از متافیزیک پنهان به ملموسیت. از رویدادهای امروز به آینده (بخش ۲)
پیش‌بینی

از متافیزیک پنهان به ملموسیت. از رویدادهای امروز به آینده (بخش ۲)

43 دقیقه مطالعه

از متافیزیک پنهان به ملموسیت. از رویدادهای امروز به آینده

مصاحبه با سوتلانا دراگون برای کانال "هر کسی میتواند" الکساندر ایسمبایف، قسمت 2

معرفی

مصاحبهگر [0:02 - 1:05]:

دوستان، سلام به همه، شما در کانال «همه میتوانند» هستید، با من، الکساندر اینتومبایف، و امروز مهمانم سووتلانا دراگون است، و این دومین قسمت، دومین دیدار و ادامه ماست. امروز موضوع خاصی را مشخص نمیکنیم، در مورد طیف وسیعی از موضوعات صحبت میکنیم، از پیشبینیها تا پتانسیل انسان، و اینکه هرکدام از ما باید با وقایع امروز دنیا چگونه برخورد کنیم، پس بیایید ادامه دهیم.

نگاه کنید، از یک سو، ما در حال حرکت به سوی جهانی هستیم که شرکتها همه چیز را در بر میگیرند، و از سوی دیگر، همانطور که شما گفتید و بسیاری دیگران نیز اشاره کردند، باید به سوی عصر فردگرایی حرکت کنیم، جایی که هرکسی باید پتانسیل خود را آزاد کند، توجه خود را جلب کند و هویت و مسئولیتهای منحصر به فرد خود را درک و بپذیرد. به نظر میرسد شرکتها ممکن است ما را در اینجا به بردگی بگیرند و همه ما در آن جذب شویم و به چرخدندههای ماشین تبدیل شویم، یا میتوانیم به عنوان افراد، شروع به درخشیدن کنیم و حضور خود را نشان دهیم، همانطور که شما گفتید.

بیداری از طریق شرایط بیرونی

سووتلانا [1:05 - 3:18]:

چگونه این واحد اگر بیدار نشود به همه اینها ظاهر خواهد شد؟ چون وقتی همه چیز ایدهآل است اینقدر جذاب است، هیچ فایدهای ندارد که فکر کنی، اقدام کنی، تصمیم بگیری. نیازی به تصمیمگیری نیست، همه چیز برایت مرتب شده است. اما این مثل یک کاتالیزور است که ما را به بیداری وادار میکند. اگر همه چیز اینقدر جذاب بود، ناگهان بیدار میشویم و میگوییم... این یک فرایند آموزشی بسیار قدرتمند است.

البته شرکتها کار خود را انجام خواهند داد. دنیا آنقدر ساده نیست، چندوجهی و چندلایه است. در یک لایه، برخی افراد زیبا زندگی میکنند و فقط زندگی میکنند. کسی از شیلی شنیدم که میگفت: "در آنجا جنگجویی وجود دارد که برای چیزی میجنگد، اما اینجا همه چیز خوب است، همه چیز عالی است، ما فقط کار خود را انجام میدهیم، کسب و کار میکنیم، یاد میگیریم، همه چیز عالی است". مکانها، زمانها و حالتهای متفاوتی وجود دارد.

مسئله وضعیت. ما به دنیای بیرونی که با آرزوهای ما مطابقت داشته باشد، نیاز داریم، و دنیای درونی برای بعد است، و شاید اگر به ما بگویند همه چیز برایت خوب است و تو داخل هستی، ما هم احساس خوبی خواهیم کرد. اما همه اینها به هم برمیگردد. یعنی به معنای دنیای درونی است، وقتی که بتوانی آن را در خودت کشف کنی، شروع به کار میکند، این به معنای جادوی واقعی است، ما به آن اعتقاد نداریم، و همه آنچه که ما میبینیم، همه این اطلاعات، جریان اصلی آن را انکار میکند، به طور خاص، اما چه کسانی که این را شکل میدهند چه میکنند؟ آنها ما را به صورت عاطفی سرکوب میکنند، پس چرا اطلاعات اکنون ابزار و سلاح اصلی اسارت است؟ هیچ چیز، دقیقاً اطلاعات، زیرا بر توانایی ما برای خلق دنیای خودمان، حس واقعیت خودمان، دیدگاه ما از جهان تأثیر میگذارد، که سپس به شکل مادی در میآید. پس ما به سادگی، همانطور که در اقتصاد سیاسی مدتها پیش به ما آموخته شده، ماده اولیه است، همه چیز دیگر ثانویه است، اما این درست برعکس است، پس...

فرکانسهای آگاهی و شاخههای واقعیت

مصاحبهکننده [3:18 - 3:51]:

درک میکنم که اطلاعات در حال حاضر به مردم تحمیل میشود، آنها را با ترس فرو میبرد، و ترس یک فرد را فلج میکند، انرژی او را تخلیه میکند، او را قابل مدیریتتر میکند، و به این ترتیب، آنها کار خود را انجام میدهند. این چیزی است که من میخواستم در مورد این موضوع بگویم، ما در این مقیاس از دولتها هستیم، شما میگویید دولت حیاتی است، من با شما موافقم. یک انتقال وجود دارد، تا جایی که من درک میکنم درست است، در شاخههای واقعیت، در حال حاضر ما، نمیدانم آیا این روش درست برای نامگذاری آن است.

ما با رویدادها و پدیدهها هماهنگ میشویم با فرکانسی که خودمان در آن هستیم. اگر در ترس هستیم، آن یک فرکانس پایین است، بنابراین ما این شاخههای واقعیت را انتخاب میکنیم، زیرا به یاد دارم زمانی که با این موضوع کار میکردم و از طریق فرکانسها بالا میرفتم، من به حالتهای بالاتر ترک کردم. در زندگی من، رویدادهایی با همان فرکانس شروع به جمع شدن کردند، وقتی که شما در سطح بالایی هستید، اول از همه، شما دارای یک قدرت خاص هستید، و حتی میگویند که وقتی از 200 فراتر میروید، آگاهی شما از تخریب به ساختاری تغییر میکند، و شما شروع به احساس یک ارتباط از بالا میکنید. زیرا چنین شخصی انرژی داده میشود؛ آنها برای این دنیا که کمتر از 200 است، ساختاری هستند، بنابراین آنها همه جدا شدهاند. آنها انرژی خود را از غذا، احساسات و جذب یکدیگر میگیرند.

من فقط به این انتقال یاد میکنم وقتی که حتی به غذای زیادی نیاز ندارید، وقتی که میتوانید فقط مشاهده کنید. بنابراین، ما میتوانیم جهانهای خود را تغییر دهیم و مدیریت کنیم در حالی که در آن هستیم. اگر اخبار را تماشا کنیم، جذب میشویم، درست است؟ ما حتی نویسندگان چنین همپوشانیهای سادهای در اینجا هستیم.

جهانهای موازی و فرار از شبیهسازی

سوتلانا [5:05 - 8:47]:

سپس فقط در نظر بگیرید، نگاه کنید، شرکتها وجود دارند، افرادی بازی خود را بازی میکنند، آنها آنجا ترسیدهاند، برخی به نوعی در میان متوسطگرایی گیر کردهاند، در حالی که دیگران در شاخهای کاملاً متفاوت از واقعیت زندگی میکنند، جایی که مردم رویدادهای کاملاً متفاوتی را تجربه میکنند. ما درک بسیار ضعیفی از این ساختار داریم، شاید شما در دنیایی متفاوت زندگی میکنید، زیرا این موضوع به سادگی و تکرار نبودن یک جهان واحد، زمین، مانند تصویر تاریخی پیشنهاد میکند.

