فراموش کنیم.
مصاحبهگر: ظاهراً یک دنبالهدار به سمت ما میآید. و وقتی که با آن برخورد کرد، وارد مدار مریخ میشود، به نوعی مریخ را تحت تأثیر قرار میدهد، و ما همه…
سويتلانا: آیا شهاب سنگ در حال پرواز است؟ یا یک سفینه فضایی؟ این همان چیزی است که اینجا به آن اشاره شده است.
مصاحبه کننده: گفته شده که یک شهاب سنگ عجیب در حال پرواز است.
سویتسلانا : حرکتش شبیه بهه یک کمت نیست، تا جایی که من درک میکنم. آیا این درست است؟
مصاحبه کننده: بله.
سویتسلانا : آیا ما شروع به صحبت کردیم؟
مصاحبه کننده: بله، می خواهم.
سویتسلانا: در اینجا یک تناقض وجود دارد. شما میبینید، دانشمندان باید برای این موضوع توضیحی پیدا کنند. از دید آنها، یا باید یک شهاب سنگ باشد یا یک فضاپیما که پرواز طولانی مدت دارد و تا نوامبر میرسد. فکر نمیکنید عجیب است؟ با توجه به اینکه فناوری تمدنهای دیگر، به طور کلی، نیاز به سفر طولانی دارد. و حتی بیشتر، ما میتوانیم آن را با فرمولهای ریاضی خودمان محاسبه کنیم.
مصاحبه کننده: چه می شود اگر آنها آن را با قصد تاثیرگذاری به ما منتشر کرده باشند؟
سویتسلانا: نه، مسئله متفاوت است. چرا ما همیشه هدف قرار میگیریم؟ این حس اضطراب و نگرانی وجود دارد که کسی سعی دارد ما را هدف قرار دهد.
مصاحبه کننده: امیدوار باشیم، نه نگران. فکر میکنیم ممکن است به کمک نیاز داشته باشیم.
سویتسلانا: به طور کلی، چیزی که میخواهم بگویم. چنین چیزهایی هرگز اتفاق نمیافتند که کسی فرود بیاید و تصمیم بگیرد به ما کمک کند، اما ساده است. چون در واقع همه فناوریها بسیار پنهان هستند، بنابراین فوقالعاده هستند. احتمالاً خودتان مشاهده کردهاید که یوفوها در ابرها ناپدید میشوند یا از ابرها یوفو میشوند. این حرکت خطی ماست، کسی به سمت ما حرکت خطی دارد، اما خندهدار است. فقط خندهدار است.
این یک کیهان است؟
سویتسلانا: فکر نمیکنم اگه دیده شده باشه یک شهاب سنگ باشه. تکنولوژی هایی وجود دارند که باید اینجا باشند، و ما از چنین شاهزاده سیاه میدانیم. تا حالا نشنیده اید که چیزی شبیه به این در مدار زمین برای مدت طولانی بوده؟ ده ها بار عکس گرفته شده و ظاهر بسیار عجیبی دارد. خیلی صحبت در موردش شده، اینقدر که حرکت نمی کنه و تا نوامبر انتظارش نمیره.
او به سادگی “شاهزاده سیاه” نامیده میشود، چون سیاه است، این کشتی. و آنجا آویزان است، مثل تکنولوژی، با مجموعه وظایف خودش. و اگر چیزی به سمت ما در حرکت است، به این معنی نیست که یک کشتی منفرد تصمیم گرفته است اینجا پرواز کند. اما این تفسیر ماست نه تنها از تکنولوژی بلکه از روشهای ارتباطی و نفوذ، اگر بخواهیم درباره آن صحبت کنیم. نفوذ اتفاق خواهد افتاد، اما ممکن است کمی متفاوت باشد. فکر میکنم در طول مکالمه به آن خواهیم رسید. و چیزی که شروع به دیدن آن میکنیم، و حتی این که ما آن را میبینیم، اما این طنین انداز میشود، کل داستان درباره تمدنها، درباره بعضی چیزهایی که باید به نوعی ببینیم، انگار باید درباره آنها صحبت کنیم.
در یکی از پیشگوییهایم، چیزی بسیار بیگانه را برای این سال، از تابستان به بعد، پیشبینی کردم که میتواند ما را بسیار سرگرم کند، شگفتزده کند، الهام بخش باشد یا بترساند. اما اگر لحظات نجومی را در نظر بگیریم، بله، ما درباره تماسها، نفوذ بیگانه و رویکرد کاملاً جدیدی برای گفتگوی فضایی صحبت میکنیم.
چون همه فکر میکنیم که جامعه باید به صورت رسمی آن را ببیند و ما باید دست هم را تکان دهیم. اما من فکر میکنم که تمدنهای فرازمینی خیلی به این موضوع علاقهمند نیستند. مسائل اجتماعی زمانی حل خواهند شد که ما بتوانیم این تعامل را به درستی انجام دهیم. در حال حاضر ما این کار را نمیکنیم. ما چنین سختافزاری نداریم که بتوانیم به آرامی، منطقی و آگاهانه به چنین موضوعاتی نزدیک شویم. سیارات گفته بودند که چنین موضوعی مطرح خواهد شد. مطرح میشود و فقط با آن کشتی فرازمینی نیست. یادت باشد چقدر در لس آنجلس بود؟ ناگهان اینقدر واضح و بلند شد که نمیتوانی آن را نادیده بگیری.
اما این اولین نشانهای است که ما به این موضوع نزدیک میشویم، و این موضوع نه تنها مسیر رابطه ما با فضا را مشخص خواهد کرد، بلکه سایر تمدنها، امکان تماسها، و غیره. همچنین کاملاً فناوریهای جدید، تفکر جدید و امکانات جدید برای دریافت اطلاعات ما را که منظورم یادگیری است نیز مشخص خواهد کرد. چون باید مطالب را به خاطر بسپاریم، باید منطقی فکر کنیم، و بعد باید خودمان را کمی ناامید کنیم و ادامه دهیم. خوب اینطوری ما عادت کردهایم کارها را انجام دهیم. در اصل، این سخنرانی درباره افراد اطلاعاتی کاملاً متفاوت خواندن خواهد بود. یادگیری کاملاً متفاوت خواهد بود. دیگر با دستهبندی سنی مرتبط نخواهد بود. اما برای بعد.
من میخواهم بگویم که کل تاریخ مربوط به مداخلات بیگانه باید اکنون آشکار شود، حداکثر آشکار شود. البته، من بر اساس نشانگرهای نجومی هستم، اما این نشانگرها ما را از توهمات و این داستان متافیزیکی که ما بسیار دوست داریم در این اسطوره شناسی غوطه ور شویم، محروم می کنند.
مصاحبه کننده: آیا اخراج شدید؟
سولانج: آنها را از چیزی محروم میکنند. آنها فقط، شما میدانید، وقتی که ببینید این مربوط است، که این یک واقعیت هدف است، که نمودار ستارهشناسی و قالب متافیزیکی، سطحی و کاملاً عملی و عملی است. یعنی وقتی میبینید که تاریخ چگونه در حال شکل گرفتن است، چگونه پیش میرود، چه موضوعاتی مربوط میشوند، چگونه مردم احساس میکنند، چگونه با هم تعامل دارند، چگونه جامعه به طور کلی شکل میگیرد.
چه جامعه است؟ درجه عمودی هرمی که وجود دارد به ما اجازه نمیدهد حتی رویای اطلاعات باز را داشته باشیم. آیا این درست است؟ اما برای اینکه آن باز باشد و این آشکارسازی اتفاق بیفتد، باید به یک قالب اجتماعی متفاوت برویم که به ما امکان دهد بدون این پنهانکاری، بدون این واقعیت که برخی چیزها فقط توسط یک نفر قابل دانستن هستند و نه دیگری، بنابراین بشریت میتواند در نوعی دیگر از روابط داخلی باقی بماند. و آن وقت میتوانیم درباره این صحبت کنیم که ما واقعاً میتوانیم با کسی صحبت کنیم، در غیر این صورت ما غارنشین هستیم.
مصاحبهگر: پس آنها چه میگویند؟ یعنی ما بالاخره فرصت داریم که اطلاعات باز را دریافت کنیم، درست است؟
سویتسلانا: بله، این کار وجود دارد. من فقط نمی دانم از کجا شروع کنم زیرا این تغییرات یکبار مصرف نیستند، آنها فردا یا روز بعد به اجرا در نخواهند آمد.
اگر درباره چنین تغییرات جهانی و دگرگونی حالت درونی فرد صحبت کنیم، آنگاه اولین ضربات جهانی برای تلاش دیدن چه اتفاقی خواهد افتاد ما این بهار [2025] آغاز شد. اما باید اصلاح بزرگی انجام شود. ما موجود متحد با زمین هستیم. ما فقط خودمان را تقسیم میکنیم. نه تنها با زمین، بلکه حداقل با منظومه شمسی و حتی کهکشان. همه یکی هستند. این ارگانیسم در حال بازنویسی شدن است. بگذارید بگویم ما برخی نشانهها داخل خود داریم که هنوز بیدار نشدهاند، اما همیشه ما را به سمت بیداری میکشانند. کسی در برخی سطوح ناگهان شروع به احساس چیزی برای خودش میکند، کسی ذهنی همه این تاریخ را درک میکند، اما ما همه دیگران هستیم. ما از زمان بسیار دوری.
