ترامپ، آینده آمریکا

ترامپ، آینده آمریکا
و کمی درباره روسیه و خاورمیانه
ترجمه متن
وضعیت سیاسی همیشه از دیدگاه یک کشور یا رهبر سیاسی خاص دیده میشود. و این زاویه همیشه بر کشورهای دیگر و مسائل کمی متفاوت تأثیر میگذارد دقیقاً از برج نظارت بر تجزیه و تحلیل اقدامات و، به طور کلی، آینده این یا آن شخصیت ژئوپلیتیک.
من میخواستم در این زمینه کمی درباره ترامپ صحبت کنم. و بیایید روی برخی از رویدادها، تصمیمات و برخی مسائل کلی که قرار است در آینده نزدیک رخ دهند، صحبت کنیم.
حالا ترامپ کاملا مصمم است تا اصلاحات کامل را انجام دهد، از جمله در سیستم مالی. البته این همه واضح است. کمی کودکانه است. وقتی پایان این داستان را می بینیم، پایان بالقوه، خواهیم فهمید که این چنین شور و شوقی است، هنوز زود است.
اما برای حال، حدود نوامبر ۲۵، ۲۰۲۴، آمادگی او آشکار خواهد بود. اما همه این فقط بخشی از ایده و برنامه او خواهد بود. برای حال، همه چیز ممکن است بسیار آرام به نظر برسد. اگرچه نوتهای غیرقابل کنترل بودن در هوا خواهند بود.
در حقیقت تصمیمات بسیار احمقانه و جسورانه ای وجود دارد که او ظاهراً به دلیل اینکه یک نابغه است و می تواند همه چیز را تنظیم کند و فرآیندهای کاملاً فوق العاده ای ایجاد کند، به آنها متکی است. و شاید حتی در 17 نوامبر (2024) تماس های بسیار قدرتمندی وجود داشته باشد که نشان می دهد آمریکا در جریان تغییرات طبیعی و مالی غیرقابل کنترلی قرار گرفته است.
وضع الحال في الوقت الحالي يبدو ساخنًا جدًا. في هذا الصدد، سأقول على الفور أن الرئيس الروسي بحلول نهاية نوفمبر 2024، أي حوالي 29 نوفمبر 2024، سيكون مستعدًا لاتخاذ خطوات بناءة. ويبدو أن خطط واعدة جديرة بالاهتمام ستُحدد.
اما نباید به آنها تکیه کنید، به شکل فعلی که میتوانید ببینید یا اعلام کنید. بنابراین، اجرا نخواهند شد.
علاوه بر این، در حدود 25 نوامبر (2024)، ترامپ، با وجود همه دوستانه بودن حال و هوای او، میتواند برنامههایی بسازد که در این میان نوعی بیش از حد خودخواهی وجود دارد و حتی نوعی عدم پاسخگویی، درک، یک درجه خاص از مسئولیت برای چنین ایدههای انقلابی بزرگ شده است.
آنها واقعاً بیفکر هستند، اگرچه نمایانگر خلق یک برنامه کامل جدید از اتحاد، راهکارهای فنی نو و حتی بازتاب فرآیندهای طبیعی به شیوه ای شگفت انگیز هستند. نمی توانم بگویم که این سازنده خواهد بود. در این میان کمی طنز وجود دارد.
اما چیزی که بیش از همه نگرانی من را برمیانگیزد، موضع او در مورد خاورمیانه است. و اینجا سوالات بزرگی وجود دارد و حتی نگرانیها.
اینجا میخواهم یک قطعه کوتاه اضافه کنم. به متون برمیگردم، در آنها توضیح زیادی درباره اتفاقاتی که افتاده و الان در حال رخ دادن است میبینم. و اینجا توجه کنید، یک قطعه اضافه میکنم و متن نوشته شده چند ماه پیش را میخوانم، با این باور که ممکن است مربوط باشد و آن را همانطور که بود نوشته شده است.