در اصل، هنگام گذار به سایر حالتها، شما در دنیاهای متفاوتی زندگی میکنید، و وقتی میپرسیم که اثر ماندلا چیست، ممکن است صرفاً در واقعیتی بوده باشد که اکنون با واقعیت شما مطابقت دارد، اما در آن زمان نبوده است، و به همین ترتیب. در اصل، ما به طور کامل درک نمیکنیم که حتی اگر با واقعیت شروع کنیم که ما یک مغز داریم، مغز، ذهنیت، آگاهی، آنچه که به آن آگاهی میگوییم. اما اندامهای حسی ما به دلیل محدودیتهایی که دارند، فقط برای این رابط، این بازی، این شبیهسازی، هر طور که بخواهید بگویید، مناسب نیستند. آنها ما را فراتر نمیبرند؛ کسی دیگر کنترل این فرایند را در دست دارد، اما امکان، بگذارید بگوییم، جایی که این امکان خروج از این شبیهسازی قرار دارد، ادراک خود.ما نمیتوانیم به طور کامل از آن خارج شویم زیرا جهان مادی محدود است، اما وقتی شروع به درک آن میکنیم، کنترل آن را به دست میگیریم. درک کردن ما را کمی از آن دور میکند، و ما از آن به طور آیرونیک جدا میشویم، آیا درک میکنید؟

در یک مصاحبه، من در مورد موروزوفی صحبت کردم، کسی که ۳۰ سال را در زندان سپری کرد، به طور کامل. او آثار چنین کتابهایی را نوشت که حتی به طور کامل مورد قدردانی قرار نگرفتند، زیرا دستاوردی است. و اگر او در زندان نبود، به طور اصل، یکی از کسانی بود که... تلاش به ترور تزار و همه چیز از این قبیل میکرد، بنابراین او تاریخ مبهمی داشت. به این معنی که به طور اصل، شرایطی که ما در آن قرار داریم میتواند برای توسعه بهینه باشد، درک میکنید؟ و این شرایط اکنون برای ما بهینه است.

بنابراین آزمونهایی وجود دارند که برخی افراد به دلیل کووید نتوانستند در آنها شرکت کنند. خب، به طور خلاصه، گروه دوم آزمون را به دلیل این موضوع که من داستانی داشتم، پس داد. من در یک رقابت شرکت کردم و در آنجا... نه اینکه من در آن شرکت داشتم، بلکه مردم شرکت میکردند. من یک مرد بزرگسال را دیدم که روی یک دیسک پرنده میپرید، یک اسب سالم، و این برای ما داستانی نادر بود. و سپس SWO شروع شد، و به هر دلیلی، من آن مرد را نمیدیدم، فکر میکردم او کجا رفته؟ فکر میکنم او چنین اسبی داشت. پرسیدم، «آن شخص کجاست؟» او گفت، «ببینید، وقتی SWO شروع شد، او گفت، «چطور جرات میکنید در این زمان روی اسبها بپرید؟ ما حق چنین تفریحی را نداریم؟» و او به سرطان مبتلا شد و به سرعت مرد.

آیا درک میکنید، بله؟ این یک مثال است تا توضیح دهم. این است که چرا ما زندگیمان را اینگونه میگذرانیم، آنها را ارزشمند میدانیم؛ این یک ابزار شگفتانگیز و جادویی است. ما میتوانیم با دستهایمان کار کنیم، طعم غذا را تجربه کنیم، کارهایی را انجام دهیم که بسیاری از مردم در دنیا قادر به انجام آن نیستند، و شاید از خوشحالی رنج ببریم. بنابراین، آسان است که به رویدادهایی که به ما نشان داده میشوند، برده شویم، حتی بدون اینکه در آنها شرکت کنیم، ما قبلاً این روایت را در ذهن خود شکل دادهایم. این، به طور خلاصه، چگونگی عملکرد آن است.

پیشبینیها: رویدادهای برنامهریزیشده و ترامپ

مصاحبهکننده [8:47 - 8:53]:

شما در مکاتباتمان ذکر کردید که چیزی وجود دارد که جنجالبرانگیز خواهد بود، این اطلاعات. آماده به اشتراکگذاری هستید؟

سوتلانا [8:53 - 10:19]:

بله، این جنجال - چیزی که اخیراً کشف کردهام، این است که چگونه تمام این داستانهایی که در مقابل چشمان ما با ترامپ اتفاق میافتد، برنامهریزیشده است، نه ناگهانی. گاهی اوقات به نظر میرسد که کسی، کسی که ما میبینیم، تصمیمی میگیرد و ما به آن تصویر پایبند میمانیم و منتظر حرکت بعدی هستیم.

هنگامی که شما چیزی را که به نظر شخصیترین پیشبینی میرسد، انجام میدهید و وقتی شخصی در شرایط چالشبرانگیزی قرار میگیرد و شما توضیح میدهید که چگونه از نظر انرژی این موضوع پیش خواهد رفت، آن شخص با پردازش آن، لزوماً به یک شرکتکننده در آن تبدیل نمیشود، درک میکنید؟ آن شروع به محو شدن میکند، گویی ذوب میشود و فقط نشانههایی را میبیند که قرار بود اینگونه باشد و شاید چیزی را پیشبینی کرده بود، اما همه چیز صاف و صاف شد.

بنابراین، وقتی درک میکنیم که تمام این مسائل ژئوپلیتیک و این محاصره اقتصادی کلان که اتفاق افتاده، به نوعی به یک بنبست انرژی مرتبط است، تعجب میکنم که این چگونه پیش خواهد رفت. یک بنبست انرژی وجود دارد، این را درک میکنم، بنابراین برخی فرضیات و اصطلاحاتی وجود دارد که اگر واقعاً به آن عمیقتر بپردازیم، میتوان آنها را تجزیه و تحلیل کرد، اما برخی از نقاط عطف مهمی که احتمالاً در آینده نزدیک اتفاق خواهند افتاد، وجود دارند.

نقاط عطف مهم در سالهای آتی

مصاحبهکننده [10:19 - 10:25]:

بیایید از طریق نقاط عطف مهم در دو سال و نیم گذشته که شما ذکر کردید، عبور کنیم.

سوتلانا [10:25 - 11:26]:

خب، کمی آشفته خواهد بود چون وقتی پیشبینی میکنم، حقایق را جمعآوری میکنم و سپس آنها تصویری منسجم برایم تشکیل میدهند و من چیزی را درک میکنم. و اگر دربارهٔ چیزی که ترامپ اینجا ممکن است بگوید صحبت نکنم، من دربارهٔ روبیو، این، آن، نمیدانم، این به این معنا نیست که ما آن را نخواهیم دید - ما فقط باید پیامدهای آن را درک کنیم، درسته؟

من در ابتدا با دیدن این موضوع که سال ۲۰۲۸ سال چالشبرانگیزی است و به طور کلی قوانین وجود ندارند، به آن نزدیک شدم. ما اکنون شاهد این شکستن از گذشته هستیم. به هر حال، چه اتفاقی برای روسیه در حال حاضر میافتد، انگار که ما نیاز داریم، من حتی آن را یادداشت کردم، شاید بعداً آن را بخوانم، از روسیه قدیمی فراموش کنیم. اصول ما، روشی که ما دوست داشتیم و او را میشناختیم، در دنیای جدید متفاوت است و ما او را تا زمانی که دوباره برای اقدامات بیشتر قدرت پیدا کند، به رسمیت نخواهیم شناخت. و شاید یک عامل طبیعی وارد عمل شود و این سیاست را به طور کامل نابود کند و چیزی باقی نماند، چون در شرایط مختلف... هیچ منطقی که انتظار آن را داشته باشیم، وجود ندارد.

مصاحبهکننده [۱۱:۲۶ - ۱۱:۳۲]:

آیا روسیه باید انتظار استعمار را داشته باشد؟ آیا چنین سناریویی برای ما احتمالی است؟

پیشبینی برای آمریکا و روسیه

سوتلانا [11:32 - 14:08]:

فکر نمیکنم. من فرایندهای دیگری را دیدهام. آنها فقط همه چیز را به هم میریزند و خود جراح هم بیمار است. او واقعاً بر روی به دست آوردن این بدن تمرکز ندارد. فقط چیزهای دور و بری اتفاق میافتد.

اما من چیزی شبیه به این را اینجا دیدم. اگر برای مثال به آمریکا نگاه کنیم، از اواخر سال جاری، حدود 26 دسامبر، شروع به فروپاشی بازسازی تهاجمی آمریکا میکند، من مینویسم. و اینجا باید درک کنید که این به یکباره اتفاق نخواهد افتاد، نوساناتی خواهد داشت. و در یک نقطه، به نظر میرسد که آمریکا خیلی قوی است، و همه چیز در این روحیه، اما فرایندهای راهاندازی مجدد در رهبری و بسیاری از مسائل دیگر شروع شده است. و این میتواند در نوامبر-دسامبر در اقدامات ترامپ دیده شود که گویی او در حال ناپدید شدن است. اما به نظر میرسد که علیرغم همه چیز، او باقی خواهد ماند، احتمالاً برای مدت طولانیتری.