بهقدری که وقتی نگاه میکنیم به برنامههای خندهدار گذشته، فکر میکنیم چه بامزه بودیم، چقدر ساده و بیگناه بودیم، اما در عین حال بسیار بامزه و مهربان. اما اگر درباره اتفاقاتی که میافتد و چگونگی برخورد با این اصطلاح انتقال صحبت کنیم، چند راهنمایی مهم شکل میگیرد که باید به صورت گروهی چنین تصویری را ترتیب دهند که مردم دارای یک ارگانیسم، درک، نگرش متفاوت نسبت به همه چیز باشند؟ که همه انتظار ندارند که کسی کمک کند و از آنها حمایت کند، اما بعداً برای همه پاسخگو باشد؟ چون ما وقتی دولت یا جهتی که میرود را دوست نداریم شکایت میکنیم. موافق بودیم، نه؟ قدرت دادن به کسی، فقط نه خودمان پاسخگو باشیم، و بعد اگر اتفاقی افتاد حداقل یک نفر مقصر است. پس بگذارید ما را در آنجا فشرده کنند، اما حداقل یک نفر مقصر است.
اما این استقلال، وقتی که شما قادر به بر عهده گرفتن این مسئولیت خود هستید، همه، این مفهوم انسانی، که یک عامل مهم در زمین است، با زمین تعامل دارد. زمین با یک انسان تعامل دارد. سیارات با هم تعامل دارند. بنابراین اینجا یک مکانیسم کامل کار میکند. ما اکنون در آگوست [2025] برنامه خود را ضبط میکنیم. یعنی ما در انتظار یک عقب نشینی موقت هستیم، وقتی که ناامیدیمان این است که انتظار داریم همه چیز به همان شکلی که میخواستیم باشد، به چیزی جدید حرکت کنیم، ممکن است به طور موقت کمی عقب بیفتد.
سیارههایی که این زندگی جدید و این قالب جدید را شکل دادند، که البته بهطور اتفاقی منجر به مشکلات زیادی در زمینه آب، مرتبط با آب و زمینلرزه شد، اکنون کمی خودشان را برمیگردانند، و این کار را ادامه خواهند داد. این کار باعث ایجاد یک وضعیت بسیار دشوار برای ما خواهد شد که از سپتامبر [2025] آن را به خوبی احساس خواهیم کرد. اما وقتی آن را به عنوان یک درام، نوعی مجازات در نظر بگیریم، آنگاه میتوانیم درباره روشن شدن خودمان فراموش کنیم، زیرا ما نمیفهمیم که این یک سناریوی جهانی است و اینکه باید تأکید کنیم که ما هنوز به چیزی دست نیافتهایم. ما فکر میکنیم برخی شخصیتها هستند که به صلح اهمیت میدهند، آنها اکنون برای ما صلح ترتیب خواهند داد، اما خودشان نیز تحت تأثیر همین انرژیهای سیارهای قرار دارند، گاهی بدون اینکه متوجه شوند.
با این حال، لحظهی جهانیترین یک مرحلهی انتقالی است که در اصل از فوریه [2026] آغاز میشود. این دوره با شرایط دراماتیک همراه خواهد بود. چون آزمایشهایی که انجام شدهاند، بیایید کمی کامچاتکا را اینجا به سمت دیگر بکشیم، و آن زمین را کمی شکل دهیم، و آن آب را کمی سیلاب بیاوریم، و برعکس آن را تخلیه کنیم. بنابراین، دیگر نسخهی آزمایشی نیست، بلکه واقعی است.
مصاحبهگر: اما این به طور مستقیم با یک فاجعه ارتباط دارد؟
سولاناجو: این هم درست است. و در کل، با آگاهی. مردم برای ورود به هر موج جدیدی از درک و آگاهی واقعاً پیدا کردن آن دشوار است بدون اینکه یک جهش داشته باشد. این نیست که ما باید به طور ناگهانی بیدار شویم. چیزهای زیادی از نظر فیزیکی تغییر می کنند، و ما نیز بخشی از این فیزیک زمینی هستیم.
اینجا نمیتونه اینجاست که این سرزمین است، و با آن اتفاق چنین اصلاحی میافتد، این سرزمین ویرایش میشود، آب، و ما همینجا نشستهایم فقط جداگانه منتظر میمانیم تا آنجا اتفاق بیفتد، و بعد ما حرکت خواهیم کرد جایی که نیاز داریم. نه، این یک بوم کلی است، اما ما نمیتوانیم این مفاهیم را متحد کنیم، ما همیشه آنها را جدا میکنیم. ما همیشه فکر میکنیم که حالا ما چیزی مثل این را جداگانه خواهیم کشید، و بعد خودش آب را برمیگشاید، و ما کاری انجام خواهیم داد. اما نه، این هم یک وسیله برای تصفیه است نیز.
مصاحبه کننده: فقط یک لحظه، اما این واقعاً طوفان جهانی است یا فقط در مقیاس بزرگ است؟
سویتسلانا : فکر نکن که این یک اتفاق یکبار مصرف است و فقط سیل جهانی. این بازسازی زمین است وقتی مسائل قاره ای، آنها را تغییر خواهند داد. قاره ای. این یک پلتفرم زمینی است، این آب است، این روابط با عنصر آتش است.
عناصر در حال تعامل با یکدیگر هستند؛ چیزی که برای ما متناقض به نظر میرسد این است که اصل اساسی این است که ما در عصر آتش قرار داریم. برای مثال، فوریه [2026] آتشی را به شیوههای مختلف به ما ارائه خواهد کرد.
مصاحبه کننده: بله. لطفا تاریخ، عدد و مکان دقیق رویدادها را ارائه دهید.
سویتانا : این هم، این همه یک لحظه است..
من فقط میخواهم بگویم که این داستان، چه در مورد یک دنبالهدار باشد و چه در مورد یک کشتی، همه درباره تمرکز توجه بر فضا است. اما این سیاره که به ما میگوید موضوع مهمی است چیست؟ آن به ما رویدادهای منفرد ارائه نمیکند؛ آن رویدادهای دیده نشده را به ما ارائه میدهد زیرا ما با مسائل جنگ و صلح سر و کار داریم. با این حال، در روسیه برنامه فضایی بسیار خوب شکل گرفته است. من درباره آن صحبت میکردم و سپس تأیید کردم که افرادی که واقعاً انجام میدهند. این برنامه بسیار جدی است. و این فقط به این واقعیت اشاره دارد که کسانی که با فضا سر و کار دارند نیز توجه خود را به حداکثر رساندهاند. آنچه درباره نحوه پرتاب ماهوارهها به ما گفته شده فکر میکنم این کل داستان نیست. زیرا این موضوع خیلی گسترده است که به سادگی با آن برخورد کنیم.
پس، همه اینها مثل یک تکه پلاستیک واحد است که به ما میگوید، بچهها، به نظر میرسد که فضایی وجود دارد و فناوریهای کاملاً متفاوتی وجود دارد، و رابطه بین زمان و فضا متفاوت است. اما این سیاره، که یک محیط کیهانی جدید تشکیل میدهد، میگوید که پرسشهایی از زمان، فضا، تغییر فوری پارامترهای زمانی وارد زندگی ما خواهند شد. و لحظات بسیار عجیبی وجود خواهد داشت. بنابراین، در اینجا او با خود چیزهای کاملاً متفاوتی میآورد، اول از همه تواناییهای اپتیک کاملاً متفاوت آب، و سپس سایر فرآیندهای مرتبط با آتش. و اینجا میتواند چیزهایی قدرتمند باشد که ما حتی شاید فکر نمیکنیم رسانهها به ما درباره همه آنها میگویند.
مصاحبه کننده: این یک پدیده اپتیکی است، با انعکاس یا چیزی ارتباط دارد؟
سویتسلانا : نه، اپتیک میتواند به ما اجازه دهد که بلافاصله به زمان و مکانی دیگر منتقل شویم.
