یک اتحاد بسیار غیرمعمول از نیروهای سیاسی

یک اتحاد بسیار غیرمعمول از نیروهای سیاسی

6 دقیقه مطالعه

پیشبینی: ونزوئلا. مادورو. حقیقت و دروغ. پیشبینی تحولات توسعهای (منتشر شده در 7 ژانویه 2026، لینک)

س. درگان:

... فرآیندهایی که در حال حاضر در حال انجام هستند و حدود 5 ژانویه 2026 آغاز شدهاند (از رویدادهای ونزوئلا)، مسیر خود را خواهند داشت...

... و من تجمع نیروها، حتی قدرت ویژه، برای ایجاد یک معماری سیاسی جدید اقتدار را میبینم که حتی با نگاه غیر مسلح هم قابل درک است. اما چیزها در بلندمدت آنقدر ساده نیستند. در اصل، یک ائتلاف سیاسی بسیار غیر معمول در حال ظهور است که ممکن است در حال حاضر اشکال و معانی مبهمی داشته باشد. اما برای پیشرفت بیشتر این سناریو، چنین اقدامی لازم بود، نه به عنوان تصرف خصوصی اولویت اقتصادی با آیندهای متمرکز بر منابع، بلکه به عنوان بخشی از یک بازی سیاسی-اقتصادی چند مرحلهای...

پیشبینی: «رویدادهای جهانی در ماههای آینده» (منتشر شده در 18 مارس 2026، لینک)

در واقع، تا تاریخ ۹ تا ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶، ترکیه ممکن است تحت تأثیر رویدادهای نظامی-سیاسی قرار بگیرد...

نیمه اول سال ۲۰۲۶، همانطور که S. دراگان پیشبینی کرد، بهطور کامل نشان میدهد که اتفاقات ونزوئلا نهتنها «تصاحب خصوصی اولویتهای اقتصادی با آیندهای متمرکز بر منابع»، بلکه بخشی از یک بازی سیاسی-اقتصادی چندوجهی است...

و این «بازی» ایالات متحده در مقابل چین است که با هدف تضعیف اقتصادی رقیب ژئوپلیتیک خود، از طریق محروم کردن آن از منابع انرژی اصلی و ارزان خود، انجام میشود.

این فشار بر چین، اگر از سال ۲۰۲۲ تنها در قلمرو اوکراین برای تضعیف روسیه بهعنوان متحد «کشور آسمان» انجام شده بود، اکنون بر «میدان خاورمیانه» اولویت دارد.

در تمام این مدت، «نیروهای جمعآوری شدهاند، حتی قدرت ویژهای برای ایجاد معماری سیاسی جدید اقتدار که حتی با چشم غیرمسلح قابل خواندن است. اما چیزها در بلندمدت آنچنان ساده نیستند…».

ایالات متحده نتوانست تکرار «بلیتزکrieg» ونزوئلا را انجام دهد، و آنها در جستجوی شرکای جنگی علیه ایران هستند، راههایی برای خروج از جنگی که خود آغاز کردهاند، و هدف این است که دست کم به سطح روابط قبل از جنگ بازگردند، از جمله بازگرداندن ناوبری آزاد در تنگههای خلیج فارس و دریای سرخ.

به طور پارادوکسیک، تعادل ژئوپلیتیک در طول مناقشه خاورمیانه تغییر کرده است، که شش ماه پیش دارای «…شکلها و معانی مبهمی…» بود.

"در واقع، یک ائتلاف سیاسی بسیار غیرمعمول پدید آمده و پتانسیل رویدادهای نظامی-سیاسی برای تأثیرگذاری بر ترکیه وجود دارد."

افزایش دخالت ترکیه در رویدادهای نظامی-سیاسی، به ویژه در ژوئیه 2026، در سه بخش تاییدیه «مسیر سیاسی ترکیه در میانه ژوئیه 2026» در تاریخ 29 و 31 ژوئیه و 7 آگوست آن سال مورد بحث قرار گرفت. با این حال، این روند برای آنکارا متوقف نشد.

