از اورانوس تا چشماندازهای جهانی و خصوصی
از اورانوس تا چشماندازهای جهانی و خصوصی
تاریخ ضبط: 03 آوریل 2025
ترجمه متنی مصاحبه ویدیویی
svetlana: عصر خوب! شما ما را امروز به شکلی عجیب میبینید. میخواهم شما را با سرگئی معرفی کنم، که در واقع اکنون متخصص اصلی من در مورد پرونده اصلی من مربوط به برنامهی Svetlana Trogan است. او نویسنده آن است، او فقط یک والد نیست، او همچنین شخصی است که در واقع به من در همه مسائل مربوط به اپلیکیشن کمک میکند، اما شما ما را با هم میبینید. و از آنجا که سرگئی شخص بسیار کنجکاوی در بسیاری از مسائل و شخصاً باهوش است، من علاقهمندم با او صحبت کنم. فکر میکنم شما ممکن است علاقهمند به گوش دادن به ما باشید.
مصاحبه کنندهممنونم. سلام به همه. امروز می خواستم در مورد موضوعات مختلف صحبت کنم، حداقل سعی کنم در این باره صحبت کنم.
ما در فضای اطلاعات، سیاستمداران زیادی وجود دارند و من دوست دارم درباره سیاست هم صحبت کنم، نه درباره مسائل سیاسی، بلکه درباره برخی موضوعات جهانی، شاید فلسفی، شاید نه.
من کجا شروع کنم؟ من اخیراً یکی از سخنرانیهای "سویتینا" درباره سیاره زحل، رفتار آن در دورههای مختلف، زمانی که وارد نشانههای مختلف میشود، تغییرات و تاثیری که بر زندگی، کارهای روزمره، جهانی و احتمالاً اجتماعی ما دارد را تماشا کردم. من از این سخنرانی بسیار لذت بردم و چشمانم به چیزهای زیادی باز شد. من یک ستاره شناس حرفه ای نیستم، بنابراین می خواهم با زبان ساده سوال کنم.
در کل، این سخنرانی به طور دقیق توضیح می دهد که هر 8 سال یک بار زحل زندگی اجتماعی و سیاسی ما را تغییر می دهد، چیزی در بیرون، من نمی دانم. من می خواهم از شما بخواهم که یک تور کوچک از این وبینار انجام دهید: هر 8 سال چه اتفاقی می افتد؟ مردم را با اهمیت این سیاره آشنا کنید. زحل یکی از مهمترین سیارات در مقیاس تغییراتی است که اکنون اتفاق می افتد. یا من اشتباه می کنم؟
svetlana: خوب، اول از همه، اورانوس، به طور کلی، عبورش از نشانه، هنوز هفت سال است، نه هشت سال. اما اهمیتی ندارد، گاهی اوقات در زمان جابجایی و غیره وجود دارد.
در ستارهشناسی، به طور کلی، سیارات اصلی وجود دارند که باعث ایجاد تغییرات عظیم و جدی در تاریخ میشوند. آنها نه تنها تغییرات جهانی را مدیریت میکنند، بلکه چرخههای نسلی را نیز هدایت میکنند. یعنی افرادی که در زمان انتقال این سیارات یا درگیر شدن آنها متولد میشوند، نوعی تعامل ویژه دارند که بر کل یک نسل تأثیر میگذارد و نه فقط یک فرد، و ممکن است این امر یک سال یا دو سال طول بکشد، بسته به سیارهای که درباره آن صحبت میکنیم.
یک نسل وجود داشت که برای مدت طولانی در زمان حاکمیت اورینوس بر پلوتو متولد شد، و این نسل با همه چیز مواجه بود: با تغییرات در مسائل تمدنی، با جنگ و غیره. اما این چیزی نیست که ما درباره آن صحبت کنیم. اورینوس در حال حاضر مهمترین سیاره نیست. هر سیاره به نظر میرسد که حوزه خود را نشان میدهد.
و احتمالا، اگر در مورد اهمیت زحل در این زمان صحبت کنیم، این است که این بحث، این بحث در مورد فناوری، هوش مصنوعی و همه چیزهایی که درگیر هستند. بنابراین، بسیاری از این مسائل مرتبط با تکنولوژی را مبهم می بینند. هر وقت به آن فکر می کنید، منفی است. اما این درست نیست، زیرا زحل یک فرایند طبیعی است، یک فرایند کیهانی، غیرقابل تغییر، مانند امواج دریا، مانند باران از آسمان و غیره. بنابراین مبارزه با آن بی معنی است.
اما برای درک، پذیرش و درک آنچه که میدهد. آن میدهد، اگر بخواهید، حتی جوانان ابدی. بنابراین، هر چیزی که با زحل مرتبط است، فرایندهای پیشرو نیست، بلکه فرایندهای تسلط فوری بر آینده هستند.
و از آنجا که، البته، ما قبلاً گفتیم که این نشانه برای مدت زمان مشخصی میچرخد، اگر یک نشانه را بگیریم و درک کنیم، مثلاً اینکه وقتی زحل در ثور باشد، مدت زیادی است که در ثور است، و همه این سالها دیجیتالی سازی مورد بحث قرار میگیرد، فناوریهای جدیدی که به پول مربوط میشوند: از آنجا شروع میشود که رمزنگاری را مطرح میکنند، پایان مییابد با این که روبل دیجیتال خواهد شد و غیره. او در بدن، البته، تحت تأثیر مشکلات مالی قرار دارد. و ما بلافاصله سعی میکنیم، به زبان دیگر، این را به حوزهای که این نشانه به آن متصل است، تعمیم دهیم. و اگر این گاو باشد، پس البته مسائل مالی نیز هست. اینها سوالاتی از طبیعت واقعی زمینی هستند.
طبیعت زمینی همچنین سازمان ما نیز هست. همه چیز در مورد بدن است، همه چیز در مورد زیبایی است که ما با راحتی آن را میپذیریم. و بعد متوجه میشویم که ما اکنون به طور کلی به سمت تکنولوژی پیشرفته گرایش داریم. ما دیگر به دنبال چیزی به صورت شعرگونه زیبا در زیبایی روزمره خود هستیم. و با این واقعیت مواجه میشویم که فرآیندهای بیولوژیکی، و بدنها فرآیندهای بیولوژیکی هستند، و تکنولوژی تلاش میکند که با آنها مداخله کند. ما این را در معنای منفی کلمه میبینیم و در واقع خودمان آن را به عنوان مداخله تکنولوژی در بیولوژی خود تفسیر میکنیم.
اورانوس از مدتها پیش با بدنهای ما کار بسیار جدی انجام داده است. چه اتفاقی افتاده؟ علاوه بر اینکه فارماکولوژی تلاش کرده تا با زیستشناسی انسانی مداخله کند، ما به این لحظه نه چندان راحت رسیدهایم. اما بدنهای ما نیز دیگر داروشناسی قدیمی را نمیپذیرند. آنها در حال تغییر هستند، برای مهمترین وظیفه کیهانی خود آماده میشوند.
به نظر کمی پشیمانکننده است، اما نکته اینجاست که بازسازی بدنهای ما نیز فرآیند بسیار عجیبی است. بعضی از مردم خودشان را تماشا میکنند. ما یاد میگیریم که پدر و مادرمان چه سنی داشتند. من افرادی را به یاد میآورم که در دهه ۳۰ زندگی خود بودند. این واضح بود که آن شخص دیگر جوان یا جوان نبود. ما ۳۰ سال را به عنوان جوانی و جوانی در نظر میگیریم.
