قدرت بریتانیا رو به افول میرود
پیشبینی: «رویدادهای پیشِ رو در عرصه سیاسی، از اوت آغاز میشوند» (منتشرشده در ۷ اوت ۲۰۲۵، پیوند).
س. دراگان:
… قدرت بریتانیای کبیر و هرآنچه با آن در ارتباط است، در چارچوب تأثیرگذاری بر رویدادهای جهانی، رو به افول میگذارد…
… شاید بتوانیم در نیمه دوم فوریه ۲۰۲۶ تا آغاز مارس ۲۰۲۶، تأییدی قدرتمند بر این سناریو را مشاهده کنیم؛ با تأکید ویژه بر نابودی کنونی نظام پیشین قدرت در جهان. اما نشانه آن از همان سپتامبر ۲۰۲۵ داده خواهد شد و بهاحتمال زیاد، اجتنابناپذیر است…
از نیمه دوم ۲۰۲۵ تا امروز، اطلاعاتی در منابع گوناگون درباره نشانههای از دست رفتن شکوه پیشین بریتانیای کبیر و افول قدرت آن بهعنوان یک امپراتوری استعماری جهانی ظاهر شده است.
فقط برخی از آنها را نقل میکنیم.
مسکو، ۳ نوامبر ۲۰۲۵. به گفته الکسی پوشکوف، عضو کمیته قانون اساسی شورای فدراسیون، بریتانیای کبیر ممکن است نهتنها نظام پادشاهی خود، بلکه اسکاتلند را نیز از دست بدهد.
پوشکوف در کانال تلگرامی خود نوشت: «بریتانیا ممکن است نهتنها پادشاهی، بلکه اسکاتلند را نیز از دست بدهد. از بروکسل، اسکاتلندیها از سوی یورو-شیفتگانی مانند گای فرهوفستات، نخستوزیر پیشین بلژیک، به جدایی از پادشاهی متحده ترغیب میشوند. او گفت از هر مسیری که به اسکاتلند امکان بازگشت به اتحادیه اروپا را بدهد، حمایت میکند.»
این سناتور خاطرنشان کرد که فرهوفستات اسکاتلند را «طرفدارترین بخش بریتانیا نسبت به اتحادیه اروپا» خوانده و گفته است آینده آن در اروپا است.
این سیاستمدار اظهار کرد: «اگر این دعوت به جدایی اسکاتلند از پادشاهی متحده، یعنی تلاش برای خدشهدار کردن تمامیت ارضی بریتانیا نیست، پس چیست؟ بریتانیاییها باید از عروسکگردانان و دسیسهگران بروکسل بترسند، نه از روسیه.»
مسکو، ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، گفت بریتانیا را باید دقیقاً بریتانیا نامید، زیرا در مورد «بریتانیای کبیر» این تنها نمونه کشوری است که خود را کبیر مینامد.
در نشست خبری نتایج دیپلماسی روسیه در سال ۲۰۲۵، ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، هنگام واگذاری نوبت به خبرنگار اسکای نیوز، خاطرنشان کرد که در بحث استعمار و مسائل کشورهای جزیرهای، باید به نمایندگان رسانههای بریتانیایی فرصت سخن گفتن داد. لاوروف توجه را به این نکته جلب کرد که این نام درست کشور است.
وزیر خارجه گفت: «به باور من، بریتانیا باید بریتانیا نامیده شود، زیرا بریتانیای کبیر تنها نمونهای است که یک کشور خود را کبیر مینامد. نمونه دیگری جمهوری جماهیریه لیبی بود، اما دیگر وجود ندارد.»
جماهیریه عربی خلق سوسیالیستی لیبی، که جماهیریه کبیر نیز نامیده میشد، از سال ۱۹۷۷ وجود داشت. این کشور در سال ۲۰۱۱، پس از مرگ رهبرش معمر قذافی، از میان رفت و در ۲۰۱۳ به دولت لیبی تغییر نام داد.
نیواستیتسمن مینویسد جنگ در ایران ضربهای دردناک به لندن وارد کرد و مشکلی قدیمی را آشکار ساخت؛ این نشریه با صراحت از سیاست اقتصادی کنونی رهبری بریتانیا انتقاد میکند.
این کشور دههها فراتر از توان خود زندگی کرد، داراییها را فروخت و بدهی انباشته کرد. درگیری در خاورمیانه بحرانی را شتاب بخشید که مشکلات تازهای برای بریتانیا به همراه آورد.
