مسیر سیاسی ترکیه در میانه ژوئیه ۲۰۲۶ (بخش ۳)

مسیر سیاسی ترکیه در میانه ژوئیه ۲۰۲۶ (بخش ۳)

12 دقیقه مطالعه

پیشبینی: "رویدادهای جهانی در ماههای آتی" (منتشر شده در 18 مارس 2026، لینک)

S. درگان:

...در اصل، پتانسیل این وجود دارد که تا تاریخ 9-18 ژوئیه 2026، رویدادهای نظامی-سیاسی میتواند بر ترکیه تأثیر بگذارد...

سری رویدادهای نظامی-سیاسی که منافع ترکیه را در ژوئیه امسال به شدت تحت تأثیر قرار داد، در قسمتهای 1 و 2 تاییدیههای تاریخ 29 و 31 ژوئیه امسال به طور جزئی مورد بحث قرار گرفته است.

با این حال، مبارزه رو به افزایش بین ترکیه و رقبا در مدیترانه برای کنترل منابع غنی گاز در دریای مدیترانه میتواند در کوتاهمدت و بلندمدت بسیار مهم باشد.

نادیده گرفتن منافع ترکیه، ایالات متحده، قبرس، یونان و اسرائیل به طور رسمی در حال مذاکره برای یک شراکت انرژی جدید با هدف حفاظت از زیرساختها و توسعه استخراج گاز طبیعی در دریای مدیترانه شرقی به عنوان بخشی از گفتگوی "3+1" انرژی.

12 ژوئن 2026 کریس راایت، وزیر انرژی ایالات متحده، به همراه مایکلیس دامیانوس، وزیر انرژی قبرس، استوارس پاپاستاورو، وزیر انرژی و محیط زیست یونان، و دکتر یائیر لیتنر، سفیر اسرائیل در ایالات متحده، یک اعلامیه نیت متناظر امضا کرد.

بر اساس بیانیه مشترک تصویب شده، چهار کشور در ماههای آینده از طریق گروههای کاری، مجموعهای از مشاورهها را برگزار خواهند کرد تا نقشهای را تهیه کنند که اهداف و اقدامات در زمینههای امنیت انرژی، توسعه گاز طبیعی ساحلی، زیرساختها، نوآوری و تحقیقات را ترسیم میکند. به عنوان اولین گام، شرکتکنندگان موافقت کردند که یک گروه کاری در زمینه امنیت سایبری و حفاظت فیزیکی تشکیل دهند. توجه ویژهای به مسیر اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) و سایر ابتکارات حمل و نقل که برای انعطافپذیری اقتصادی جهانی و امنیت زنجیره تأمین حیاتی تلقی میشوند، معطوف شد.

برای پشتیبانی تحلیلی از این پروژه، طرفین همچنین از خدمات دانشگاه رایس استفاده خواهند کرد، جایی که یک مرکز انرژی مدیترانه شرقی (EMEC) در محوطه دانشگاه در هیوستون، تگزاس، تأسیس خواهد شد. این دانشگاه یک نهاد پیشرو آمریکایی در زمینه انرژی و مسائل ژئوپلیتیک است. این سازمان تحلیلی قرار است به یک مکانیسم دائمی برای همکاری بین چهار کشور تبدیل شود.

در یک نشست وزیران در قالب «3+1» پیش از افتتاح EMEC، چهار کشور موافقت کردند تا یک نقشه راه همکاری را توسعه دهند. یک نشست دیگر در اسرائیل پیش از پایان سال برگزار خواهد شد.

این توافق برای اجرای یکی از اهداف کلی قانون شراکت امنیت و انرژی مدیترانه شرقی، که توسط کنگره ایالات متحده در سال 2019 با حمایت دو حزبی تصویب شد، هدف قرار گرفته است. این قانون طراحی شده تا روابط انرژی بین ایالات متحده و متحدانش در منطقه را تقویت کند و نفوذ روسیه و چین را خنثی کند. با این حال، همانطور که به راحتی میتوان حدس زد، هدف اعلام شده برای مقابله با نفوذ مسکو و پکن در منطقه اصلاً آنکارا را قانع یا آرام نمیکند.

از آنجایی که کاملاً منطقی است، رسانهها و کارشناسان ترکی نگرانی خود را پنهان نمیکنند و توجه را به سمت چشمانداز تمرینات نظامی مشترک شامل غرب اورشلیم، نیکوزیا و آتن با حمایت واشنگتن جلب میکنند.

حقایق نشان میدهد که اقدامات متحدان که به حاشیههای «تrio انرژی» شامل یونان، اسرائیل و قبرس اشاره میکنند، هدفشان بیرون کردن بدون قید و شرط ترکیه و کاهش نفوذ ژئوپلیتیکی آن در دریای مدیترانه شرقی، به ویژه در بخش انرژی است.