این عنوان بود: "اطلاعات مهم برای درک فرآیندهای فعلی بر روی صحنه جهانی از دیدگاه پیشبینیهای من. سفری از پیشبینی من در سال 2018 تا زمان حال. چرا این مهم است؟ چه اتفاقی در خاورمیانه میافتد؟ ترامپ، آمریکا، اسرائیل، فلسطین، ایران؟"
این چیزی است که در مورد آن مینویسم:
برای درک فرآیندهای کنونی و دلایل آنها دشوار است، وقتی که آنها را به عنوان یک فرایند خودجوش یا طرحهای نخبگان در نظر بگیریم، گویی ناگهان پدیدار میشوند.
اما سفر ما به پیشبینیهای من در تابستان ۲۰۱۸ میتواند چیزهای زیادی را در جای خود قرار دهد و ببیند چه چیزی از یک زاویه کاملاً متفاوت اتفاق میافتد.
علاوه بر این، ما اغلب شخصیتهایی را برای خودمان اختراع میکنیم که ظاهراً متعلق به ما هستند. آنها برای آینده بهتری مبارزه میکنند و ظهور آنها در قدرت، جهت سیاسی-ملیتی را حداقل به سمت صلحطلبی و حداکثر به سمت خلاقیت تغییر خواهد داد.بنابراین، بسیاری از رسانهها و بهطورکلی جریان اصلی کشور، انتخابات ریاستجمهوری آمریکا را زیر نظر دارند و امیدوارند ترامپ یا کسی شبیه او برنده شود. هیچ مشکلی با کاندیدایش ندارم. علاوه بر این، پتانسیل زیادی برای پیروزی او میبینم. خوب، در اینجا من اشاره میکنم که اگر تا حدود 6 اکتبر (2024) بتواند از یک تلاش برای ترور خود جلوگیری کند.
اما در این مقدمه، من نه تنها میخواستم شما را به پیشبینیهای گذشتهام و رویدادهایی که در واقع اتفاق افتادهاند برگردانم، بلکه میخواستم روشن کنم که هر رویداد جهانی بسیار قبل از اینکه اجرا یا اجرا شود، آماده شده است. و گاهی اوقات این قسمتهایی که ظاهراً بیگناه و نه چندان مهم به نظر میرسند، در زمان اجرای آنها، در واقع آمادهسازی آن برنامه جهانی خاص هستند که مقیاس و سطح خطرناکی کاملاً متفاوت دارد.
بنابراین، در تحلیل پیشبینیهای طولانی مدت و تأییداتی که خواهید یافت، یا بهتر بگویم، خواهید دید که رویدادهای امروز چگونه شکل گرفتهاند و جهان را در آستانه یک خطر نظامی جهانی قرار دادهاند. همچنین میتوانید ببینید که چه کسانی چه بازیهایی راه انداختهاند و طرف کیستند. بنابراین هیچ توهمی باقی نمیماند، که اغلب به عنوان همدلیهای صرفاً انسانی شکل میگیرند.
حالا میخواهم توضیح دهم که ما در مورد چه چیزی صحبت میکنیم.
ما فقط چند قدمی دیدیم، که من الان آنها را ذکر میکنم، ترامپ در مورد اسرائیل، انتقال پایتخت و غیره. آنها به نظر خودجوش میرسیدند، انگار هیچ اهمیتی نداشتند. اما این گامها به صورت استراتژیک برای اهداف خاصی، با برنامههای دوربرد در مورد خاورمیانه به طور کلی، بررسی شده بودند.
بنابراین، من خواندم: پرده را کمی باز میکنم. مفهوم فلسفی اصلی چیست؟ جهان مدرن یا بهتر بگوییم ساختار آن از پایه و فوقساختار تشکیل شده است. این طرح قدیمی برای درک نظم اجتماعی است که میتوان با آن بحث کرد، اما این چیزی نیست که من درباره آن صحبت میکنم.
نقطه این است که ساختار فوقبنفش بخشی ایدئولوژیک است که انگیزههای اصلی زندگی، وکتورها و فلسفی مذهبی را شکل میدهد، انگیزههایی که ارزشهایی ایجاد میکنند که باید آموخته شوند. اگرچه این همیشه آشکار نیست.