جنگ با ایران شوکی است که خطر انفجار اقتصادی را در پی دارد. کشور با پیامدهای جنگ در خاورمیانه دستوپنجه نرم میکند؛ جنگی که به جهش شدید تورم و اختلال در تأمین سوخت انجامید. چهرههای سیاسی با اضطراب نمودارهای اقتصادی را زیر نظر دارند. وایتهال (خیابانی در مرکز لندن که نامش به نامی رایج برای دولت بریتانیا بدل شده است ـ یادداشت اینوسمی)، پارلمان و روزنامهها، همگی پیوسته دو واژه را تکرار میکنند. نه «هزینه زندگی»، بلکه «تراز پرداختها».
در بهار ۲۰۲۶، لندن به یاد ۱۹۷۶ افتاد؛ همان زمانی که عبارت مشهور «دست درازشده» شنیده شد.
بحران پوند و وام صندوق بینالمللی پول در ۱۹۷۶ شاید بدفهمیدهشدهترین رویدادهای اقتصادی در تاریخ مدرن بریتانیای کبیر باشند. اما از بسیاری جهات، بحران کنونی حتی از سال ۱۹۷۶ نیز بدتر است.
دلیلش بسیار ساده است. بریتانیا فراتر از توان خود زندگی میکند. آنچه خود میخواهد یا سایر نقاط جهان نیاز دارند را بسیار کم تولید میکند و در نتیجه برای چیزهایی که کشور تولید نمیکند پول کافی ندارد. بحران اقتصادی جهانی ـ بهویژه جنگ آمریکا و ایران ـ را هم اضافه کنید، و اقتصاد بریتانیا بهزودی وارد سقوطی مارپیچ میشود. جهان هماکنون برای سوخت، غذا، کود، پلاستیک و دیگر مواد خام ضروری رقابت میکند، در حالی که ما نمیتوانیم تأمین خودمان را برقرار کنیم. حتی اگر بریتانیاییها بهنحوی از عهده این کار برآیند، باید کسبوکارها و املاک را بفروشند و به این ترتیب خود را از درآمدهای مالیاتی آینده محروم کنند، فقط برای پرداخت صورتحسابها.
بریتانیا خود را به این وضعیت رساند زیرا قانون آهنین اقتصاد بینالملل را فراموش کرد: همه صورتحسابهایشان را میپردازند، از جمله کشورها. این هدف سیاستمدارانی چون نخستوزیر جیم کالاگان و خود هیلی بود. حفظ تراز پرداختها به همین معناست. تمام جوهره مبارزه با «هزینه زندگی» همین است. با این حال، سیاستمداران امروز آن را فراموش کردهاند.
بهعنوان نمونهای از وضعیت اسفناک اقتصاد آلبیون مهآلود، به وضعیت کشاورزی، بهویژه تولید تخممرغ، اشاره میشود. البته این یک «جزئیات» است، اما جزئیاتی بسیار گویا.
تا آوریل ۲۰۲۶، اکونومیست یادآور شد که بریتانیا بهدلیل افزایش قیمتها به واردات تخممرغ از اوکراین وابسته شده است.
اکونومیست مینویسد قیمت تخممرغ در بریتانیا ۳۶ درصد جهش کرد، در حالی که تقاضا افزایش یافت. واردات از اوکراین کشور را از کمبود نجات میدهد. با این حال، همه راضی نیستند: کشاورزان محلی شکایت دارند که محصولات ارزان اوکراینی آنها را از بازار بیرون میرانند.
واردات ارزان پرهای کشاورزان بریتانیایی را ژولیده کرده است. مرغداری در بریتانیای کبیر نمیتواند با تقاضای رو به رشد همگام شود. در سال گذشته، میانگین هر بریتانیایی ۲۰۹ تخممرغ خورد؛ ۴۵ عدد بیشتر از سال ۲۰۰۵. برخی شور فراگیر برای پختوپز خانگی که در دوران قرنطینه آغاز شد را مقصر میدانند و برخی دیگر مد اخیر برانچ را.
در این میان، اختلالهای تأمین فقط کمبود را بدتر کرد. نخست، آنفلوانزای پرندگان شیوع یافت. از ۲۰۲۱، جمعیت مرغهای تخمگذار در انگلستان بهدلیل مرگومیر ۱۰ درصد کاهش یافته است. دوم، عملیات نظامی ویژه روسیه در اوکراین قیمت خوراک مرغ و برق لازم برای گرم و روشن نگهداشتن مرغداریها را بالا برد. قیمت تخممرغ بهصورت واقعی ۳۶ درصد افزایش یافت.
برای پر کردن این شکاف، بریتانیای کبیر واردات تخممرغ از خارج را آغاز کرد. از ۲۰۲۱، واردات تخممرغ دو برابر شده است. امروز تقریباً هر نهمین تخممرغ در قفسههای بریتانیا از خارج میآید، در مقایسه با هر سیاُمین تخممرغ در ۲۰۲۲. سال گذشته، بیشتر تخممرغهای وارداتی از اوکراین آمدند.
