از ارتفاع پرواز عقاب، با خبری دشوار
از دیدگاه پرواز پرنده، با پیامی دشوار
معرفی
سوتلانا [0:00 - 0:04]
ما کاملا تصاویر متفاوتی خواهیم دید. مشکلات بزرگ اقتصادی و زیستمحیطی وجود دارد.
مصاحبهکننده [0:04 - 0:10]
سوتلانا دراگون. همه چیزهایی که در سخنرانیهای سال نو خود به آن اشاره کردید، واقعا اتفاق افتاد.
سوتلانا [0:11 - 0:22]
از ماه ژوئیه، میتوانیم بگوییم که وارد مرحلهای کاملاً جدید و سرنوشتساز میشویم. اما در واقع، اتفاقات بسیار قابل توجهی در حال رخ دادن است. بیداری، آگاهی.
مصاحبهکننده [0:22 - 0:26]
در زمینههای مالی، سیاسی و مسائل اجتماعی-سیاسی، آنها در حال تجزیه و تحلیل هستند.
سوتلانا [0:26 - 0:42]
ما درست در آستانه تغییر هستیم. ما با وضعیتی حتی سختتر روبرو هستیم. اروپا و غرب به طور کلی، فقط در مورد جنگ صحبت نمیکنند. آنها واقعاً برای آن آماده میشوند. حالا روسیه، چه نظری دارید؟
مصاحبهکننده [0:42 - 0:43]
کоли این پایان مییابد؟
سوتلانا [0:43 - 0:51]
ما کلیدهای سادهای فقط برای این سالها داریم. فاصله زاویهای سیارهای که تا بهار سال ۲۹ ادامه خواهد داشت.
معرفی و موضوع جلسه
مصاحبهکننده [0:51 - 1:37]
روز خوبی، دوستان عزیز! ما دوباره در کانال «زندگی. نام. خودمان» با هم ملاقات میکنیم. ما «زندگی» را با حروف بزرگ مینویسیم چون آن را محترم میشماریم، به آن توجه میکنیم و برای آن سپاسگزار هستیم.
و من، مارینا میکائیلنکو، مهمانانم را به شما معرفی میکنم که به ما نشان میدهند زندگی ما چگونه پیش میرود.
امروز مهمان فوقالعادهای دارم - سویتلانا دراگان، ستارهشناس اقتصادی و سیاسی و ستارهشناس حرفهای، محقق آینده.
سویتلانا، بسیار خوشحالم که شما را در این استودیو، در گفتگویی با من میبینم.
سویتلانا [1:37 - 1:38]
به همین ترتیب.
نیمسال دوم، لحظهای سرنوشتساز
مصاحبهکننده [1:38 - 2:01]
بله، خیلی ممنون. و میدانی، ما درست در میانه سال با شما ملاقات میکنیم.
هر چیزی که در سخنرانیهای سال نو خود به آن اشاره کردید، واقعا اتفاق افتاد، ما آن را در راهنماهای اطلاعاتی، رسانهها، شاهد رویدادهایی بودیم که شما در مورد آنها صحبت کردید و ما را هشدار دادید. اما ما باید از نیمه دوم این سال عبور کنیم. چگونه این کار را انجام خواهیم داد؟
سوتلانا [2:01 - 14:11]
همیشه فکر میکنم چگونه رویدادهای جهانی که با آن روبرو هستیم را در یک جمله خلاصه کنم، و به نظر من، ما از ماه جولای به بعد در هر معنا کلمهای صفحه کاملا جدیدی را باز میکنیم.
و سرنوشت مردم، البته، شامل محیط ژئوپلیتیک و اقتصادی است، و به طور کلی، یک فرمت انرژی جدید که از ما احساسات کاملا متفاوتی میخواهد.
ما تصاویر کاملا متفاوتی خواهیم دید، و شاید آنها در یک معنا، کمی تئاترگونه باشند. اگرچه سختگیری فیلمنامه نشان میدهد که ما همه چیز را بسیار جدی خواهیم گرفت، البته.