ما را میبینیم که مردم چگونه تغییر کردهاند، اینکه پیری دیگر به این شکل نیست. کاملاً مضر است، حداقل از نظر ظاهری. بنابراین ما شاهد دگرگونی بدن هستیم و از طرفی تلاش برای تاثیرگذاری بر آن بدن. ما شاهد تلاش برای مبارزه با طبیعتگرایی هستیم. مثلاً گوشت و محصولات طبیعی هستند. به محصولات ما چه شده؟ دیگر طبیعی نیستند.
ما درک میکنیم که این بسیار خطرناک است، اما ما باید از آن عبور کنیم. سیاره نمیتواند این علائم را نادیده بگیرد، بلکه باید آن را تغییر دهد. این تغییرات ما را از درون به بیرون تغییر میدهد، شروع به بازسازی ما میکند و کسی تلاش میکند تا ما را از بیرون به درون تحت تأثیر قرار دهد. نه از درون، بلکه از بیرون.
و این ما را به چنین داستانی میرساند که اگر فقط زحل مسئول همه سوالات باشد. برای ستاره شناسان، حتی برای افرادی که در ستاره شناسی علاقه دارند، من می خواهم چنین پرسشی را بخورم. می توانید تصور کنید زحل چیست؟
او در جايي که پادشاه است، يک پادشاه، در زبان ما يک فرمانروايي، يک مخزن آب. منظورم اين است که شخصيتي که کشوري دارد که چيزهاي بسيار شگفت انگيزي دارد، فضا، تغييرات در فضا و زمان، مسائل مربوط به اپتيک، همه آنها، زحل، فن آوري. پس او با ابزار خود وارد شد و تصميم گرفت با او کار کند. و در همين حال، در 20 نوامبر 2024، پلوتو وارد قلمرو او، پادشاهي شد.
و اینجاست که این معما عجیب شروع میشود، حتی این فکر. اگر پلوتو حالا وارد حالت خود شود و همه چیز را تغییر دهد، همچنین بر میزبان تأثیر میگذارد، میدانید، زحل. و این زحل دیگر آن چیزی نیست که قبلا بود، و هدفمند بود، و اساسا انرژی آن را تمام وقت مصرف میکرد و رنگش به همین بود.
حالا پلوتو به او میآید و میگوید: «میخواهم انرژی تو را تغییر دهم». یعنی، تصور کنید که او انرژی زحل را تغییر داده است، و این نیز ممکن است، بر آن تأثیر میگذارد، با قدرت خود بر آن تأثیر میگذارد، یعنی بر تغییرات فضا تأثیر میگذارد. در فاصله، فضای هوا وجود دارد، فضای دور. و ناگهان پلوتو آمد و گفت: «همه چیز را من تغییر میدهم، کیهان را». اورانیوم چه میکند؟ او نیز کاملاً متفاوت میشود. و این فرآیندی است که ما هنوز در بدن، فناوری، زیستفناوری، نحوه نگاه کردن به این موارد، نحوه نگاه کردن به محصولات و غیره تجربه میکنیم. ما همه اینها را با تهاجمیتری احساس میکنیم. اگر متوجه شوید. ما میدانیم که در آلمان چه اتفاقی در حال افتادن است، مثلاً در مورد غذا. اما این فرایند پایان خواهد یافت. اورانیوم مدت زیادی اینجا نخواهد ماند، اما هنوز با ثور کار خواهد کرد.
این دو یار در این قالب با یکدیگر صحبت میکنند بدون اینکه چنین گفتگویی را بین خود تکرار کنند. در ستارهشناسی، گفتگو یک جنبه است، یعنی فاصله زاویهای که آنها مستقیماً با آن تعامل دارند و رویدادهایی را ایجاد میکند. و اکنون آنها فقط به صورت غیرمستقیم با هم تعامل دارند.
من میخواهم تأکید کنم که اینجا شما نمیتوانید در نظر بگیرید که زحل مهمترین سیاره است. آن مهم است، شاید به دلیل اینکه به طور گستردهای مسئول همه فرآیندهای مرتبط با روسیه است. اینطور هست. اما اگر همه چیز همین بود و واضح بود، چرا ما در واقع چنین تحولی را تجربه میکنیم و نمیفهمیم که پایان چه خواهد بود، اگرچه هر بار فکر میکنیم که حالا مذاکرات انجام میشود، حالا یک دستگاه جدید را به آسمان پرتاب میکنیم، و همه چیز تمام خواهد شد. نه، نخواهد شد.
ما ما فهمّا كيف تعمل هذه الكواكب معًا. لكن، في غضون ذلك، أحد الكواكب المسماة نبتون، إنه حرفيًا، نسجل الآن، لدينا 2 أبريل 2025؟ وبالحرفية في 31، برأئي، الرقم الذي دخلت بالتأكيد الجوزاء. وهذه، إذا أخذنا نبتون ككوكب من هذا المستوى الأرضي، ثم بالطبع، إنه المحيطات، البحار، هذه هي بعض الأفكار الشائعة، هذه هي الفلسفات والدين والشعائر المختلفة، مهما كان، هذا ما يربطنا بشيء غير مرئي للغاية، ولكن مهم جدًا عندما نصاب بشيء.
به هر حال من این مثال را اغلب میدهم. شما احتمالاً در وبینارها درباره نپتون شنیدهاید. این زمانی است که ماهیها، صخرهها بدون توافق به یک طرف یا طرف دیگر میچرخند. بنابراین آنها وقت مذاکره ندارند. جریان، جریان است.
و این دقت، با ورود به برج حمل، نشانه آغاز همه چیز، همه چیز است. و این رشته شروع به کاملا متفاوت شدن می کند. اما مکان بیرونی او نیست، بسیار گرم است، بسیار غیرمعمول است. این خیلی سریع است، غیرقابل برگشت و رادیکال..
پس اگر ما اورانوس، نپتون و پلوتو را در نظر بگیریم، این اتفاقی است که اکنون برای آنها می افتد. و البته اورانوس سیاره مهمی است، اما این به این معنی نیست که آنقدر مستقل و جدا از همه است که همه وظایف خود را به طور مستقل انجام می دهد. او کاملا مستقل است. اما بیایید بگوییم که از آنجا که ما با یک سیستم سر و کار داریم، در این مورد با منظومه شمسی، همه فرایندها ذاتا سیستماتیک هستند. و هر چیزی که اکنون برای ما اتفاق می افتد مربوط به بازسازی سیستماتیک است. یک رویداد منفرد نیست. این اینکه ما سیاره ای داریم که به نشانه دیگری منتقل شده است و ما درک کرده ایم که چیز خاصی در یک حوزه تغییر کرده است.
ما اکنون با واقعیت روبرو هستیم که این تغییرات، به ترتیب برای هر سیاره، و ما خواهیم دید که زحل بسیار زود به جمل به عبور خواهد رسید. تصور کنید اگر ما ابتدا با بدن، با طبیعی بودن، با چیزی که بسیار زمینی است، و با زمین، از جمله همه چیزهایی که با غذا مربوط میشود، با همه چیزهایی که با لمس قابل دسترس است، برخورد کنیم. ما سعی کردیم آن را به نوعی تغییر دهیم و چنین سازههایی را در سفرهای هایتک ساختیم، زیرا ما توسط تمام این غیرضروریها محدود شده بودیم.
اگر درباره نحوه بروز اورانوس در دوقلوها فکر کنیم، البته باید شگفتزده باشیم، زیرا اورانوس فوری است، بنابراین انتقال اطلاعات نیز فوری است. اورانوس کیهانی است، بنابراین ما ارتباط کیهانی هم به صورت واقعی و هم به صورت مجازی داریم. این فقط فناوری ما نیست.
تغییری در زمان وجود دارد. جویمر نیز یک تغییر است، یک حرکت پویا. اینگونه چیزها حرکت میکنند. سرعت چه زمانی اتفاق خواهد افتاد وقتی زحل وارد دوقلوها میشود؟ فرزندان ما چطور یاد خواهند گرفت، کسی باید تکنولوژی را داشته باشد که قدرت این زحل را نشان دهد؟ حالا من توضیح میدهم، بنابراین شما با ستارهشناسی آشنا شدهاید، اینگونه در ذهنتان جای میگیرد.