ستارهایی وجود دارند که نه تنها سیاره نیستند، بلکه ستارهها هستند، یکی از آنها «الفرد» است، زمانی که فردی چنین قدرتی دارد، ممکن است از جهانهای بالا با روحی خیلی خنک آمده باشد، اما در دنیای مادی با آن اهداف و تاجی که بر سر خود نهاده، کنار نمیآید. این اتفاقات رخ میدهد و او همچنان عمل میکند.

حتی در دسامبر، آمریکا زیر میکروسکوپ قرار دارد با رویدادهای فاجعهبار بسیار جدی که ممکن است به فرایندهای طبیعی یا تکنولوژیکی مرتبط باشد. به طور کلی، سیستم در حال فروپاشی است و سیارهها یاد خواهند گرفت که چگونه بهتر از این کار کنند، اما این فقط گام اول است، مهمترین آن نیست.

تا فوریه، من درباره سقوط پادشاه خواهم نوشت. در واقع، چگونگی ارتباط این موضوع قدرت مطلق، به دست آوردن آن، با البته حتی تابستان. اما این فقط گام اول برای گفتن است: «دوستان، ما در واقعیتی متفاوت زندگی میکنیم، چیزها از این به بعد سخت خواهند شد، شما روی تلویزیون خود بسیاری از چیزها را خواهید دید، اما این برای شما بسیار مهم است زیرا شما دیگر به بتها و قهرمانان ساخته شده اعتقاد نخواهید کرد.» این مانند یک نمایش تئاتر خواهد بود. همه چیز درباره گامهاست. و تا بهار سال 2027، وضعیتی بحرانیتر برای ترامپ و آمریکا پیش میآید.

فاجعه آمریکا تا سال ۲۰۲۹

مصاحبهکننده [۱۴:۰۹ - ۱۴:۱۸]:

ولادیمیر ژیرینوفسکی اظهار داشت که به طور کلی، فروپاشی آمریکا توسط یهودیان یا هر کسی که به یاد نمیآورم، محاسبه شده است. او گفت آمریکا آیندهای ندارد.

سوتلانا [۲:۱۸ - ۴:۵۹]:

خب، ما اکنون در سال ۲۰۲۹، ۲۸ یا ۲۹ هستیم، و به نظر میرسد آمریکا در وضعیت بسیار ترسناکی قرار دارد. فکر میکنم هم یک بحران اقتصادی است، اما ما کمی جلوتر هستیم، و همچنین یک رویداد طبیعی فاجعهبار است. در حدود سال ۲۰۲۹، تعادل قدرت بین آمریکا و روسیه به طور چشمگیری تغییر خواهد کرد. به طور شگفتانگیزی، روسیه شروع به ظهور خواهد کرد، علیرغم ضعف فعلی آن.

من معتقدم که تا بهار، همه چیز برای آمریکا بحرانی به نظر خواهد رسید، با تصمیمات ترامپ و انتخابهای اقتصادی. در یک نقطه، حتی ممکن است به نظر برسد که جناح چپ (Venst) قدرت را به دست میگیرد، به ویژه در ماه ژوئن، زیرا اوضاع وخیم است. اما او مدت زیادی دوام نخواهد آورد، حتی اگر این اتفاق بیفتد. به طور کلی، من یادداشت میکنم که آمریکا به طور کامل در حال تغییر است، به سمت گذشته، آمریکا قدیمی. فجایع و همه چیز در انتظار آن است.

برای روسیه نیز، به طور کلی ۲۷ و ۲۸ ژوئن به عنوان روزهایی کمی خطرناک در نظر گرفته میشوند، با تغییرات رادیکال در قدرت که در این زمان در روسیه در حال وقوع است، مانند یک فرایند دائمی. در ابتدا، ممکن است پیشنهادهایی برای تصدی این سمت از سوی افراد خاصی وجود داشته باشد، و ما... به نظر میرسد وفادارتر است.

تا تاریخ ۲۷ام، همه چیز به یک دستهبندی میرسد که در آن تمام اشتباهات به بحرانهای اقتصادی، به همه چیز منفی تبدیل میشوند، و به نظر میرسد روسیه به نوعی با تمایل به تهاجمی بودن پیش میرود. در واقع، برای روسیه، ۲۷ام و بخشی از ۲۸ام بسیار ناپایدار به نظر میرسد. این موضوع بسیار حاد و پرتنش است. من رد نمیکنم که تصمیمات سخت، اقتصادی، حتی داخلی، ممکن است در این کشور به وجود بیاید که احتمالاً چالشبرانگیز خواهد بود.

روسیه احتمالاً باید دخیل شود و شاید حتی رهبری برخی رویدادهای نظامی را بر عهده بگیرد، و این کل داستان، من بعداً دقیقتر توضیح خواهم داد، اما احتمالاً تا بهار ۲۰۲۸، متأسفانه چیزی شبیه به این. اما هنوز عجیب است که روسیه در درون خود کمی دو قطبی باقی مانده است، گویی تصمیمات متفاوتی در یک طرف و تصمیمات متفاوتی در طرف دیگر وجود دارد. حتی در سیاست خارجی، امور به دو گروه تقسیم میشود. و صحبت از هر نوع عدالت، همه چیز ناعادلانه خواهد بود.

مصاحبهکننده [۴:۵۹ - ۵:۰۰]:

ناعادلانه برای فرد.

تخریب سیستم حقوقی

سوتلانا [5:00 - 6:10]:

به طور کلی، برای یک فرد. و اکنون شاهدیم که هیچ قاعدهای وجود ندارد، نه حتی قواعدی دیپلماتیک یا مقرراتی. این فقط کار نمیکند. و اینجا ما به پایینترین سطح فرایندهای فعلی میرسیم، گویی که شاهد فروپاشی هستیم.

من مینویسم که حوزه حقوقی در تمام سطوح به شدت تخریب خواهد شد، از جمله در صحنه سیاست خارجی. مقامات روسی خود جو یک فضای نظامی را تحریک خواهند کرد، و حدود 27 آگوست، تلاش برای منطقی کردن رویدادهای جاری، گویی که ما سعی در ایجاد نظم و عادیسازی داریم، خواهد بود. از نظر اقتصادی، این موضوع بسیار پیچیده است، به ویژه در 27 سپتامبر، با ادامه اصلاحات قانونی، اما همه اینها کاملاً غیرسازنده و غیرکارآمد است.

صادقانه، حتی بیان کردن این موضوع دشوار است، اما کل این فضای نظامی و تخریبی و بسیار خطرناک، من یعنی خطرات را برای فرد اصلی [یادداشت ویراستار: برای رئیسجمهور] خواهیم دید، اما حتی قبل از آن. به طور کلی، همه اینها تا پایان 28 آگوست ادامه خواهد داشت.

امکان انقلاب در روسیه

مصاحبهکننده [18:10 - 18:13]:

آیا اقدام انقلابی در کشور ما ممکن است؟

سویتلانا [18:13 - 30:20]:

قطعا. اما به نظر میرسد که با نوعی جایگزین مسالمتآمیز شروع میشود، و سپس به دورهای مبهم تبدیل میشود، با مشکلات اقتصادی در شکلدهی به هر استراتژی.

وقتی به اقدامات بلندمدت نگاه میکنم، نمیتوانم همه چیز را پیشبینی کنم. برای مثال، وقتی در مورد رویدادهای آینده در روسیه صحبت میکنم، احتمالا واضحتر خواهد بود. تا 28 دسامبر، تلاش برای تثبیت همه این فرایندها، برای یافتن راهحلی مسالمتآمیز وجود خواهد داشت. اما رکود اقتصادی شدید، بیشتر شبیه یک بحران اقتصادی بزرگ، از بهار 29 شروع میشود. همه فرایندهای پیشرفتگر، از جمله فناوریها، کند میشوند.

با این حال، علیرغم این موضوع، در اینجا هستیم و زندگی میکنیم تا 28ام را ببینیم، و روسیه به نوعی به طور غیرمستقیم تحت تأثیر قرار خواهد گرفت، اگرچه بسیاری از کشورهای دیگر بسیار رنج خواهند برد. سال 2029 برای آمریکا بسیار حیاتی است. مطمئن نیستم که آیا آنها همچنان غالب خواهند بود یا خیر، مطمئن نیستم که فروپاشیده نخواهند شد، نه فقط به دلیل مشکلات داخلی، بلکه همچنین به دلیل عوامل جغرافیایی و طبیعی. طبیعت بسیار بیثبات است.