خب، به عنوان انسانها، ما این زندگی را میزنیم و اگر در نیمه اول سال ورودیهای اولیهای داشتیم، از ژوئیه میتوانیم بگوییم وارد مرحلهای کاملاً سرنوشتساز میشویم که در آن نخبگان سعی میکنند تنها مربی، دیکتاتور، در فضاهای پدیدآمده شوند.
اما شاید ناشناخته یا ندیده، چیزها اینگونه باقی نخواهند ماند.
همه چیز به شیوهای متفاوت پیش خواهد رفت، البته، اما این رویدادهای داغ ژوئیه به ویژه مهم خواهند بود.
از آنجا که ما برنامهها و دستورالعملهای مختلفی داریم، به روسیه و مناطق خاصی نیز علاقهمند هستیم، برای مثال، شنیدهام شکایاتی از کریمه وجود دارد، و وضعیت آنجا واقعاً پیچیده است و به نظر میرسد در حال تشدید است، اگرچه شاید پس از حدود ۱۸ ژوئن، تاریخ دقیق را حالا به یاد ندارم، چون به یاد داشتن همزمان تاریخ و رویدادها دشوار است، ممکن است به نظر برسد که مسئله حل شده و شاید روسیه احساس قدرت بیشتری کند، اگر بتوانیم اینگونه بگوییم.
با این حال، سؤال این است که ما از قابلیتها و پتانسیلهای سرزمینی خود چه انتظاری داریم، چگونه آنها را مدیریت میکنیم، چگونه روابط آینده را به طور کلی شکل میدهیم، زیرا چشمانداز ژئوپلیتیک به شکل جدیدی داغ و بحثبرانگیز در حال شکلگیری است، و واضح است که پیشبینیهای بلندمدت گفتهاند که ژوئن برای روسیه یا اسرائیل بسیار مهم خواهد بود، زیرا برای اسرائیل بسیار جدی و خطرناک است.
با توجه به این موضوع، به طور دقیق در 20 ژوئیه، سیاره به ترکیبی بسیار سفت و داغ همگرا میشود، و به طور طبیعی، رویدادهای داغی را به همراه خواهد داشت. این یک زمینه یونیزه شده است. همه چیز داغ خواهد شد، از دمای هوا تا رویدادهای کلی، تا صحنهای عجیب و غریب و حتی اپرایی از شخصیتهای مهمی که درگیر درگیری مستقیم با یکدیگر خواهند بود.
این لحظهای است که نخبگان، میتوان گفت، با یک محرک واحد با هم برخورد میکنند تا بپرسند دقیقاً چه اتفاقی پشت پرده در حال وقوع است، چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
ما در مورد چگونگی بیداری، آگاهی، همه اینها صحبت میکنیم که تا چه حد عادی و حتی نادیده گرفته شده است. اما در واقع، اتفاقات بسیار شگفتانگیزی در حال وقوع است.
من منظورم، حتی نمیدانم آیا میتوانم یک حواسپرتی کوتاه داشته باشم تا این موضوع را روشن کنم. پس وقتی رویدادها را مشاهده میکنیم، فکر میکنیم که حالا چگونه مداخله کنیم، چگونه حالا لحن را تعیین کنیم.
اما باید درک کنیم که تمام رویدادها، همه چیزهایی که اتفاق میافتد، ما خودمان، مؤلفههای بیولوژیکیمان و همه چیزهایی که برای هر یک از ما اتفاق میافتد، وقتی به عنوان یک ماتریس صحبت میکنیم، به این معنی است که یک نوع کد منبع وجود دارد، اگر از کلمات فیزیکی استفاده کنیم، خارج از دسترس ماست، محصور و جدا شده و نمیتوانیم بر آن تأثیر بگذاریم، و این دلیل دشواری ما در حضور در دنیای درونیمان، در این رابط و این شکل کنترل بر ما است، در نهایت، نیاز به مشارکت ما دارد، منظورم این نیروی نوع مدیریتی است.
