تحليلات و تنبؤات: محادثة مع ديمتري ساين
پیش‌بینی

تحليلات و تنبؤات: محادثة مع ديمتري ساين

44 دقیقه مطالعه

آنتالیزیس و آسترولوژی: مکالمه بین سوولنا دراگان و پروفسور دیمیتری سئین

تاریخ ضبط: فروردین ۱۳۹۴/۰۳/۲۶

ترجمه متن مصاحبه ويديو

مصاحبه کننده دوستان، امروز روز بسیار خوبی است، من با سفورا دراگان صحبت می‌کنم و این رویداد برای من مهم است، زیرا مدت‌ها بود که می‌خواستم با سفورا در مورد موضوعاتی مرتبط با ژئوپلیتیک، سیاست، برخی فرایندهای جهانی صحبت کنم. چرا؟ چون در تحلیل‌های سیاسی ما برخی نکات ظریف بسیار کم وجود دارد که می‌تواند، برای مثال، ستاره‌شناسی را آشکار کند، می‌تواند درک عمیقی از برخی فرآیندهای کیهانی و درجه تأثیر آنها بر زمین را نشان دهد. سفورا می‌تواند در مورد این موارد به صورت حرفه‌ای و عمیق صحبت کند. سلام.

سویتسلانا ممنونید، دیمیتری، خوش آمدید. ممنون که این پیشنهاد را دادید. واقعاً خوب بود که شنیدیم.

مصاحبه کننده : امروز، تحلیل سیاسی در هرج و مرج است. و این هرج و مرج از انتظارات متفرق به وجود آمده است.

انتظارات متضاربة، والكثير من المحللين يحاولون سحب ما يعتقدون أنه أكثر راحة ومرونة. ويزداد هذا الارتباك مع وصول إدارة ترامب الجديدة إلى واشنطن. قبل ترامب، كان كل شيء واضحًا. هناك الغرب الجماعي الذي يقاتل روسيا، وهناك الأنغلو-سكسونيون، وهناك الأوروبيون، وهناك أولئك الذين يرعاهم واشنطن. وترامب هنا. وفي البداية، سحب ترامب هذا الغبار الذي سيقضي على جميع العلاقات السيئة السابقة بين أمريكا وروسيا، وأنه سيوقف الحرب في أوكرانيا وأننا سنشفى تحت ترامب. إنها قصة روسية قديمة، عندما نكون دائمًا على قيد الحياة مع شخص ما. الآن، تحت حكم إمبراطور جيد، ثم تحت البلاشفة، ثم مرة أخرى تحت الرأسماليين. وأريد أن أسأل، في رأيك، ما الذي يعنيه ترامب حقًا كشخص، كظاهرة؟

اگر این زاویه را در نظر بگیریم که ترامپ یک پدیده است، و ترامپ روسیه، ترامپ پوتین.

سویتسلانا : خوب، من با چیزی که شما شروع کردید شروع می‌کنم. در مورد امکان تحلیل یا حتی پیش‌بینی در زمان فعلی از دیدگاه ابزارهای ژئوپلیتیک که در حال حاضر وجود دارند. خوب، از آنجا که دیدگاه من تا حدی متفاوت است، می‌توانم درک کنم که نشانه‌های اساسی چیزی که شخصیتی شده وجود دارد. ماریو دراگی گفت: وقتی بازار به این سمت رفت، ترامپ ظاهر شد، بنابراین سیاست باید به سمت دیگر برود. اما در واقع، بگذارید به این روش فکر کنیم، اما ما با یک بن‌بست مواجه هستیم جایی که ما نمی‌فهمیم ریشه کلیه روندهای جاری چیست. افرادی که به قدرت می‌رسند فقط این روندهای جاری را منعکس می‌کنند، چهره این روندها هستند، کسی باید آن را بیان کند.

وقتی، برای مثال، جنگ میهنی بزرگ بود، پارشی قابل مشاهده بود، شرایط خودشان با یک وضعیت بسیار تخریبی، کشنده و دراماتیک مرتبط بودند، کسی باید آن را آغاز می‌کرد. مردی مثل این وجود داشت. انسان همیشه با روندهای تاریخی هماهنگ است، و ما او را به عنوان باری‌دار این ایده درک می‌کنیم. همان داستان با ترامپ است. خوب، کسانی که برای مدت طولانی پیش‌بینی‌های من را تماشا کرده‌اند، سپس، به طور کلی، من گفتم که، بله، احتمالاً ترامپ خواهد آمد. من بر آن تأکید نکردم، اگرچه بله، من آن را فرض کردم. این موضوع اصلی نیست. البته، ما اکنون در مورد آنچه از دیدگاه ترامپ به نظر می‌رسد صحبت خواهیم کرد، اما فرآیندهایی که اکنون در حال شکل‌گیری هستند، آنها به طور کامل کل پارادایم قبلی را از بین می‌برند، نه تنها راهنمایان ژئوپلیتیک بلکه جهانی، زمینی، تمدنی، طبیعی و به طور کلی کیهانی.

به این معنی که ما نشانه‌های جهانی داریم که نشان می‌دهند وارد یک عصر کاملاً جدید با قوانین بازی متفاوت می‌شویم. و بنابراین ما شاهد برخی از آشفتگی‌ها هستیم، زیرا دیگر امکان تنظیم این منطق به شخصیت‌های خاص، تأثیر کشورهایی خاص وجود ندارد. ما این برنامه را در اواخر مارس می‌نویسیم. اما آوریل شامل عوامل شگفت‌انگیزی خواهد بود، من می‌گویم ویرایش رادیکال ستاد مدیریت، برای مثال، در روسیه. و به طور کلی محیط سیاسی، یعنی اتفاقی بلافاصله نخواهد افتاد. منظورم این است که ما بعداً کسی را پیدا خواهیم کرد که همه چیز را اینجا آورده است. با این حال، فکر می‌کنم شخصی وجود خواهد داشت که نقش رهبری را بر عهده بگیرد. من نمی‌گویم تغییر قدرت رخ خواهد داد. اما چیزی که ما در مورد آن صحبت می‌کنیم این است که کسی باید مسئولیت را بر عهده بگیرد و به نوعی این فرآیندها را با وضعیت فعلی هماهنگ کند.

پس چیزهایی که الان اتفاق می‌افتد، تصور کنید. ما اینجا فیزیک صدا را می‌شناسیم، وقتی صدا یک تصویر مشخصی تشکیل می‌دهد. آن صدا بسیار بلند بود. حالا صدا فرکانس‌هایش تغییر کرده و الگوی کاملاً متفاوتی شروع به شکل گرفتن شده است. اما تاریخچه چنین داستان‌های فوری را نمی‌شناسد. و چون این صدا الان درست جلوی چشمان ما در حال تغییر است، صادقانه بگوییم، برای مثال مارس، پایان مارس و ابتدای آوریل اولین مرحله تغییر این بردار است. و آن الگوها، مفاهیم، قوانین، ابزارها و الگوهای متفاوتی دارد. و ما سعی می‌کنیم خودمان را با تفکر قدیمی وفق دهیم، و حتی ابزاری برای تاثیرگذاری بر برخی فرآیندهای سیاسی با دیدگاه قدیمی زندگی پیدا کنیم.

و ما بايد قبول کنيم که اين فقط بي‌ربط نيست، بلکه ساده و مخرب است، ناکارآمد و غیره. اما در مورد ترامپ، قطعاً او کاملاً در شرايط جاري گم شده است. مي‌خواهم بگويم، البته، با توجه به اينکه من يک ستاره‌شناس هستم، البته، من از برخي ديدگاه‌هاي جغرافيايي سنتی دور نيستم، اما من ميتونم آن را به همين شکل ببينم. اما وقتي که سعي مي‌کنم يا مي‌کنم، يعني از واقعيت فاصله مي‌گيرم. وقتي که در قضاوت مستقل هستم، اين چيزها هنوز ديده مي‌شوند. پس همه چيز در مورد ترامپ خيلي شگفت‌انگيز است که در نقشه او، در نقشه جاري، تصور کنيد ما روسيه داريم. خيلي از آنها وجود دارد، اين کارت‌ها، بنابراین ستاره‌شناسان، کسي به يک بينش متصل است، کسي به ديگري، همه متفاوت کار مي‌کنند.

نقشه‌ای که نزدیک من است، سرنخ‌هایی درباره نوعی سیاره فوق‌العاده مهم ارائه می‌دهد که روسیه را به عنوان یک مفهوم، یک عامل، زمین به عنوان یک شیء، یک موضوع و غیره نشان می‌دهد. و این سیاره را دارد، بنابراین به زبان دیگر، در زاویه بالا. بدون اینکه متوجه شود، او بر این مفهوم متمرکز است. این سیاره نیاز به تغییر همه چیز در اطراف واقعیت را به شیوه‌ای انقلابی به او دیکته می‌کند. ما می‌بینیم که ترامپ چگونه مانور می‌دهد، اغلب برخی استدلال‌های عملی ارائه می‌دهد که با هیچ فلسفه خاصی بالا ارتباط ندارند. و سپس این استدلال‌ها فرو می‌ریزند، اما او هنوز بر این مسیر پافشاری می‌کند که به نظر ما به سمت ما هدایت می‌شود. فکر می‌کنیم نه، او روسیه را دوست دارد. خوب، او قطعاً روسیه را دوست دارد. او دوست رئیس جمهور ما است، البته. اما با این حال، نیروهای سیاره‌ای وجود دارند که او را به این سمت هدایت می‌کنند.