من منظور من، اسرائیل به عنوان مکانی که آن قالب ایدئولوژیک بسیار را شکل میدهد و انگیزههای مذهبی در ما ایجاد میکند، ظاهر میشود. درک ما از این چیزهای مهم تمدنی که تاریخ ما را شکل دادهاند، یعنی اسرائیل یک موتور بسیار مهم برای زمینه ایدئولوژیک و ایدئولوژیک-مذهبی ماست.
طبیعتاً، اقتصاد و همه قوانین زندگی باید در این زمینه ادغام شوند. یعنی اینکه چگونه زندگی میکردیم، چگونه این ایده اجازه داد تا چنین طرحهای اقتصادی ایجاد کنیم که خودمان در آن خفه شدیم. مثل یک نوع ویروس است که برنامههای لازم را اجرا میکند.
بنابراین، اسرائیل حامل چنین برنامهای بود، به عنوان پیشگام همه این ایدههای شبیه ویروس، میتوانم بگویم، آموزنده. همه چیز در اینجا یکپارچه شده است: اقتصاد، سیاست، در این زمینه مذهبی، چگونه ارائه میشود.
پس، با بازگشت به پیشبینیهایم و رویدادهایی که طبق برنامه رخ داد، شما خودتان میتوانید درک کنید چه اقداماتی در سال ۲۰۲۰ انجام شد، بله، با نگاهی به سال ۲۰۲۴، که در یکی از توافقنامههایی که توسط ترامپ آغاز شد، ذکر شده بود.
آنچه رخ داد گویی تمجیک ارزشهای مذهبی قبلی و تغییر مراکز نفوذ در آن مناطق که به نوعی مکّه دیدگاههای مذهبی ارزشگرا محسوب میشدند، آغاز شده بود.
خاورمیانه یک مسئله حساس است. و بسیاری از چیزهایی که به نوعی ساخته شده بودند، ذوب شدند. و این گامها با آگاهی کامل برداشته شدند، با انتظار جبهه گسترده اقدامات نظامی که اکنون در خاورمیانه میبینیم.
و مهمترین نکته این است که پایه و اساس وضعیت فعلی از قبل چیده شده بود. سپس سوالی طبیعی مطرح میشود: چه اهدافی با اقدامات و توافقهای آن زمان دنبال میشد؟
به نظر میرسید که آمادهسازی برای مراکز جدید نفوذ با راهبردها و خطمشیهای جغرافیایی، اقتصادی و حتی مذهبی جدید صورت گرفته است. به عبارت دیگر، طرحهای جهانی که اکنون شاهد آن هستیم بسیار قبل از سال ۲۰۲۴ شکل گرفتهاند.
و اینجا لازم است توضیح بدم که وقتی پیشبینی میکنید و طبق زمان جاری حرکت میکنید، افق دور را میبینید و دقیقاً در زمانی که آن را دیدید دربارهٔ آن صحبت میکنید. یعنی برای من واضح بود که تمام اقداماتی که ترامپ در سال ۲۰۲۰ انجام داد تصادفی نبود. او پایههای یک نقشهٔ ژئوپلیتیک جدید را آماده میکرد.
این دلیل است که در یک نسخه متنی کوچک، تصویر کامل آینده را نمی توان به طور کامل توسعه داد، و نیاز به جزئیات بیشتر دارد، که زمان و تلاش زیادی می طلبد.اما مشکل اصلی این است که در بیشتر موارد، بسیاری قادر یا تلاش نمی کنند تا جزئیات زمانی محلی و رویدادی را که سعی در قضاوت دارند ببینند یا نگرش طولانی مدت زمانی با گام های متوالی که در ابتدا به عنوان یک وسوسه یا علاقه شخصی به نظر می رسد. و معمولاً آماده سازی برای اقدامات به صورت خطی و آشکار انجام نمی شود.
به این معنی که ما همیشه فکر میکردیم که الان شاهد شروع اقدام، پایان آن و همه چیز خواهیم بود و این همه منطقی و قابل پیش بینی خواهد بود. اما نه. چون عوامل زیادی وجود دارند که دخیل هستند و داستان را بسیار پیچیده هدایت می کنند.