مصاحبه کننده: من ترجمه ای کمی به زبان روزمره انجام می دهم: فقط از وبینار و پرسش هایی که برایم جالب هستند، نوشتار. از سال 2018 تا 2025، زحل بر بدن ما، سلامتی، غذا، امور مالی و طبیعت تأثیر گذاشت. بنابراین، او بر تحول تأثیر گذاشت، درست است؟
svetlana: بله، این یک تبدیل پیچیده از فرآیندهای زمین، زمین، ماده است، زیرا بدن در همه مظاهر آن ماده است.
مصاحبه کننده: و، بنابراین، مرحله بعدی که به نظر من در ژوئیه ۲۰۲۵ خواهد بود، بار دیگر از جایی است که من فناوری های حمل و نقل، ارتباطات و اطلاعات را برمی گیرم.
اگر به این تغییر نگاه کنیم، همه یاد میکنند که از ۲۰۱۸ تا لحظه حال، زندگی ما به کلی در یک راه بزرگ و اساسی تغییر کرده است. احتمالاً تمام جنبههای زندگی ... از بین رفتهاند، اگر به یاد داشته باشید که در سال ۲۰۱۶ چه زندگی میکردیم، جایی که در مفاهیم کاملاً متفاوتی زندگی میکردیم ... و آنچه اکنون اتفاق میافتد و مردم چگونه ارتباط برقرار میکنند، خوب، به طور کلی همه چیز تغییر کرده است.
پس، به نظر میرسد که از ژوئیه ۲۰۲۵، ما تغییرات بیشتری در حوزههای مختلف خواهیم داشت، درست است؟
svetlana: نگاه کنید، اینجا یک ظرافت وجود دارد. اگر در ژوئیه وارد شود، من همیشه همه تاریخ های دقیق ورود را به یاد نمی آورم، اما گاهی اوقات به آن اشاره می کنم. در زبان ستاره شناسی، این به معنای تهاجم، ورود به نشانه دیگر است. او برای همیشه آنجا نخواهد ماند. او خواهد آمد، دست خود را امتحان خواهد کرد. او کل داستان را خراب خواهد کرد.
همه شروع به بحث و جدل درباره فناوری، درباره واقعیت که برخی پدیدههای عجیب در آسمان، برخی اشیای عجیب که ما داریم. نیاز به بروزرسانی در امور حمل و نقل از هوا است. منظورم این است که او هیجان ایجاد میکند. هیجان و آموزش ایجاد میکند البته. واضح است که در حمل و نقل، در ارتباطات، در تلقن، در همه اشکال ارتباط ما.
اما پس از اینکه او آنجا بود، سپس برمیگردد و ما فکر میکنیم که ما به نوعی، احتمالاً، فکر کردیم که ما یک بروزرسانی داریم. نه تنها او از آنجا بیرون میآید، بلکه نپتون نیز از حمل برای مدتی بیرون میآید. چیزی شبیه به این اتفاق خواهد افتاد. رولبک. احتمالاً در سال 2025. و احساسی وجود دارد که ما چیزی جدید را چشیدهایم، وعده زندگی جدیدی وجود دارد، و سپس ناگهان هیچ و فقط ناگهان بسیار سخت است.
اما نه، این خیلی اتفاق میافته که این یه آزمایش بادکنکیه، این یه تست اولیه است، در کدام ما نتایج محتمل را نمیبینیم، ما فقط پیشزمینهها را میبینیم، ما تمایل در این مناطق برای تغییر چیزی را میبینیم. و غیره. در آنجا ما فقط در مورد دو سیاره صحبت میکنیم، یک سری کامل از این مورد وجود دارد.
بله، ما را ببینیم، حتماً شگفتزده خواهیم شد. احتمالاً ما. خیلی خوب. درباره یوفوها بحث زیادی خواهد شد.احتمالاً. شاید باید خودمان را با این موضوع آشنا کنیم. گاهی به نظر من میرسد که همه چیز فقط برای اینکه مواد دریافتی را دوباره استفاده کنند، اتفاق میافتد. در غیر این صورت، ما نمیتوانیم آن را انجام دهیم. داریم دیوانه میشویم. اما در واقع، چه چیزی هستند؟ توسط یک ایالت به نام جمینی، زحل اداره میشود. این ذهنیته ماست، ذهنیت ما.
چگونه فکر میکنیم، چگونه به یاد میآوریم، چگونه ارتباط برقرار میکنیم، چگونه فکر میکنیم، چگونه ارتباط برقرار میکنیم و در چه زبانی این کار را انجام میدهیم. و همین تجدید شکلهای همه ما، ارتباط، تفکر است. اما اگر فقط همین باشد. وقتی نپتون وارد حمل میشود، و همین حالا هم وارد شده است، شروع میشود. همه فعالیت مغزی را بهروزرسانی کنید. حمل سر است.
چون نپتون ناخودآگاه است. و برای بازسازی این فعالیت، این نوع فعالیت مغزی، میگویم، خوب، فقط این نیست. این خیلی خوبه. یک فرایند دشوار است که میتواند از نظر روانی و بیولوژیکی دردناک باشد. همه چیز اینجا بسیار مبهم است.
مصاحبه کننده: این است که می خواستم از شما بپرسم. تقریباً همه کسانی را که می شناسم، به ویژه از اول آوریل 2025، زمانی که نپتون وارد علائم جدید شد، سردردهای زیادی دارند، وضعیت سلامتی آنها بسیار مبهم است و غیره. تقریباً همه کسانی را که می شناسم. و شما بارها گفته اید که سر، گردن ابتدا تغییر خواهد کرد، زیرا در آنجا مولکول آب تغییر کرده است و بدن ما با آب تغییر می کند. این یک فرایند طولانی است؟
svetlana: این روند خیلی طولانی نیست، فقط وقتی که میاد، آره، خوب، اینجوریه که نپتون تو عقرب میمونه، اینجوریه که روند شروع میشه. وقتی که از علائم عبور میکنه، آدمای مختلف رو اذیت میکنه. آدمای مختلف سیاره های اونجا رو دارن. و پس اونو بروز میکنه. اما حالا وقتی که به آدم نزدیک میشیم، فکر میکنیم اینجوریه که ما باید با تجدید طبیعت همگام بشیم..
و این فرایند، حالا خیلی جهانی شده. به طور کلی فکر میکنم که ما اظهارنظر اشتباهی در مورد پرسش داریم که چیزی برای ما اتفاق میافتد و بقیه فرآیندها جدا هستند.
و وقتی سیاره آرنا میآید، آرنا نشانهای بسیار رادیکال و آتشین است که به چه چیزی اهمیت میدهد؟ او باید مستقیم پیش برود و همه چیز را تغییر دهد. و نپتون که با روانشناسی مرتبط است، عمیق است و این فرایندها ناگهان به سطح میآیند.
مصاحبه کننده: بنابراین امسال، به طور خلاصه، ما می فهمیم که چگونه. این بصری سازی کار می کند.. پس این سالها طول نخواهد کشید؟ بصری سازی ممکن است بهترین مثال نباشد. این بیش از یک دوره سالانه نخواهد بود، بلکه به صورت لحظه ای در مقابل چشمان ما انجام خواهد شد.
svetlana: به طور کلی، فرآیندها باید سریع باشند، زیرا در ستاره شناسی چنین مفاهیمی وجود دارد، یک نشانه اصلی.