و اگر قبلاً به نوعی جدا شده بودیم و عمل میکردیم، به شیوهای که عمل میکردیم، فقط عمل میکردیم در این الگوها و ساختارهای ماتریسی، حالا این کد در حال تغییر است و اگر تصور کنید وقتی این کد اصلی تغییر میکند و تأثیر آن را بر کل محیط این رابط در نظر بگیرید، البته صحبت از سازماندهی منظم همه چیز نیست، البته این ساده نیست که برنامههای قدیمی را حذف کنیم و نابود کنیم.
علاوه بر این، به صورت تصادفی پاک نمیشود. سیارات به گونهای هماهنگ شدهاند که یک سیاره، که نماد یک سطح جدید، یک کد جدید، یک درجه جدید از معنویت است، به آن بگوییم. همه این را به گونههای مختلف تفسیر میکنند، به این معنا.
برخی معتقدند که این سطح فرهنگی است، برخی فکر میکنند نوعی دعا است، اما در واقع، این درباره سطح جدید آگاهی درونی ماست، نه محیط بیرونی.
اکنون شاهد این نمایش خندهدار خواهیم بود.
و این نمایش خندهدار، البته، کسانی را که از ابتدا تمایلی به شرکت نداشتند، و همچنین کسانی را که، به طور کلی، تصور میکردند نخواهند بود بخشی از نخبگان که به این ابزارها نیاز دارند، به شکل افرادی که این احساسات را احساس نمیکنند.
و اینجا سیارهای است که ما را در سطح جدیدی از آگاهی فرو میبرد، و این به صورت جمعی انجام میشود. یعنی هر یک از ما فکر میکنیم، وای، چیزی برای من اتفاق میافتد. اما به نوعی با آنچه برای همسایهام اتفاق میافتد متفاوت است. او کلمات متفاوتی میگوید، در حالی که من اینها را میگویم.
اهمیت ندارد که چه کلماتی به کار میبریم. این پر شدن که در درون ما اتفاق میافتد... سیگنالی همزمان برای همه است. البته، ادراک، ضربدرشده با سن، تجربه و غیره، مسائل متفاوتی هستند.
اما اگر به آنچه حالا در صفحههای نمایش میشنویم، نحوه صحبت جوانان، نگاه کنیم، کاملاً... یک حوزه متفاوت، یک جو متفاوت است، زیرا این جستجو، درست یا غلط، اهمیت ندارد. اما نیاز به این تماس با چیزی دیگر، نه آنچه ارائه میشود، کاملاً آشکار است.
و در اینجا، شاید، بخشی از افرادی است که میتوانند از این جریان، این نسبت فعلی آن گروه از مردم، حتی، میتوانم بگویم، یک جمعیت از مردم، جدا شوند، زیرا این سیاره با مسائلی روبرو است، بگذارید بگویم، از این نوع...
شاید مثالی بزنم، مانند ماهیهایی که در یک مدرسه شنا میکنند. هر یک از آنها یک ماهی است، اما آگاهی آنها، این است که آنها را به یک جهت کاملاً جدید میکشاند. و نیازی به مبارزه، نیازی به مقاومت نیست، این یک ضرورت است.
شبیه خواص ذاتی که نیاز به تجلی دارند.
آن بخشی از مردم که احساس میکنند فقط بخشی از یک بازی هستند، که چیزی دیگر در پس همه این اتفاقات است، نه فقط انگیزههای دیگر، بلکه منابع اولیه دیگری، آن بخش متوقف شده است، مشاهده میکند، اقدامی انجام میدهد، اما عمدتاً به دنبال قدرت درونی، وضعیت داخلی از دیگران است.
اما کسانی هستند که به طور کامل، همانطور که فرض میکنند، مادی و منطقی هستند، و این منطق آنها را به طور مداوم به مشاهده گفتگوهای مختلف، شخصیتها، به مبارزه در این مورد که چه کسی درست است و چه کسی غلط است، و ناتوانی در دیدن تصویر بزرگ سوق میدهد.
این، البته، یک دایره خطرناک است که این افراد خود را در آن مییابند. آنها، به نوعی، قربانیان ناخودآگاه بازی طبقه حاکم در حال افول هستند، همانطور که اکنون به آن اشاره میکنیم.