منظور من این است که وقتی درباره ترامپ صحبت میکنیم، برنامه اقدام او، اهداف واقعی و طرحهایش را باید در نظر بگیریم که این یک وسوسه بیمعنی نیست و پشت این حرکات که اکنون شاهد آنها هستیم و ادامه خواهند داشت، یک طرح دوراندیشانه وجود دارد که نه تنها از دیدگاه اقتصادی، بلکه از دیدگاه مهمترین حوزههای نفوذ بر ایدئولوژی، بر ذهن مردم در حال شکلگیری است. و البته وقتی همه اینها شکل گرفت، میتوانیم سیاست اقتصادی را برای این جهتگیری آماده کنیم.
البته، من فرض و فقط خوشحال میشوم که بسیاری از کسانی که این مقدمه را میخوانند و مطالعه پیشبینی طولانی مدت خود را نیز انجام میدهند، قادر به شکل دادن نظر خود در مورد این مسئله خواهند بود. اما دوست دارم روشن کنم که هر کسی که در راس آمریکا قرار دارد، با فرض اینکه برنامه او با جهت گیری سیاسی که کشور تعیین می کند سازگار نیست، توهم است.
به عبارت دیگر، آمریکا در قالب یک جهان چندقطبی حرکت نخواهد کرد، حداقل در حال حاضر. و اگر ما تضادهایی را مشاهده کنیم که ممکن است مانند نوعی مبارزه برای دیدگاههای جدید در زمینه شکل دادن به استراتژی سیاسی و اقتصادی آمریکا باشد، این فقط یک درگیری داخلی بین قبیلهها است. با توجه به اینکه وظایف و ایدهها در یک جهت هستند، تنها روشهای اجرای آنها ممکن است متفاوت باشند.
علاوه بر این، الگوی معمول شرطبندی بر «رهبر درست»، به عبارتی «درست» در نقل قول، اصلاً نشاندهنده تغییراتی در اهداف سیاسی کلان کشور نیست. یعنی باید همیشه درک کنیم که رهبر کسی است که... او شخصاً برنامهها و درک خود را اجرا نمیکند، بلکه صرفاً دست نیروهای هدایتکننده است.
و اکنون زمان آن است که از دیدگاه سیستمها فکر کنیم، نه افراد که تنها چهره سیستم هستند. و راه حل مشکلات در سطح روابط شخصی رهبران نیست، بلکه در توسعه رویکردی متفاوت برای حل مشکلات است. به عبارت دیگر، اهداف یکسان هستند، اما روشهای دستیابی به آنها متفاوت است.
اینکه، اهداف تغییر نکردهاند. «آمریکا»، در نظر هر رهبر، باید یک رهبر جهانی باشد. این رویکرد باید ویژگیهای سیستمی که منجر به رویدادهایی خاص میشوند را در نظر بگیرد. و تنها بازسازی کل سیستم اکنون یک روش درمان واقعی برای جهان است.علاوه بر این، همه نشانههای ستارهای تلاش میکنند تا دیدگاه انسانیت در مورد ارزش درک مشارکت و وحدت را تغییر دهند، که این همان چیزی است که سال جاری به دنبال آن است. من منظورم پایان ۲۰۲۴، آغاز ۲۰۲۵ است. اگرچه ممکن است در لحظاتی از آشکار شدن و قدرت نرم، هدایت انسانیت به درکی متفاوت در امور تعامل و لغو میل افراطی برای رهبری انفرادی باشد.
من این متن در سال ۲۰۲۴ نوشتم و دیدم که بازسازی این مشارکتها، هم در قالب انسانی و هم در قالب ژئوپلیتیک، باید از لحظات بسیار بحرانی عبور کند، که انسانیت حتی همیشه نمیداند چگونه از نقطه نظر عرصه بالاتر ارائه خواهد شد.
به دلیل اینکه ما شرایط زیادی را مشاهده میکنیم که به نظر میرسد در زندگی انسانها بدون برنامهریزی رخ دادهاند. همزمان، سیلهای مشابه و چنین موقعیتی عجیب برای اروپا در بافت کلی عمومی.