یعنی، اگر آن را به زبان ترجمه کنید، مثلاً نحوه رانندگی ماشینها، بگذارید بگویم، اگر خطر تصادف وجود داشته باشد و فرصتی برای چگونگی مانور، دور زدن، توقف در مسیر وجود داشته باشد، اینجا غیرممکن است، فقط روبرو است. بنابراین، اینجا نشانه اصلی است، آن را حمل چنین تغییری اساسی میکند. خوب، البته، آزاردهنده است، اما، با این حال، همه آنجا نخواهیم پایان یافت، زیرا در این لحظه، با مسئولیت کامل، سختگیری و زحل نیز به همان برج قوزاق میرود، و آنها در آنجا با نپتون ارتباط برقرار میکنند.
یعنی، این فقط یک تاریک نیست، بلکه یک ساختار مشخص از قوانین جدید یا انرژی جدیدی است که با نپتون در آریس مرتبط است. یعنی، او اکنون وارد میشود و آگاهی را تاریک میکند، همانطور که میگویید. فقدان ساختار، درک، مسئولیت وجود دارد. این مثل این است که ما در حال هدایت شدن به جایی هستیم و نمیتوانیم چیزها را تغییر دهیم.
اما وقتی زحل وارد میشود، آن وقت مسئولیتهای فوقالعادهای خواهد بود. مسئولیت زیادی برای تصور شما خواهید داشت. چون همه چیز شروع میشود این ساختار شگفتانگیز، ظریف و الهی و تبدیل به واقعیت میشود. نه در معنای جسمی بلکه در معنای مسیر انسان. استراتژی که ناگهان بسیار مشخص میشود. و دو سیاره در برج حمل، از نظر فرآیندهای طبیعی، فاجعهبار هستند، در واقع.
مصاحبه کننده: من اینجا گیر افتادم... خب، شما بارها در مورد حرکت، فناوری و حرکت صحبت کردید. و اینجاست که جابجایی و سفر در زمان نیز بخشی از زندگی ما خواهد بود.؟
svetlana: بله، بله، و المزيد. السفر عبر الزمن، مثل التخاطر إنه طاقة، لكنها شكل آخر من أشكال الطاقة. أتحدث عنه كثيرًا، لكنني أريد التأكيد عليه مرة أخرى. لقد قلنا أن زحل هو أيضًا بصرية. ما هي البصريات؟ نفهمها بطريقة ما، لكننا لا نستطيع بعد تحويل التخاطر إلى شيء ما.
ما نزدیکتر میکنیم زمان را، به زودی، به این صورت که میچرخد، انرژی میدهیم آنجا، هیچ موتوریتی آنجا اجرا نمیشود، اما تخممرغها پخته شدند.
پس، این شکلهای مختلف منبع، انرژی، در اصل، دوستدار محیط زیست هم هستند، ما محیط زیست را آلوده نمیکنیم، ما فقط آن اصول که خوب، متفاوت کار میکنند را استفاده میکنیم.
میتواند هر شکل باشد. ما با افرادی زیادی که «مخاطب» هستند و غیره ملاقات میکنیم. چگونه این اطلاعات را دریافت خواهیم کرد؟ ما حتی با اندامهایی که قادر به درک آن هستند آشنا نیستیم.. برای چه تغییری زیستشناسی را تغییر میدهیم؟ تا ما را در یک زندگی جدید ادغام کنیم.
اما کسی سعی دارد از آن برای منافع خود استفاده کند، همانطور که ما درک می کنیم. این افراد احتمالاً به تعداد زیادی از مردم آسیب رسانده اند. بنابراین، ما همیشه فرآیندها را به عنوان فرآیندی می بینیم که واقعاً الهام بخش است و فرآیندی که خطرناک و ویرانگر است. بنابراین، تا زمانی که این دوگانگی وجود دارد، همه چیز دارای مزایا و معایب است. در نهایت، زحل نیز مسئول هوش مصنوعی است، این حوزه وظیفه اوست. و از آنجا که در جملات بسیار سطحی است، از نظر برخی فلسفه، درک عمیق جهان، بسیار ساده است.
او همه چيز را به راحتی پخش ميکند و بدون فکر کردن. تحليل عميقي وجود ندارد، فقط اطلاعات وجود دارد، و شما هر کاري که ميخواهيد با آن انجام دهيد.
به همین دلیل میتوانم فرض کنم که اینجا هوش مصنوعی جایی ندارد. سوال متفاوت است. وقتی نپتون سیارهای است که با اخلاقیات، با دیدگاه ما، با رویکردمان به آنچه الهی و آنچه ضد الهی است ارتباط دارد. او نیز خود را بروز میکند و میگوید: «بچهها، شما برای اقداماتتان پاسخ خواهید داد، افکارتان پاسخ خواهد داد.» بنابراین اخلاقیات داخلی ما شروع به تغییر زیادی میکند.
بنابراین، لازم است که با دنبال کردن این چیزها تماس پیدا کنیم و بفهمیم که یک منفی همساخت وجود دارد و یک مثبت. اما برای رسیدن به نتیجه مثبت، باید اول از همه انسانهایی باشیم که خود را به سمت نابودی نمیکشند.مصاحبه کننده: اگر درباره هوش مصنوعی صحبت کنیم، من فقط یک جنبه تجاری میبینم، به این معنی که توسعه انفجاری. برای دو سال، آن هوش مصنوعی که گفته میشود، در واقع او تقریباً از هیچ به وجود آمد، مانند خروج از بطری در برخی از سالهای 2018-2019. من شخصاً فقط جنبه تجاری را میبینم، یعنی تصرف بازارها، پر کردن این هوش مصنوعی با مقدار زیادی داده، آنها لازم هستند، نیستند، همه چیز در این سبد قرار میگیرد. امیدوارم که این میوه دهد، مثلاً در پزشکی، جایی دیگر.
svetlana: خوب، در واقع، اینجا شما دارید میگویید، اینجا در سال 2018-2019 منفجر شد. من فقط به یاد میآورم که وقتی در دبیرستان بودم، و من همیشه به آن برنامه "آشکار، شگفتانگیز" توجه میکردم. و من همیشه به دقت آن را تماشا میکردم. و او یک سری از این برنامه داشت که در آن رابرتینی لورتی آواز "آوی ماریا" را میخواند. و در پسزمینه این "آوی ماریا" تصاویر خاصی وجود داشت، برخی موج سینوسی که نشان میداد که اکنون، به نظر میرسد فناوریهایی وجود دارند که به طور مستقل تصمیمات خود را میگیرند. این فقط یک پیشگویی از هوش مصنوعی بود. این فقط اینکه آنها آن را ملموس کرده اند و آن را در زندگی ما قرار داده اند.
او کسی که وارد این زندگی شده، اکنون پر از شرم است. وقتی ما یوتیوب را تماشا میکنیم، میبینیم که هوش مصنوعی چگونه پخش میشود، لهجهها را میشکند، کلمات را میشکند، آنها را بلعیده و اصلاً معنای آنها را درک نمیکند. نمیدانم آیا کسی علاقهمند به تماشای آن است یا نه. اما کسانی که هنوز هوش در آنها وجود دارد، برایشان ناخوشایند است، برای گوش و برای روح.
به همین دلیل، اشتباهات، خب، ما همه اشتباه میکنیم، ما تاریخچه اشتباهات زیادی داریم، بنابراین معرفی برخی از فناوریهای جدید که ما اصلاً از نظر اخلاقی برای آنها آماده نیستیم، منعکس کننده عدم آمادگی و بیارزشی ماست. اما فکر میکنم تغییر این دورهها، همچنان نیاز به تفکر در مورد بسیاری از چیزها، توزیع نیروها را متفاوت و درک مفهوم زندگی انسانی خواهد داشت.