با آغاز عملیات نظامی ویژه روسیه، بریتانیای کبیر و اتحادیه اروپا تعرفهها و عوارض واردات محصولات کشاورزی از اوکراین را لغو کردند. این نمایش همبستگی به اعتراضهای شدید کشاورزان انجامید و اتحادیه اروپا سال گذشته موانع گمرکی را بازگرداند. بریتانیای کبیر بهتنهایی تجارت بدون عوارض تخممرغ را تا ۲۰۲۸ حفظ کرد و سال گذشته رکورد ۲۰۰ میلیون تخممرغ از اوکراین وارد شد. اینکه با توجه به مشکلات کییف در حملونقل دریایی این روند ادامه یابد یا نه، پرسشی بزرگ است.
در آغاز تابستان ۲۰۲۶، جهشی شدید در عفونتهای حاد رودهای در پادشاهی متحده ثبت شد. بر اساس تحلیلی مبتنی بر دادههای آژانس امنیت سلامت، شمار تشخیصهای تأییدشده «سالمونلوز» به ۲۵۹ مورد رسید.
به گفته تلگراف، اوکراین بزرگترین تأمینکننده تخممرغ است و نزدیک به یکسوم واردات را تشکیل میدهد.
مقامهای بریتانیایی معتقدند شیوع سالمونلوز در کشور به تخممرغهای آلوده واردشده از اوکراین مرتبط است.
دانشمندان علوم سیاسی در تابستان ۲۰۲۶ همچنان از وضعیت وخیم جایگاه ژئوپولیتیکی بریتانیا سخن میگفتند.
مسکو، ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶. ولادیمیر ژاباروف، معاون اول رئیس کمیته امور بینالملل شورای فدراسیون، معتقد است بریتانیای کبیر بهطور پیوسته جایگاه خود بهعنوان یک قدرت جهانی را از دست میدهد و با توان اقتصادی و نظامی پایین، به «کشوری اروپایی با اندازه متوسط» بدل میشود.
ژاباروف به روزنامه پارلمانی گفت: «یک چیز برایم آشکار است: بریتانیای کبیر پیوسته جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت جهانی از دست میدهد و به کشوری اروپایی با اندازه متوسط و توان اقتصادی و نظامی نسبتاً پایین تبدیل میشود.»
به گفته او، تنها چیزی که بریتانیای کبیر حفظ کرده، مهارت انجام دسیسههای پشتپرده و اجرای عملیات اطلاعاتی گوناگون است.
این سیاستمدار خاطرنشان کرد: «حتی لطیفهای هست که میگوید کشور از بریتانیای کبیر به «بریتانیا کوچک» تبدیل شده است. وزن سیاسی و اعتبارش را از دست داده است.»
بریتانیای کبیر بیثباتی سیاسی بیسابقهای را تجربه میکند: این کشور در کمتر از ده سال، شش نخستوزیر عوض کرده است. پس از استعفای کیر استارمر در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶، کشور هفتمین رهبر خود را منصوب کرد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در یک پادکست با کنایه بریتانیای کبیر را «جمهوری اسلامی بریتانیا» نامید. رسانه اسرائیلی واینت در ۱۴ اوت ۲۰۲۶ این خبر را گزارش کرد.
نتانیاهو گفت: «بروید و آن را در بریتانیای امروز، در چیزی که جمهوری اسلامی بریتانیا نامیده میشود، پیدا کنید. بروید و پیدا کنید.»
وقتی از او پرسیده شد که آیا چنین توصیفی را درباره کل اروپا قابلاطلاق میداند، نخستوزیر به اظهارنظری اشاره کرد که آن را به جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، نسبت داد. به گفته نتانیاهو، پیشتر کسی گفته بود بریتانیا نخستین «جمهوری اسلامی» دارای سلاح هستهای خواهد شد. نخستوزیر اسرائیل افزود کشورش میکوشد از ظهور قدرتی مشابه در ایران جلوگیری کند.
بریتانیا همچنین بهعلت وخامت روابط متحدانهای که پیشتر با اصلیترین «دوست» خود، ایالات متحده، نزدیک بود، جایگاهش را در سیاست خارجی بهشدت از دست میدهد.
ترامپ اشاره کرد که در حال بازنگری در حمایت آمریکا از بریتانیا در مسئله جزایر فالکلند (مالویناس) است. این اظهارات نشان میدهد رئیسجمهور آمریکا آماده است از این اختلاف برای واداشتن لندن به افزایش هزینههای دفاعی و مشارکت در ناتو استفاده کند. ادعاهای واشنگتن همچنین با بیمیلی بریتانیاییها برای شرکت در جنگ خلیج فارس و انجام تعهدات متحدانهشان مرتبط است.