اینکه، ما میبینیم که دیدگاهها در مورد اینکه تعامل بین انسانها چگونه باید انجام شود، بازسازی میشوند.پس، این را در همه چیز احساس خواهید کرد. یعنی، که رهبری منفرد ارزش ندارد. و تلاش برای برهم زدن این روند جمعی میتواند به فروپاشی شدید در پاییز منجر شود. ما آنچه در اسپانیا اتفاق میافتد را میبینیم، به ویژه.
و در زمینه کلی، خیانت به منافع شریک میتواند تأثیر بسیار سخت و شدیدی بر همه سطوح، هم از نظر ژئوپلیتیک و هم انسانی داشته باشد. و همانطور که اغلب اتفاق می افتد در زندگی فعلی ما، همه چیز می تواند به یک نقطه بحرانی برسد، زمانی که کشورها، مانند مردم، خواهند کوشید تا در اتحادها ثبات پیدا کنند. اما نه همه صادق خواهند بود.
و آنچه در جهان کنونی رخ میدهد، به دنبال راهی برای حل بحرانی است که ایجاد شده است. اما هیچ یک از اشکال قبلی حل آن مانند فشار اقتصادی یا نظامی، راه حلی برای این مشکل ارائه نمیکند.
مردم بايد بايد دیدگاه خود را تغيير دهند، که اين اتفاق فورا رخ نخواهد داد، اما اين مسيري است که ما در سال ۲۰۲۴ پيش خواهيم رفت. پس ما در آستانه کسب يک تجربه کاملا جديد هستيم، و اميدوارم براي ما تاثيرگذار باشد. خب، به طور کلي من درباره ۲۰۲۴ نويسدم.
به موضوع مورد بحثمان درباره ترامپ، رویدادهای جاری و چشماندازهایی که در زندگی کشورها دیده شده است، از جمله آمریکا و روسیه، و همچنین خاورمیانه، اما البته خود ترامپ نیز بخشی از این موضوع است.
بنابراین، من داستان را ادامه میدهم. هدف از همه اینها این است که ترامپ ممکن است در حالت ایدههای خودش در مورد استراتژی بیشتر ساختن چارچوب و سلسله مراتب سیاسی نباشد، که قرار است دستیافتههای آن تاریخ باشد، که توسط سیارات نوشته میشود، و سعی خواهد کرد آن را اجرا کند.
اما طبیعت اقدامات ترامپ به نظر اصلاً متناسب و منطقی نیست. حتی اطراف دسامبر ۲۵ (۲۰۲۴)، تصمیم و پیام آن ممکن است بسیار طنزآمیز باشد.
و این موقعیت فعال به آمادگی رئیس جمهور روسیه برای عمل اشاره دارد. به عبارت دیگر، من در رئیس جمهور روسیه یک تمایل داخلی و آمادگی برای اقدام قوی، جسورانه و به نوعی بسیار فعال می بینم.
همه اینها، البته، قبل دسامبر ۲۰۲۴ شروع خواهد شد، و در جایی در اواخر نوامبر ۲۰۲۴، در جایی بین ۲۵ تا ۲۹ نوامبر ۲۰۲۴ (۲۰۲۴)، زمانی که ارتباط و آمادگی برای اقدام مشترک میتواند واضحتر بیان شود بین این رهبران.
تا اواسط دسامبر، این اتحاد ممکن است شبیه چیزی مثبت به نظر برسد. با این حال، در همین حین، روسیه ظاهراً جهت خود را تغییر میدهد، موقعیت خود را در محیط جهانی تغییر میدهد. اما باید فهمید که این مرحله در نهایت پایه و اساس اساسی نخواهد شد. این فقط یک هدف، یک تلاش است. همه چیزهای جالب هنوز پیش رو هستند.