اما سیارات خطی نیستند و کنار هم قرار نمی‌گیرند و برابر صلح‌آمیز نیستند. آنها تعاملات خود را دارند، و این تعاملات تصادفی نیستند، همه آنها منطقی ساخته شده‌اند. برای انجام کاری، به آماده شدن نیاز است، مثلا همان روسیه برای شرایط خاصی، برای انجام کاری. از نظر اقتصادی نفس راحتی نمی‌کشید، هوا دیگری است، تلاش می‌کند خودکفا شود. حالا ما متفاوتیم. اگر اتفاق نیفتاد چه می‌شد؟ همه فرایندهای تاریخی البته دلیل و نتیجه دارند، به طور معمول. عوامل زیادی نشان می‌دهند که ترامپ کاملا بی‌تفاوتی نسبت به آنچه قبلا بود، به آنچه اکنون منسوخ شده است. و اگر راحت باشید، می‌خواهم یک اضافه کوچک بگویم.

من نمی‌دانم، اکنون احتمالاً بسیار واضح نیست، اما به دلیل بازسازی بنیادی نه تنها فلسفه تمدن، بلکه همچنین مسائل فنی است. و مسائل فنی خاص نیستند، فقط هوش مصنوعی نیست. این تشکیل کاملاً متفاوت محیط زیست است، و به طور اتفاقی که همان ماسک این مقیاس را دارد. ما باید مقیاس دیگری داشته باشیم. ما برخی از جزئیات تصمیمات را می‌بینیم، اما در واقع آنها توسط نیاز به استفاده از همه چیز در این سیاره برای اجرای سناریو تعیین می‌شوند. بنابراین، موارد زیادی وجود دارد که به آن مربوط هستند، و وقتی درباره ژئوپلیتیک صحبت می‌کنیم، اکنون نقش غالب را به خود اختصاص داده است. اما در واقع تاریخ تمدن ایده‌ها و فانوس‌های دوردست خود را دارد که آنها را دنبال می‌کند.

و ژئوپلیتیک چیزی است که ما اکنون آن را به عنوان یک نیروی محرکه در درک خطی خود می بینیم. چیزی شبیه به این.

مصاحبه کننده: در واقع این توسط آنگلوساکسون‌ها ایجاد شده بود، در دوران رایش سوم توسعه بسیار جدی پیدا کرد، زیرا این ژئوپلیتیک بود که حق حاکمیت برخی مردم بر دیگران را توجیه می‌کرد، با توضیح دادن این موضوع با مزایای طبیعی، اقلیمی، منطقه‌ای، برخی انرژی‌های داخلی. و ژئوپلیتیک به یک کلمه کلیدی تبدیل شد. و دیگر نه، زیرا ژئوپلیتیک چیست؟ مرجع زمانی محدودی دارد.

اگر کمی بالاتر از کوه‌ها برویم، از زمانی که هوانوردی ظاهر شد، از زمانی که فضا ظاهر شد، ژئوپلیتیک خود به خود نقش مهمی را متوقف کرد، زیرا هیچ کوه، هیچ رودخانه، هیچ اقیانوس نمی‌تواند کسی را از یک حمله هسته‌ای نجات دهد، برای مثال. یعنی اگر قبلاً اقیانوس آمریکا را نجات داد و اجازه داد تا در دو جنگ جهانی زندگی شادی داشته باشد، نه اینکه حتی یک بمب آنجا نیفتد و پول زیادی به جیب بزند، اما در جنگ جهانی سوم آمریکا می‌تواند، همانطور که گفته می‌شود، به اعماق اقیانوس سقوط کند، اگر ده‌ها ۳-۴ شارژ فوق قدرتمند هسته‌ای وجود داشته باشد.

او روی کاناپه می‌نشیند و فکر می‌کند که این اتفاق هرگز افتاده است؟ چرا من با روسیه بازی می‌کنم؟ چه، پس خوشحالی پوتین چیست که من یک بازی بزرگ را در مقابل روسیه شکست داده‌ام؟ و این اتفاق می‌افتد، بله. این چیزی است که به آن کشش توضیح‌نشده می‌گویند. در شرایطی که شما انجام می‌دهید، قابل درک است.

سویتسلانا: بله. در واقع، شما به یک موضوع بسیار جالب اشاره کردید. این کار کمی صاف بود. ما در مورد این صحبت کردیم که انگلوساکسون ها نوعی نیروی ژئوپلیتیک هستند و به طور کلی هیتلر، جنگ و غیره. دیمیتری، من می دانم که شما عمیقاً با این تاریخ نگران هستید، هیتلرسم، علل، پیامدها و جنبه های متافیزیکی همه آنها. و ما درک می کنیم که ما در مورد برخی از انرژی ها صحبت می کنیم که نوعی آگاهی را شکل می دهند، یک بردار خاص.

و در واقع، چنین مفهومی به عنوان عدالت، به نظر می‌رسد که مدت‌ها است کارایی خود را از دست داده است. درست است؟ بله، بله، آنجایی بود که ... پس در زمینه قرار گرفت. اکنون، عجیب و غریب است، کسانی که شکل دهنده ژئوپلیتیک هستند و این اصطلاح را مد روز می کنند، آنها درک کل زمینه این مسئله را دارند. لازم است چیزی را بپوشانیم که کمی قابل قبول تر و قابل فهم تر باشد، و به ویژه بسیار آسان برای هیپنوتیزم کردن آگاهی مردم. و اگر به معانی دیگر در اینجا برویم، تصویر کاملاً متفاوتی از زندگی زمینی در کل را می بینیم. و حتی اگر بخواهیم به سؤالات ظریف که پشت صحنه با شما صحبت کردیم نپردازیم، لازم نیست آن را درک کنید یا حتی تمایل به بحث در مورد آن داشته باشید. وقتی هیتلر شروع کرد، اینقدر آسان نبود. و اهداف و انگیزه های او توسط معانی فیزیکی بسیار عمیق تری هدایت می شد.

اینجا هستیم، اما احتمالاً الان به آن نخواهیم پرداخت. فقط می‌خواستم این را بگویم. این داستان که الان برای ما اتفاق می‌افتد، فقط یک تغییر در اولویت‌های ژئوپلیتیک یا نوعی فلسفه، ایده‌ها نیست، بلکه انتقال انرژیهایی است که ما را به یک عصر کاملاً متفاوت با معنای انسانی جدید منتقل می‌کند. یعنی اگر قبلاً همه ما چنین برنامه‌های دستورالعمل داشتیم، برنامه پنج ساله، باید خودمان را وفق می‌دادیم، در جامعه ادغام می‌شدیم و غیره. بنابراین ما بخشی از یک ماشین بزرگ هستیم. و لعنت به ما که فکر می‌کنیم فقط خودمان، این خیلی خودخواهانه است. اما ما این کیفیت انسانی را از دست دادیم، بله، برخی ضربات خلاقانه، و هر کسی که سعی کرد همین کار را بکند، همیشه نوعی فرقه‌ای، حاشیه‌ای بود، هر کسی.

اکنون ما وارد یک مفهوم کاملاً متفاوت می‌شویم، و این مفهوم نیاز به پیشینه‌ای متفاوت، انگیزه‌های دیگری و انرژی دارد که دیگر در جهت حرکت قبلی است که قرن‌ها شاهد آن بودیم. می‌توان گفت محیط در حال تجدید حیات به روشی الهی-طبیعی است. من همیشه می‌دانم که وقتی به این موضوعات می‌پردازیم، خطر خارج شدن از چارچوب منافع ژئوپلیتیک در چنین گفتگویی وجود دارد. اما با این حال، چه چیزی برای حرکت دادن هرگونه فرآیندی و مدیریت آن لازم است؟ آیا دلایل اقتصادی، استدلال‌هایی وجود دارد؟ یا ذاتاً سازش‌جویانه است و ساختاری از جامعه و همه فرآیندهایی که به بشریت، عدالت و حداقل امنیت نظامی منجر می‌شود. هرگز اقتصاد نیاز به جنگ ندارد.