مصاحبه کننده: اپتیک؟
سویتسلانا: اپتیک، البته. یک مثال ساده. من اغلب آن را مطرح میکنم. برای مثال، وقتی لئوناردو داوینچی با آینهها، محدب و مقعر آزمایش میکرد. این فقط تقریبی از فضا است، اما همچنین زمان. و بزرگنمایی – ما تخم مرغ میپزیم، اگر به آن نیاز داریم – خورشید، دقیقاً همان داستان با اپتیک است. ابوعاصم، من قبلاً هم گفتهام که او به عنوان یک عامل درمانی: او برای مثال منتظر ماند تا…
اوه، او انسانها را مطالعه میکرد، هر یک از آنها بله، و فهمید که اینجا در نمودار ستارهای او، نمودار تولد، طالع بینی، هر طور که بخواهید به آن بگویید، ما به ستارهها توجه میکنیم، و مفهوم دیگری به نام پارانهای ستارهای وجود دارد، افراد زیادی در مورد آن صحبت نمیکنند، اما این یک تأثیر بسیار جدی است، این یک تأثیر غیرقابل تغییر است، این بدان معنی نیست که ما روی این سیاره کار خواهیم کرد، نه، ستاره وظیفه خاصی دارد، این یک تأثیر ثابت است. برای مثال، او دید که مشکلی با یک نفر در ارتباط با این ستاره وجود داشت. او آب را، به شیوهای مناسب، زیر آن ستاره قرار داد که مثلاً در آسمان ظاهر شد، لازم بود. آب این انرژی را جذب کرد، سپس آن را کریستالی کرد، و سپس این درمان را به بیمار داد، و او بهبود یافت.
آیا نور ستاره کریستالیزه شده است؟
سویتا: بله، بله، بله.
یعنی این فناوریهایی که نیاز به واکنش شیمیایی یا موتور بیپایان ندارند. این همان چیزی است که روی سطوح وجود دارد و ما اصلاً از آن استفاده نمیکنیم. این چیزها هستند. در اصل، این زمان چیست؟ نگاه کنید چقدر این شیء باهوش است. اگر یک عکس بگیریم، طبق عادت، به عکس نگاه کنیم، اما بعد آن را تماشا کنید، حرکت میکند. این حرکت فریم به فریم زمانی اتفاق میافتد که یک چشمک زدن وجود دارد، چنین چشمکی. این حس حرکت ایجاد میکند. و وقتی زندگی خودمان را مرور میکنیم یا زندگی میکنیم، ما فریمها داریم. ما این فریم را به یاد میآوریم، آن یکی، این یکی. ما آن را به عنوان پلاسما درک نمیکنیم. و این چیز فریم به فریم به ما میگوید که نگاه کنید چقدر زمان حرکت میکند.
یعنی این، این قوانین بسیار عجیب یا برخی الگوریتمهایی که ما آنها را در نظر نمیگیریم، چگونه میتوانیم این چیز را فریم کنیم، چگونه میتوانیم با آن برخورد کنیم، چگونه میتوانیم یک رویداد تقریب بزنیم، درباره آن بنویسیم، سپس یک لنز به آن بیاوریم، سپس آن را زیر یک ستاره قرار دهیم. چون این همان چیزی است. مردم گاهی اوقات آب را زیر ماه قرار میدهند تا او بدرخشد، و چیزهایی شبیه به این. اما اگر برای مثال، ابوعینای – یک منجم، او یک منجم بود، آنچه که در حال اتفاق افتادن بود را درک کرد، ما پیکربندیها را میبینیم، ما آن را میبینیم که برای مثال، من اینجا نوشتم، ما خواهیم داشت یک خسوف ماه، 7 سپتامبر [2025]، برای مثال. این به عنوان جزئی در نظر گرفته میشود، اما در واقع نزدیکی آن به گره کاردینال یا گره ماه است که آن را برای من کامل میکند. چون خسوف کامل و جزئی به این بستگی دارد که ماه جدید کجا قرار میگیرد.
این گره، نزدیک یا کمی دورتر. خوب، این همه نیست. و بعد چه اتفاقی میافتد؟ گرههای کیهانی آنجا صحبت از آینده نمیکنند، بلکه درباره گذشتهای که دارد میگذرد. آنها به گذشته تأکید دارند. و یک گره صعودی با ماه درست کنار ستاره آچرنار وجود دارد. این به معنای یک مسیر دردنکننده از رستگاری معنوی است. من آن را همانطور که درک میکنم یادداشت میکنم. این مانند مرحله نهایی است که بدهیها باید پرداخت شوند. بنابراین ما درباره گذشته صحبت میکنیم که باید به نوعی ناپدید شود، باید فرآیند آن متعادل شود تا انرژی صرف شده برای کاری که انجام شده باشد…
سویتسلانا : بله. اما چه چیزی یک گره تنظیم است؟ این گذشته است. یعنی، ما در مورد این صحبت می کنیم که ستاره حتی در ستاره صعودی است.
این یک داستان طولانی ستارهشناسی است زیرا در هنگام خسوف ماه، خورشید مقابل ماه قرار دارد. خورشید میگوید: «حالا انرژی به تو میدهم.» اما اگر این موضوع بر گره نزولی باشد؟ گره نزولی کامی. گذشته. ما قبلاً آن را دیدهایم، از آن جدا میشویم. خوب، در مورد آن گذشته چه؟ چه باید با آن بکنیم؟ باید گذشته خود را نابود کنیم. بدانید که چه داستانی است؟
مصاحبه کننده: بله، آن را به کلی نابود کن. فقط فراموشش نکن.
سویتسلانا: من این کلمات را میگویم، گفتار ما بسیار ناقص است، درست است؟ ما بلافاصله، اوه، همه چیز را نابود خواهیم کرد. نه، ما به همین منظور هستیم.
مصاحبه کننده: من به اقدام اشاره می کنم، چیزی که با گذشته ارتباط دارد.
سویتسلانا: نه، البته که نه. غروب آفتاب لحظه ای جادویی است که می تواند برای تصمیم گیری های مهم در زندگی استفاده شود.
و این کسوف به ویژه نشان میدهد که اگر بخواهید چیزی را از بین ببرید، باید آن را متوقف کنید. میتواند نشانهای شرطی باشد. خوب، من نمیدانم، کاغذ گرفتم و نوشتم. دیگر آنجا نمیکشیم. یا من آن را دوست ندارم. یا به آن نیاز ندارم. همه این چیزها را آنجا میسوزانید. خوب، یعنی نوعی این نماد را اینجا مثل این پرتاب میکنید. بله، میتوانید درباره آن صحبت کنید، آن را روی آتش میفرستید یا میگویید آنجا آتش است و همه چیز را میسوزاند. دیگر مربوط نیست.
مصاحبه کننده: این ستاره جالب چه نامی دارد، آرنار؟ آیا این آسمان ما را دارد؟
سویتسلانا: خوب، البته که هست. فقط اینو بگم، وقتی به من گفتی که چطور اونجا سفر کردی و اینکه یه خرس بزرگ بالای سرته و همه اینا رو با اون روحیه ای که بود بهم دادی، یعنی مثلا یه خرس بزرگ هست، که خیلی به سمت شمال شیفته شده. و هر چقدر بیشتر به شمال بری، خب، خرس بیشتر تاثیر میذاره روی آدم.
به این معنی که باید به نقطهای برسد، به قله خود برسد. و وقتی بالای شما است در قله خود، تجربهای بسیار قدرتمند دارید. نمیفهمید چه چیزی هست. اما خرس بزرگ – فقط یک خرس نیست، ستارههای مختلفی هستند. میزار، فگا، یک ردیف کامل از ستارهها. هر کدام ویژگی خاص خود را دارند. مثل این است که ما آن را اندرومدا مینامیم. اما یک صورت فلکی است، درست است؟ بنابراین ستارههایی که انرژی حمل میکنند وجود دارند. وقتی فقط با منظومه شمسی کار میکنیم، میدانید، خورشید، ماه، پلوتو، حتی خدا میداند او را، هر سیاره. خوب، پلوتو البته قوی است، و اورانیوم و نپتون، بنابراین استفاده از آنها به هر شکلی، مبارزه یا انجام کاری، خیلی جدی است. سیارات برنامه دارند اگر یکی داشته باشند، آن را اجرا خواهند کرد.
اما چنین انسان، جهانی، ونوس، مریخ، مرکوری، بله، آنها را با انرژی درک میکنیم و میتوانیم با آنها کاری انجام دهیم. اما وقتی ستارهای در این فرایند شرکت میکند، خوب، آن وقت سطح بو است. این فرآیندهای غیرقابل تغییر هستند که باید بر شخص تأثیر بگذارند، اما هر ستاره قدرت دوگانه دارد. گاهی اوقات قدرتی بسیار زیاد میدهد، اما وقتی با این ارتعاشات جدید مطابقت دارد، ارتعاشات جدیدی ایجاد میکند، وقتی قادر به درک این است که فرآیندهایی که اتفاق میافتد برای بشریت مهم هستند، نه برای او شخصاً، نه برای دوستانش، اما آنها مهم هستند و باید با نیروهای بالاتر توافق کنند و دست بدهند. بله، ما متوجه میشویم. اگر مثلاً شخصی شروع به ترسیدن کند، ستارهها متفاوت هستند، بسیار خشن، بسیار اند و تعداد کمی از این عوامل مثبت دارند، یعنی آن وقت همیشه انتخابی وجود دارد.