در این میان، همه این انگیزههای نوامبر با رویدادهای خاورمیانه بسیار به هم مرتبط هستند، زمانی که ممکن است در نگاه اول مقاومت در برابر اراده اسرائیل دیده شود. یعنی میتوان فرض کرد که مثلاً لبنان سعی خواهد کرد به اسرائیل بگوید که مستقل است و پاسخی برای ارائه دارد. این اتفاق میتواند رخ دهد. اما همه آنها به گونه ای تفسیر خواهند شد که به نظر می رسد به طور عمدی مبهم هستند.
و در این زمینه، البته، من با وضعیت موجود تا اواسط دسامبر (2024) گیج هستم، زمانی که مسئله نظامی برای روسیه نیز مربوط میشود. از یک طرف، در دسامبر، دوستی ترامپ با روسیه و پوتین با وعدههای شراکت در گزینههای مختلف تعامل دیگر. از طرف دیگر، گزینه نامحسوس کشاندن روسیه به یک وضعیت نظامی دشوار نیز به نظر میرسد مبهم است. روسیه ممکن است در یک دوراهی قرار گیرد.
در این زمان، وضعیت برای ایران تهدیدآمیز میشود. تا اوایل فوریه (۲۰۲۵)، آسیبپذیری ایران حتی بیشتر حیاتی میشود. به طور کلی، وضعیت در خاورمیانه ممکن است آشفته شود.
جالب است بدانید که در ترکیه، دوره ای از ۲۰ تا ۲۳ دسامبر ۲۰۲۴ نیز ساده نیست. اگرچه ممکن است به نظر برسد که این خارج از زمینه داستان من است، اما وضعیت سیاسی بی ثبات ممکن است ترکیه را نیز دربر بگیرد.
و اینجا باید درک کنیم که این سناریو فقط نشان میدهد که زمان تغییرات بسیار جدی در خاورمیانه و مشابه آن فرا رسیده است.
اما این نشانهای است که لایههای سیاسی شروع به حرکت میکنند، پیش از تغییرات طبیعی ذاتی با طبیعت فاجعهبار.اما، بازگشت به روسیه و تصمیمات رئیس جمهور، باید گفته شود که او در تصمیمات سیاسی خاص شأن سیاسی خواهد داشت. و حدود ۲۵ دسامبر (۲۰۲۴) این مسأله آشکار خواهد شد. این دیپلماتیک و خردمندانه خواهد بود.
در حال حاضر، ترامپ میتواند به سادگی بگوییم با اقدامات غیرقابل پیشبینی خود شگفتزده کند. در بخشی از آن، این حتی شبیه ماجراجویی است، اگر نه خیانت. تصمیمات به طور غیرمنتظره و سریع گرفته میشوند. و البته، برای روسیه بسیار مهم است که در اقدامات نظامی دیگران درگیر نشود.
در حقیقت، حرکات واقعی و تصمیمات و حتی نتایج تلاشهای ترامپ از مارس (۲۰۲۵) شروع میشود. و همه چیز به طور کامل با آنچه در زمستان (۲۰۲۵) دیده خواهد شد، متفاوت خواهد بود.
در هر صورت، وضعیت از مارس ۲۰۲۵ به بعد برای ترامپ بسیار دشوار خواهد بود، به ویژه از اواسط مارس به بعد.
من همان ابتدا میگویم که تا مارس ۵ (۲۰۲۵) مشکلات جدی برای او، برای برنامههایش و به طور کلی مسدود شدن فرصتها پیشبینی میکنم.
بله، در ابتدای آوریل (۲۰۲۵)، ترامپ هنوز میتواند با پیشبرد ابتکارات جدیدی تلاش کند تا برخی از پویاییهای اقتصادی را برای آمریکا ایجاد کند. اما متأسفانه این کار موثر نخواهد بود.
برای آمریکا، از پایان مارس (2025)، اوضاع به نظر میرسد بسیار دراماتیک است. با توجه به فرآیندهای طبیعی که در حال فعال شدن هستند، تصمیم رهبران و قالب مدیریت قبلی قادر نخواهد بود با این موج از تغییرات طبیعی و دیگر دگرگونیها که شرایط خود را دیکته خواهند کرد، کنار بیایند.