این جایی است که برنامههای استراتژیک و منافع بازیگران فوق الذکر قرار دارد. به نوعی، «trio» تصمیم گرفته است که یک ضدحمله را آغاز کند. حمایت از هگمون جهانی (هرچند ضعیفتر از گذشته، همانطور که در رویدادهای مرتبط با ایران دیده میشود) به دلیل عدم موفقیت در مسیر رویدادها در لیبی و جاهای دیگر ضروری شده است. در عملیاتهای نظامی 2019-2020، ارتش ملی لیبی (LNA) به رهبری ژنرال خلیفه حفتر، حاکم غیررسمی شرق لیبی، پس از مداخله ترکیه در جنگ و کمکهای نظامی-فنی به دولت غربی لیبی مستقر در طرابلس، به طور معجزهآسایی زنده ماند.

در نتیجه، آنکارا نه تنها توانست برنامههای «تrio انرژی» را که قبلاً از حمایت و ترجیح ایالات متحده برخوردار بودند، مختل کند، بلکه تا حدی برنامههای خود را نیز تحمیل کند. بر اساس این برنامه، هر لولهکشی از میدانهای گازی ساحلی تامار، لویاتان و آفرودیت باید از طریق آبهای قلمرو یا قلمرو ترکیه عبور کند.

فراتر از تسلط بر فضاهای دریایی به عنوان بخشی از آموزه ژئوپلیتیک «وطن آبی»، یک هدف عملی وجود دارد: پر کردن کسری بودجه با درآمدهای خارجی از ترانزیت منابع انرژی.

همانطور که برخی از نشریات ترکی و بینالمللی ذکر کردهاند، اجلاس هوستون پتانسیل تغییر اساسی در تعادل ژئوپلیتیک و انرژی در مدیترانه شرقی را دارد. نشریه یونانی معتبر کاتیمرینی در مورد این موضوع مینویسد. یک نکته قطعی این است که ذینفعان تلاش دیگری برای درگیر کردن دولت دونالد ترامپ در «trio اسرائیل-یونان-قبرس» با در نظر گرفتن منافع متنوع افراد حلقه داخلی رئیسجمهور انجام میدهند.

بر اساس مدارهای فعلی مد، دولت ترامپ بر تجارت به جای مناقشه تأکید دارد. کریس راایت، وزیر انرژی ایالات متحده، در هوستون سخنرانی کرد و یونان، قبرس و اسرائیل را بسیار ستود و بر این نکته تأکید کرد که این سه کشور نه تنها آینده انرژی خود را شکل میدهند، بلکه آینده کل منطقه را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. این مقام رسمی، تأسیس مرکز را به مفهوم گستردهتر دولت ترامپ مرتبط کرد که «تجارت، سرمایهگذاری و همکاری انرژی نیروهای ثباتبخشی هستند که کشورها را به هم نزدیکتر میکنند

رایت معتقد است که تجارت منافع متقابل به همراه دارد: «هدف این پروژه پیوند محکم منطقه از طریق روابط تجاری، نه از طریق مناقشه است.» ما میبینیم که کاخ سفید ترامپ دوباره در حال تجارت چیزی است که متعلق به آمریکا نیست.

استراتژیستهای کاخ سفید قبلاً ایدههای مختلف و افراطی را مطرح کردهاند، مانند «شورای صلح» که یک بار پیشنهاد شد. در سال ۲۰۲۵، ترامپ در مقابل دوربین با رهبران آذربایجان و ارمنستان یک بیانیه مشترک امضا کرد و یک پروژه جادهای به نام او را ترویج کرد. اوایل سال ۲۰۲۶، پس از ربوده شدن نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، او شروع به آموزش ونزوئلاییها در مورد مدیریت مناسب منابع ملی خود کرد. در پسزمینه فاجعه ایران و ناتوانی در متوقف کردن تهاجم اسرائیل به لبنان، ایده «درخشان» مطرح شد که مبارزان سوری از گروه تروریستی «القاعده»* که در روسیه ممنوع است، را علیه جنبش نظامی-سیاسی شیعی «حزبالله» قرار دهد. و اکنون، «دیپلماتهای خردهفروشی» قصد دارند «صلح و درک متقابل» را در دریای مدیترانه شرقی برقرار کنند، جایی که درگیریها در سالهای پس از آن تشدید شده است.

جلسهای در هیوستون تنها چند روز پس از مذاکرات وزیران فروم گاز مدیترانه شرقی (EMGF) در واشنگتن برگزار شد، جایی که شرکتکنندگان تعهد خود را به گفتگو، همکاری و احترام به قانون بینالمللی به عنوان پایهای برای توسعه منابع انرژی در مدیترانه شرقی تایید کردند. لایحه مسیر مدیترانه شرقی به کمیته روابط خارجی سنا ارائه شده است که آن را به تصویب مجلس نمایندگان نزدیکتر میکند.