به هر حال، من نمیتوانم همه چیز را اینجا بخوانم، اما در روسیه، تا سال 29ام، ممکن است تغییری در مرکز قدرت رخ دهد. یعنی، برای مثال، پایتخت دیگر مسکو نخواهد بود، بلکه سیبری خواهد بود. من رویدادهای دراماتیک و بسیار مهمی را در سیبری تقریباً هر سال تا سال 2029 میبینم. این فرآیندهای طبیعی، فروپاشی اقتصادی و غیره هستند. و سپس، حدود سال 2029، همه چیز شروع به بازسازی میکند.

بنابراین، من مینویسم که چالشبرانگیزترین زمانهای بازسازی برای آمریکا در دهه سوم ژانویه 2028 خواهد بود، و به طور دقیقتر، برای آمریکا، شدیدترین شوکها در مراحل حدود 22 ژانویه 2028 و 28 مارس رخ خواهد داد، و در این زمان است که تعادل قدرت بین روسیه و آمریکا تغییر میکند. بعید است که ترامپ هنوز در دفتر باشد؛ او حدود یک سال از دوره خود باقی مانده است.

بله، این در آنجا شروع میشود، قابل مشاهده است که تا سال ۲۰۲۸، آمریکا در تمام فرآیندهای داخلی و غیره شروع به افول خواهد کرد. وضعیت بسیار تنشزا است، حتی اگر ترامپ اشتباهات زیادی مرتکب شود و با احتیاط بسیار روی لبه چاقوی خود راه برود، به عنوان مثال، در پاییز-زمستان عمیق، در ۲۶ و به ویژه وضعیت بسیار حاد در ابتدای ۲۷ آوریل، که سال آینده است، شکل خواهد گرفت. و در آنجا، همه چیز از نظر تغییر قدرت، بسیار بحرانی و نزدیک است، و به نظر میرسد کاملاً واضح است. آمریکا در حالت بحران کامل است. و یک وضعیت بسیار خطرناک برای آمریکا. مستقیماً انفجاری. این ۲۷ ژوئن است. و همچنین یک درگیری درونی در تیم وجود دارد. و ظاهراً در اواخر ژوئن، یا شاید در ۲۷، VENS ممکن است به نوعی ادعای موقعیت کند، اما بعید است که دوام بیاورد. یعنی تغییرات بزرگ در آمریکا در تابستان ۲۷. زلزلهها و هر چیز دیگری که ممکن است اتفاق بیفتد. من در اینجا به جزئیات نخواهم پرداخت.

من میگویم، از دسامبر 2028، روسیه با این وضعیت مخالفیت تهاجمی در عرصه بینالمللی و حتی هرج و مرج عمومی در بخش کشاورزی، احتمالاً تلاش خواهد کرد تا در آن زمان همه چیز را تثبیت کند. بهار 2029 برای همه سخت خواهد بود، اما روسیه به نوعی خود را کنار میکشد و بعداً احیا میشود. اگرچه در بهترین وضعیت نخواهد بود، اما بسیاری از کشورها خود را در شرایط بحرانی خواهند یافت. این به دلیل طبیعت و همچنین پس از درگیریها، شاید درگیریهای نظامی خواهد بود. اینگونه به نظر میرسد.

رویدادهای آتی در روسیه: مه-آگوست 2026

حالا میخواهم در مورد برخی از نزدیکترین مسائل، یعنی مسائل روسی، صحبت کنم. ماه مه آغاز میشود و به نظر میرسد روسیه به یک رژیم زندگی کاملاً جدید در حال گذار است، گویی کاملاً از پیوندهای قبلی خود با تاریخ، از نفوذهای قبلی خود، و از فرآیندهای تعامل روسیه با مراکز حکومت داخلی جدا میشود. همه اینها به طور کلی غیرقابل بازگشت است. اما آزادی اندیشه، که آنقدر قدرتمند خواهد بود که همه این قوانین تحمیلی را نابود میکند، اولین سیگنال برای چنین وضعیتی انقلابی خواهد بود.

مینویسم که رویدادها به عنوان اولین سیگنال برای فضایی انقلابی و ورود به یک عصر جدید، با رویکردهای جدید، رویکردهایی که با دیدگاههای موجود در تضاد است، و جهش ناگهانی در روابط میدان اطلاعاتی کشور ظاهر خواهند شد.

سپس، حدود ۱۷ می، که یک لحظه بسیار حیاتی دیگر در زمان است، گویی نیاز به تصمیمگیری در مورد نحوه برقراری روابط روسیه ما با جهان بیرونی در مرزهای سیاسی آن است. شاید رویدادها کمی مبهم شوند یا آن را نامشخص نشان دهند، اما واضح خواهد بود که ما باید برای خودمان انتخاب کنیم که به کجا میرویم. اما از آنجا که وضعیت اقتصادی روسیه در حال حاضر چیزی خاص نیست، زیرا ما نفت و همه چیز داریم، پرسش گسترش مرزهای سرزمینی ما، به گونهای، امیدواری را اضافه میکند. امیدواری، اما من تحت تأثیر قرار نخواهم گرفت، زیرا همه چیز آنقدر ساده نیست.

۱۶ ژوئن نیز تمرکز قابل توجهی خواهد داشت، با مسائل احتمالی مرتبط با آب و سایر نیروهای غیرقابل پیشبینی. با این حال، این یک وضعیت گیجکنندهای است که در آن نیمی از مردم در سناریوهای نادرست گیر میافتند، تقریباً گویی در محیط اطلاعاتی دستکاری میشوند. پرسشهای معنوی و نگرانیها در مورد طبیعت بسیار مهم خواهند بود، اما فرایندهای درگیر بهشدت نامشخص هستند و تعداد کمی آنها را به درستی تفسیر میکنند. این یک زمان پیچیده است و اشتباهات بسیاری ممکن است بروز کند. برخی معتقد خواهند بود که این یک شورش طبیعت است، در حالی که دیگران میگویند دروغ قدرتمندان است. اما همه چیز به نظر ناکافی، مبهم و افراطی خواهد رسید. این یک زمان هماهنگ برای روسیه است، بیشتر شبیه یک جستجوی حقیقت و اشتباهات.

در همین حال، آغاز ماه ژوئیه نشانهی آغاز واقعیتی جدید است. این واقعیت قطعاً تاثیرگذار خواهد بود. بر محیط اطلاعاتی تاثیر میگذارد، ساختار قدرت اطلاعاتی را تغییر میدهد و به مسائل فرهنگی و هنری میپردازد. ممکن است شبیه یک آرامش موقت در کشور باشد، با انتصابهای جدید در رهبری کشور. اما این یک تحول مهم نخواهد بود. بیشتر یک تغییر در فضای هوا و آمادگی برای تغییرات بزرگتر در آینده است.

7 ژوئیه، سال 26، همه چیز در خطر است، پرسشهای کلیدی در مورد قلمرو کشور، تصمیمات در مورد جهتگیریهای کلیدی. احساس میکنیم که به نوعی باید منابع کشور را تعریف کنیم و نحوه مدیریت آنها را مشخص کنیم. فقط فکر میکنم که حتی اگر این نظر خوشبینانه به نظر برسد، هنوز هم به شرایط خارجی بستگی دارد، و خوشبینی در این زمینه چندان تاثیری ندارد.

و بنابراین، رویدادهای جهانی مهم در دهه ۲۰ ژوئیه آغاز میشوند و این امر مسیر تاریخ را در مقیاس جهانی تعیین خواهد کرد. مبارزه برای رهبری انحصاری در جهان، مبارزهای تند و پر از درام انفجاری. و مشخص خواهد شد که چرا ما با این مشکلات در اینترنت، مسدودسازی و غیره داشتیم. این درباره جنگ برای فضای سایبری است و داستانی آسان نیست. این در پس پرده وجود دارد و مشخص است که نوعی تقسیم به وجود خواهد آمد زیرا این میدان نبرد ویژهای خواهد بود. و مشخص خواهد شد که حتی در سطح جهانی، چیزی در مورد این فضای سایبری در حال رخ دادن است.

در این زمان، شخصیتهای سیاسی در مقیاس جهانی شروع به تغییر خواهند کرد. این نشانهای برای برکناری تاجها از رهبران سراسر جهان خواهد بود. مشخص خواهد شد که زمان تغییر جهانی و تغییر نخبگان در سراسر جهان فرا رسیده است. همه اینها به سمت ژوئیه و حتی آگوست پیش میروند. اما این در یک روز اتفاق نخواهد افتاد، اگرچه زمان ممکن است بسیاری را برکنار کند.