آیا به اقتصاد به این شکل نیاز داریم؟ این بدان معناست که اگر این ساختار فوق‌ساختی به این روش ساخته شود، آنقدر پیچیده و ظریف است که در اصل جنگ ضروری است، زیرا اقتصاد و پایه بسیار مهم هستند. اما وقتی صحبت از ساختار فوق‌ساختی می‌شود، تا حدی ثانویه است. و این ممکن است زمانی باشد که ساختار فوق‌ساختی ماده ساختمانی است که ما را به جایی می‌رساند، اما این نیازمند دانش، مردم و نوعی روشن شدن در این زمینه است. و اگر ما ارتباطی بین این لایه‌ها پیدا نکنیم، چنین تحلیل‌های ژئوپلیتیکی سنتی، و زمینه‌ای دیگر که اکنون ما را آموزش می‌دهد تا به درک برسیم. و نه به این دلیل که من اینطور فکر می‌کنم، می‌گویم، بلکه به این دلیل که باید باشد. و بدون تغییر دادن ذهن مردم، لازم نیست معنای آن را عوض کنید.

این یعنی یا ما به بن‌بست رسیده‌ایم و به این جنگ هسته‌ای می‌رسیم، چون در هر صورت ما تمام ویژگی‌های بد انسانیت را داریم، بگوییم یا ما به یک چیز کاملاً متفاوت، به یک چیز دیگر می‌رسیم. به مرد می‌گفتم. تمام وقت ما دربارهٔ مرد آینده، دربارهٔ تصویر آینده صحبت کردیم. من یادم میاد-- خوب، من خیلی مصاحبه داشتم، اونجا، من یادم میاد، مدرسهٔ عقل سلیم. اونا همه دنبال تصویری از آینده در دههٔ ۲۰ زندگی شون بودن. و من می‌خواستم بگم، لطفاً دوباره ۲۲، ۲۳، ۲۴، ۲۵ رو تجربه کنید تا به این تصاویر برسید.

پس وقتی که ما قبل از آنها بالغ می‌شویم، اما می‌خواهیم به آنجا به سرعت برسیم، باید این مسیر را درک کنیم، باید آن را ببینیم، و این ناوبری باید با ما باشد، وگرنه ما به صورت خودخواهانه فرصت‌هایی که علوم باستانی به ما می‌دهند را رد می‌کنیم، که توسط بطلمیوس، و شاپش، و دیوگناس استفاده شده است. پس چرا آنها اینقدر عرفانی بودند؟ یا یک ریاضیات بسیار نازک در این وجود دارد که به ما اجازه می‌دهد نه تنها زمین خود را، بلکه کهکشان را نیز بشناسیم و قوانین آن را درک کنیم. چرا با آنها مخالفت می‌کنیم؟ الان چه خبر است؟ به خاطر چنین بی‌اعتنایی؟ به خاطر اقتصاد مشابه، چون غیرجذاب است، چون اقتصاد باید زندگی کند، منافع خود را ترویج دهد، حتی چون درگیر منافع ما نیست.

مصاحبه کننده: بله، من به شما گوش دادم و این تشبیه تاریخی برای من وجود داشت. به عنوان یک تاریخدان، من چندین آشوب اجتماعی جهانی را ثبت کرده‌ام که به اندازه‌ای انسانیت را تغییر داده‌اند که ما اکنون مستقیماً توجیه می‌شویم، اول توسط مارکس انجام شد و سپس ادامه یافت، ما می‌گوییم این نیست که شخص اساس را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه اساس شخص را تحت تأثیر قرار می‌دهد، یعنی نه ذهن و فرهنگ بر شکم تأثیر می‌گذارد، و شکم شرایط خود را به عقل، فرهنگ، آموزش و غیره دیکته می‌کند. و بنابراین سیاره وارد یک بحران زیست محیطی، جمعیت شناختی، مفهومی، فرهنگی شده است. و ریشه این امر در دو ضربه واقعی است. مدل کلاسیک عصر طلایی، بر این اساس ساخته شده بود که نوعی سنت هزار ساله باستانی است که در بالای هرم یک مالکیت معنوی و فکری وجود دارد.

در اینجا ما کشیش‌هایی داشتیم، برای مثال، در تمدن هندو باستان برهمن‌ها. و همه این‌ها در طی دوران طلایی شکل گرفت و سپس اولین انقلاب رخ داد وقتی که قدرت به جنگجویان، مدیران و پادشاهان رسید و حتی اصطلاح «خداوند سالم» برای پادشاه استفاده می‌شد، او بالاتر از همه بود و به عنوان رهبر روحانی شناخته می‌شد. با وجود این که به طور کلی پادشاه نمی‌توانست زندگی معنوی را دنبال کند، این یک جشن، این سیاست، این توطئه، مبارزه رقیبان، چه معنویت در اینجا است؟ و با این حال وقتی طبقه اشرافی شروع به سلطه کرد، هنوز ارتباط نزدیکی با طبقات روحانی داشت و به طور کلی این تعادل حفظ شد. وقتی همه این‌ها اتفاق افتاد، انقلاب بورژوایی رخ داد.

سویتسلانا : شما به دوران طلایی اشاره دارید. از چه زمانی شروع می‌شود؟ پس طول مدت آن چقدر است؟

مصاحبه کننده : خوب، اگر سنت کتاب مقدس را در نظر بگیریم، فکر می‌کنم این عصر طلایی، حدود 3 تا 5 تا 6 هزار سال قبل از میلاد شکل گرفت و تا قرن‌های اول میلادی وجود داشت، سپس ضرباتی رخ داد که در آن اشراف قدرتمند شدند، زیرا آنها معتقد بودند که روحانیون باید تحت سلطه آنها باشند، لایه معنوی باید تحت سلطه اشرافیت باشد. سپس تمام انقلاب‌های بورژوایی، از کرومول به انقلاب بزرگ فرانسه، سراسر اروپا و جهان را فرا گرفت و دولت‌های ملی بورژوایی ظهور کردند، جایی که دلار، صندوق استرلینگ، روبل و غیره بر آنها مسلط شدند.

و مرحله نهایی، نسبتاً، اتحاد این مالکیت بورژوایی با اوکلوس، با جوازی است، از آنجا که یک سیستم انتخابی را معرفی کرد و لازم بود فرآیند انتخاب بهترین افراد، در نقل قول، شبیه سازی شود. برای این کار باید اوکلس را فریب داد. اوکلس می توانست از طریق غذا، یا رشوه های نقدی کوچک، هر انتخاباتی را ببرد. و به همین دلیل این سیستم بد، که در واقع در سراسر جهان گسترش یافته و منجر به تضعیف تدریجی می شود، ایجاد شد. چیز بعدی که خودم دیدم یک سری برخوردهای مستقیم و غم انگیز بین سیاستمداران بود، جایی که در یک طرف باریک ها رهبر یک کشور بود که جاده ها، بیمارستان ها، آمبولانس ها را خریداری کرد، مدارس و دانشگاه ها را مدرنیزه کرد، و در طرف دیگر رهبر دیگری بود که فقط غذا به مردم می داد.

این یک سود ثانویه ثابت است، زیرا رای‌دهنده‌ای که به این نیاز دارد، به طور طبیعی رای خود را می‌دهد و در نهایت اصل انتخاب عادلانه آگاهانه را زیر پا می‌گذارد و کل سیستم بر اساس آن قرار می‌گیرد و اکنون این پایه شروع به ترک خوردن در دوخت خود کرده است زیرا تمدن مصرفی آن به پایان رسیده است اگر بشریت در این الگو زندگی کند، نه زمین، نه مردم، هیچکس و همه اینها فرو خواهد ریخت. و این دلیل است که ما چنین توسعه‌های جهانی را می‌بینیم که بر همه حوزه‌های جامعه تأثیر می‌گذارد.

سویتسلانا : شما فکر می‌کنید دلیل این کار چیست؟ آیا این یک ساختار اجتماعی است، یا انحرافی در درون شخصی است که اجازه می‌دهد چنین کاری انجام دهد؟

فکر می‌کنم که در حالی که شخصی با چنین آگاهی، هر جامعه ای که به او دیکته کند، برخی شرایط، برخی قوانین بازی وجود دارد. او همچنان، همانطور که می گویید، با معده خود فکر می کند. خوب، نسبتاً صحبت کنید، درست است؟ زیرا من کمی آنجا بودم تا اتفاقاتی را که رخ داده بود تحلیل کنم. من نمی توانم وارد هرگونه بحثی شوم، زیرا این نیز چنین داستانی است که می تواند بسیار غیر واقعی باشد. با این حال، برای هدایت جامعه به چنین چیزهایی، به رشوه خواری، به برخی مسائل اجتماعی قابل قبول. یک آگاهی خاص لازم است که بتواند این کار را انجام دهد. و باید بر آن تسلط داشته باشد. این آگاهی تحریف شده، منجر به امکان چنین چرخش های اجتماعی شد. اما برای مثال، وقتی نگاه می کنم، فکر می کنم برای ما بسیار دشوار است که گذشته تاریخی را قضاوت کنیم، زیرا بسیار شکننده است و صحبت کردن در مورد آن دشوار است.