بنابراین، شاید برخورد انرژیهای قدیمی و جدید، میل به حاکمیت و نیاز مطلق برای رهایی، اما در عین حال، تحمیل چنین سناریویی قدرتمند، نظامیشده، تقریباً تمامیتخواه که میتواند در هر چیزی تجلی یابد.
این یک بوم متحد است که تجلی خواهد یافت.
فرآیندهای دیگری نیز دخیل هستند، فرآیندهای کیهانی، زیرا این، در نهایت، بازتابی از آنچه در جهان ظریف اتفاق میافتد، است. و در جهان ظریف، جنگ و تلاش وجود دارد.
این فرآیندها چنین صحنههای جانبی که ما در زمین میبینیم، ندارند، اما اکنون ظاهر بسیار مهم و به وضوح خطرناکی دارند. و ما حتی ممکن است برخی پدیدههای کیهانی خطرناک را مشاهده کنیم، پدیدههای فاجعهبار تکنوژنی را ببینیم.
یعنی همه چیز به ما نشان میدهد که یک فیلمنامه جدید وارد زندگی میشود. اما بیشتر مردم، که از این فیلمنامه جدید وحشت دارند، قطعاً آن را آغاز نابودی کامل درک خواهند کرد، همانطور که او گفت. دقیقاً همینگونه خواهد بود، از بیرون، اینگونه به نظر خواهد رسید.
اما در واقعیت، این آخرین بازی، آخرین نبرد است که حداقل برای کشور ما تازه شروع شده است.
بنابراین، تا فراموش نکنیم، ما شروع به صحبت در مورد کریمه کردیم. من شرمندهام، از مخلوط کردن آن میترسم، اما فکر میکنم اواخر ژوئن ۲۹-۳۰ است. خطر چنین پیشروی ناپایدار وجود دارد، احتمالاً تلاشهایی برای منفجر کردن پل خواهد بود.
اما تلاشهای بیشتری از این دست خواهد بود، تلاشهایی نیز در ماه اکتبر خواهد بود. امیدوارم بتوانیم به نوعی از پس آن بربیاییم و به طور کلی، نگرش نسبت به روسیه تا به حال نسبتاً نگرشی الهامبخش بوده است.
اما در اینجا نیز نباید بیش از حد هیجانزده شویم، زیرا ما درست در آستانهی تغییراتی هستیم که از ما بازسازی کامل میطلبد و این روند آسان نخواهد بود، بلکه روندی جدیتر را به دنبال خواهد داشت.
با این حال، خوب است که درک شود که مشارکت ما، به طور کلی، در آن گروه از مردم یا، همانطور که گفتم، در میان آن جمعیتهای زیادی از مردم که این موضوع را درک کردهاند و میدانند که وضعیت در اینجا پیچیده نیست، درک میکنند که چیزی واقعی پشت آن وجود دارد.
و اگر اکنون تعامل کنیم و این نیروی سوم، بگذارید بگویم، که به نوعی با هر یک از ما به شیوهای خاص ارتباط برقرار میکند، زیرا ما همه متفاوت هستیم، آنگاه این نقطهی پشتیبانی، البته، درونی است و این صحنهی خارجی، خب، باید فیلتر شود، شناخته شود و درک شود که بله، این یک صحنه است.
آیا میتوان یک ناظر باقی ماند؟
مصاحبهکننده [2:11 - 2:30]
سوتلانا، شما چندین بار اشاره کردید که یک تئاتر یا نمایش رخ خواهد داد.
آیا کسی که با دانش، پیشبینی و تصور کردن اینکه همه چیز چگونه رخ خواهد داد، میتواند ناظر بماند، در حاشیه بماند و این نمایش را از ردیف اول بالکن تماشا کند؟
سوتلانا [2:31 - 7:00]
خب، البته، این باید با پاسخی دنبال شود. اما این کار آسانی نیست. ما همه شرکتکنندهایم، نه فقط ناظر.
آنچه در حال رخ دادن برای زمین، برای سیاره ما است، افول یک تمدن کهن است، و من یک واقعیت تاریخی را به اشتراک میگذارم، چیزی که اساساً پیشنهاد میکند که اگر ما اینجا برای رشد درونی آمدهایم، واضح است که ما فراتر از این رابطی که در آن غرق شدهایم، خیلی چیزها را نمیبینیم.