شما یا در حال صعود هستید، بدون اینکه به آن افتخار کنید، یا واقعاً قدرت درک داخلی را کسب کردهاید که بدون چنین جاهطلبی اجتماعی است، که این بسیار واضح است که شما از آنها کمی فاصله دارید. وقتی میترسید، ناراحتی شخصی تجربه میکنید، مانند چیزی که ما انسانها تمایل داریم انجام دهیم، همیشه چیزهایی وجود داشته است. با ستارهها سخت است. بنابراین، در حال قرار گرفتن در سایه یا برخی لحظات مهم ارتباط یک سیاره با ستاره، و شخصی به آنجا میرود، به ویژه در طول یک سایه، این بدان معنی است که برنامه تقریباً 100٪ بر او تأثیر خواهد گذاشت. خوب، بگذارید بگویم که شما جایی رفتید و در آنجا رویداد نجومی اتفاق افتاد. به طور خاص، یک سایه.
و این کسوف، برای مثال، ارتباط مستقیمی با آن ستاره داشت. و شما خود را در مکانی یافتید که در اوج آن قرار دارد. یا در صعودی که صعود شما است. سپس فقط تحت تأثیر آن قرار خواهید گرفت. اما همیشه بد نیست. گاهی اوقات تغییرات شگفت انگیزی به همراه دارد. من خودم آن را تجربه کردم. یک بار در مالت بودم، و یک کسوف خورشیدی رخ داد.داستان محلی آن بسیار دراماتیک بود، اما در افق، زندگی کاملاً متفاوتی با امکانات دیگر به وجود آورد. بنابراین این تاثیرات می توانند اگر درک شوند، اصلاح شوند که ما در مورد آن صحبت می کنیم.
مصاحبه کننده: پس اگر کسی در مورد چنین رویدادی و نمودار تولدش یا اینکه چگونه ممکن است بر زندگی آینده اش تاثیر بگذارد، بداند می تواند به این مکان برود و سرنوشت خود را کاملا تغییر دهد؟
سویتسلانا : بله.
مصاحبه کننده: چه کسی ممکن است بتواند به او بگوید؟
سویتسلانا: در مشاورههای خصوصی این صدا میدهد. چیز دیگری است که، برای مثال، من به سختی توصیه میکنم اگر چنین چیزی مانند یک خسوف، شخصی خودش برود تا با آن کنار بیاید. کارهای زیادی دارد. شما باید روح خاصی داشته باشید تا در برابر برخی… مقاومت کنید زیرا خسوف – آن را از ریشه قطع میکند، قدیمیها را قطع میکند، میتواند کاملاً جدید باشد. سناریوها، و شما در ابتدا از این سناریو وحشت دارید چون چطور؟ اما این ارزشمند بود، عزیزم، و این شکست، این رفت، شما این را از دست دادید. اینجا صحبت درباره تعامل با یک ستاره است، شما باید خیلی قوی باشید.
مصاحبه کننده: خوب، این بستگی به این دارد که آیا می خواهید یا نه. یعنی اگر آن را از دست بدهید و از اتفاقی که افتاده خبر نداشته باشید، هنوز برای شما تاثیرگذار است؟
سویتسلانا: خوب، بهطورکلی در نظر گرفته میشود که مثلاً در طول خسوف ماه، بهتر است بخوابید، اما ظاهراً برخی نیروهای غیرقابلکنترل وجود دارند. اما من حامی این نسخه نیستم و از این ایده حمایت نمیکنم که آنجا برویم و فقط دوباره ارتباط برقرار کنیم. باید یک کار جهانی باشد. این باید مقیاس یک کار جهانی باشد. اگر شما درک کنید که مسئولیت بزرگی روی شما خواهد افتاد، تصمیم درست را خواهید گرفت و بخشی از این آینده خواهید شد. بخشی از این آینده ممکن است شما را به سمت آن آینده ببرد، بدون اینکه هیچ اثری از گذشته باقی بماند. یعنی، همهچیز واقعاً برای نوع شخص ما بسیار دشوار است، بگذارید بگویم این قالب اصلاً ساده نیست. بنابراین برخی افراد به مکانهای خاصی میآیند؛ آنها فقط این احساس را دارند؛ نمیدانند که باید گریه کنند یا بخندند یا حتی چه کار دیگری باید انجام دهند.
این یک جریان انرژی بیش از حد است که بسیار دشوار برای مدیریت آن است.
مصاحبه کننده: اما این اتفاق درست زیر بینی ماست. ستاره ها آنجا هستند، اینجا هستند، و همیشه آنجا خواهند بود. یک جریان بی پایان از ستاره ها وجود دارد، چیزی در آنجا اتفاق می افتد. و ما تحت تاثیر آن قرار داریم، اما ما حتی متوجه آن نیستیم.
سولانج: ما ببساطة نمیدانیم، مراقب نیستیم، نمیخواهیم بدانیم. اما اینجا هست. چیز دیگر این است که کسی باید این را بداند، و کسی نمیخواهد. برخی خوشحال هستند و نمیدانند، فکر میکنند شاید این درست باشد. آنها تجربه انسانی خود را زندگی میکنند، عادی، ساده، زندگی. و شاید برای او همینطور باشد. اما باید کسانی باشند که.
کسانی که برای اولین بار با ستارهشناسی حرفهای آشنا شدند. اینگونه آنها با آن آشنا شدند و از آن دست نمیکشند. نه فقط به این معنی که خودشان با آن سر و کار ندارند، بلکه معنای قیمت و ارزش آن را میفهمند. و من اغلب میخوانم آنجا که، ببینید، به آنها گوش ندهید، آنها شما را هدایت میکنند، و سپس از این مسیر. نه، یک ستاره شناس مانند این راهنمایی نمیکند، برو آنجا، برو اینجا. همیشه یک انتخاب است، گزینهها همیشه ارائه شدهاند. شما فقط باید بفهمید که پشت این عمل چه چیزی قرار دارد. شاید بخواهید این تغییرات را دوست داشته باشید، شاید نه. شاید نیاز دارید این روابط را حفظ کنید. و شما گرفتاری خسوف ماه شدید و وارد بحثی شدید. این ارتباط مستقیمی با نمودارتان داشت. و همه چیز، میتوانید این شخص را دوست داشته باشید، و او میتواند شما را دوست داشته باشد، اما دیگر به هم متصل نخواهید شد. چنین مواردی اتفاق افتاده است، و من آنها را دیدهام.
مصاحبه کننده: اما تمدن هایی وجود دارند که ساختار کامل ساختمان ها، فرهنگ، زندگی و فلسفه خود را بر اساس سیستم های ستاره ای یا ستارگان خاصی ایجاد کرده اند. بله، ما می دانیم که اوریون و سییروس در ساختارهای مقدس مصری باستان ذکر شده است. آنها در واقع راهروهایی ساخته اند که به سمت ستارگان خاصی جهت دار هستند. آیا اینطور نیست؟
سویتسلانا : بله.
مصاحبه کننده: اما چرا این تمدنها ناپدید شدند؟ چه چیزی در آنها اشتباه بود؟ هرچه حساستر بودند، این موضوع را بیشتر نشان میداد.
سولانای: دانش، بله، اندازهگیری، مقیاس این دانش – مسئولیت است. خوب، آنها به سطح مشخصی رسیدهاند، اما با چیزی کنار نیامدن، این اولین مورد است. و دوم، کلمه “باقی مانده” یا “نرفته” – این نیز داستان بسیار نسبی است. ما ممکن است متوجه نشویم که تمدنهایی وجود دارند که به طور کامل در فضای دیگری راهاندازی مجدد شدهاند.
همه چیز به همان شکل که بود باقی ماند، و ناگهان آنها ناپدید شدند، در سراسر شهر. ادراک ما از این موضوع بسیار ابتدایی است؛ ما فکر میکنیم راحتتر است همینطور فکر کنیم. اما در واقعیت، تصور کنید اگر روح شما اینجا متولد شود؛ انتخاب خواهد داشت. شما میتوانید الان یا در آینده متولد شوید، یا در گذشته، و این انتخاب در آنجا باقی میماند. یعنی وجود این پلاسما که به طور خاص اینجا قرار دارد، فقط شما اینجا قرار دارید، و شروع به گریه درباره این قسمتها میکنید. نگاه کنید، زمان حرکت رو به جلو است، همه چیز در حال انجام است. اما وقتی فهمیم که این زندگی نوار نه کاملا خطی است – داستان دیگری است، اما ما آدرسش را میدانیم. این آدرس فرکانس خود را دارد. بودن در هر موقعیتی در هر نقطه ای از فرایند تاریخی – این آدرس فرکانس ارتعاشی است.
توان ما در کار با فرکانسها و دستکاری آنهاست که توانایی ما را برای سفر در زمان تعیین میکند. این یک سفر یا پرواز بر روی کشتی نیست که قرار است در نوامبر برسد. این همان نکته است.
مصاحبه کننده: خوب، این هم جالب است چون در آنجا مقدار زیادی تاریخ جایگزین وجود دارد، اول از همه، بله، و بسیاری منتظر نوعی بازگشت با یک چرخش جدید هستند، بله، آن تمدن های گمشده که گفته می شود چقدر عالی بودند. آیا ممکن است که آنها شروع به تجلی کنند؟
سویتسلانا: تصور که ناگهان تواناییهای کاملاً متفاوتی به دست آوردی، همانطور که اکنون گفته میشود، بنشین و شروع به دیدن جهان نازک کردی. و ناگهان همه آنها را دیدی. و اجازه داده شده است که درک کنی چگونه این اتفاق در گذشته، آینده، همینجا، موازی میافتد.