مصاحبه کننده: به نظر می رسد ما چنین ابزاری پیچیده ای را دریافت کرده ایم. از آن برای نوشتن خلاصه ها و شعار های تبلیغاتی استفاده کردیم. اما این ظاهراً تغییر می کند.
svetlana: اما به نظر میرسد این تنها ضعف است که نامگذاری شده است.
مصاحبه کننده: این نشان دهنده سطح توسعه جامعه در، نسبتاً در سال 2018 است. ما خودمان را خفه کرده ایم، ابتدایی کرده ایم. آنها به طور کامل هوا اطلاعاتی را پراکنده کرده اند، از کتاب ها دست برداریده اند و نتیجه شده که تفکر به ادامه طبیعی تبدیل شده است. و بعد چه اتفاقی خواهد افتاد، حتی جالب است.
svetlana: فقط جمله ای را می شنوم که کسی کاری برای ما آنجا انجام داده است، این موضوع مرا گیج می کند، زیرا ما تا حدی اجازه این کار را به آنها می دهیم، کسی، کسی آنجا.
مصاحبه کننده: نه، من میگویم که منظورم این است. در دهه ۱۹۹۰، سیستم ما تغییر کرد، اتحاد جماهیر شوروی از بین رفت. ما یک قرارداد اجتماعی با دولت جدید امضا کردیم، جایی که قرار بود به کار خود ادامه دهیم و دولت مسئولیت ارائه خدمات بهداشتی، آموزشی و غیره را بر عهده داشت.
در نظرم، از دهه ۹۰ به بعد این قرارداد بارها نقض شده و حتی به صورت عمدی و آشکار نقض گردیده است. وقتی میگویم “ما به اینجا رسیدهایم”، منظورم این است که دولت با اعمال تعداد زیادی محدودیت، فرصتهای توسعه ما را به شدت محدود کرده است.
اینکه منظورش را میگویم. در دهه ۹۰، ما میتوانستیم یاد بگیریم که برای چه چیزی کار کنیم، کجا کار کنیم و غیره. تا سال ۲۰۱۸، یک ساختار عمودی بسیار واضح وجود داشت، هیچ آسانسوری اجتماعی نبود و چیزهای زیادی وجود داشت. و اینجا، در غیاب عناصر طبیعی توسعه انسانی، او به مصرفکننده خانگی تبدیل میشود، احتمالاً.
svetlana: من استدلالهای خاصی در مورد آن دارم. بنابراین به وضعیتی که به ما داده شده است تکیه کنید و از آن پیروی نکنید. کسانی که میخواستند حرکت کنند، حرکت کردند، و کسانی که به سیستم وابسته هستند و خیلی به آن متصل هستند، همیشه شکایت دارند. این ادعاها فقط از کسانی سرچشمه میگیرند که خیلی به سیستم متصل هستند. هرچه سختتر است، ادعاهای بیشتری دارد. بنابراین، دولت هیچوقت، من نمیدانم، از نوع آزادی ذهنی بهرهمند نبوده است. او هرگز مجبور نبود که حتی زمانی که ما فکر میکردیم... آسانسور اجتماعی چیست؟ صادقانه بگویم، من خیلی زیر سوسیالیسم زندگی کردم و میفهمم که همه چیز به شخص بستگی داشت.
ما ما به مرزهای پیش رو میرویم، جایی که سؤال استقلال، انتخاب خودتان از کجا بروید، چه چیزی بخواهید، چه توانایی و تمایلی دارید و چه چیزی را فدا کنید، بگویید، و چقدر به این علاقه داشته باشید. و این میل برای اینکه کسی شما را حمایت کند، باعث حرکت آسانسور شد، و شاید بعداً بروید و جایی را مطالعه کنید. همیشه یک انتخاب انسانی بوده است. ما در نقطهای هستیم که دیگر نمیتوانیم روی سیستم حساب کنیم. دولتها به عنوان شخصی، به عنوان تجسم سختترین سیستم. نمیتوانیم روی او حساب کنیم. اگر مدام با او صحبت میکنیم، بسیار ضعیف هستیم. کاری نداریم که خودمان انجام دهیم. به نظرش وابسته هستیم. و اگر به نظرش وابسته باشیم، میبینیم چه چیزی را به ما میدهد. آنچه را که باید بخوانیم، میخوانیم. اینطور است که کار میکند.
و آنهایی که از این راه باریک فرار کردهاند و در واقع اکنون فرصتهای بیشتری دارند. آنها فرصت اثبات خود را دارند. آنها سکویی دارند که میتوانند اجرا کنند. و سپس آن زمانی بود که پدیومی نبودید و کاملاً نابود شدید، خوب است.
ما ما بین ما کمی مهربانتر، کمی ناکارآمدتر بودیم، زیرا ما نمیدانستیم چقدر و چقدر اطلاعات، چقدر سریع میآید. و همه اینها کاملا بیتفاوت، بنابراین آرام و صلحآمیز بود، زیرا هیچ مقدار اطلاعاتی وجود نداشت. وقتی انتخاب دارید، و سوالاتی از نوع خوب و بد دارید، شروع به درک میکنید که اینها بسیار ظروف مشابهی هستند، بله، مرتبط. اینجاست که چالشهای دیگر وارد میشوند. و وقتی به سطح تصمیمات مستقل میرسیم، این، به نظرم، بزرگترین چالش است.
من اینجا فکر نمیکنم که به نظر برسد که به قوانین جدید ایالتی که در آنجا به کسی کمک میکند، اعتماد کنیم. دیگر بازنگشتن. تعداد کمی از مردم اصلاً نجات پیدا کردند. و همین است. این یک ضد فردگرایی است، من میگویم. بنابراین، منتظر چیزی از سیستم باشید که در آن سیستم برای حفظ خود، و نه یک نفر، باشد، و نه یک نفر. پس کجا باید این تعادل درست را پیدا کنیم، به طوری که یک نفر ارباب سیستم باشد، به نوعی از کلمه، و نه اینکه سیستم او را سرکوب کند. چون اتفاق میافتد. سیستم مثل یک موجود است. کسی که آن را ساخته، لزوماً ارباب او نیست. این بدان معنی است که مالک باید خود را به این سیستم تسلیم کند. او باید زنده بماند. الگوریتمهایش مال اوست. او آنها را ساخت، و بعد هر چه میخواهد. میتواند پگالیون نابود شود.
مصاحبه کننده: سوال بعد. من یادم نمیاد که کجا، یا در مباحثات یا در مصاحبه هاتون شنیدم که تا سال ۲۰۲۷ این فقط یک مسئله حاکمیت، محو مرزها و گرفتن مسئولیت از همه است. تا سال ۲۰۲۷، جامعه به عنوان کل روی زمین باید بیاید به این نتیجه که باید یک رهبر واحد روی زمین باشد..
svetlana: من شما رو درک میکنم، بله. وقتی پیشبینیهایی برای سخنرانی ما کردم. دو تا بود، بله، و من به نوعی آنها را برای خودم ترکیب کردم. فقط این است که برخی پیشبینیها خوب هستند که برای 20-30 سال آینده بدهید، و هیچکس اصلاً از شما نمیپرسد که در آنجا چه گفتهاید. و وقتی زمان نزدیک میشود، وقتی باید به نوعی حتی متوجه شوید که چگونه میتواند باشد. . .
بله، احساسات وجود دارند، اما سیاراتی که ذکر کردید، هر کدام موقعیت، کیفیت خود را تغییر میدهند، اما این به معنی شروع آنها برای مبارزه و جنگ نیست. وقتی که آنها شروع به ورود به این مواجهه میکنند، جنگها معمولاً انرژیهای مخربی هستند.اولین کار آنه این است که در مکانهای جدید سکونت خود جمع شوند. آنها باید یکدیگر را تکمیل کنند و شرایط جدیدی ایجاد کنند. این بدان معناست که ما میفهمیم که و زحل دیگر نمیخواهد یک مرکز عمودی بسیاری از آنها به یک قالب اخلاقی و اخلاقی متفاوت منتقل شدهاند. یک شکل دیگر از انرژی که نیازی به یک مرکز کنترل برای این انرژی ندارد. اینجا و اکنون در هر مکانی، نسبتاً صحبت میکند.