و آنگاه من دیدم که پیش از قرن 17، چه تمدنی بود و چگونه در قرن‌های 1770 با ظهور دلار آمریکایی و غیره تغییر کرد. و بنابراین این بردار فلسفی ناگهان شکل‌های کاملاً متفاوتی از ارزش‌ها را به خود گرفت، و سپس ما شروع به داشتن این اصل در تعقیب ثروت کردیم که همه چیز را تحت سلطه قرار می‌دهد. و آن در حال گسترش بود، مانند یک بیماری، هنوز در سراسر جهان در حال گسترش بود. اما پیش از آن، کمی متفاوت بود، وقتی که می‌توانیم به گذشته نه چندان دور نگاه کنیم، 1500-1600 سال پیش، و حتی تصاویر آن را ببینیم که چیزهای بسیار عجیبی دارند، ساختمان‌های بسیار جدی، ساختارهای بنیادی بسیار شگفت‌انگیز. چه چیزی قرار بود این مردم را هدایت کند؟ چه سطحی از آگاهی، برای چه کسی این زیبایی، هارمونی لازم بود و نه میوه اقتصاد خوب یا بد است.

به عبارت دیگر، چیزهایی وجود داشت که واضح بود شکل‌دهنده آینده، زندگی، آسایش و غیره ما هستند. اگر از نقطه دیگری شروع کنیم، ما آینه را داریم، ما به دستگیره رسیده‌ایم، بله، و اکنون همه چیزهایی را که شکل گرفته است می‌بینیم. بنابراین فکر می‌کنم ما اغلب این چیزها را برای خودمان، برای برهمن‌ها و چیزهای دیگر رمانتیک می‌کنیم. بله، همه آنها وجود داشتند. نه به این دلیل که به تجربه تاریخی شما اعتماد ندارم، بلکه به این دلیل که اعتماد دارم. فقط چنین داستانی سطحی، نمایشی است که اگر او برهمن باشد، پس بزرگ است. فروتنی، دانش، تجربه و وضعیت معنوی بالا، او همیشه با نشان‌های افتخار و نام‌های بد همراه نبود.

بله، کمی به زبان طنز می‌گوید که این کار کمی "یوتوپیایی" است، اما در واقع ما گزینه دیگری نداریم، ما در بن‌بست هستیم. اگر اتفاق نیفتد، اگر نافتد، ما نوعی توسط این آگاهی پرورش نمی‌یابیم، اکنون به دنبال راهی برای رسیدن به آنجا نیستیم. چطور است؟ اگر همان آب را در یک ماشین بریزید، نتیجه یکسان خواهد بود. هیچ معنایی ندارد که به دنبال مکانیسمی بگردیم که دیگر کار نمی‌کند. بنابراین تا زمانی که این اتفاق نیفتد و ما شاهد نحوه ساخت آن باشیم، و همچنین برخی فرایندهای بیولوژیکی در حال انجام هستند، طبیعت اکنون خود را تازه می‌کند، فقط ما توجه نمی‌کنیم، برنامه خود را دارد، و ما خواهیم دید که چگونه کار می‌کند. همه مشکلاتی که اکنون با آنها روبرو هستیم، ما فکر می‌کنیم که احتمالاً چیزی در حاشیه است که آتش گرفته است. بگذارید همه بسوزند، بسوزند و فرو بروند، و این فقط شروع است.

بنابراین، سؤال تبدیل همیشه چند لایه است و نمی‌تواند چنین باشد که فرایندهای طبیعی یا سیاسی تنها تغییر کرده‌اند. همه چیز تغییر می‌کند، اما اینگونه نیست که فقط همخوانی داشته باشد، بنابراین هماهنگ است که بسیار بامزه است. نه، همه چیز دارای عواقب هستند، عواقب. سیاره همیشه چنین حرکاتی دارد، گاهی اوقات به آن عقبگرد می‌گویند. ما فقط در مورد زحل می‌شنویم، و تقریباً همه سیارات عقب‌گرد دارند، خوب، به جز خورشید. اما خورشید هم ستاره است. یعنی وقتی آنها عقب می‌روند، نوعی حلقه زمانی ایجاد می‌کنند که ما را به چیزی برمی‌گردانند، چیزی را پردازش می‌کنیم، مجبورمان می‌کند دوباره آن تجربه را طی کنیم. و آنها این کار را به صورت ناهمزان انجام می‌دهند.

و این لخت‌های بسیار پیچیده که اجازه نمی‌دهند ما بفهمیم، همه فکر می‌کنیم کلپ‌وایز، اوه، این اتفاق افتاده، حالا ما برویم، آنجا تصمیم بگیریم، ما مذاکره داریم، اینجا همه چیز را حل خواهیم کرد. نه، فقط شروع است. و وقتی که می‌توانیم بر این منظره پرواز کنیم، ببینیم آن جاده کجاست در عوض از خزیدن، فقط تا زمانی که از طریق جنگل برویم و به کوه برسیم و غیره، ما یک انتخاب داریم. یا ما به آن نگاه می‌کنیم و می‌فهمیم چگونه این فرایندها کار می‌کنند، و واقعاً شروع به رد کردن بسیار جدی علوم می‌کنیم. و من یک بار با یک پروفسور صحبت کردم، و شما احتمالاً آن نام را می‌شناسید، آگریپا. در آنجا مقدار زیادی ارزش وجود دارد. به من گفته شد که ما یک تابو داشتیم، از آن صحبت نمی‌کردیم. مارкус ویپسانوس آگریپا - سیاستمدار رومی و ژنرال، داماد امپراتور اکتاویانوس. درباره ۱۲ قبل از میلاد نقشه جغرافیایی جهان، نشان دادن اندازه اسکیتی شرقی سارماتیا]>

بنابراین، دانش عمیق و درونی وجود دارد که برای پارادایم اقتصادی که در آن زندگی می‌کنیم غیرضروری است، اما این دانش دیگر نمی‌تواند خود به خود این در را نگه دارد که ما را از ظاهر شدن باز می‌دارد. ما آنها را باز می‌کنیم، آنها را می‌خواهیم و آنها را نیاز داریم. ما داستان‌های زیادی در این باره داریم که بسیار انسانی و انسان‌گونه هستند، اما متاسفانه در جریان اصلی صدایی ندارند. آنها صدایی دارند چون جریان اصلی توسط اقتصاد اداره می‌شود. و اقتصاد داستان بدی نیست، داستان خوبی است. البته ما باید به آن بپردازیم. اما باید خودمان را درک کنیم که چگونه این جهان، این کیهان، این قوانین کار می‌کنند. و دنبالشان برویم، حداقل.

و وقتی که آنها را درک می‌کنیم، همه چیز را درک می‌کنیم، نه تنها هارمونی، شگفت‌انگیز، بگوییم الهی هارمونی که می‌تواند برای فردی که طبق قوانین آن ساخته شده است، بر اساس قوانین آن، نه علیه قوانین آن، فوق‌العاده زیبا باشد. و این همان چیزی است که ما در مورد آن صحبت می‌کنیم. و در مورد بمب اتمی و آنچه می‌تواند به دنبال داشته باشد، اگر ما در مورد ترامپ بیدار شدن و گفتن اینکه من دوباره با روسیه بازی کردم، پس همان چیز با بمب اتمی. طبیعت همه چیز است. این فضا، این سیارات، این فرآیندهای طبیعی هستند. نه فقط علف و گل. این تاریخ کیهانی یک فرایند طبیعی است. و اگر ما درک کنیم که او اولویت‌های قبلی که بر ما حکومت می‌کردند را پاک می‌کند، بعید است که چنین چیزی اتفاق بیفتد. طبیعت در حال حاضر یک مأموریت متفاوت دارد. او از زمان خارج شده است.

این ساعت‌ها ستاره‌شناختی، کیهانی هستند، در زمانی رسیده‌ایم که دیگر کسی انتظار نکشید و هیچ چیز برای انتظار کشیدن وجود ندارد، چون تجدیدنظر، همچنان اتفاق می‌افتد همانطور که ما درک می‌کنیم هر شخصی در آینده جدید گنجانده شده است. و اگر اینگونه نبود، چگونه می‌توانستیم تصور کنیم که اتحادیه اروپا و همه آن، بازیکنان و غیره ممکن است خود را در چنین موقعیتی پیدا کنند؟ فکر نمی‌کردم ممکن است به این احمقانه باشد. و همه چیز در یک لحظه برعکس شد، و بعد حتی جالب‌تر خواهد بود.

مصاحبه کننده : همچنین از ترامپ به اروپا. و چند نفر، می‌دونی، تو گفت، مستقیماً با من درباره دانش صحبت کردی، یادمه، دانش را مضاعف کردن، غم را مضاعف کردن. یادت هست؟ فکر نمی‌کنم. دارم چی در موردش حرف میزنم؟ در اون دوره تاریخی، با مضاعف کردن دانش، انسان غم را نیز مضاعف کرد. و حالا دوره دیگری می‌آید، دوره‌ای که دانش حکومت خواهد کرد.