آیا شما سوال آنها را خواهید شنید؟ اینکه ما در آمادهسازی برای مواجهه با دنیای ظریف در قالب واضحتری هستیم، اینکه این دنیای ظریف دارای همه کدهای گذشته و آینده است. شاید ما شروع کنیم به دیدن آنها، و آنها ظاهر شوند، و بیایند و بگویند، سلام، تاریخ ما را اینجا آورد تا به شما برسیم. ما دیگران خواهیم شد، و نه تنها قادر خواهیم بود آن را ببینیم، بلکه به صورت منطقی به آن واکنش نشان خواهیم داد. تمام سوالات ما از مفاهیم زمان خطی، فضا و غیره سرچشمه میگیرند. هر زمان که متوجه شویم این کمی متفاوت است، و اینکه پرسش اینجا بر روی زمین نیست که در محیط اجتماعی چیزی را بدست آوریم، بلکه تجربهای را به دست آوریم، گاهی اوقات دردناک اما مورد انتظار ما فراتر از زندگی فعلی. ارزش دارد.
و، بطور اتفاق، من در حال مشاهده این هستم که شاید نتیجه مهم نباشد، بلکه مسیر مهم باشد. و این مسیر، اگر ما درباره یک فرد صحبت میکنیم، او را روی مسیری قرار میدهد که تنظیمات آن به طور ناگهانی به او کمک میکند تا بر چیزهایی در درون خود غلبه کند، او شروع به درخشیدن میکند. ما فکر میکنیم او بر چیزی غلبه کرده و به اقیانوس قطب شمال رسیده است، اما سوال اینجاست که او چطور آنجا رسید و ناگهان شروع به درخشیدن کرد. ما مفاهیم مختلفی از نتیجه تجربه زندگی خود داریم.
مصاحبه کننده: البته، اما ما که در این گل آلودگی خطی نشسته ایم انتظار داریم که چنین دستی ناگهان از میان ابرها برسد و ما را با گردن خود بیرون بکشد.
سویتینا : من تماسهای زیادی از این رسانههای مرکزی دریافت میکنم، اما سؤال به این شکل مطرح میشود. “اوه، سویتینا، بیایید، به ما بگویید و در آگوست، پول فقط از آسمان میبارد، میدانید، مثل اینکه به چه نشانهای؟”
من اینجا دارم در مورد همین لحظه فکر میکنم. یعنی، اگر شروع کنم به صحبت کردن با آنها به زبان عادی، آنها نمیفهمند؛ آنها به این زبان خاص نیاز دارند. اما آنها میخواهند دروغ بگویند، اما آنها قرار است دروغ بشنوند و بعد خودشان شروع به شکایت میکنند که فریب خوردهاند. این خودفریبی است. خوب، ما قبلاً به شما گفتیم که دوربینها را روشن کنیم. پس همه چیز به سمت شماست، درست نیست؟ چیزی در مورد آن وجود دارد. بگذرد، شما بسیار خوب به نظر میرسید. من فقط… ما قبلاً ملاقات کرده بودیم، نه؟ و من این افزایش را میبینم. اما اینجا است. این دستاورد شماست. بنابراین لذت کاری که خودمان انجام میدهیم مهم است، نه انتظار اینکه کسی برای ما انجام دهد، و این است که اهمیت دارد.
و وقتی که ما این کار را در لذت انجام میدهیم، سپس وارد یک زمینه، وارد یک ریتم، وارد این ارتعاش میشویم. اما در این ارتعاش، قوانین دیگری وجود دارد. میگوید گوش کن، اما در اینجا همه افراد فقط مردم خوشبختی هستند که فراوانی و غیره دارند، زیرا آنها به این حالت لذت و اطمینان رسیدهاند که انتخاب درست انجام دادهاند و در مسیر درست قرار دارند. و اگر جامعه به آنها بگوید که راه اشتباهی را میروند و شروع به تردید کند، آن وقت چیزهای زیادی در زندگی فرو میریزد.
ما ابتدا کار را با نگاه کردن به سیارات و حرکاتشان شروع کردیم. اینجا چطور میتوانم این را ترجمه کنم؟ چه چیزی در روسی است؟ به طور خلاصه، یک نشانهای به نام آریس وجود دارد. این نشان دهنده آغاز سیستم مختصات است. یک شروع جدید، مثل یک زندگی جدید. این تشکیل زمانی اتفاق میافتد که چیزی جدید شروع شود، تقریباً مانند جرقه آتش. و یکی از مهمترین سیارات، برای مثال، تقریباً نمادی از خدا است. او به آن مکان حرکت میکند و میگوید: من دوباره متولد شدم. فکر میکنم حتی آخرین بار با شما درباره این صحبت کردیم، ببینید، من به آسمان جدید نگاه میکنم، من در حال خلق زمین جدید، آسمان جدید هستم.
به عبارت دیگر، خلق یک سرزمین جدید با ویژگیهای دیگری آغاز میشود، نه تنها فیزیکی، بلکه آن فضای که طنین متفاوتی دارد. خدا اگر اجازه دهید، من اصلاً نمیخواهم این به صورت دستهای گرفته شود، اما چه جریان و جاری است که مستقل از هیچ چیز نیست، خود را در ویژگیهای نو قرار میدهد و میگوید، من جوان هستم، جدید هستم، باید شما همه را بروز کنم. صادقانه، من نمیدانم چطور، چون آب شما میسوزد، و برعکس چیزی میخشکد. یعنی این سیاره کل فرایند طبیعی را به روز میکند. آنجا هرج و مرج است و شروع به غرق شدن همه چیز کرده. پس سیاره دیگری دنبال میشود که میگوید صبر کنید، ما باید حالا همه چیز را سازماندهی کنیم، جمع کنیم. تو خدا نیستی؟ تو چنین توانایی داری، میتوانی پخش شوی، میتوانی این کار را بکنی. اما من باید تو را ساختار دهم.
و این تعامل ساختار، پلاسما، میل و بهروزرسانی قوانین زندگی بر روی زمین است، همه در یک نوبت است که شروع میشود. یعنی این سیاره، که شروع به سازماندهی این محیط جادویی میکند تا پخش نشود و بگوید: «همه چیز عالیه، شما الهی هستید، همه چیز به طور کلی جادویی است، اما شما در هر گام برای الهیت پاسخگو هستید». و او میگوید: «خب، خوب است، از این که شما اینقدر قوی هستید، حالا من هم شما را الهی میکنم». و اینجا ترکیب این کیفیتها در یک چرخش جدید است که شروع به عمل میکند. یعنی، آن شروع شده است. و آنها میگویند، نگاه کنید روی صفحه. چقدر همه چیز خندهدار است. و ناگهان همه متوجه میشوند که چنین آدمهایی وجود ندارند. برخی افراد عجیبی هستند… اما ما میفهمیم که ما درباره چه چیزی صحبت میکنیم. و هر کدام میفهمند. من الان باید خودم فکر کنم که چطور با این کنار بیایم، چطور زندگی کنم.
آنها در اینجا چیزی به من نمیدهند، آن را نمیآورند، بازنشستگی همین است که آنجا هست، بگذارید بگویم، باید با آن به نوعی درست رفتار کنید. پس اینجا یک بروزرسانی است، و آريوس چيست؟ من هستم، من یکی هستم، به عنوان یک شخص، به عنوان یک خود، بله؟ یعنی ما همه جمع میشویم، اما به عنوان هر یک. در اینجا یک خدای جدید وارد او میشود و یک ساختار مسئولیت برای خودش، برای تواناییهای جادویی اش، شما متوجه میشوید؟ یعنی او شروع به داشتن برخی کیفیتها میکند که روابط او را با محیط، با آرزوهایش، با کلمات، افکارش تغییر میدهد. چون آريوس – این سر است بعد همه. و بسیاری حالا در سرشان احساس عجیبی دارند. چون تغییرات کلی وضعیت بدن فیزیکی و همه از سر شروع میشود. اما سیاره دیگری در آنجا وارد میشود که ساختار تراکم این فرآیند، ساختاری را تشکیل میدهد.
او میگوید، خب، شما همه پلاسما خواهید بود، اما جمع شدهاید، زیرا هر بار که یک حمله پلاسما انجام میدهید باید برای آن پاسخ دهید. یعنی ما درک میکنیم که همه – نه همه، کسی و تحمل نخواهد کرد، زیرا این سیاره بسیار زیبا، الهام بخش، ایجاد بسیاری از توهمات میکند، ایجاد… شرایط روانی عجیب، بیش از حد گسترش یافته، کمی ناراحت کننده است، زیرا ناگهان شروع به احساس، درک کردن و قرار گرفتن در محیط دیگری میکنید، دیگر آن محیط اولیه که همه با هم هستیم نیست، و وقتی حالت ما تثبیت شد، همه ما چیزی را در کیفیت جدید خواهیم داشت.