اما تا وقتي که اين اتفاق بيفتد، در سال 2027، روسيه تغيير خواهد کرد. و روسيه، هسته اصلی اتحاد نه تنها ایدهها، بلکه نوعی قالب نمایشی برای اتحاد کشورها تحت یک اصل کاملا دوستانه است.
اکنون ما آن را نمیبینیم، به ویژه زیرا ما با اخبار کاملاً متفاوت دیگری تغذیه میشویم، اما همه چیز به نوعی عجیب اتفاق میافتد. اینجاست که روسیه سه سال وقت دارد تا بازسازی شود. خیلی زیاد است. بنابراین، وقتی روسیه بازسازی شد، و ما شاهد نحوه آغاز اثر اصل اورانیوم هستیم، به عنوان نوعی توزیع درست نیروها، به عنوان رهبری که وقتی به خوبی در زمین اجرا میشود، موثرتر است، نه وقتی کسی به کسی فرمان میدهد، و فقط به اینجا طنین میخورد، و حتی پول به آن نمیرسد. اصلاً به حاشیه نمیرسد.
این توزیع نیروها و کنترل زمین میتواند به گونهای باشد که شکل گرفته و نه تنها در زمینه آمادگی برای برخی فرآیندهای اجتماعی-سیاسی، بلکه آمادگی زمین برای یک جغرافیای نوین شکل گرفته باشد. همچنین اصول بسیار متفاوت اقتصادی را تنظیم میکند، و آبوهوایی میتواند اصول متفاوتی را تنظیم کند. این اصلاحات ما را با همه مشکلاتی که با آن مواجه هستیم، متحد خواهد کرد.
من وقتی برای مصاحبه یا چیزهایی شبیه به این آماده میشوم، یادداشتهایم را برمیدارم، آنها را میخوانم، دوباره به آنها شیر میدهم و البته آنها را تماشا میکنم. وقتی از ارتباط قطع میشوم، مثلاً حتی پیشبینیهایی که میکنم و بنویسند، گاهی نیاز دارم برخی فرمولها را بگیرم، بگویم دوباره وارد شوم، یاد بیاورم چه چیزی است. اما من متوجه هستم که یک وضعیت دشوار وجود دارد و به نظر میرسد بسیار تهاجمی است. فقط به دلیل اینکه ما از مسائل شخصیت، این عبادت شخصیت دور شدهایم. ناگهان باید راهی برای رهبری پیدا کنیم.
اما من حالا نمیگویم. خودم باید به این متون برگردم، دوباره نگاه کنم و آن را به کلمات انسانی عادی ترجمه کنم. اما واقعاً اینکه فرمتینگ قبل از 2027، حداقل در روسیه، اتفاق میافتد توجه را جلب کرده است.
مصاحبه کننده: خوب، متشکرم. سوالی که از مدتها پیش برایم جالب بوده، سال گذشته از شما شنیدم و نتوانستم سؤالی بپرسم. فکر میکنم شما در چنال یک صحبت کردید. پایان چرخه ۴۰۰ هزار ساله. . .
تصویر از برنامه اول:
مصاحبهگر: میتوانید کمی دربارهٔ این چرخه به ما بگویید؟ چون فقط از طریق شما در مورد او شنیدهام. و این اولین سوال است. و سوال دوم پایان یَگِهُوُه است.
svetlana: همان چیز، صادقانه. این فقط منابع متفاوتی هستند. اما من این را نمیگویم. این کتابها بسیار کهن هستند. یکی از کتابهایی که به ارتباط فراماسونری میپردازد. و در آن گفته شده است.
اما زمانی که زبان و درک ستارهشناسی ندارید، وقتی نمیتوانید بفهمید کجاست. سوال اينه كه چه چيزي در ماه آوریل 2024 به آن اشاره كرده است، جایی که نشانههایی از آنچه در این کتاب مقدس بر اساس اصول ستارهشناسی وجود دارد، وجود دارد و روشن شده است. و همانجا بود که اعتدال به وجود آمد، همانجا بود که پلوتو وارد آبنبات شد برای اولین بار. قرار بود با همه آنها تماس بگیرد.
این لحظهای است که این کلمات را میخوانید، شما میدانید که در چه زمانی هستید. و وقتی میگویند: «ببینید، من آسمان جدید و زمین جدیدی میآفزم.» همه چیزی که در ابتدای مکالمه گفتیم همین است. اورانوس یک آسمان جدید است، زمین جدید است، همه چیز جدید است، طبیعت جدید است. و ما وارد این داستان جدید هستیم، زیرا همه نشانههای آنچه که گفته شده، اکنون آنها را داریم.
مصاحبه کننده: من با شما به عنوان یک ستاره شناس صحبت نمی کنم، بلکه به عنوان یک هم صحب. لحظه را متوجه شدم. وقتی در مسکو بودم (مدت زیادی بود که آنجا نبودم) و در مترو سوار شدم و متوجه شدم که همه خروجی ها، همه گذرگاه ها شماره دارند، همه مسیرها شماره دارند. یاندکس. نقشه به شما می گوید: خروجی سوم، سپس گذرگاه پنجم، سپس توقف هفتم و غیره و غیره.
به یاد من میآید، ده، پانزده، بیست سال پیش همه چیز راحتتر بود. خروجیها به سمت موزه، خیابان سولییانکا، برخی موسسات دیگر و غیره بودند. یعنی کاملاً تغییر کرده است، خوب، نه توپولوژی را، البته، اما جهتگیری برای مردم تغییر کرده است. از یک طرف راحت است، اما از طرف دیگر مثل این است که...
سوگند
مصاحبه کننده: پس میخواستم بپرسم، اینجوری حرکت میکنیم به سمت اعداد یا فقط نظرم هست و تصادفی است؟
svetlana: یک سوال بسیار مهم و جالب است، آمادهام پاسخ دهم، اما مطمئن نیستم که همه آماده شنیدن آن باشند. نکته اینجاست که ما در حال نزدیک شدن به زمانی هستیم که شروع به درک قدرت و امکانات اعداد میکنیم. نه به شکل دیجیتالی سازی که فکر میکنیم. این چنین رویکردی برای کلمه و درک اصطلاحات بسیار ساده است. مثل تمامیت خواهی، این کلمه "که" است.ناظر: او خدای مصری باستانی خرد، دانش، ماه، حامی کتابخانه ها، دانشمندان، مقامات، نظم دولتی و نظم جهانی است. واقعاً چیزی بدی نبود. در کل، چیزی بود که به سمت درست، به سمت تمامیت خواهی هدایت شد.
وقتی میگوییم «به موزه» یا چیزی. این خیلی نزدیک به ماست، و از نظر انسانی نیز بسیار نزدیک است. اما من با چیزهایی که جدید هستند آشنا هستم... حتی نمیدانم چطور آن را توضیح دهم. اما این علم است. علم چیزی نیست که ما آن را «عددشناسی» مینامیم. این شبیه چیزی است که برخی از آن به عنوان عددشناسی صحبت میکنند، اما داستان کمی متفاوت است.
شماره 4 در عددشناسی یک چیز است. اما از دیدگاه دانش جدید، مانند موارد مرتبط با کدگذاری، چهار یک تمرین بسیار عمیق از فرآیندهای کیهانی است، یعنی زمانی که انرژیها، به طور واقعی، همه چیزی را پر میکنند که ایجاد کردهاید اما دریافت نکردهاید.