و در اول آگوست، فعالیتهای سیاسی و سیاست خارجی، و اهداف در صحنه سیاست خارجی وجود دارد، اما آنها سرنوشتساز نخواهند بود. زنگ خطر برای روسیه نزدیکتر به 12 آگوست به صدا درمیآید. این زمان آغاز تغییرات جهانی در قدرت روسیه خواهد بود. مسیری طولانی از تغییرات قطعی در این کشور آغاز میشود. به ویژه در اطراف 17 آگوست، این موضوع برجسته خواهد بود. آغاز رهایی از معماری قدرت سابق روسیه، و همه اینها ممکن است با استعفاهای پر سر و صدا، و چرخش در ساختار قدرت همراه باشد.

تا 28 آگوست، بسیاری از چیزها آشکار میشوند که فرصتی برای تغییرات حتی رادیکالتر، هم در داخل روسیه و هم در روابط سیاست خارجی آن، فراهم میکنند. بنابراین، این یک ساختن، یک اوج، همانطور که در موسیقی گفته میشود. رویدادها از نظر بازسازی روابط با شرکای خارجی و موقعیت روسیه در سیستم مختصات ژئوپلیتیک، به ویژه سرنوشتساز خواهند بود.

روسیه با یک سؤال مهم روبرو خواهد شد، اما همچنین در سطح دولتی، تغییر جهانی در اکتبر ممکن است رخ دهد و احتمال استعفا کامل از سمتهای کلیدی در کشور وجود دارد. تصویر خروج از سیستم مدیریتی سابق به وضوح آشکار خواهد شد، سرنوشتساز برای کشور. این یک تغییر تاریخی و یک مسیر داخلی جدید است که هنوز ادامه خواهد داشت. تغییرات بیشتری در راه خواهند بود.

ما فقط باید بفهمیم که نقطه اصلی تجزیه و شروع تلاشها برای ایجاد یک واقعیت جدید، ژوئیه-آگوست است. و از آنجا که یک واقعیت جدید در مقیاس جهانی بدون روسیه غیرممکن است، اما در شکلی که در حال حاضر وجود دارد، نمیتواند ادامه یابد. بنابراین، ما به سادگی شاهد دگرگونی روسیه، تحت شرایط خاصی، خواهیم بود، جایی که، به عنوان یک ناظر و فکرکننده، تعجب میکنیم که چگونه همه اینها را توجیه کنیم، چگونه خود را به درستی موقعیت دهیم، تا کشور نیز بتواند خود را بازسازی کند تا بتواند همچنان به عنوان یک پایگاه برای رویدادهای تاریخی آینده موقعیتیابی شود، زیرا، با توجه به فروپاشی که در سطوح بیسوادی اقتصادی، نظامی، فناوری و غیراکولوژیکی رخ خواهد داد، ما قطعاً برنامه کامل را در سال 2029 دریافت خواهیم کرد، اما این امر چیدمان شطرنج ژئوپلیتیک را کاملاً تغییر خواهد داد و سپس دوباره جمعآوری خواهد شد.

اما ما دیگر در ابتدای این گردهمایی هستیم. به عنوان انسانها، ما رویدادها را تجربه میکنیم، شاید رویدادهای دراماتیک. سیارات به صورت واقعی میگویند: «لطفاً در نظر بگیرید که چگونه این موزاییک را جمعآوری میکنید، به چه چیزی آن را تبدیل میکنید.» و در حالی که این فرآیندها در حال وقوع است، شبیه فیزیک است - وقتی صداهای مختلف مینوازند، به یاد داشته باشید که ذرات مغناطیسی یک الگو را تشکیل میدهند. حالا صداهای دیگری در حال نواختن هستند و ما فقط در حال مشاهده هستیم که آنها پراکنده میشوند و یک الگوی جدید را تشکیل میدهند. اما این زمان میبرد، زیرا دنیای مادی مفهوم «زمان» را دارد و صبر کردن برای دیدن نتیجه در طول زمان لازم است. و این وضعیتی است که ما در آن قرار داریم.

جهان به مناطق اقتصادی تقسیم میشود

مصاحبهکننده [30:20 - 30:28]: آیا جهان پس از از دست دادن نفوذ آمریکا به مناطق اقتصادی تقسیم خواهد شد؟

سوتلانا [30:28 - 31:40]:

من هنوز نمیتوانم این داستان را کنار بگذارم، چون چیزها هنوز... هیچ چیز مثل اینکه ما وارد شویم و تصویری هماهنگ بسازیم، وجود ندارد. حتی در سال ۱۹۳۶، رویدادهای بسیار سنگینی رخ داد. بنابراین، در حال حاضر صحبت از ثبات دشوار است، اما از آنجا که ایدئولوژی اقتصادی، خود ایدئولوژی، مسیر خود را به پایان رسانده، باید راههایی برای بازسازی پیدا کند، اما همه در اردوگاه ما میخواهند آن را به شیوه خود بازسازی کنند.

با این حال، از آنجا که فرآیندهای جهانی در سطحی با روندهای مختلف بازسازی میشوند، آنچه به ما ارائه میشود، همبستگی و این سوالات، ممکن است هنوز در حال نوسان باشد، اما با تنظیمات فیزیکی بیشتر زمین هماهنگ نیست. و این یک موضوع بسیار جدی است، چون نمیتوان با دنیای ظریف شوخی کرد، و ما در حال حاضر ارتباطی بسیار ظریف با آن داریم، و همه افکار به سرعت به واقعیت تبدیل میشوند. بنابراین، اگر آنها به واقعیت تبدیل شوند، شاید بتوانیم از آنها بهره ببریم.

دوره جدید: قوانین و اصول

مصاحبهکننده [۳۱:۴۰ - ۳۱:۵۱]:

هنگامی که گفتید که یک عصر جدید در راه است، چگونه باید آن را به درستی درک کنیم، این عصر جدید چیست و بر اساس چه قوانینی همه چیز شکل خواهد گرفت؟

سوتلانا [31:51 - 36:13]:

من اکنون این اصطلاحات را توضیح خواهم داد که ممکن است پیچیده به نظر برسند، یا شاید این دستهبندیها با هم هماهنگ نباشند. اما تصور کنید که ماده به تنهایی وجود داشت، زندگی خود را میکرد و ما خدایی داشتیم که در جایی بود و این ماده را خلق میکرد. این ماده از دنیای مادی جدا بود، زیرا او در دنیای ظریف بود در حالی که ماده در دنیای مادی بود.

و آنچه اکنون اتفاق میافتد این است که وقتی خداوند به ماده نفوذ میکند، به ساختار آن، و ساختار باز میشود و پراکنده میگردد، و با مشارکت خداوند انعطافپذیرتر میشود. این یک مجموعه از دنیای جدید است که مرزهای سخت و مشخصی ندارد، مانند یک دستور مستقیم، همه به این شکل زندگی میکنند و همه اینها در نشانهای مرتبط با شخصیت فرد اتفاق میافتد.

آیا متوجه میشوید که من چه میگویم؟ دلیلش این است که در هر یک، ساختاری از پر شدن روح و ساختاری که اجازه ورود و تکثیر آن در ماده را میدهد، شکل میگیرد. این چیزهایی است که قبلاً قابل ترکیب نبودند. چیزهای غیرقابل ترکیب، وقتی سنگی پرتاب میشود، نمیدانم آیا میتوان آن را ذوب کرد. و شاید زودتر یا دیرتر، فناوری به واضحترین شکل خود تبدیل خواهد شد.

و در عین حال، وقتی خدا یا برخی چیزهای معنوی الهی به طور مستقیم و کامل از طریق ماده ظاهر میشوند، همه چیز به ساختاری متفاوت از آب متصل است. یعنی آب به عنوان یک عامل کدگذاری، ما از آب ساخته شدهایم. و به طور کلی، آب خورشیدی است که تمام افکار ما را تکثیر میکند. در حال حاضر به شیوهای متفاوت کدگذاری میشود و ما از نظر ذهنی در حال رشد هستیم، مراحل چندانی از رشد ما وجود دارد.