مصاحبه کننده: در یک ظرف جدید، زیرا بسیاری از افراد درباره “پروتِرِیِتِ همکاری” صحبت می کنند اما در مورد فردگرایی صحبت نمی کنند.
سویتسلانا: بله، همین است. چون همه این خودخواهی را گیج میکنند – من خودم هستم.
نه، این موضوع من نیست. حالا شما باید برای همه چیزهایی که فکر کردید، انجام دادید یا گفتید پاسخگو باشید. اما کسی با شما برخورد نخواهد کرد و به شما نگوید که شما با عمو ونیا بیش از حد پیش رفتهاید. هیچ کاری نیست. اما این لازم است. نه فقط برای ما، برای بشریت. برای زمین. یعنی زمین در لحظه حال، یک چرخش جدید دارد، کاملاً بازسازی میکند، برخی فضا را پر میکند و برخی دیگر را میسوزاند، یک زمین جدید تشکیل میدهد زیرا این سیاره، یکی از آنهایی که این مسئولیت را بر عهده دارد، مانند یک ساختار، یک تکیهگاه است. بنابراین باید دوباره شکل بگیرد. و فقط همین نیست، یک سیاره دیگر، که میگوید: شما چه میکنید اگر ندانید زمان و فضا چگونه کار میکنند؟ فکر میکنید با این تواناییها، ارتعاشات جدید بدون درک چیزی زندگی خواهید کرد؟
یک سیاره دیگر وجود دارد که صحبت میکند، و ما نه تنها توانایی فضایی داریم بلکه انرژی نیز داریم که شما باید با آن کنار بیایید. جدیدا هم هستید؟ ما آنجا هستیم، در حال حرکت هستیم. اما کسانی که در گردهافشانی انسان نقش دارند باید همه چیز را مرتب کنند. و این تصویر کامل روی هر کشور پروژه میشود، میتوانید تصور کنید؟ بنابراین برای یک کشور اینگونه است و برای کشوری دیگر متفاوت است. و سپس ستارهشناس میتواند بفهمد که چه اتفاقی در کجا خواهد افتاد و چگونه. یک تصویر چندوجهی درخشان است که رنگ را در هرجا به شکل دیگری منعکس میکند. خوب، همه منتظرند، من میدانم که همه کلمات ساده میخواهند، بله؟ ساده، مستقیم.
مصاحبه کننده: بله، و موهای شما به خصوص فرفری است.
سویتسلانا: نه، این مثل اونجوریه. من فقط میگم که این خیلی کار برام داره. و چرا به راستی، برای اینکه من به کار با اپلیکیشن خودم رفتم؟ فضای منه، بله، یک فضای اطلاعاتی. اما من با یه فضای اطلاعاتی دیگه مخلوط نمیشم چون دارم روی اون کار می کنم و اطلاعات زیادی داره. و شما فقط نمیذاری همه اینا رو اینجا یوتیوب مثل این بذاری، بلکه در موردش صحبت میکنی. چون همه چیز خاصه، با تاریخ ها و جزئیات هر موقعیتی. و حالا، مثلاً در مورد وضعیت جنگ و صلح که امروز داریم، که ما 15 رو از دست دادیم. بعدا برمیگردیم. من جزئیات این که چطور از اونجا پیش میره رو توضیح دادم. پس میتونی هر کسی که علاقه داره، هر موقعیتی رو ببینید.
و وقتی همه میبینند که این پیشبینیپذیر است و این قابل درک است، شروع به تعجب میکند. ما اینجا چه کار میکنیم؟ آیا ما آن را حل میکنیم؟ یا باید ببینیم که این فرآیندها هدفی دارند؟ میتوانیم درباره تصمیم عجیب برخی از رهبران کشورها شکایت کنیم. اما باید این پفک را که بالا میآید، ببینیم. و نمیدانستیم که اینطور میشود. یعنی همه چیز در یک زمینه است. احتمالا اگر چنین فرمولای وجود دارد – فقط درک فرآیندهای جهانی، نه مقاومت در برابر قالب جدیدی از زندگی الهی، که نمیتواند همه چیز را برای شما درست کند و بعد سوار شود و زندگی کند. نه. اینجا کار هر کس و آزمون هر کس است. و بعد میتوانیم درباره چیزی صحبت کنیم.
اینجا میرود، سالها را در بر میگیرد؟ این همان چیزی است که.
سویتانا : خب، نه دقیقا. من فکر میکنم به جای اینکه بگویم “نه”، بیشتر میگویم “…
این پاییز ۲۰۲۵، برای ما بسیار سخت است و نیاز داریم درک کنیم که به پایان رسیدهایم و دیگر جایی برای رفتن نداریم. ما به پایینترین سطح آنچه دستاوردیم، جایی که رسیدهایم و چگونگی همه چیز رسیدهایم. اما این فقط برای درک این است که دیگر نمیتوان اینگونه زندگی کرد. فرایندهای منفی شدت خواهند یافت: هم طبیعی و… خوب، منتشر خواهد شد، نمیتوانم همه آنها را فهرست کنم.
مصاحبه کننده: آیا چیزی شبیه این وجود دارد؟
سویتسلانا: خوب، من اینطور نوشتم. اینجا فقط متون فنی دارم. برای مثال، همان 7 سپتامبر که خسوف ماه، به عنوان توزیع بدهی. هر کسی که توانست، همین است که شایسته اش بود. ما می توانیم آن را احساس و مشاهده کنیم اکنون. و من می نویسم که تلاش هایی که برای بازسازی یک جهان جدید، همانطور که ممکن است به نظر برسد، انجام نشد.
در بهار، ما بیشتر امیدوار بودیم که بتوانیم همه چیز را سریع حل کنیم. اما خواهیم فهمید که این کار انجام نمیشود. هنوز سؤالات حل نشده زیادی وجود دارد که میتواند به یک مشکل بزرگ تبدیل شود. و همین اتفاق خواهد افتاد. ما همچنین ترسهای مختلفی در مورد تکنولوژی، روبل دیجیتال و سیستم مالی جدید داریم. صادقانه بگویم، این ترسها نادرست هستند. اول از همه، تا ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۵، سیارههایی که این داستان را رقم زدهاند، به نقطه اجرای خود نمیرسند و عقب خواهند ماند. چیزی کارساز نبوده است. اما تکنولوژیهایی که ما در ادامه با آنها کار خواهیم کرد، فناوری ارتباطی، پلتفرمهای جدیدی که در اختیار ما قرار میگیرند و غیره، همه کمی به تعویق خواهند افتاد. یعنی اینجا هستند. ما آن را احساس خواهیم کرد. حداکثر نقطه استرس برای همه این مسائل حدود ۱۹ سپتامبر خواهد بود.
اما بعد آن، برای مدتی هنوز مربوط خواهد بود، سپس به عقب باز میگردد، ما سایر نگرانیهای جزئی داریم. من مینویسم که این هنوز تلاشها برای یکپارچهسازی سیستم مالی جدید، تلاشها برای تسلط بر موضوع کیهانی دیگر، که هر دو ناموفق هستند، به تعویق میافتند، فضای آماده نیست. با این حال، فرآیندهای طبیعی و پدیدههای آبی در حالت آشفته قرار دارند. روشن خواهد شد که این نظم جهانی که از آن میترسیدیم، ریشه نگرفته یا یکپارچه نشده است. آب آسمانی وجود دارد یا میتواند باشد.
مصاحبهگر: اما این آب آسمانی، آیا واقعاً فقط… آیا این باران بیپایان است؟ چطور اینطور شده؟
من تصور تمام کارتون را در حال غرق شدن میبینم.
سولانای: این میتواند مورد باشد. بسته به منطقه متفاوت است، و در مکانهای مختلف متفاوت است. اما دلیلش وجود دارد. احتمالاً شما ویدیوهایی دیدهاید که در آن یک آبشار دقیقاً در یک نقطه وجود دارد، در حالی که بقیه خشک است. بنابراین، اساساً ما آن را به عنوان هرج و مرج میبینیم، اما نظمی در آن وجود دارد. و من درباره ۲۱ سپتامبر صحبت میکنم و میگویم که این یک روز خوش شانسی برای خسوف است. یک خسوف به تنهایی لزوماً بد نیست، اما با تعاملات سیارهای که غیرقابل تحمل هستند از نظر فرآیندهای طبیعی، ناکارآمدی انسانها، تضاد بین زیست شناسی و نحوه تلاش انسانها برای درمان آن، و تغییر وضعیت زیستی برای افراد همراه است.
و مسمومیت، و مشکلات آب، و چندوجهی است. و من مینویسم که این به خودی خود از آمادگی برای ورود به یک دنیای جدید تحت شرایط بسیار دراماتیک صحبت میکند. اینجا، بطور اتفاقی، خورشید با ستاره مارکپ. این آتش خطر، انفجار، خطر اشیاء تیز، شورش، غارت است.