این واکنش سیاره به برخی فرآیندهاست. شگفت‌زاده نیست که ورنادسکی و تعدادی از همکارانش درباره نووظهور صحبت می‌کردند و آن فکر سیاره فکری که سیاره فکر می‌کند و اگر حتی یک گروه قوی از مردم را تهدید کند، مطمئن خواهد شد که این مردم دیگر تهدیدی برای او نیستند و ظاهر شدن به صورت فیلم آواتار در زمان مناسب باعث منفجر شدن فضای زمانی شد که نشان داد در سطح این شبکه‌ها ارتباطی وجود دارد از علف، بوته، درخت، حیوان، انسان و غیره. و وقتی ایده‌های روحانی حاکم بودند، حتی مردی که وارد جنگل می‌شد تا درختی را بکند، از او اجازه می‌خواست، سپس برای بریدن آن درخت عذرخواهی می‌کرد. یک ارتباط مستقیم وجود داشت. این ارتباط در عصر سرمایه‌داری که به سرعت در حال توسعه بود، گم شد و دیگر نیازی به آن نبود.

او باید زمین را بهره‌برداری کند. و چه خداحافظی‌ها، چه درخواست‌هایی، چه ارتباطی با طبیعت وجود دارد، اگر فقط تحت فشار جدی شرایط، تصفیه خانه‌های فاضلاب در کارخانه‌ها و صنایع نصب شدند. پس از همه، در آمریکا، دریاچه‌های بزرگ، اصلاً ناپدید شدند. حالا آنها بهبود یافته اند. یک دوره بود، فقط مخلوط شیمیایی وجود داشت و هیچ ارگانیسمی در آنجا زنده نبود. و من می خواهم اروپا باشد. ترامپ یک قدم عقب نشینی کرد. مثل سرنگ. کشیده می شود، سپس این اهرم بر خودش و یک خلاء تشکیل می شود. او شروع به کشیدن این اهرم کرد، از سیاست ضد روسی فاصله گرفت. حداقل او سعی می کند که همینطور باشد. پایان چگونه است مشخص نیست، اما او تلاش می کند. و طبیعت خالی بودن را دوست ندارد.

و در این خلاء، اعضای ناتو و اتحادیه اروپا که به سرعت وارد عمل شدند، فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها و آلمانی‌ها را همراه با بقیه خوانندگان همراهی کردند. گاهی صدای تردیدآمیز اوربان شنیده می‌شد اما او در میان همخوانی دیگران گم می‌شد، همخوانی ضد روسی همه آنها. آنها بودجه دفاعی خود را افزایش داده‌اند، بودجه عظیمی برای بازسازی ارتش اختصاص داده‌اند و با افزایش کمک‌های نظامی خود جبران می‌کنند که کمک‌های نظامی آمریکا به اوکراین کاهش یافته است. آژانس ایالات متحده که در فضا پس از شوروی جنگ اطلاعاتی-روانشناختی راه انداخته بود، نابود شد، بلافاصله با اعطای کمک‌های اروپایی جایگزین شد و اطلاعات را از مولداوی، ارمنستان و دیگر کشورهایی که قبلا پول آمریکایی علیه ما کار می‌کرد، دریافت می‌کند. حالا تاکید می‌کنم، پول اروپایی حتی بیشتر وارد شده است.

اتحادیه اروپا حدود دو میلیارد یورو را به مولداوی اختصاص داد، مولداوی کوچک، از این مبلغ حدود 500 میلیون یورو اختصاص ویژه برای مقابله با روسیه است. من برای این که 500 میلیون یورو است عذرخواهی می کنم، این هزینه خاص است؛ این میلیاردها این است که اروپا به دنبال آن است، مولداوی میکروسکوپی است برای آن، فقط یک غول پول است - اروپا است. من پروژه را "رایش چهارم" نامگذاری کردم، یعنی اروپا آماده است تا روسیه را به چالش بکشد و اروپا که بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان ما، آنها را توهین آمیز نمی دانند، اما اگر نگاهی دقیق بیندازید، اروپا نیمی از جمعیت جهان را دارد. این اقتصادهای قدرتمند، پتانسیل علمی و فنی و مهندسی آلمان است. این مهندسی بریتانیا است، این پول است، این پول قدیمی خانواده هایی است که همیشه بوده اند و اکنون در حال تمرکز هستند.

پس ترامپ یک قدم عقب نشینی کرد و هر صبح بیدار می‌شود و فکر می‌کند، خوب، چرا من به روسیه و رئیس جمهور پوتین اینقدر همدلی دارم و این موضوع او را در طول روز گیج می‌کند؟ اما آنها به طور فعال در حال تقویت هستند. من به زبان تند و تیز بریتانیا و فرانسوی و دیگران نگاه می‌کنم. من متوجه هستم که آنها جدی هستند.

آیا آنها موفق خواهند شد، و آیا ما در برابر یک اروپا متحد مقاومت خواهیم کرد؟

سفتاوانا : بر نظر من، اتفاقاتی که در حال رخ دادن هستند با فرآیندهایی که اکنون مسئول ما هستند مغایرتی ندارند. واقعیت این است که یکی از ترکیباتی که اکنون اجرایی می‌شوند دقیقاً شبیه زمانی است که جنگ بزرگ وطنی و کل داستان با آن آغاز شد. یعنی باید طنین این دادگاه را بیاورد. و ما نوعی این داستان را با این طنین به پایان رساندیم. در واقع باید مقاومت کند.

خب، احتمالاً این روند‌ها به‌قدری صاف و روان نبودند که من برای مثال در آینده نزدیک می‌بینم اگر مقاومت وجود نداشت. چطور محیطی که حامل نوعی انرژی است و هنوز ناپدید نشده یا در جایی تبخیر نشده است می‌تواند مقاومت کند؟ باید راهی برای زنده ماندن پیدا کند. البته همه اینها تهدیدآمیز به نظر می‌رسند. اما تا جایی که من می‌بینم، اینجا از دور، وقتی پیش‌بینی می‌کردم ناتو فرو می‌پاشد، خنده‌دار بود. چنین قدرت بزرگی، چه فرو می‌پاشد؟ همانطور که در مورد اتحادیه اروپا و آلمان است. وقتی صحبت از اقتصاد می‌شود، همیشه بر اساس موقعیت جغرافیایی، آب و هوا و غیره است.

و تغییراتی اساسی رخ خواهد داد تا جریان ویروس متوقف شود، تا به شرایط دیگر مرتبط با آب و هوا و امکانات این اقتصاد برسد. سپس نیروهای وارد اینجا، بر روی این زمین یا به طور کلی، حامل یک کد خاصی هستند که باید با فرآیندهایی که خود او تصور کرده است هماهنگ شوند. اگر چیزی در مقابل او قرار گیرد، وضعیت بسیار تهدیدآمیزی برای خودش ایجاد می‌کند. بله، ما چیزهای عملی داریم، می‌فهمیم که اعداد داریم، چیزهای کاملاً واقعی داریم که شما همین حالا بیان کردید، اما بر اساس آنچه می‌بینم، وقتی در ویرانه‌ها بودیم و ناگهان آن را دیدم، گفتم که از بهار ۲۴ تا ژانویه این تغییر رخ داد، ما آن را مشاهده نکردیم. منظورم روسیه است.

اما وقتی ترامپ برای کمپین انتخاباتی خود آماده می‌شد، وقتی تیم خود را جمع می‌کرد، این تیم تازه تشکیل شده بود، ونس فقط اتفاقی آنجا بود، فقط ونس نیست، بیشتر شبیه موسک است. بنابراین ایده‌ای وجود دارد که بیان نمی‌شود، و شما می‌توانید ببینید که این یک ایده بزرگ است. علاوه بر این، برخی چیزهای منحصر به فرد وجود دارد که با تغییر رسید، سرعت اطلاعات، انتقال آن با حس متفاوتی از انسانیت مرتبط است. تصور کنید ناگهان شروع به درک کردن این که شخص دیگر چه فکری می‌کند. کجا، چطور می‌توانیم این اصول قدیمی را بسازیم؟ این یک دگرگونی نیست، بلکه یک برهم خوردگی شدید است. این می‌تواند عواقب جدی برای اروپا داشته باشد. همه چیز آنجا بسیار نگران کننده به نظر می‌رسد.