به این دوگانگی که ما زندگی میکنیم... اگر کسی متوجه شود، چهار نفر میتوانند بسیار جدی، عمیق و گاهی دردناک باشند، که بقا از آن بسیار دشوار است. میتواند هر شکلی باشد که با کار این به نام karma مرتبط است. اما اگر مثلاً این یک بعد دیگر است، نه دوگانه، بلکه متفاوت، سپس همه چیز در یک فرایند بسیار عمیق اتفاق میافتد. اگر میخواهید تاریخچه عمیقی را شروع کنید، چیزی را به صورت سطحی تغییر ندهید و عمیقاً تغییر دهید، چهار نفر اینجا کار میکنند.
این فقط یک مثال است، زیرا هر عدد به طور واقعی یک ابزار برای راه اندازی انرژی مورد نیاز شماست. وقتی آنها ترکیب می شوند، مکانیسم پیچیده ای از نفوذ است. و از آنجا که اینها اولین نشانه هایی هستند که ما هنوز با آنها روبرو خواهیم شد، ما سعی خواهیم کرد، به عنوان مثال، با استفاده از کدهای آن را درمان کنیم، که بسیار احتمالی است.
من این را نه به عنوان یک داستان تخیلی، بلکه به عنوان یک چیز کاملاً عملی میگویم. و فقط برای درمان. اما به نوعی، ما فقط در سطح ترس ظاهر می شویم، رد شدن از چیزی. اما حالا ما درباره کلمات صحبت می کنیم... کلمات. ما آنها را بیرون می گوییم، بیرون آنجا. یا سعی می کنیم چیزی را به کسی بگوییم. کلمه و کلمه خودش، گیر می کند، خوب، چطور می توانید تحت جادو قرار بگیرید، کنترل کنید، دستکاری کنید.
ما حالا میفهمیم که کلمه، میتواند رویای ما را زنده کند و ما را به سوی شادی سوق دهد. میتواند مسیر ما را به کلی تغییر دهد، حتی به سمت جهت منفی. اما از آنجایی که ما اکنون دگرگون شدهایم و با درک خود با کسی مواجه میشویم، شخصی میتواند هر چیزی را به ما بگوید، و ما پشت پرده این کلمات را میبینیم، درک میکنیم چه اتفاقی میافتد. این اتفاق زیاد رخ میدهد. ما نمیتوانیم هیچ چیز را به یکدیگر توضیح دهیم. کلمه درک ما را تحریف میکند. اغلب درک متقابل ما را نیز تحریف میکند. و تنها وقتی به سطح درک قلب دست پیدا میکنیم، شروع به درک این موضوع میکنیم که کلمه چیست، چه هدفی دارد، چه کسی به آن نیاز دارد. و شاید علیرغم همه منفی بودنهایی که دریافت میکنیم، به دلیلی به آن نیاز داشته باشیم. بنابراین ما احتمالاً در برخی تفاوتهای ابعاد، درک این موضوع را داریم که کلمه چیست. و وقتی متوجه شدیم، به کلمه توجه خواهیم کرد، زیرا کلمه با همان اعداد کدگذاری شده است.
چه کسی میتواند باور کند که وقتی به خاطر احتمالاً خوشبین بودن سرزنش شدم. اما ما این روند را میبینیم، آنها فوقالعاده هستند. بنابراین، وقتی شروع به شنیدن افکار یکدیگر میکنیم، کلمات تنها بخشی از کنترل هستند، نه بخشی از «من» و نه بخشی از تعامل که میتوانیم آن را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم.
مصاحبه کننده: خوب، ممنون که این موضوع رو مطرح کردی. وقتی به رهبری برتر کشورها اشاره کردیم، بیایید مثالی از زلنسکی بزنیم. شما قبلاً گفتید که در دهه 1930، زمانی که انرژیها روی نیاز به نوعی جنگ بزرگ همگرا شدند و نقش شرور اصلی پیدا کردن شخصیت خاصی سخت بود. آنها هیتلر را جستجو میکردند. آن زمان یک داستان وجود داشت. حالا این احتمالاً یک شخصیت مثبت نیست زلنسکی.
اولین سوال این است که آیا او نیز یک شاگرد از برخی ساختارهای بالاتر دارد؟ یا کمی متفاوت است؟
svetlana: شما را به طور مستقیم در مورد موضوعاتی که قبلاً بحث کرده بودیم، هل دادهاید. نگاه کنید چه داستان پیچیدهای با زلنسکی و به طور کلی. از یک طرف، من حتی در وبینار، در یکی از وبینارهای هفتم، درباره زلنسکی صحبت میکنم (احتمالاً ما به زودی یک کلیپ کوتاه از وبینار خواهیم داشت)، جایی که من در مورد او صحبت میکنم، این در سال ۲۰۱۹ بود، ما حتی نمیدانستیم چه اتفاقی خواهد افتاد.
شما میتوانید ببینید که نقشه او با نقشه اوکراین ترکیب شده است، اینکه او برای اوکراین وحشتناک است، این نابودی کامل است. او در واقع یک آبنبات است. و حتی در خود اوکراین، ماه سیاه در همبستگی با زحل است، میدانید؟ آب باید بیاید و آن را نابود کند.
زیلنسکی، در اصل، خوب، به نظر من آشنایانش، و من افرادی را آنجا داشتم که با آنها صحبت کردم، این دوستان سابقش بودند، حالا البته، این درست نیست، از آن دور است. و در واقع، او آدم خوبی بود.به نوعی. و چه، نگاه کن، اتفاقی افتاد.البته، البته. ترانسکدینگ.
نقشهاش، همان کد، ماتریس، میتوانست برای این کار مناسب باشد. متأسفانه فرایندهای بسیار پیچیدهای وجود داشت که او تحت تأثیر قرار نگرفته بود. متأسفانه شخصیت او دیگر آن شخصیت سابق نیست. پس همه چیز مرتب شده و جایگزین شده و غیره. این واقعاً دشوار است، چنین سرنوشتی دشوار است.
هیتلر همچنین یک هنرمند، مردی پیشرو، فیلسوف و مردی با استعداد بود. اما برای برخی دلیل، مورخان که بسیاری از آنها حفاری کرده اند می دانند که او بلند قد نبود هیتلر، و سپس به دلیلی بلند شد. یعنی بعضی چیزها اتفاق می افتد که کدگذاری شده است، و این شخص مانند یک کد است، خوب، یک کد، او قادر است این فرایند را در این حالت کد آغاز کند.
و وقتی مسابقه اتفاق میافتد، این نقشهها، یک سیستم بسیار پیچیده از آگاهی و انتخاب و نابودی روح وجود دارد، یک آهنگ جداگانه است. اما اینجاست که گاهی اوقات اتفاق میافتد، چیزی که ما حتی فرآیندهای جهان را نیز کدگذاری میکند، اعداد سردی که خارج از کلمات هستند.
اینجا برای مثال، یک تاریخچه خاص کد وجود دارد که شخص هنوز از آن عبور نکرده و به سطح استقلال برای انتخاب اینکه آیا در آن جهت پیشنهادی برود یا نه نرسیده است. یعنی فرآیندها اینجا به سادگی فکر نمیکنیم. آن بد، آن خوب، نامگذاری شد. بله، حالا او، بگوییم، چهره آن نیروهای است که بیشترین منفی هستند و غیره.