مصاحبه کننده: آیا همه اینها در ۲۱ سپتامبر است؟ آیا این یک خورشید گرفتگی است؟
سویتسلانا : این یک کسوف کامل است. اما باید درک کنید که چنین کسوفی فقط به آنچه امروز در طول کسوف اتفاق افتاد محدود نمی شود. این مانند یک عامل پیش تعیین شده، این تم که توسعه خواهد یافت. آن اشاره می کند که چگونه همه چیز به طور کلی در ماه های آینده اتفاق خواهد افتاد.
مصاحبه کننده: همچنین یک خورشید گرفتگی در ۲۱ وجود دارد، این هم خیلی قدرتمند است.
سویتسلانا: خوب، همه اینها خیلی شدید است، نه؟ همه این سیارات و وضعیت جدی آنها. مشتری آنجا ایستاده، ساداری. اقدامات نظامی وجود دارد، صادقانه بگویم.
فجایع، آشوب، جراحات، بیماریها. همچنین ماه سیاه با ستاره زبن شمسالی وجود دارد. به طور کلی، خیلی از این موارد وجود دارد. و همه اینها با مارس که با پلوتو ترکیب شده است، طعم دار شده است. این بسیار انفجاری است. فکر میکنم دراماتیک خواهد بود. نه در همه جا، اما دراماتیک. اما در برخی نقاط جغرافیایی که در آنجا این خسوف رخ خواهد داد، یا یک سیاره مهم در لحظه خسوف ایستاده است، یا بر روی صعودی، یا در افق، و بیشتر اجرا خواهد شد.
مصاحبه کننده: اما کجا؟
سویتسلانا: خوب، من الان اطلاعات زیادی به یاد نمیآورم. من فقط آن را از متن خارج کردم. بگذار این را به شما بدهم. البته، من اینطور مینویسم و صحبت میکنم و حرف میزنم. سعی میکنم همه چیز را در آغوش بگیرم، اما همه چیز همیشه قابل در آغوش گرفتن نیست.
من مینویسم که فرآیندهای طبیعی مداخله میکنند، زمینه عاطفی بسیار فنی و تیز. مشکلات بزرگ و پیچیدگیها در مسائل ناوبری.
مصاحبه کننده: چرا این است؟ طوفان؟ آب؟
سویتسلانا: این میتونه فاجعهبار باشه، به هر دلیلی روی آب. پس، برای مثال، شما، من نمیدونم، با مشاوره و درک کردید که نوعی نیاز به پوشش دادن هست. و کسانی که پوشش دادند، آنها به نوعی، من نمیدونم، و موتور خاموش نشد، و چیزی، به طور کلی، آنها به نوعی توانستند از کسی بگذرن. یعنی اگر نوشته شده باشه، میتونه خودش یه سناریوی اجرا انتخاب کنه. اما وقتی ما برای مثال یه کشور رو در نظر بگیریم، ما فقط بریم و بفهمیم که در روسیه هست. ما این رو روی قلمرو روسیه پروژه کنیم، چطور به نظر میاد. و ما فهمیدیم که برای روسیه اینجوری به نظر میاد.
منظورم اینه که با وجود خوشبینی در زمانهای اخیر، فشار بر روسیه باقی میماند و در دسامبر نیز همینطور خواهد بود و به طور کلی حالا مثل اینه: این یه هیستری است، مثل درام موجود؛ این کل ساختار اجتماعی و جغرافیای سیاسی رو مختل میکنه. این به سمت بیمعنایی حرکت میکنه، اما باید به نقطهی بیمعنایی برسه؛ نمیتونه فقط بگه: «اوه، ما تسلیم شدیم، شما خوبید، ما بدید» و همینطور. برای حالا، به ویژه در اواسط اکتبر، اینجوری احساس میشه. اما فکر کنم اینجوری باشه که ما فکر میکنیم داریم وارد یه داستان جدید میشیم، در جغرافیای سیاسی و به طور کلی، اما موفق نشدیم. فکر میکنیم خوب شد، تموم شد. متأسفانه اینطور نیست. اما نیست.
این مثل توزیع، شامل زمینها، همانطور که اکنون هستیم، چگونه این توزیع خواهد شد و چگونه میتوان فرصتی برای همزیستی مسالمتآمیز پیدا کرد. این فقط یک پروسه است که هنوز به طور کامل اجرا نشده است. خوب، در اینجا نارضایتی مالکیت زمین وجود دارد؛ من خودم این اصطلاحات را “مالکیت زمین” صدا میزنم. مشکل یافتن یک توافق وجود دارد. ما موقتاً به پارادایمهای قدیمی بازمیگردیم، از جمله: صحبت کردن در مورد فضای کافی، بیایید چیزی اینجا فکر کنیم، هیچ چیز شبیه این وجود ندارد، بنابراین این همه تفکر شما است، یعنی ما کمی به عقب برمیگردیم.
مصاحبه کننده: اما فقط برای یک ماه است. آیا این با شما خوب است؟
سویتسلانا: این مدت طولانی نخواهد بود. از ژانویه به وضوح در یک جهت حرکت میکند.
در نوعی، بیرحم است، به این معنی که اگر سیارات کمی ملایمتر بودند و حتی این بلایای طبیعی، آنها چنین بودند، آنها بسیار مهم بودند، البته مهم هستند، اما ما هنوز شاهد kriticosity نبودیم. یعنی شکلگیری وجود دارد، دیگر جایی برای انتظار نیست. برخی از زمانسنجها وجود دارند که حرکت میکنند، و آنها هنوز در اجرای خود اجباری هستند.
مصاحبه کننده: پس، سال ۲۰۲۶ یک نقطه عطف خواهد بود؟
سلیمان: بله، سریع. و از اواسط فوریه، بازسازی جهانی همه چیز شروع میشود. همه فرایندها را در بر میگیرد. سیارات سعی کردند حرکت کنند، سعی کردند ببینند چطور است، چطور مردم آن را درک میکنند، چه چیزی جدید است، میدانید، حالا شکایت نکنید، همین است که هست.
یک خورشید گرفتگی در اواسط فوریه وجود دارد که با شرایط بسیار دراماتیک آسمانی و سیاره ای همراه است، دنباله دار ماه مارس نیز همینطور. دنیای قدیمی شروع به فروپاشی می کند و برای برخی این یک نعمت است در حالی که برای دیگران یک مشکل است اما همه این روند را جذب می کنند. من فقط. خوب، چطور می گویم این؟ وقتی شما در حال حرکت هستید و چیزی را در پیش می گویید که به دلیل اینکه مردم بسیار به این فریم های کوچک توجه می کنند، آن را درک نمی کنند زیرا آنها بر روی آنها تمرکز می کنند و می گویند، خوب شما گفتید که همه چیز خوب خواهد شد. اما نیست! من دائماً نظرات را می خوانم.
مصاحبهگر: حالا میگویی که همه چیز بد خواهد بود، پس بیایید شادتر باشیم.
سویتسلانا: نه، خوب، چه چیزی بد است و چه چیزی خوب است، میدونی؟ اوه، سریع و تند – احتمالاً بد است. چرا؟
برای بعضی ها، رسیدن به اهدافی است که خودشان تعیین کرده اند اما نمی خواهند، من نمی دانم، از نوعی روتین خارج شوند و ناگهان این دنیا را پیش روی خود ببینند، اما فقط اگر شما خیلی باحقی و فکر می کنید کلمه “هنر” در کنار ما باشد، خلاقیت – شما را نجات خواهد داد. خلاقیت به این معنی نیست که شما آنجا بنشینید و نقاشی کنید، دکوراسیون انجام دهید، آواز بخوانید یا رقصید.
مصاحبه کننده: حالا، این جالبه. بیایم درباره اش صحبت کنیم چون همه میگن یه عصر جدید شروع شده، همه چیز در مورد خلاقیت و خلق کردن هست.
سویتسلانا : بله، اما کلمه خلاقیت، این یک دستهبندی است که ما آن را بسیار مسطح میبینیم. خلاقیت همه چیز است، افکار شما، دنیایتان، دوستانی که پیدا کردهاید، بله، اینکه چگونه در یک وضعیت زیبا عمل کردید؟ آیا این خلاقیت نیست؟ باید سریعتر بافتهای، نمیدانم.
خب، این فقط یک ارائه بسیار منفعلانه است چون قبل از بافیدن، مینشینید، بافته و فکر میکنید، چه احمقی است، چطور این کار را انجام میدهد. خوب، آیا این خلاقانه است؟ نه. سوال مسئولیت ایجاد فضای خودتان، دنیای خودتان، رابطه با مردم – این هم خلاقانه است. این نیست “چیز خوبی بساز”، “چیز مستقیم بساز”، “این خوب را بر او تحمیل کن”، درست است؟ درک، پذیرش حتی قبول کردن چنین چیزهای عمیقی مانند، بگذارید بگویم، یک مرد تجربه خود را دارد و شما فقط میخواهید به او کمک کنید. اما او میگوید، خوب، برای من کاری انجام بده. او برای این تجربه اساسی آمده است. او آمد و در نتیجه این تجربه، او دگرگون شد. شما میتوانید به او کمک کنید آن را درک کند. و تا حدی ظرافت و مداخله نشان دهید. ما عادت کردهایم روح او را درمان کنیم. بله، کسی آمد و او را درمان کرد.