و حالا چیزی که می‌گویم این است که گاهی وقتی از دور نگاه می‌کنی، به نظر می‌رسد، خوب، کمی احمقانه. و وقتی این کار را می‌کنید، بله، شوهر من در آن موقعیت است. کسانی که ما را اینجا آورده‌اند چه کسانی هستند؟ آیا ما بازسازی شده‌ایم؟ آیا ما به حدی شگفت‌انگیز رسیده‌ایم؟ نه، کشور ما هنوز بیمار است. اما شانس با او است. فرصتی به او داده می‌شود که من روسیه را به عنوان یک رهبر می‌بینم. او باید بازسازی کند. برای برخی دلیل، به دلایل خاصی، فقط به این دلیل که من این موضوع را با اصول ژئوپلیتیک توجیه نمی‌کنم، زیرا کلمات درباره بازسازی سلاح‌ها بلندتر هستند. آیا ما به آنها می‌گوییم چه کار می‌کنیم؟ آیا ما در مورد آن فریاد می‌زنیم یا کاری انجام می‌دهیم؟ کاری انجام می‌دهیم، اما در مورد آن فریاد نمی‌زنیم.

بنابراین، اطلاعات تمایل دارد که ابتدا، اول از همه، گیج کند و سپس توجه را جذب کند، که آن را بسیار ارزشمند می‌داند. و همین انرژی است که برای این نوسانات صرف می‌شود تا برای مدت طولانی به حرکت خود ادامه دهند. پس من فکر نمی‌کنم که اتفاقاتی که الان رخ می‌دهند و ما آنها را می‌شنویم، و حتی سیاره‌ای، شبیه این باشند. به طور حروفی تا ۶ آوریل ۲۰۲۵، ما الان صحبت می‌کنیم، احتمالاً ۲۶ مارس ۲۰۲۵، درست است؟ یعنی ما هنوز چیزی که اتفاق خواهد افتاد را ندیده‌ایم، و فرآیندهایی وجود خواهند داشت که ما را نیز غافلگیر خواهند کرد. این روزهای بسیار پایانی مارس است. آوریل است. اما متاسفانه مرکوری که در مورد آن صحبت می‌کنیم اکنون عقب‌گرد است. چرا نگران باشیم؟ همه اظهارنظرهایی که الان انجام می‌شود، ناکافی هستند. نمی‌توان به آنها اعتماد کرد.

اولًا، إما أن المعلومات خاطئة أو شيء غير تقني محسوبة، تم ذكره قبل الحساب. بمعنى آخر، هناك فجوة شديدة عدم البناء. والآن، في 29، ننتظر كسوف شمسي. ماذا؟ إنه إعادة برمجة. يمكن لأي شخص أن يصرخ أي شيء، لكن إعادة البرمجة ذات صلة كونية ولا يهتم أحد بما تعتقده أوروبا. هذا سخيف على مستوى هذه التيارات الكونية الضخمة. ثم هناك إصلاح أكثر جدية لأول مرة في القوة في 31 مارس 2025، ولكن بالطبع، بالطبع، سيشعرون بذلك. لكنها إعادة برمجة أيديولوجية كاملة، وهذا هو السبب في أننا نرى مثل هذه العمليات الثورية، مثل هذه الخطابات حارة. من المستحيل البقاء على قيد الحياة.

به‌طور اتفاقی، وقتی نپتون وارد می‌شود، اینجا دوباره، جایی که اکنون وارد می‌شود، قانون، بردگی و برده‌داری و غیره لغو شد. یعنی یک فرایند آزادسازی انرژی وجود دارد که متوقف نمی‌شود، علیرغم اینکه آگاهی تعداد زیادی از مردم به گونه‌ای دگرگون شده است. و بله، البته، در چنین زمانی داغی وجود دارد، و بله، البته، در زیر هر سیاهی همیشه ترس وجود دارد، این یک سنت است. چون ما آنجا ایستاده‌ایم، یک دیوار جلوی ماست، و فراتر از آن سایه یک دوره کاملاً متفاوت وجود دارد. ما چیزی نمی‌بینیم، تاریک هستیم، می‌ترسیم و فقط تجربه گذشته را داریم. ما حتی نمی‌توانیم تصور کنیم چه برنامه‌های جدیدی باید معرفی کنیم، چه کاری باید انجام دهیم. ما فقط با آنچه سرنوشت به ما می‌دهد مبارزه می‌کنیم.

و من نظرت ان عندما يبدأ الصيف، و عندما حتى ابريل يبدأ، الكثير من الاحداث ستبدأ لكي ترسم هناك وليس فقط امريكا نفسها، لان هناك تكوين كوكبي خطير جدا هناك، والذي قد لا يعطي امريكا السلام. هل سيقف ترامب؟ هناك خطر في مايو، هناك خطر. ويمكن ان يرتبط بالطيران، بشيء عالي وحار، واطلاق النار. فلنأمل انه سيفعل. هذا مهم جدا هنا، وبالمناسبة، عندما تتشاور مع شخص ما، هناك دائمًا تنقل. ما هو هذا التنقل من اجله؟ لا تجلس وتنتظر في نافذة هذه التنبؤات ولكن تصرف. إنها أداة تسمح لك بالمناورة وخلق مسارات حقا مناسبة، مسارات قصيرة وكفؤة، ليس فقط لكي تفاجأ بمدى عملها.

و من زمان‌ها که با فردی بسیار مهم مشورت می‌کنم، و او به من می‌گوید اینجا شما به پسرتان توصیه کردید، و سه اتفاق روز به روز واقعی می‌شوند، و من دنبالش نیستم، این چیزی نیست که من نیاز داشته باشم. من به شما روندهایی که باید بردارید را می‌گویم. همینطور. اگر در نهایت برخی از کلمات ما شنیده شوند، نمی‌دانم، اما در هر صورت همیشه یک فرد شانس‌های دارد. همیشه عقب‌نشینی وجود دارد. و حتی اگر چیزی با ترامپ اشتباه پیش برود، روند تاریخی آنجا متوقف نخواهد شد. و اگر درست عمل کند، زمین او را نگه خواهد داشت، همانطور که شما می‌گویید. به طور اتفاقی، همان داستان با یرماك و با همان زلنسکی در اوایل ژوئن، و با همه این تاریخ انقلابی. یعنی همیشه چنین لحظات کلیدی وجود دارد که چنین سؤالی مطرح می‌شود. ما چطور هستیم؟

و این پرسش، چگونه عمل کنیم، فرصتی انسانی است. اما انسان ماشین کامل و یکنواختی نیست که بر اساس آن عمل کند. بنابراین، برخی نکات کلیدی وجود دارد که باید توجه شود و احتمالا اقدام منطقی لازم است. و همیشه این برای مشاوره ستاره شناسی معروف است، نه فقط پیشگویی چنین تاریخچه ای.

مصاحبه کننده: من هم نیز این را مشاهده کرده ام، تعجب می کنم، شما گفتید که همه اظهارات، آنها از دوره فعلی هستند، گیج شده اند، اغلب متناقض هستند، صبح یک نفر چیز یکی می گوید، در ناهار چیز دیگری، عصر یک سوم. به هر حال، آقای ترامپ از این رنج می برد، گاهی حتی به او نگاه می کنم و فکر می کنم، بله، او گاهی اوقات کمی ساده لوح به نظر می رسد، اما در عین حال احساس می کند که چنگال یک سگ ولگرد دارد. اما من مثالی می آورم. هیات های آمریکایی و روسی در آسیا ملاقات کردند.

در نهایت، دو اعلامیه مطبوعاتی منتشر شد: یکی آمریکایی و دیگری متعلق به ما. آنها تقریباً با چیزهای مخالف همخوانی ندارند. این شبیه دو داستان متفاوت بود. مردم در دفاتر مختلف بودند. همه بیرون آمدند و هر کدام بر اساس نظر خودشان چیزی نوشتند.

سویتسلانا : چون این یک ماسک است. و ما به آن واکنش نشان می‌دهیم. اظهاراتی از هر نوع، چه از آنجا و چه از اروپا، یک ماسک هستند. و اگر ما به همین شکل به آن واکنش نشان دهیم و ما به این شکل متزلزل شویم، پس ما کیستیم؟ اگر ما واقعاً هسته اصلی را درک کنیم، و من، مثلاً، از همان ژانویه، به هر حال، در پیش‌بینی خودم در تاریخ 16 ژانویه، این تغییر جهت کل تاریخ با تم نظامی، با تم اوکراین. اتفاق نیفتاد که او آتش‌بس کند، اما بعد از آن غیرممکن بود که در جهت مخالف حرکت کنیم.

پس چیزهایی که حرکت می‌کنند، خوب، نوعی به صورت پیشراینده حرکت می‌کنند، اما زمینه‌ی آنها، می‌تواند هر چیزی باشد، و واقعیت، کاملاً متفاوت است. و وقتی، فکر می‌کنم ترامپ بیدار می‌شود، بعد از همه، چنین افرادی، از چنین تاریخ جهانی کیهانی که برنامه‌ای مهم است، یا الهی، جدا نشده‌اند. یعنی یک نیاز خاص، این شخص را حرکت می‌دهد. بنابراین، فکر کردن که او آنجا است، این تفکر مستقل او، فکر می‌کنم برای او بسیار دشوار است، از نظر جسمی دشوار است و از نظر اخلاقی نیز دشوار.