فکر میکنم که همه این موارد از مارس میانی (۲۰۲۵) قابل مشاهده خواهد بود. اضطراب آمریکا، موج دگرگونی آن بسیار قدرتمند خواهد بود. این اولین مورد نخواهد بود، بلکه اگر در مورد میزان تنش صحبت کنیم، اولین مورد خواهد بود.
اوایل ماه مه (۲۰۲۵) برای ترامپ بهطور فزایندهای حیاتی میشود. ما باید او را در موقعیتی قرار دهیم که با اشتیاق کودکانه آخر تلاش کند تا حداکثر تواناییها و ابتکارات خود را نشان دهد، رهبری و برتری خود را به نمایش بگذارد. اما این ایدئولوژیک کودکانی خواهد بود.
او به صورت نمادین و نمایشی، خیلی کارها انجام میدهد و حتی استعداد زیادی دارد. او پادشاه نمایش است و سعی خواهد کرد آن را ادامه دهد.
اما در حدود 9 مه 2025، تهدید بسیار جدی برای ترامپ وجود دارد. تخریبکاری اقدامات ستاره آلفارد آنقدر قدرتمند است که میتواند بهانهای نه تنها برای برنامهها یا اقدامات تهاجمی او ایجاد کند، بلکه شرایط بسیار خطرناکی را نیز برای او ایجاد کند که میتواند به مرگ او منجر شود که میتواند با آتش و ارتفاع مرتبط باشد. این اغلب در طول پرواز رخ میدهد.
و اینجاست که پرسش در مورد یک مبارزه واقعی با شر و وسوسه کننده خود، قدرت خود، می تواند به مسئله زندگی و مرگ برای او تبدیل شود. البته، من همیشه سعی می کنم تا کمی انعطاف پذیری برای گزینه های ممکن رویدادها و تصمیماتی که یک شخص می تواند در زمان دگرگونی و آگاهی بگیرد، باقی بگذارم.
اما نقش رهبر همیشه شانس بسیار کمتری برای انعطافپذیری دارد، زیرا این موضوع ذاتی زمینه تاریخی یا شخصیت خود است. اما نقش رهبر همیشه شانس بسیار کمتری برای انعطافپذیری دارد، زیرا این موضوع ذاتی زمینه تاریخی شخصیت است.
با توجه به اینکه رهبران قبلی همگی از صحنه سیاسی جدا میشوند، ترامپ نیز رهبر نسلی جدید نیست.
با وجود این، اگر شانس اثبات خود به صورت سازنده و دور زدن موانعی که برای او در (۲۰۲۵) آماده شده است، وجود داشته باشد، از نیمه ژوئیه (۲۰۲۵) ترامپ فرصتی سازنده برای مفید بودن برای آمریکا خواهد داشت.
اما پاییز ۲۰۲۵ با تنشهای زیادی برای این کشور همراه خواهد بود که تحول باید در قالب جغرافیایی، طبیعی و همچنین در سطح مدیریت رخ دهد.
و عمق التغيير سيكون قوياً لدرجة أن فرصة إعادة استراتيجية ترامب للولايات المتحدة ستكون فقط من خلال تحول داخلي هائل.
اگر این شانس به او بدهد، از اواسط دسامبر 2025، ایدههای واقعی و شایسته پیش خواهند رفت.
اما طوفان جهانی به چنین حداکثری میرسد که تنها تعداد کمی از کشتیهای قدیمی میتوانند مقاومت کنند. چون در تابستان (۲۰۲۵) کل سیستم مختصات ژئوپلیتیک به طور کامل تغییر خواهد کرد.
روسیه در حال دستیابی به سطوح جدید نفوذ در صحنه ژئوپلیتیک خواهد بود.
یک تعداد بسیار زیاد از رویدادهایی موازی که در سال ۲۰۲۵ دیده میشوند و قبلاً به روشهای مختلف در قالب متن توصیف شدهاند، که توصیف آنها در یک متن دشوار است، به نوعی سخت است که بعداً همه چیز را کنار هم بگذاریم.
اما من قصد دارم که به تدریج شما را با این متون آشنا کنم تا تصویر کلی تا حد ممکن واضح باشد و همه پازلها کنار هم قرار گیرند.