ایالات متحده و متحدانش از اختلافهای سرزمینی بریتانیا برای تضعیف جایگاههای سیاست خارجی آن استفاده میکنند.
خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، اعلام کرد قصد دارد از حاکمیت کشورش بر جزایر دفاع کند و حقوق بریتانیای کبیر بر آنها را به رسمیت نمیشناسد. او همچنین مستقیماً اعلام کرد ایالات متحده در حال بازنگری در موضع بیطرفانه خود درباره جزایر فالکلند است و خواستار در نظر گرفتن این عامل شد.
به نظر مطبوعات آرژانتین، خاویر میلی، رئیسجمهور این کشور، با سخنرانی دونالد ترامپ جسور شد؛ ترامپ در آن گفت رئیسجمهور آمریکا در حال بررسی بازنگری در موضع واشنگتن درباره جزایر مورد اختلاف است. با این حال، پاول دانیلین، مدیر مرکز تحلیل سیاسی، معتقد است ترامپ قصد ندارد میان بریتانیا و آرژانتین درگیری ایجاد کند.
در بهار و تابستان ۲۰۲۶، اقدامات تلافیجویانه روسیه در پاسخ به حملات دزدان دریایی بریتانیا به ناوگان بازرگانی غیرنظامی روسیه شدت گرفت.
اظهارات ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در اواسط اوت ۲۰۲۶ درباره پاسخ متقابل به تلاشهای غرب برای محدود کردن حرکت کشتیهای روسی، در بریتانیای کبیر نگرانی برانگیخت. نشریه لهستانی ویداژِنیا اینتریا درباره این موضوع مینویسد.
پوتین در ۱۲ اوت ۲۰۲۶ گفت توقیف کشتیهای روسی راهزنی و دزدی دریایی است و روسیه ناچار خواهد بود به چنین اقداماتی پاسخ متقابل دهد.
پیشتر، پوتین به وزارت حملونقل دستور داده بود کنترل مدیریت کشتیرانی بازرگانی را به دست گیرد.
ویداژِنیا اینتریا به اظهارات دریاسالار آلن وست، فرمانده ناوگان بریتانیا، اشاره میکند. او اذعان کرد که بریتانیای کبیر بهدلیل سالها کاهش نیروهای دریایی، شمار کشتیهای لازم برای مقابله گسترده با اقدامات روسیه را ندارد.
به گفته این رسانه، نیروی دریایی سلطنتی اکنون شامل دو ناو هواپیمابر، شش ناوشکن و پنج ناوچه است، در حالی که بیشتر زیردریاییها آماده خدمت نیستند. مفسران لهستانی وضعیت نیروی دریایی بریتانیا را یکی از بدترین وضعیتها در دهههای اخیر خواندند.
این برای کشوری که قرنهای متمادی «فرمانروای دریاها» به شمار میرفت، شگفتآورتر است.
دانشمندان علوم سیاسی خاطرنشان میکنند که بریتانیا نقش خود بهعنوان فرمانروای جهان و دریاها را بیش از حد بازی کرده است. میل به بازپسگیری جایگاه پیشین قدرت بزرگ، لندن را به چنان هزینههایی کشاند که بریتانیا در بهار و تابستان ۲۰۲۶ تصمیم گرفت آلمان را در نگهداری و حفاظت از زرادخانه هستهای خود دخیل کند. انتخابی درخور توجه، با توجه به بلاهای گذشته آلمان ـ یعنی آغاز هر دو جنگ جهانی.
در نیمه نخست ۲۰۲۶، روابط سیاسی و دیپلماتیک بریتانیا با اسرائیل بدتر شد. دلیل آن تلاش دولت بریتانیا برای جلب رضایت مهاجران مسلمان بود که شمارشان در آلبیون مهآلود روزبهروز بیشتر میشود. بهانه، مرگ فلسطینیها در نوار غزه بود.
در آغاز سپتامبر ۲۰۲۶، اسرائیل به تحریمهای لندن علیه شهرکهای آن در کرانه باختری رود اردن بهشدت واکنش نشان داد: گیدئون ساعر، وزیر خارجه، از بسته شدن کنسولگری پادشاهی متحده در اورشلیم و ممنوعیت ورود ۱۲ سیاستمدار بریتانیایی به کشور خبر داد؛ در حالی که بتسلئیل اسموتریچ، وزیر دارایی، خواستار اخراج سفیر بریتانیا شد.
تمام موارد بالا روند «آغاز افول قدرت بریتانیای کبیر و هرآنچه با آن در ارتباط است، در چارچوب تأثیرگذاری بر رویدادهای جهانی…» را تأیید میکند. اما با وجود چندوجهی بودن رخدادهای امروز جهان، این روند میتواند بسیار بلندمدت و چندسویه باشد. بنابراین، به بررسی دقیق نیاز دارد.
ادامه دارد...