مصاحبه کننده : به هر حال، این هم نشون میده، گاهی اوقات میشینه و میبینی که فرد خیلی خسته است. و یه نگاه میندازه، به خصوص در اون مکالمه معروف و رسوخ دار اتاق بیضی با زلنسکی از رامپ و وانس، جایی که زلنسکی رفتار میکرد، اینجا هست، در ارتباط من صرفاً آستاپ بندرو.

پروفسور بندر بعد از حراج صندلی، می‌دونی، یه جوری چیزها رو مرتب می‌کنه. و اونجا می‌بینی که گاهی خیلی زیرکانه‌ست که باتری از جایی از بیرون شارژ میشه و دوباره روشن می‌شه.

سویتسلانا : و اخیراً، فقط چند روز پیش، ویدئویی از او در جایی بود که من نمی‌دانم، یک مراسم مذهبی یا چیزی شبیه به آن. ملانیا خیلی ناراحت بود، واضح است که او شرمنده شده بود. اما واضح است که این شخص واقعاً فقط یک شخص است. بنابراین فکر می‌کنم دیدن جانشینی و غیره جالب است. آه، اما - ما درک می‌کنیم که نمی‌تواند چنین چیزی وجود داشته باشد که مردم، خوب، آنچه را که می‌خواهند انجام دهند، آنچه را که انجام می‌دهند، اما غیرممکن است. همه چیز به نقطه‌ای رسیده است که اگر ما قصد نجات این سرزمین و زندگی کلی خود را داریم، در حال حرکت به آنجا هستیم. مقاومت نیز یک فرایند طبیعی است.

او همیشه صدایش بلند است و در مقاومت می‌خواند.

مصاحبه کننده: من می‌دانم که روسیه را با منبع قدرت، با منبع قدرت مرتبط می‌کنم. به طور عینی مرکز قدرت سیاره ما چیزی است که ما آن را به نوعی هدر می‌دهیم و دوره‌های روسی قبلی در بسیاری از جهات شبیه این ترانه درباره جزیره بدبیاری است که پتانسیل عظیمی دارد. ما همچنان در زمینه تولید کالاهای مصرفی، برخی راحتی برای مردممان، درگیر هستیم. ما دائماً در شرایط پراسترس قرار داریم. گرسنگی، سپس سرما، سپس چیز دیگری، سپس مسائل شهری، سپس شکست محصول. و اینجوری ادامه می‌دهیم.

و این طبقه بندی عظیم است، که در دهه ۱۹۰۰ ظاهر شد، بین توده مردم فقیر محروم، تعداد کمی از اولیگاردها وجود دارد، هفت بانکداری و غیره، اما واقعیت اینکه ما منبع قدرت هستیم، بارها به ما کمک کرد، مثلاً نابود کردن ناپلئون، کمک به شکست دادن هیتلر علی رغم اینکه به نظر می رسید نتیجه مبارزه توسط آلمانی ها تعیین شده است، در حومه مسکو جایی که اکنون وایکوفسکایا در ولگا سرزمین های عظیمی تصرف شد، اما ما هنوز برنده شدیم.

به همین ترتیب، ما بدون این طرح معروف مارشال، که به ما پیشنهاد شد و ما آن را رد کردیم، خودمان وارد فضا شدیم، منابع داخلی خود را صرف کردیم، اما به فضا پرواز کردیم، در آنجا سلاح‌های اتمی ساختیم، اتحاد جماهیر شوروی را مجهز کردیم، و حالا همان کار را انجام می‌دهیم. اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید، وارد نیمه عمر شد، یلتسین کمی بی‌قانونی در کشور ایجاد کرد، پوتین آمد و نفس کشور را در سینه خود حبس کرد، اگرچه به نظر نمی‌رسید که برای این کار امیدی ویژه وجود داشته باشد، و این منبع قدرت، همانطور که شما معتقدید، در پس زمینه اروپا، رایش چهارم، تیز کردن چاقوها، خشنودن توده‌ها، و آنها با بدیعت توطئه می‌کنند. آمریکا، ترامپ، بله، او به راحتی در کنار ماست، اما باز هم ترامپ است، او خواهان خواسته‌های زیادی از خاورمیانه، ایران، چین و شمال است، قطب شمال، و بخش عمده این خواسته‌ها برای ما مناسب نیست.

ما باید با او مرتب کاری کنیم، چون ما متحدین، طرح‌ها و مسیرهایی داریم که همیشه با او هماهنگ نیستند. همه این‌ها در حال رخ دادن هستند و یک سوال پیش می‌آید. و من پیشنهاد می‌کنم که آن را نهایی، پایانی کنیم. روسیه چه می‌گوید؟ ما چه می‌گوییم؟ و می‌توانید گام به گام راه‌حل‌ها و پیشرفت‌هایی را که تضمین می‌کند روسیه در این عصر جدید، عصر آب‌های جاری، وجود داشته باشد و توسعه یابد، ترسیم کنید؟

سویتسلانا : همزمان، لایه‌های زیادی وجود دارند که می‌خواهم در مورد آنها با شما صحبت کنم، اما، اول از همه، گاهی اوقات می‌خواهم بپرسم که آیا در گفتگو شجاعت داریم، مثلاً به برخی از لایه‌ها و زمینه‌های دیگر اشاره کنیم. من الان به سوال شما پاسخ می‌دهم، اما با این حال. این یک نسخه است، مثل، مثل، تصور کنید، مرد روسی، چرا رنج می‌برد؟

این همیشه طبیعی بوده، درست است؟ انگار وقتی یک فرد را هم می‌گیریم و به او نگاه می‌کنیم، در او از یک طرف، نوعی طبیعت الهی و از طرف دیگر، نوعی هوش مصنوعی، بله، این چیزهایی که او را مجبور می‌کنند تا برنامه‌اش را اجرا کند. با این حال، یک روس یا روسی فقط با قلمرو ما، با نوعی روح خاص، یعنی این روح که اجازه می‌دهد ما هنوز همان فرد واقعی باشیم. به نظر من نیروهای عمیق‌تری وجود دارند که با هوش مصنوعی در انسان مواجه می‌شوند و با بشریت که ما هنوز داریم. ما نمی‌توانستیم خودمان را با این واقعیت اروپایی تطبیق دهیم. ما نمی‌توانستیم هنر آنها را بپذیریم، حداقل عجیب و مخرب آن. چیزهای زیادی وجود دارد که نمی‌توانستیم قبول کنیم.

آنها بسیار سخت با ما جنگیدند و متوجه تلاش‌های ما نشدند، چرا که نیروهای خاصی وجود دارند. ما فقط شاهد مبارزه این نیروها هستیم. من به یاد می‌آورم کوریوکین، که گفت موسیقی از سیاست ناپدید شده است. خوب، نکته اینجاست که ما در مورد روسیه به عنوان رهبر صحبت نمی‌کنیم که بر بام بایستد و شرایط را دیکته کند، بلکه در مورد روسیه صحبت می‌کنیم که کمک خواهد کرد این دنیا متفاوت شود. دنیا برای دیگران چه معنایی دارد؟ چون شما توزیع این سیارات را می‌بینید که اکنون هر کدام موقعیت و حالت خود را تغییر می‌دهند. یکی به سمت پیشرفت‌های فنی حرکت می‌کند، و دیگری می‌گوید صبر کنید، اما ما در واقع همه چیز را داریم، حتی در آنجا، حیات وحش و گیاهان به روز خواهند شد.

آنها هنوز در مورد جزئیات توافق نکرده‌اند، همانطور که دیگران هم نکرده‌اند، اما شرایط مقدمات این توافقات را دارند. این توافقات، آنها-- خوب است اگر تا ۲۰۲۶ آماده شوند، حتی دیرتر، تا ۲۰۲۷ هم می‌شود، یک محیط جدید و سازماندهی شده در حال شکل گرفتن است، مانند یک حوزه جغرافیایی، و دیگری در ساختار سیاسی آن. یعنی ما هنوز فکر می‌کنیم در دسته قدرت عمودی هستیم. ما هنوز این تابعیت را به روسیه نسبت می‌دهیم. روسیه واقعا روسیه نیست اگر نقش آمریکا را بر عهده بگیرد. بله، همین نکته است. بنابراین همه گام‌هایی که ما الان می‌بینیم، بدترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که به شما بگوییم چطور خواهد بود ۱۰ سال بعد یا ۲۰ سال بعد، و بعد کسی به شما سر نمی‌زند. اما من دوست دارم بگویم-- همانطور که در حگین نصرالدین یاد کردید: "آینده را برو، شاهی می‌میرد یا می‌رود."