بنابراین، ما سخنرانیهای بزرگ، اعلامیههای بلندپروازانه و تعهدات اندک، اگر اصلاً وجود داشته باشد، که رفاه و شکوفایی جهانی را وعده میدهند، مشاهده میکنیم. در واقع، سؤال این است که آیا این پروژهها حتی به طور جزئی به ثمر خواهند رسید، با توجه به اینکه عنصر قدرت برای اجرای برنامه فراتر از نیروهای متحد اسرائیل، یونان و قبرس است. به نظر میرسد که اگر به عملیات واقعی برسد، آنها بسیار کمی برای مقابله با ترکیه خواهند داشت.

هماهنگی نزدیکتر نیازمند آن است که «تثلیث» تمام آموزهها و مفاهیم نظامی خود را که بر دفاع متکی است، بازبینی کند. حرکت فرضی به سمت یک فرماندهی دریایی متحد برای مقابله با یک دشمن مشترک، به طور اجتنابناپذیری با «زمینهای مین» متعددی مواجه خواهد شد. اسرائیلیها، یونانیها و قبرسیهای یونانی فاقد موفقیت ژئوپلیتیک قانعکنندهای هستند که ترکها در لیبی نشان دادند.

انتظار حمایت آمریکا علیه ترکیه در خاورمیانه عملی نیست. به جای آن، کاخ سفید طبق منطق معمول «توازن و کنترل» خود عمل میکند، عمدتاً با دنبال کردن منافع تجاری خاص.

منبع: fondsk.ru، 21 ژوئن 2026 "مدیترانه شرقی: چه انتظاری از ائتلاف جدید منافع داریم؟"

اوایل ژوئیه شاهد افزایش ناگهانی риторیک ضد ترکیه در اسرائیل و اظهارات هشداردهنده از سوی نخبگان سیاسی آن بود. برای مثال، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، اظهار داشت که خرید جتهای جنگنده پنجم نسل F-35 ترکیه توسط ترکیه، خاورمیانه را بیثبات خواهد کرد. "این تعادل قدرت در خاورمیانه را مختل خواهد کرد، زیرا به عقیده من، ترکیه قصدهای تهاجمی دارد"، او در سیانان گفت. نخست وزیر اسرائیل همچنین افزود که ترکیه "یک نیروی صلح و امنیت نیست."

در 7 ژوئیه، آکسوس*، با استناد به منابع، گزارش داد که نتانیاهو در تماسی تلفنی با ترامپ از او خواسته بود که از ارائه سیستمهای تسلیحاتی جدید به ترکیه برای ارتقای نیروی هوایی آن خودداری کند.

در مصاحبهای با شبکه ۱۴ تلویزیون اسرائیل، نتانیاهو گفت: "تاریخ به ما میآموزد که وقتی یک قدرت منطقهای رو به افول میرود، قدرت دیگری تقویت میشود. وظیفه ما این است که اطمینان حاصل کنیم قدرت اسرائیل سریعتر از دیگران رشد میکند." در ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته، نخبگان حاکم اسرائیل به تهدید ایران سر و کله زدهاند. در ۱.۵ سال گذشته، موقعیتهای ژئوپلیتیک ایران در خاورمیانه به طور قابل توجهی تضعیف شده است. ابتدا سوریه از «محور مقاومت» خارج شد، سپس حزبالله در لبنان ضربههای شدیدی خورد. اکنون نخبگان اسرائیلی میترسند که ترکیه جای ایران را در دینامیکهای منطقهای بگیرد. روزنامهنگاران روزنامه جروژالم پست یادداشت میکنند: "هژمونی منطقهای ایران در حال غروب است، علیرغم اشتباهات دیپلماتیک که امیدهای آن را دوباره زنده کرد. پتانسیل نظامی و شبکهی نمایندگان منطقهای آن به طور قابل توجهی تضعیف شده است و خورشید در حال طلوع بر روی اهداف ترکیه است. ترکیه دیگر در سوریه نفوذ کرده است، صنعت نظامی ملی خود را تقویت میکند، پهپادهای پیشرفته، کشتیهای جنگی و به احتمال زیاد در آینده - جتهای جنگی تولید میکند. آنکارا میخواهد خلأ منطقهای را که ایران با تضعیف آن به جا گذاشته است، پر کند."