در ماه ژوئیه، بحثی که تقریباً یک سال به طول انجامیده بود به پایان رسید و در اوایل آگوست، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان یک توافق دفاعی جدید امضا کردند که هدف آن حفظ ثبات منطقهای بود. هر سه کشور به تقویت صنایع دفاعی خود و مهار تهدیدات خارجی علاقهمند هستند. هنوز جزئیات تعهدات طرفین فاش نشده است، اما بر اساس منابع، نتیجه مذاکرات بین این کشورها تحت تأثیر بحران خاورمیانه، ناشی از رویارویی ایران و ایالات متحده، قرار گرفته است.

با اینکه طرفین هنوز جزئیات توافق را فاش نکردهاند، ماهیت آن از ترکیب شرکتکنندگان پیداست. ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان کشورهای بزرگ با جمعیت عمدتاً سنیمذهب هستند، و یکی از این سه کشور نیز دارای سلاحهای هستهای است. ترکیه و پاکستان همچنین مرز زمینی با ایران دارند، در حالی که عربستان سعودی از طریق آبهای خنثی خلیج فارس با جمهوری اسلامی مرز مشترک دارد.

این توافق، اتحاد دفاعی تشکیلشده در سال ۲۰۲۵ میان عربستان سعودی و پاکستان را گسترش میدهد. این توافق بیان میکند که حمله به هر یک از طرفین «با هر گونه وسیله نظامی» بهمنزله حمله به هر دو طرف است. درحالیکه پاکستان تلاش میکند از درگیر شدن در مناقشه ایران و آمریکا اجتناب کند و ترجیح میدهد بهعنوان یک میانجی عمل کند، نیاز به بازدارندگی مؤثر در این منطقه رو به افزایش است. جنگ آمریکا و ایران نشان داد که ابزارهای تأثیرگذاری بر ایران محدود است، درحالیکه جمهوری اسلامی دارای یک اهرم فشار منحصربهفرد بهشکل تنگه هرمز، که برای اقتصاد جهانی حیاتی است، میباشد.

درنتیجه چنین پیمانهایی، پتانسیل هستهای پاکستان، قابلیتهای بالستیک و منابع انسانی آن با نفوذ مالی عربستان سعودی و صنعت دفاعی پیشرفته و تجربه نظامی ترکیه ترکیب میشود. این کشور آخر، بر اساس منابع، این اتحاد را بهعنوان یک اقدام ضروری برای محافظت در برابر زمانی که تواناییهای آمریکا محدود میشود یا منافع واشنگتن بر نیازهای متحدان آن چربش مییابد، میبیند.

این توافق ممکن است شامل تمرینات نظامی مشترک، اشتراک اطلاعات، تولید مشترک سلاح و آموزش تخصصی باشد. برای ترکیه، این فرصتی است تا صادرات صنعت دفاعی خود را گسترش دهد، برای پاکستان، تا نقش نیروهای مسلح خود را در جهان اسلام تقویت کند و برای عربستان سعودی، تا تامین کنندگان خود را متنوع کند و متحدان قدرتمندی برای مقابله با حملات حوثی به دست آورد.

امضای این توافق سه جانبه، تلاشی بلندمدت است، اما مزایای واضحی را در حال حاضر ارائه میدهد. اگرچه نمیتوان تضمینی داد که این توافق ریاض را از حملات حوثی در دریای سرخ محافظت کند، اما قطعا داراییهای عربستان سعودی در داخل پادشاهی را از حملات محافظت خواهد کرد.

در همین حال، اگر این اتحاد موفق شود، ممکن است سایر کشورها به آن بپیوندند. بر اساس منافع مشترک، کاندیداهای احتمالی میتوانند شامل آذربایجان، قطر، امارات متحده عربی و اردن باشند. این میتواند یک سیستم امنیتی منطقهای کامل را شکل دهد، شبیه به "ناتو کوچک" در جهان عرب.

با این حال، حتی اگر تعداد اعضا در اتحاد دفاعی جدید سه نفره باقی بماند، این همچنان روند جهانی را برای تقویت نقش اتحادهای منطقهای به جای سازمانهای جهانی رو به افول نشان میدهد.

در حالی که بسیاری از اعضای ناتو در تلاش برای حفظ یک جبهه متحد هستند، اتحادهای منطقهای کوچکتر به راحتی میتوانند به توافق برسند و «...یک اتحاد بسیار عجیب و غریب از نیروهای سیاسی را تشکیل دهند...».

(اطلاعات بیشتر در این باره در ادامه)

نوشته‌های مرتبط