من نظر ستارهشناسی صحبت نخواهم کرد، چون اینقدر قدرتمنده که وقتی نقشه همان اوکراین و او را نگاه میکنیم و این تناسخ که در همین لحظه راه میافتد، خوب، یک حس آزاردهنده وجود دارد. من ممکن است فرضیات خودم را درباره اینکه چه چیزی ممکن است باشد داشته باشم. اما این فرآیند خطرناک و ناخودآگاه است، البته. و البته افرادی هستند که انجامش میدهند. ما همین افراد را ملاقات میکنیم. ناگهان به گونهای دگرگون میشوند که آنها را نمیشناسیم. و ممکن است برای خیر باشد. وقتی یک نفر ناگهان تقریباً یک قدیس میشود. من افرادی اینطور از دهه ۱۹۹۰ بیرون آمدهاند و تقریباً پدران مقدس شدهاند. این کلمه قرمز نیست، واقعاً چنین تبدیل عمیقی است.
اینجا، بله، کسانی هستند که آماده هستند، آنهایی که ساختار شخصیت آنها قادر به انطباق با این کار بود. و پتانسیل این امکان در نمودار تولد مسدود شده است.
مصاحبه کننده: من درک میکنم که زلنسکی یک جدول زمانی دارد...
svetlana: او تمام شد، بیرون رفت.
مصاحبه کننده بیرون، درست است؟
svetlana: بله. این کار تمام شده است. بله، یک نوع پایان اتفاق افتاده است، فقط همیشه در یک کلیک اتفاق نمی افتد. مرگ پایان نیست، درست است؟ او هنوز لیستی از وظایف محول شده به او را تکرار نکرده است. به ویژه، البته، عملکرد آن می تواند به نوعی گسترش یابد، در حالی که این منفی بودن تلاش می کند تا همه چیز را در دنیای قدیمی حفظ کند و تلاش برای ترک همه چیز در دنیای قدیمی وجود دارد. اما او دیگر آنجا نیست. شما می توانید آن را از نظر ستاره شناسی ببینید. او هیچ شخصیتی، هیچ بدنی، هیچ شخصی ندارد.
مصاحبه کننده: میدانم که چقدر جالب است. متشکرم.
ما در حال خروج از چنین بحرانی هستیم. خبرهایی که میشنوم صحبت از لغو تحریمها، از برقراری مجدد روابط مالی با کشورهای مختلف است. شرکتهای کرهای، چینی و اروپایی به شدت علاقهمند به بازگشت به بازار ما هستند. تولیدکنندگان نیز همینطور. به طور کلی باید کمی آب و هوا در این زمینه نرم شده باشد.
همزمان، ما برخی از نشانهای مثبت را از بیرون میشنویم، اما در داخل، من سیاست را نمیفهمم، چه اتفاقی برای اقتصادمان میافتد، برای روبل. از بیرون به نظر میرسد که مثبته، اما یک قاب وجود دارد که نمیتواند شکسته شود.
svetlana: خیلی عجیبه، انگار الان ما رو دست باله میگیرن. انگار فکر میکنن ما بهتر از اون چیزی هستیم که هستیم. یه حس خاصی داره.
اما این همان نکته است. وقتی پیشبینیهایم را برای سال ۲۰۲۵ نوشتم، دیدم که باید تغییر کنیم، به دلیلی شروع بسیار قدرتمندانهای داشته باشیم، گزینه دیگری نداریم. اما در کل، احتمالاً وقتی شروع به جستجوی منطق در بعضی چیزها بکنیم، آن را اینجا پیدا نخواهیم کرد.
اگر روسیه اکنون اینجا باشد، ما میفهمیم که روسیه ناگهان شروع به جذب خود کرد، اینکه نوعی انرژی دارد، ما به دنبال آن در نشانههای انسانی هستیم، اینکه باید قوی باشد، با چیزی قوی، اما اینجا ... ایده متفاوت بود. این نیست که این شده باشد یک اقتصاد جالب و همه تصمیم گرفتهاند اینجا بیایند. این است که او مرکز جذب شود. و هر کدام استدلال خود را دارند. چه است؟ شاید آنها بخواهند اینجا بیایند چون ما فقط دو جنس اینجا داریم. شاید بخواهند اینجا بیایند چون واقعا منابع خوبی داریم. شاید ما افراد خوبی داریم. و غیره. نشانههای زیادی وجود دارد.
آیا تا به حال تعداد ویدیوهای مترو را دیدهاید؟ دربارهٔ اینکه ما واقعاً چه چیزی داریم، نظم، زیبایی. و این فقط قابل مقایسه با شهرهای اروپایی نیست، فوقالعاده است.
اما اگر برنامهای وجود داشته باشد، بله، اگر برنامهای وجود داشته باشد، صعود روسیه، بله، تبدیل شدن و نقش آن برای تبدیل شدن به نوعی رهبر این نوع، این نوع ما اکنون هستیم، جدید آمریکا، بله، اما الگوی همه، همانطور که باید باشد، همانطور که در آنجا، بگویید، ما نظافت خیابانها را داریم، بنابراین باید باشد، نه مانند من شهرهای اروپا را نخواهم نامید، جایی که اکنون متاسفانه به این شکل نیست.
و سیارات مرتبط با اقتصاد هنوز کاملا مشخص نیستند، می گویند. تا به حال هیچ اتفاقی نیفتاده که بتوانیم آن را ارائه دهیم، و اینکه ما خودمان ساختاری محکم و جدی داریم، ایده و درک ما با آنچه کسانی که مایل به نزدیک شدن به ما هستند امیدوارند مطابقت دارد.
فکر میکنم که وقتی این فرآیندها شروع میشوند و ما آنها را مشاهده میکنیم، کلمات ما به شیوهای متفاوت درک خواهند شد. اکنون، ظاهراً، با واقعیتی مواجه هستیم که طرح الهی برای تبدیل روسیه به منادی آینده جدید، که ما آن را میبینیم، زیرا ما برای این کار هیچ کاری نکردهایم، به جز شاید بیان شایستهای که به همه کسانی نشان میدهیم که میخواهند ما را به نوعی نابود کنند.
باید بگویم که با وجود اینکه همه چیز در کشور ما به اندازه کافی متراکم و بیثبات نیست، اما ما هنوز افرادی را میبینیم که بسیار پیشرو هستند، افرادی که به دنبال عدالت هستند، هوش فعلی، و غیره. ما همه این موارد را میبینیم. یک چیز دیگر اینکه هنوز پردههای قبلی آن گذشته وجود دارد که هنوز معتبر است. اما فکر میکنم ما به زودی شاهد فروپاشی آن خواهیم بود.
ما دیدیم که چطور صنعت سرگرمی دیگر برای ما جذاب نبود. او فقط تبدیل به چیزی شد که مردم دیگر آن را حس نمیکردند. و این همان نشانههای اولیه بود که نشان میداد علاقه به ارزشهای قدیمی، که در واقع ارزشها نبودند، در حال محو شدن است و مردم به چیزی جدید نیاز دارند.
ما نراه ونسمعه من شبان وكبار السن الذين حافظوا على مبادئهم، لنقل إنهم كذلك. في أي حال، سيكون الأمر على الأرجح حول النهضة، والتي ستستمر طوال الصيفعلى الأرجح. النهضة، نعم، سيكون الأمر أولًا إعادة بناء. ثم ربما سيكون خريف صعب.فيه سيكون من الواضح أن الموقف أكثر دراماتيكية مما كنا نتخيل، وأننا لن نستطيع بعد الآن، حسنًا، كما كنا نقول سابقًا، أن نأخذ التغييرات التي سنراها في الصيف باستخفاف.
و این زمانهای بسیار جدی خواهند بود از چنین بازنگری جهانی در مورد اینکه ما کیستیم، چرا هستیم، روسیه چه است. و ما نتیجه را خواهیم دید. و سپس، قبل از 2026، آغاز سال 2026، که شروع به نقطه گذاری خواهد کرد، “و&rdquo؛ ما نه تنها تهاجم روسیه بر دگرگونی، بلکه صرفاً نیاز به پذیرش، احتمالاً، این تعهدات را خواهیم دید. خوب، شاید مسئولیت. .
ادامه دارد...