بله، این همین دلیل است که این داستان آنقدر بی‌مسئولیتانه روایت شده است. اما در آینده نزدیک، برای مثال، ما شاهد بسیاری از گام‌ها برای اصلاح سیاست داخلی روسیه خواهیم بود. این حرکت‌ها بسیار قدرتمند و جدی هستند که ابتدا آنها را مشاهده خواهیم کرد. خوب، فکر می‌کنم ما چنین اصلاحات کوچکی، به عبارت دیگر خواهیم داشت. ما خواهیم داشت. و تا پاییز، متأسفانه نه، ما نخواهیم داشت. ما به یک داستان رادیکال نیاز داریم. ما باید همه چیز را که در راه ما بود از بین ببریم. من در اصطلاحات بسیار دقیق صحبت می‌کنم تا منافع شما را نادیده نگیرم. تغییرات زیادی وجود دارد که معمولاً در پیش‌بینی‌های من توصیف می‌کنم که حیرت‌زده می‌شوم. وقتی آن را دیدم، تعجب کردم که چقدر سریع اتفاق افتاد.

و وقتی برای مثال پاییز شروع می‌شود، سپتامبر است، و در این راه، به هر حال، بسیار دشوار است و آگوست، سپتامبر، اکتبر، پاییز، ما ظاهراً دوباره به گذشته دعوت می‌شویم. و آن اظهارات پر سر و صدا که اکنون بسیار دردناک صحبت کردیم، ناگهان دوباره خواهند شد. و ما فکر خواهیم کرد که به نظر می‌رسد اینجا نزدیک است، این خوشبختی همین الان. اما یک لحظه درک خواهد کرد که یا ما در حال انجام حرکات بسیار رادیکال هستیم، یا به سادگی در این مسیر خوش‌بینی ما جاری خواهیم شد. چنین مایلستون‌هایی واقعاً کوتاه هستند، زیرا زیادی در روابط بین کشورها سرمایه‌گذاری شده است، چگونه سنت چین در حال تغییر است. در هر صورت، او اکنون بسیار تنظیم شده است، تنظیمات نقشه خود را برای تلاش برای سازماندهی در معنای شریک، برای یافتن چند راه دیگر برای حل آن.

او قبلاً خودش رو از بقیه جدا می‌کرد، حالا هم همین کار رو می‌کنه، نه اینکه او متوجه شده که این موجود در چین است. اما این ماتریس متعلق به چین است، و باید آن را با پارادایم جدید همکاری ادغام کرد. وقتی گروه‌های جدی، ائتلاف‌های بزرگی از کشورها دور این مراکز قدرتمند شکل می‌گیرند، اینطور کار می‌کند. بنابراین ما، روسیه، برای سه سال دیگر اصلاح خواهیم شد، از ۲۴ شروع می‌شود. و تا ۲۷ می‌فهمیم که چه چیزی است. پس درست مثل اینکه ما در ۲۰ و ۲۵ لبخند می‌زدیم، در ۲۷ هم همین کار رو می‌کنیم. بنابراین در روند تاریخی پیشرو، نمی‌توانید از آن اجتناب کنید.

اما، مع ذلك، عندما يأتي الأول، سيكون هناك خريف صعب للغاية، والذي ربما سيأخذ العديد منا على حين غرة، ومع العمليات الطبيعية، والتي لا نفكر فيها عادة الآن. نحن نفكر في ترامب وأوروبا، وهذا كل شيء.

مصاحبه‌گر : به‌راستی، من دربارهٔ این موضوع نگرانم. یک خورشید گرفتگی پس از دیگری.

سویتسلانا: مردم فقط می‌دانند که فقط خورشید اینگونه رفتار می‌کند. تصور کنید انرژی‌هایی که با تعامل سیارات ایجاد می‌شوند چقدر است. ما آنها را دور انداختیم، نمی‌خواهیم بدانیم. اما در واقع وقتی یک سیاره به دیگری نزدیک می‌شود شروع به ضربان می‌کند. همه چیز روی آن ضربان دارد. و وقتی سیاره‌ای مثل پلوتو به نزدیک می‌رسد که سیاره‌ای جنگ است، نه فقط جنگ، نوعی انرژی بسیار قدرتمند که در حس انسانی متوقف نمی‌شود.

به این ترتیب، آهنگ‌هایی که چنین سناریوهایی دارند که بسیار هولوگرافیک هستند، کاملاً غیر خطی است. بنابراین اگر درباره برخی توالی یا دنباله صحبت کنیم، فکر می‌کنم که در مورد این پاییز عمیق 25 سالگی، من درک می‌کنم که همه چیز به هیچ وجه شوخی نیست. فرآیندها بسیار رادیکال هستند و باید کاری کرد. روسیه دیگر همان نیست، کشورهای دیگر هم همینطور، اما آنها هم در حال چرخیدن هستند. در فوریه، کارهای زیادی انجام شد. فوریه اواخر پاییز است و تا بهار نرسیده است. خوب، مثل اینکه هیچ برگشتی وجود ندارد، بچه‌ها. فکر می‌کردید ترامپ بازی کرد و اسباب بازی را پرتاب کرد؟ یا فکر می‌کردید اینجا صحبت می‌کنیم و توافق‌هایمان را فراموش می‌کنیم؟ نه نه.

و بعد آن رادیکالیته وضعیت دیکته خواهد کرد طبیعت و فرآیندهای ژئوپلیتیک، و راهی برگشت نخواهد بود، و رهبری روسیه، خود را نشان خواهد داد حتی بیشتر، زیرا اصلاحات زیادی انجام خواهد شد و حتی فرایندهای مدیریت آنجا، بگذارید بگوییم ما همیشه چنین ستاره ای داریم، و در مرکز قدرت اینجا آنها هستند، و همه اشعه ها چیزی در آنجا اتفاق افتاد که نمی دانستیم آنجا او از بین رفت و غیره، یک سیستم هندسی دیگر دقیقا همان هندسی است که قبلا صحبت کردیم. لوباشفسکی [ویرایشگر یادداشت: لوباشفسکی (۱۷۹۲-۱۸۵۶) یک ریاضی دان روسی بود که هندسه غیر اقلیدسی را ایجاد کرد]، هر طور می خواهید آن را بنامید. یعنی وقتی ما درک کنیم که باید شفافی باشد. اینجاست که یک بخش می تواند مسئولیت بخش دیگری را بر عهده بگیرد.

اینکه، حتی زمانی که ما با مسائل بسیار جدی برای حل با مرزهای جغرافیایی جدید روسیه خود مواجه هستیم. و این اتفاق یک روز رخ نمی دهد. ما در حال دستکاری این موضوع برای مدت طولانی خواهیم بود. بنابراین، نحوه توزیع قدرت چگونه خواهد بود، چگونه بخش بندی می شود، از یک مرکز به مرکز دیگر منتقل نمی شود. یعنی، غیرمتمرکزسازی، و همانطور که در فلسفه، سیاست، اقتصاد بیان می شود، خود را در اشکال مختلف نشان می دهد. و ما فکر می کردیم که اگر اکنون هوش مصنوعی وجود دارد، این همه است. اما زمانی که متوجه شویم که هوش مصنوعی یک ابزار در دستان کسی است، سؤال این است که دست های چه کسی؟ بنابراین.

چیز اصلی نبودن ترس و درک این است که گران‌ترین چیز در روسیه شما، همان‌طور که می‌گویید، چرا روسیه است، زیرا این حضور آن جرقه الهی، انسانی، آن آغاز خلاق است، گاهی اوقات غیر عملیاتی، غیر اقتصادی، اما بسیار با ارزش برای آن فرآیندهای طبیعی تجدید شده. انسان خلاق. اما نمی‌تواند هوش مصنوعی را در خود جای دهد، منظورم این است که چنین هوش مصنوعی نهفته را دارد. آدم‌ها برای آن تیز نشده‌اند. نمی‌توانند توسعه پیدا کنند. اکنون ویرانگر است. من می‌فهمم که ما ممکن است حتی این گفتگو را هرگز به پایان نرسانیم. زیرا باعث ایجاد احساسات و اطلاعات زیادی می‌شود. اما شاید برای اولین بار بتوانیم به نوعی آن را خلاصه کنیم.

مصاحبه کننده : کمی رمز و راز را برای اتفاقات بعدی نگه دارید و واقعاً پس از همه، این انرژی مقدس که به دلایل مختلفی که ما و احتمالاً ناشناخته است، احتمالاً این انرژی بسیار در روسیه متمرکز است. این انرژی چنین ضربان های قدرتمندی می دهد، چنین حرکات جریان دارد، چنین جریانی در نقطه شکست عصرها، وقتی ظاهر می شویم تا کل جهان را در مسیر درست قرار دهیم. بنابراین من بسیار قدردان صحبت امروزمان هستم و امیدوارم که ادامه دهیم. ممنون که گوش دادید.

چارمین سویتسلانا دراگان، خوب، من نزدیک یک پروفسور صاین هستم. روز خوبی داشته باشید. متشکرم.

سنتا لیتا، مرسی دیمیتری. روز خوبی داشته باشی.

مصاحبه‌گر روز خوبی داشته باشید.

نوشته‌های مرتبط