چه اتفاقی پس از آوریل میافتد؟ خب، این فوری نیست و همه چیز به یکباره تغییر نمیکند، اما در درجه اول، رویکردی متفاوت در تفکر آزاد است، مثل این. پس، در سطح فیزیکی، این فعالیت فکری در حال بازسازی است. به طور کلی، تمام گامهای رو به تجدید، از رویکرد شروع میشود، که من هستم؟ من از خدا هستم، من ساختار یافتهام و میسازم، میفهمی، این مفاهیم یک فرد را متفاوت میکند. او خود را از دیگران جدا میکند، نه به این معنا که «من تنها هستم، من فردی هستم»، بلکه به این معنا که، به عنوان یک ذره از خدا، او باید کیفیت داشته باشد. و این به این معنا نیست که همه باید یک دیدگاه داشته باشند. این به این معناست که شما میتوانید در این جمع باشید چون در مسیر خود این جهش کیفی را یافتهاید.

و واضح است که بسیاری از بیماریها، مثلاً به نظر میرسد که با این ناسازگاری در فعالیت مغز، فکری و غیره و غیره مرتبط هستند. ظرافتهای زیادی وجود دارد، وارد دورهای کاملاً متفاوت از انرژیها میشویم، به این معنی که نمیتوانیم بر اساس قوانین قبلی بنا کنیم، به این معنی که جامعه نمیتواند بر اساس این قوانین ساخته شود، و هر فرد. پس نه فردیت از دیدگاه چنین خودخواهی، بلکه از دیدگاه مسئولیتپذیری شخصی و استقلال، البته.

پس خیلی احساسات، بینشهای زیادی، تنهایی برای شناخت خود، مثل آن، خیلی زیاد. و همه این فرآیندها به نظر میرسد که جدا شدهاند، در حالی که در همان زمان، اگر این یک نمایش در صفحه بیرونی باشد، کیفیتهای شخصی دیگری در حال شکلگیری هستند.

به راستی، من از جملات بزرگ که چیزها را غیرقابل دستیابی نشان میدهند، مثل یک نوع فانتزی، خوشم نمیآید. نه، اگر در زندگی خود عجیبگوییها را شاهد بودهاید، و همه ما بودهایم، آنها عجیبگوییها نیستند. آنها فقط هستند. جهان ظریف ما را لمس میکند و ما متوجه نمیشویم که ما استادان خلق تصویر ظریف که خواهد زیست، مثل پایگمالیون، خلق گالاتیا هستیم. و اگر ما خلق میکنیم، باید درک کنیم که گالاتیا میتواند ما را نابود کند یا کمک کند. پس، باید درباره آنچه که خلق میکنیم، فکر کنیم.

تجربه شخصی ارتباط با خود

مصاحبهکننده [36:13 - 36:29]:

شما ذکر کردید که در عصر جدید، مواد با الهی متصل میشوند و هر فرد باید درک کند و بفهمند که من کی هستم. من تجربهای چنین عمیقتر از معمول را در خودم در تابستان گذشته، در طول یک جلسه خاص، داشتم.

سوتلانا [36:29 - 36:31]:

فکر میکنم نوعی تجربه زندگی است، درست؟

مصاحبهکننده [36:31 - 37:32]:

این کمی گیجکننده است. از سنین پایین از طریق تربیت تخریبی با خودم متصل بودم. در یک خانواده ناسالم بزرگ شدم. مجبور بودم با شرایط زندگی سازگار شوم و نمیدانستم جایگاهم یا نظراتم چیست. برای بقا باید با افراد مسنتر موافقت میکردم. کودکی بسیار سختی بود.

حتی در 40 سالگی، نمیدانستم که هستم یا نظراتم چیست. در هر موقعیتی، نظرات اطرافیان را به خودم میپذیرفتم. در واقع، از خودم جدا شده بودم. و در تابستان گذشته، در حالی که در این حالت آگاهی بودم، متوجه شدم که استراتژی سازگاری در درونم وجود دارد. درون ساختار شخصیتم دیدم که مرا پاره میکند و اجازه جریان انرژی درون و بیرون مرا نمیدهد تا به من قدرت بدهد که از درون به صورت الهی و انرژی زمین متصل شوم.

سوتلانا [37:32 - 37:34]:

و این به طور هماهنگی ساختار یافته است.

مصاحبهکننده [37:34 - 39:08]:

این ساختار یافته و متصل است، و از طریق من، از طریق آفریننده، جایی که من به آفریننده تبدیل میشوم و شروع به خلق این ماده میکنم. اینجاست که اتصال اتفاق میافتد، این قدرت درون من است، جایی که میتوانم این ماده را خلق کنم، جایی که جریان الهی و این ماده ملاقات میکنند. آنها متصل شدند، و من درست در این غوطهوری بودم، من جایی را که آنها متصل شدند، جایی را که من این استراتژی را دیدم، جایی که کاملاً آن را پوشاند، جایی که من نمیدانستم چه کسی هستم، چه نظری دارم، ارزشهایم چیست، کجا میروم، فراخوان من چیست. من هیچکدام از اینها را نمیدانستم، من در تاریکی بودم.

به محض اینکه این اتصال با خودم اتفاق افتاد، اینجا هستم، این نظر من است، من هستم. نظر من بر اساس ارزشهای اصلی من، همه چیز است. و این اتصال جریان نزولی و صعودی درون من رخ داد، و به طور مستقیم احساس کردم که این قدرت شخصی را به دست آوردهام، جایی که من به یک آفریننده واقعی تبدیل میشوم، جایی که، همانطور که گفتید، باید به صورت مادی تجلی یابد، هم زمینی و هم الهی.

و اینجا متوجه میشوم، وقتی شما را میشنوم، که این عصر جدید و این ارتباط باید از طریق یک انسان، یعنی از طریق شما، از طریق من، از طریق هر کدام از ما، کسانی که گوش میدهیم، پس اتفاق میافتد. یعنی، باید واقعاً از این جریان اطلاعات، از این توهمات ماتریسی، جدا شویم، باید جدا شویم، باید به درون خودمان غواصی کنیم، بیاموزیم و سپس این اتفاق خواهد افتاد... گمراه نشویم، دیگر عروسکهای این دنیا نباشیم، آنگاه فقط به این سیستم تغذیه میکنیم.

سوتلانا [39:08 - 39:20]:

و حتی فکر میکردم که اینجا باید یاد بگیریم حتی تفسیر کنیم آنچه اتفاق میافتد، نه به معنای اینکه آنها به ما میگویند: "این اتفاق خواهد افتاد"، بلکه چرا، بله، همه چیز، بله، به آن شکل، بله، و درک کنیم چرا، و این بدان معناست که دیگر در آن جا نیستیم.

مصاحبهکننده [39:20 - 39:35]:

من فقط میخواستم ابتدا تأکید کنم و درباره این تجربه بگویم، و بر این نکته تأکید کنم که، به درک من، همه چیز از طریق مردم اتفاق میافتد، هر فرد باید این قدرت شخصی را بیابد، و به نوعی، خدا از طریق دستهای ما کار میکند.

تماس با فضا و آزمون قدرت

سوتلانا [39:35 - 42:09]:

این سیاره، همانطور که به سمت پایین میآید، یک سیگنال الهی است، در درون ما بلور مییابد. بنابراین، «ما» در «ما» به این معنا محکم میشود، در این ذات. نه به این معنی که شما آنجا مدیتیشن کنید و سپس کاری دیگر انجام دهید، یا آسیب ببینید یا کار کنید یا هر چیز دیگری. بلکه شبیه به این واحد الهی است، یک واحد مادی خدا.

چیز دیگری وجود دارد، بگذارید بگویم، چیزی شبیه به این. ما نوعی فرقهگرایی داریم، گاهی به افراطگرایی مذهبی میرویم، بله، چیزی شبیه به آن. این سیاره که در اواخر آوریل وارد یک منطقه خاص میشود، به ما شفافیت ادراک میدهد، بدون پیشداوری، و حتی بیشتر، نماد فرصت تماس است، تماسی روشن با موجودات فرازمینی یا سازمانهای غیرانسانی در اینجا، یعنی چشمهای ما را به این واقعیت باز میکند که اکنون باید روابط دوستانهای با فضا برقرار کنیم.

این مردم که وارد آن میشوند چه کسانی هستند؟ پس، تصور کنید، چقدر نفوذ در یک بازه کوتاه، چه هرج و مرج در سر مردم، چه هرج و مرج در جهان به طور کلی، زیرا ناسازگاری چیز جدید با دنیای قدیمی، البته، اکنون فقط آن را مشاهده میکنیم گویی... میخواستیم سطل زباله را در راه بیرون بیاوریم، ناگهان افتاد و همه چیز، و ما باید آن را تمیز کنیم، و همه چیز با چنین روحیهای.