اما این کار اوست، یعنی زمان کار مستقل در این زمینه است. اگر کسی کمک کند، اما در همکاری، درک و التیام دادن، خلاقیت نیست؟ به عبارت دیگر، همه اینها مسئول اقدامات، افکار و سخنان شماست. این خلاقیت را شکل میدهد.
مصاحبه کننده: قطعاً.
سویتسلانا: و من نمیدونم، شادی ماندن، حتی تعامل با طبیعت، قدردانی از همه اینها فوقالعادهست. این خلاقیت، ارتباط با قدرت برتر است. این هم خلاقیت است. اگر ناگهان بخواهی مثل این نقاشی کنی و الهام بگیری، شما میدونید چیه، بعداً حتماً زیبا خواهد بود. این هم خلاقیت است. قبل از خلق کردن، فرایندهای داخلی باید…
میخواهم داستانی را بگویم، که ممکن است ارتباطی به همه اینها نداشته باشد، اما داستانی بسیار انسانی است، و من فکر نمیکنم الهامبخش باشد، میدانید، چقدر خنک هستم. فقط زندگی کردم، و حالا دختری بسیار بااستعداد در زندگی است. او واقعاً بسیار مستعد است، نابغه. اما او هرگز خودش را به این شکل ندیده است. او همیشه توسط فرآیندهای خلاقانهای که واقعاً نابغه هستند الهام میگیرد. کاری که او انجام میدهد عالی است. من میتوانم به عنوان یک هنرمند دهان باز کنم. اما همیشه همینطور بوده است، هیچ چیزی پشت صحنه نیست. هیچ پومبا وجود ندارد، حداقل در مورد من نیست. او روابط بسیار دشواری با همسرش داشت، و این مدت طولانی طول کشید. داستانی سنگین بود، وقتی که فقط باید این فشار را در هر معنای کلمه تحمل میکردی، در همه رنگها.
اما این شخص بیمار شد و برای مدت طولانی بیمار بود. دورههای مختلفی گذشت. در مورد روابطی مانند این برای مدت طولانی صحبت نشد. اما وقتی ناگهان در سختترین مشکلات زندگی خانگی ناتوان شد. و او در موقعیتی است که برای هر شخصی وحشتناک است. او گفت، هیچ، هیچ، ما با آن برخورد خواهیم کرد، نگران نباش. و او به من میگوید، ببین، تو میفهمی که اگر به او کمک کنیم، فقط با عشق به او. خوب، در آنجا همه چیز وجود دارد، چه چیزی بود، چه چیزی است. او مردی است، او به چنین موقعیتی افتاده است. و کاملا صادقانه است. یعنی چطور قبلا رفتار میکرد، چه چیزهایی گاهی باید تحمل میکرد. این دهمین چیزی است، با چنین خودفدایی صادقانه، سادگی. و هیچ چیز ترسناکی در آن نیست. بله، بگوییم، پوشک، پوشک، هیچ چیز ترسناکی در آن نیست. بسیار صادقانه بود. و بسیار زیبا بود.
بعد از این، به طور کلی رویدادهایی رخ داد که شاید حتی او چیزی فهمید. اما این بخش در چنین شکلی، او را با نظر دختر مواجه کرد که چطور میتوانی با او باشی؟ او گفت: «این نظر شماست، حتی با او بحث نکرد.» در نظرم، این یک اقدام انسانی است که واقعاً صحبت میکند..
درباره مقدس بودن
سویتسلانا: بله. این نیست “نگاه نکن که چقدر من خفنم، اما من اینجا خوبم”. هیچکس تا به حال آن را ندیده یا از آن اطلاعی نداشته چون او کاملاً در کشوری دیگر زندگی میکند، پشت صحنه چنین زندگی سکولار. اما اینقدر… یعنی وقتی یک نفر واکنش نشان میدهد که واقعاً شوکه میشود وضعیت فعلی که خود را در آن مییابد، و هیچ چیز ترسناکی در مورد آن نیست. ما با این موضوع کنار خواهیم آمد، همه چیز خوب است. ببینید، متوجه شوید چه خبر است؟ نه، او مثل خدا نقاشی میکند. اما گاهی اوقات این چیزها شگفتانگیز هستند.
و من ناحية دیگر، من می بینم که او این کار را به طور خاص انجام نداده است و حتی در مورد آن فکر نکرده است. او. خوب، سوالات زیادی وجود دارد که افراد زیادی علاقه مند به آنها هستند، اما او طرفدار آن نیست، درست همانطور که جادوگری یا چیزی شبیه به آن وجود ندارد. اما بعداً این موضوع را به او یادآوری کردم و او بسیار خوب واکنش نشان داد. خوب، منظورم این است که امکانات را به او نشان دادم. در یک معنی مستقیم این کلمات. او اصلاً با این موضوع ارتباط برقرار نمی کند، ما اصلاً در مورد آن صحبت نکردیم. اما اساساً، همانطور که بود، بنابراین. بنابراین، کلمات زیادی وجود دارد که مردم معمولاً صحبت می کنند. من چنین افشاگری های زیادی را می شنوم، اینکه چگونه باید و چگونه باید خلاقیت را به دست آوریم. چطور می توانید خلاقیت را به دست آورید اگر چیزی انجام نداده اید؟ این مثل این است که شما باید چیزی را بچینید، آن را بسوزانید وقتی که با آن راحت نیستید؟ فقط لازم است زندگی را به عنوان یک فرایند خلاقانه درک کنید، نتیجه خلق خودتان، همه چیزهایی که با شما اتفاق می افتد. همین است.
مصاحبه کننده: همه اتفاقاتی که برای شما رخ میدهد نتیجه خلق و ساز شماست. این خیلی قوی است. من فقط آن را خنده دار یافتم. یک دختر می بیند که اطراف ما جعبه هایی هستند که شروع به پرواز کردن می کنند، اطلاعات جمع آوری می کنند و آن را به فضا ارسال می کنند. اما اطلاعات مطابق با آنچه فکر می کنیم، انجام می دهیم و انرژی که منتشر می کنیم است. چه چیز خنکی. اگر همه می دانستند که همیشه یک جعبه در کنار آنها وجود دارد که ناهنجاری های آنها را ثبت می کند.
سانتا: تشعشيع. نمیتوانی به این شکل فکر کنی، که او باید برای جعبهها مسئول باشد. البته من دارم شوخی میکنم. این یک فرایند درونی است، مانند یک ضرورت. بنابراین ما صادق هستیم، و همینطور است، آنها ما را تماشا میکنند.
مصاحبه کننده: بله، البته، نه، ما میخواهیم کسی را برای این کار انتخاب نکنیم، اما حداقل میفهمیم که گاهی اوقات متفاوت است.
سویتسلانا: اگر درباره متافیزیک عمیق صحبت میکنیم، آنها از بالا به آن نگاه میکنند. برای مثال، اگر شخصی حتی نور را نشان نمیدهد، او نامرئی است. حتی وقتی میگویند، خوب، این شخص را بگو، او میگوید، ما نمیتوانیم او را ببینیم. ما نمیتوانیم چون چیزی باید انجام شود تا او بدرخشد، و بعد ما او را خواهیم دید. بنابراین تعداد افراد نور زیاد نیستند، اما ما باید بیشتر مردم را روی زمین بگذاریم. میتوانم موافق باشم که شاید یک درصد کوچک از نور اینجا باشد فقط برای اینکه زندگی به نوعی ادامه پیدا کند. چون در نهایت همه چیز درباره نگاه کردن به چیزها از بالا است. و برخی از آنها درخواست خود را میفرستند، اما شما میتوانید آنهایی را ببینید که واقعا در لحظات یا اغلب میدرخشند. در واقع همه چیز آنجا بالاست و بر اساس مقدس بودن ارزیابی میشود.
این کمال، همانطور که شما درک میکنید، با تعداد جورابهایی که گره خوردهاند ارزیابی نمیشود. و یک جوراب، همانطور که آنها به درستی میگویند. به هر حال، کمال در روند انتخابهای عاطفی ما، حالتهایی که تجربه میکنیم نهفته است. گاهی اوقات شکرگزاری. چنین فرایندی خلاقانه که فقط چیزهای شگفتانگیزی را که مردم با انرژی خود به هوا میفرستند خلق میکند. اما این حساب میشود. و وقتی نقاشی میکنید، میدانید که این یک فرایند زیبا است، شما نیز درخشان هستید، اما باید برای خودتان باشد…
مصاحبه کننده: صادق.
سویتسلانا: صادق باش. خودت را متقاعد نکن که باید بدوی، بسازی، بخونی، نمیدانم، آنجا، نقاشی کنی. خوب، اینطوری نیست.