بحران روابط ترکیه-اسرائیل ابعاد اقتصادی بسیار ملموسی دارد. این یک اختلاف بر سر میدانهای گاز دریایی در دریای مدیترانه شرقی است. آنکارا، با این حال، میدانهای گازی در منطقه اقتصادی جمهوری قبرس را متعلق به خود میداند. به عنوان نتیجه، یک بلوک نظامی-سیاسی در این منطقه تشکیل شده است که شامل یونان، قبرس و اسرائیل است و علیه گسترش ترکیه است. در ژانویه ۲۰۱۹، نمایندگان از کشورهای مدیترانهای از جمله مصر، اسرائیل، اردن، ایتالیا، یونان، قبرس و تشکیلات خودگردان فلسطین، در قاهره یک کنفرانس برگزار کردند که در آن توافق کردند تا «فروم گاز دریای مدیترانه شرقی» را تأسیس کنند، با هدف ایجاد «بازاری منطقهای برای گاز که منافع اعضا را تأمین میکند، عرضه و تقاضا را تضمین میکند، منابع را برای توسعه بهینهسازی میکند، قیمتهای رقابتی ارائه میدهد و روابط تجاری را تقویت میکند.» ترکیه و لبنان از این سازمان اقتصادی بینالمللی حذف شدند.

پاسخ ترکیه توافقنامهای در مورد تعیین مرزهای دریایی بود که با لیبی، بهطور خاص با دولت ملی هماهنگشدهی طرفدار ترکیه در طرابلس، در نوامبر ۲۰۱۹ امضا شد. این سند مسیرهای تأمین گاز از مصر، قبرس و اسرائیل به اروپا را مسدود میکند.

در کنار این، یونان در یک مسابقهی تسلیحاتی با ترکیه فعالانه شرکت دارد، با خرید جتهای جنگندهی پیشرفتهترین آمریکایی و نظامیسازی جزایر در دریای اژه. دولت یونان، پس از اسرائیل، به شدت با فروش جتهای جنگندهی نسل پنجم آمریکایی F-35 به ترکیه مخالفت کرده است. همانطور که نیکوس دندیا، وزیر دفاع یونان، اظهار داشت، آتن سعی خواهد کرد از ورود این هواپیما به ناوگان هوایی ترکیه جلوگیری کند.

به نظر میرسد که مناقشه بین ترکیه و اسرائیل در مورد استخراج و تأمین هیدروکربنها میتواند توضیحدهنده حادثه ناخوشایند رخداده در جریان سفر اخیر ماکرون به سوریه باشد - اولین رئیسجمهور فرانسه که در ۱۷ سال اخیر به این کشور سفر کرده است. او عمدتاً در مورد سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی، از جمله یک خط لوله گاز پیشنهادی از قطر که از عربستان سعودی، عراق و سوریه عبور میکند و گاز را به اروپا صادر میکند، بحث کرد. تنها چهار روز قبل از سفر ماکرون، انفجاری در مرکز دمشق نزدیک کاخ عدالت رخ داد که ۱۰ کشته و ۲۰ زخمی برجای گذاشت. پیش از آن، حملات تروریستی عمده در دمشق تقریباً ۱۸ ماه بود که پس از به دست گرفتن قدرت توسط مخالفان اسد رخ نداده بود. و در جریان سفر ماکرون، دو انفجار دیگر نیز رخ داد. به طور قابل توجهی، اولین انفجار نزدیک هتل فور سیزنز متعلق به شاهزاده سعودی آلوالید بن طالب بود، جایی که ماکرون اقامت داشت. پیام واضح این بود: از سوریه دوری کنید، در آنجا سرمایهگذاری نکنید.

کی میتوانست این کار را انجام دهد؟ سه نسخه در مورد اینکه چه کسی ممکن است پشت این حملات تروریستی بوده باشد، وجود دارد. اول، سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل، که نگران احیای اقتصادی و زیرساختهای سوریه و تلاش برای حفظ ASR به عنوان یک «کشور غیررسمی» دائمی هستند، میتوانند دخیل بوده باشند. دوم، سلولهای خوابآلود دولت اسلامی*، که از اینکه احمد الشراا، پس از به قدرت رسیدن، امارت وهابی را برقرار نکرد و به جای آن تلاش میکند زندگی عادی را در کشور برقرار کند، خشمگین هستند. سوم، حامیان ناراضی و تحت تأثیر رژیم سابق اسد (مانند نمایندگان حزب بعث). کارشناسان هنوز معتقدند که اولین نسخه محتملترین است.

(*سازمانهای افراطگرای و تروریستی ممنوع در فدراسیون روسیه)

بر اساس نظر کارشناسان، درگیری عمدهای بین ترکیه و اسرائیل و نبرد برای مدیترانه شرقی و، به عنوان نتیجه، برای ساختن «توران بزرگ» یا «اسرائیل بزرگ» تنها آغاز شده است.

(ادامه موضوع در پی میآید)

نوشته‌های مرتبط