یعنی، باید بتوان نه تنها این را فیلتر کرد، بلکه، همانطور که به درستی گفتید، احساس «من هستم، وجود دارم، بخشی از آن هستم» - ما در واقع بخشی از این تجربه، تجربهای که در حال حاضر در حال تجربه آن هستیم، هستیم. این میگوید: «خب، بیایید این کار را انجام دهیم. تو این فرم کوچک، بگذارید بگویم، هستی...» فرمی خصوصی، نه کوچک، فرمی خصوصی.

بنابراین، به نوعی، اگر شما به این اندازه متعهد و آگاه هستید، بله، نه فقط درخشان و لبخندزن، بلکه به معنای آن پیوند کامل بودن. نه کسی که آن را اینجا و آنجا حرکت میدهد، بلکه یک پیوند کامل.

و در ضمن، از آنجا که شخصیت، همانطور که درک میکنیم، مورد اشاره قرار گرفته است، برای بسیاری این آزمون قدرت بسیار دردناک، از نظر جسمی یا اخلاقی، میشود، و ما اکنون میتوانیم این را مشاهده کنیم. اما این مسئله آگاهی فردی است. آیا میتوانی دستت را دراز کنی؟ بله، یک عصا؟ نه، کمک نخواهد کرد. یعنی در هر وضعیتی، آگاهی از خود به عنوان یک شخصیت مهم در این داستان، در هر زمینه زندگی عمومی.

بالغ شدن روانشناختی

مصاحبهکننده [42:09 - 42:34]:

من فکر میکنم یک گام مهم دیگر برای هر یک از ما در ورود به این دنیای جدید، بلوغ روانی هر یک از ماست. چون من این ایده را داشتم، این فکر را وقتی درباره روابط ما با دولت صحبت میکردید، شبیه رابطه کودک و والد است، وقتی منتظر میمانم تا این والد بیاید و از من مراقبت کند.

سوتلانا [42:35 - 42:37]:

این خیلی کودکانه است، درست است؟

مصاحبهکننده [42:37 - 42:45]:

کودکانه، البته. و البته شخصی با چنین تفکر نمیتواند در دنیای جدید وجود داشته باشد. اساسا این مدل باید فرو بپاشد.

سوتلانا [42:45 - 42:52]:

بله، ما قربانی هستیم، بله، اینها قربانی هستند، و ما این را میپذیریم، و... ما میخواهیم خوشبخت زندگی کنیم. اما اگر شما قربانی هستید، شما نقش خود را انتخاب کردهاید.

مصاحبهکننده [42:52 - 43:08]:

بله، البته. سپس این مدل باید فرو بریزد. و وظیفه هر یک از ما رشد کردن است. و زمانی که با موقعیت افراد بالغ و بلوغیافته تعامل میکنیم، نه تنها در میان مردم، بلکه با افراد بالغ و بلوغیافته در کشورمان، آنگاه

سوتلانا [43:08 - 43:46]:

فکر میکنم ما باید این را بیاموزیم. ما نمیتوانیم بهطور فوری این علم را تسلط کنیم و بالغ شویم. افرادی در میان ما وجود دارند که به... اینها همچنین معلمان ما هستند، بهطور استعاری، جایی که باید کمی سخاوتمندانه رفتار کنیم. ما میدانیم که زبان من برای برخی پیچیده است، در حالی که برای دیگران سادهتر است، برخی درک میکنند، در حالی که دیگران نمیکنند.

اما صادقانه، من از میزان اریک سخنرانیهای جذاب در دوران حاضر شگفتزده شدهام. اگر فقط به شبکهها نگاه کنید، خواهید دید که او 17 ساله است، اما چیزهایی را به شما توضیح میدهد که ما بهعنوان بزرگسالان نمیتوانیم بیان کنیم. واقعاً شگفتانگیز است، من فکر میکنم این پدیدهای شگفتانگیز است، اما کسی هرگز تأکید نمیکند که این یک پدیده است.

یک نسل جدید و عصر تغییر

مصاحبهکننده [43:46 - 43:59]:

یک ایده وجود دارد که یک نسل جدید، که در شرایط مختلف و با انرژیها و آگاهیهای متفاوت به دنیا آمدهاند، با رشد آنها، تغییر عمدهای رخ خواهد داد.

سوتلانا [43:59 - 44:23]:

بله، زیرا تمام این قدرتهای کهنسالانه، صحنه را ترک میکنند و نسلهای جدید، وقتی به آنها نگاه میکنید، واقعاً به جنگ نیاز ندارند. آنها حتی جنگ را به عنوان یک ضرورت نمیبینند. آنها درک میکنند که آنها قبلاً بازیهای کامپیوتری را بازی کردهاند و میدانند که همه چیز چگونه کار میکند. بنابراین، تنگنظری آگاهی این جهان، حتی اجازه نداد تا آن را از بیرون ببینند، چه رسد به دیدن تصویر بزرگتر.

مصاحبهکننده [44:24 - 45:04]:

من افکارم در مورد پیری را به کار خواهم گرفت. شما همه امروز چیزهای درست را میگویید، همانطور که قبلاً بارها انجام دادهاید. همه چیزهایی که در مورد پیشبینیها گفتید، به سادگی اتفاق نخواهد افتاد. فقط شروع به آشکار شدن، ظهور خواهد کرد، بله، و به تدریج. و در اینجا، در اصل، من روابط کودکی-والدینم را به یاد میآورم؛ من، میدانید، آنچه که درک کردم، ما همه از اتحاد جماهیر شوروی هستیم، و بنابراین، آن نسل این الگوهای ریشهدوانده را دارد، که، احتمالاً در این سن، ذهن به شدت عمیق و منجمد است و تغییر آن غیرممکن است. به همین ترتیب، این تغییر نسل دقیقاً اتفاقی است که در حال رخ دادن است، و به آرامی در این قرن جدید با ظهور نسلهای جدید رخ خواهد داد.

نسلهای بالغ در جستجو

سوتلانا [45:05 - 47:11]:

خب، من در واقع هم نسلهای جدید و هم نسلهای بالغ را مشاهده میکنم، و میخواهم بگویم که نسلهای بالغ نیز بسیار بالغ و در جستجوی این الگوها هستند. آنها در یک حالت کاملاً مرده و ساکن نیستند؛ آنها به دنبال راهحلها هستند، به دنبال راههایی برای حل مشکلات میگردند.

یعنی به نظر میرسد و حس میکند بسیار عمیق و الهامبخش است، و ما هرگز به این اندازه به انجام کاری، یادگیری چیزی، کارهای دیگری وجود داشت، و بسیاری از آنهایی که اکنون اینجا هستند و زندگیشان را ادامه میدهند، به این دلیل نبودند.

بنابراین فکر میکنم وقتی این ایده را به دیدگاه جهانی ما وارد میکنیم، میپذیریم که افرادی هستند که چیزی را درک میکنند، کسی چیزی را درک نمیکند اما احساسی دارد، زندگی دیگران به آنها درس میدهد، اما نه همهچیز در یک لحظه، ما... ما همه با هم در هارمونی آواز نمیخوانیم. و وقتی این را میپذیریم، این مفهوم، جهانی است، شگفتانگیز، الهامبخش و ظریف ساخته شده است.

ما یک داستان با ماسکها امتحان کردیم، سپس دیگری. آیا به آنچه که انجام میدهید اعتقاد دارید؟ چیزی اشتباه است، چیزی درست با ایمان نیست. چیزی با ملیگرایی اشتباه است، درست است؟ مفهوم ملیگرایی چیست؟ شاید ارزشی معنوی عمیق دارد که به شیوهای دیگر سوءاستفاده میشود، درست است؟ و ما شروع به رویکردی متفاوت میکنیم، و از آن فراتر میرویم، ما بالا میرویم.

و در اینجا چند مورد دیگر از این چکپوینتها وجود دارد، اما با این حال، وقتی به تنظیمات سیارهای نگاه میکنیم، میبینیم که هر کسی که به پذیرش زمان جدید باز است، از حدود ژوئیه، وارد حالتی از آمادگی برای عمل با عوامل و تنظیمات کاملاً جدید میشود. مسئله این است که برخی از این تنظیمات را میپذیرند و برخی دیگر، زیرا آنها به شیوهای که اقتصاد ما بر اساس تنظیمات مختلف شکل گرفته، کار میکردهاند. اگر ما خود را به نوعی بازسازی کنیم و این یخشکنهایی که نمیتوانیم از آنها دوری کنیم، ساده نباشد.

پایانی اقتصادی

مصاحبهکننده [47:11 - 47:19]:

در مورد اقتصاد، من متوجه شدم که هنوز به سمت پایانی اقتصادی میرویم؟ وقتی به این پایانی اقتصادی میرسیم؟

سوتلانا [47:20 - 48:39]:

خب، فکر میکنم بیشتر مربوط به سال ۲۹ است، چون در واقع ما از این طرف به صورت خوشبینانه فکر میکنیم، اما از آن طرف، در آن قطب، اوضاع متفاوت است. ما این برنامه کلان شرکتی را در سال ۲۶ آغاز میکنیم و در سال ۲۷ آن را اجرا میکنیم. سال ۲۷ به اجرای این برنامه اختصاص دارد و در این مسیر با شرایط مختلف روبرو خواهیم شد.

پس بله، ما به جلو حرکت میکنیم و خواهیم دید که آنها چگونه سعی در انجام این کار دارند. اما ما افراد متفاوتی هستیم و فقط قویتر، قدرتمندتر و باهوشتر میشویم. و این تقاطع بسیار جالبی از بلوغ انسانی، تعهد و آگاهی با این شکل خودخواهانه است. نمیدانم، ارزیابی تواناییهای فکری کسانی که سعی در انجام این کار دارند. برای ما خندهدار میشود چون همه چیز شفاف میشود. فقط داستانی شگفتانگیز است.

و دوباره میخواهم به آنچه در درونم احساس میکنم و آنچه در بسیاری از شما میبینم، این انگیزه شاد بازگردم. چیزی که نباید از دست بدهیم؛ متعلق به ماست و زندگیهایمان را بر پایه آن میسازیم.

جمعیت بحرانی افراد آگاه

مصاحبهکننده [48:40 - 48:59]:

من در یک جلسه آموزش بودم، و شما دربارهٔ پرتو شادی که از من میآید، صحبت میکنید. به ما گفته شده که وقتی این جرم مهم از چنین افرادی به دست آید، و در واقع بسیار کوچک در مقایسه با کسانی که خوابآلود هستند، زیرا کسانی که خوابآلود هستند هیچ قدرت شخصی ندارند.

سوتلانا [48:59 - 48:59]:

بله، بله، قطعاً.

مصاحبهکننده [49:00 - 49:05]:

و این افراد، بگذارید بگویم، بیدار شده و آگاه...

سوتلانا [49:05 - 49:07]:

بله، متوجه میشوم، آنها این «من هستم» را دارند، درست است؟

مصاحبهکننده [49:07 - 49:17]:

بله، «من هستم»، بلهبله، کسانی که این قدرت را دارند، آنها در واقع یک درصد کوچک آنجا هستند، کمتر از 10 درصد از کل جرم، این تغییر اتفاق خواهد افتاد.

سوتلانا [49:17 - 49:18]:

این همان چیزی است که آنها از آن میترسند.

مصاحبهکننده [49:19 - 49:30]:

بلهبله. به همین دلیل است، بله، درست حالا، من درک میکنم که برخی فرایندها در حال وقوع هستند تا آن را به تاخیر بیندازند، آن را تضعیف کنند. فکر میکنم این فرایند برگشتناپذیر است.

سوتلانا [49:30 - 50:09]:

در پشت تمام این رویدادهای خارجی، امواج قدرتمند و نامرئی منطقی وجود دارد که نمیتواند در زمان اختلال ایجاد کند. بله، دیگر نمیتوانیم مانند گذشته با چنگالها و چاقوها با آنها مبارزه کنیم و غیره. و من عبارت پاسترناک را دوست دارم، «هجده لحظه». اگر ما مانند آنها رفتار کنیم، خودمان هم به آنها تبدیل میشویم. یعنی قدرت ما در رویکرد متفاوتی نهفته است، نه مقاومت بلکه ساخت و ساز. مقاومت به مشکلات بیشتر منجر میشود، اما وقتی به سادگی دور میشویم و کار خودمان را انجام میدهیم، وقت برای همه اینها نداریم.

مسئولیت شخصی و معنای زندگی

مصاحبهکننده [50:09 - 51:03]:

معنا نگاه کردن به شرایط خارجی و منتظر رویدادها بودن نیست، بلکه هر فرد باید بنشیند و زندگی خود را بررسی کند و کاری در این باره انجام دهد. در مورد تأثیر خاص خود فکر کنید. من فقط بر زندگی خود، جهان خود، خودم و محیط اطرافم تأثیر میگذارم، به جای اینکه عقب بنشینم، نادیده بگیرم یا در مورد اتفاقاتی که در جایی دیگر، حتی در کشوری دوردست رخ میدهد، نفرین کنم. چرا و چگونه درگیر میشویم؟

در مورد تقویت شخصی، اخیراً یکی از مهمانان ما درباره ویکتور فرانکل، که یهودی، پزشک و رواندرمانگر بود، صحبت کرد، کسی که لوگوتراپی را در یک اردوگاه کار اجباری توسعه داد، جایی که فکر میکنم 4 سال را در آنجا گذراند.

سوتلانا [51:03 - 51:04]:

چیزی آشنا.

مصاحبهکننده [51:04 - 51:16]:

او کتاب «به زندگی بگو بله» را درباره معنای زندگی نوشت، در مورد آن نوشت و یادداشت کرد که افرادی که در زندگی هدف داشتند، آن هدف را پیدا کردند.

سوتلانا [51:16 - 51:18]:

چه چیزی آنها را در این همه چیز متمرکز نگه داشت.

مصاحبهکننده [51:19 - 51:24]:

بله، کسانی که درک میکردند چرا باید در یک اردوگاه کار اجباری زنده بمانند.

سوتلانا [51:24 - 51:24]:

مأموریت.

مصاحبهکننده [51:24 - 53:21]:

بله، برای چه هدف والاتر، چه کاری باید برای زنده ماندن انجام دهم. گاهی این افراد توانستند زنده بمانند. از طریق شبکه پیچیدهای از این رویدادها، کسانی که تسلیم شدند، کارشان تمام شد، من نتوانستم فرار کنم، همه چیز، سرنوشتم مشخص شده بود. و بله، آنها از نظر اخلاقی سقوط کردند، حتی قبل از اینکه... حالا این اتفاق افتاده، آنها از بیماری، گرسنگی و چیزهای دیگر میمیرند.

چقدر مهم است که درک کنیم، و این اتفاق بعد از خودمختاری، اینکه من کی هستم، ما با هم هستیم، استعداد من چیست، هدف من در زندگی چیست، سرنوشتم، چیزی که من برای دانستن به دنیا آمدم. در اینجا من فقط غذا میخورم و مدفوع میکنم، البته به زبانی زشت صحبت میکنم. برای برخی، شکل وجودشان به این صورت بیان میشود، اما برای یافتن معنا و هدف بزرگ، همیشه به عنوان ماموریتی از سوی من بیان میشود.

ویکتور فرانکل باید زنده میماند تا این کتاب را به پایان برساند، تا آن را منتشر کند و با دنیا، با مردم به اشتراک بگذارد. این مثل کمک به دنیا به نظر میرسد، وقتی من اینجا آمدم تا چیزی بدهم، نه بگیرم. و هر یک از ما، بله، خدا به هر یک از ما دانهای از استعداد، این هدف، این پتانسیل داده است که باید آن را توسعه دهیم و به دنیا بدهیم.

و این افراد، به همین دلیل زنده میمانند، طبق توصیف ویکتور فرانکل. حتی زمانی که نوبت او رسید، در لیست قرار داشت، برنامهریزی شده بود که روز بعد به اتاقهای گاز فرستاده شود. بدون اینکه کسی متوجه شود، قطار آن روز و هر روز بعد از آن نیامد. هر روز صبح میآمد و مردم را میبرد، اما وقتی ویکتور در لیست قرار گرفت، او باقی ماند و قطار هرگز نیامد.

سوتلانا [۵۳:۲۱ - ۵۳:۴۵]:

شما موافقید که این به شدت به این واقعیت مرتبط است که نمیتوان خود را فریب داد. یعنی اگر چیزی را تحریف کنید، این مسیر بلافاصله ناپدید میشود، اما وقتی باور میکنید، درک میکنید و میدانید، به این مسیر پایبند میشوید. این در واقع نمیتواند کاری باشد که خودتان برای خودتان تعیین کنید. نه همه دارای چنین استعداد، چنین تمرکز یا چنین احتمالی برای اشتیاق به چیزی هستند.

نوشته‌های مرتبط