ما فقط میتوانیم بشنویم و ببینیم آنچه در کانونها و میلههای چشمهای ما منعکس شده است، بله، و غیره.
اما اگر اجازه دهیم خود را در نظر بگیریم که همه چیز بسیار گستردهتر است و تمام تجربیاتی که در اینجا تجربه میکنیم نوعی ارزیابی از قدرت درونی ماست که در حال حاضر دشوار است آن را درک کنیم.
خب، فقط برای درک این موضوع و دیدن آن، در نهایت، میبینیم که چگونه فرآیندها توسعه مییابند. هیچکس نمیتواند این فرآیند تاریخی را حالا متوقف کند. ما با وضعیتی حتی سختتر روبرو هستیم. هرکسی، وقتی با وضعیتی سخت روبرو میشود، اغلب خود را در موقعیتهای مختلف مییابد.
بنابراین، البته، هرچه دیدگاه دورتر باشد، حفظ آن بیشتر است. اما یکبار چنین ویدیویی منتشر شد، از وبینارهای من، که در آنها دربارهی ستارهشناسی، خطخوانی و سایر دانشهای مرتبط صحبت میکنم.
در اینجا، هرشخص، در هنگام تجربهی موقعیتهای زندگی، با آن نشانه و آن احساسی که تجربه میکند، نوعی «شکوفایی» را نشان میدهد، بگذارید آن را اینگونه بنامیم، مانند درجهای از امکانات، مانند انرژی که زنجیرهی بعدی رویدادهایشان را تعیین میکند.
این طرح کلی، به گونهای رخ خواهد داد، اما ما آن را با رنگهای خودمان رنگآمیزی میکنیم.
اگر به شخصی چنین فرصتی داده شود تا درگیر یک نزاع ساده و بیادبانه شود، خود را به عنوان فردی بیادب نشان میدهد، و این شرایط به طور مکرر تکرار میشود، به گونهای که گویی اینگونه است.
خود را در این چرخه مییابید و مسیرتان نمیتواند تغییر کند، اینگونه پیش میرود.
و اگر دیدگاههای شما تغییر کند و بتوانید اشتباهات دیگران را نه از روی خشم، بلکه از روی درک، شاید حتی با پشیمانی سخاوتمندانه، هرگونه که بخواهید بگویید، سپس طعم متفاوتی را منتشر میکنید. این مانند آینهای عمل میکند.
شما این سیگنال را ارسال میکنید، سیگنال دیگری دریافت میکنید که شما را به سطحی از رویدادها میرساند.
شما طبق برنامهتان پیش خواهید رفت.
بنابراین، فکر نکنید این کمبود اراده است. ما اینجا و اکنون اراده را تجلی میبخشیم. اراده درک طراحی بالاترین، دلیل حضور ما در اینجا است. این پیچیدهتر از رفتن و بحث در یک فروشگاه یا خشمگین شدن بر سر بازیگران سیاسی است.
درک این موضوع که شما در این دنیا هستید، شما یک ناظر هستید و تجربههای حسی دارید.
و اگر بتوانید تصویر کلی را ارزیابی کنید، واقعاً، بدون اینکه در جزئیات گیر کنید، بدون اینکه از طریق یک کلیدچه نگاه کنید، سیگنال شما، آن چیزی که شما منتشر میکنید، بسیار قدرتمند است. شما میشوید، توسط یک حصار از این دست محافظت میشوید که اجازه ورود به سختترین، سنگینترین رویدادها را نمیدهد.
البته، اگر در زندگی شما نیاز به آزمایش خود به حداکثر و انجام وظایفی که لزوماً به یک زمینه اجتماعی متصل نیستند، وجود داشته باشد، باید مشهور شوید، باید کسی را نجات دهید، خودتان را به سادگی نجات دهید.
این، شاید مهمترین عامل باشد زیرا نجات خودتان بسیار دشوار است.
به معنای درک، دیدن یک نفر دیگر، آگاهی از شرایط او، شاید نوعی کورگی از خودتان، شاید کمبود مقیاسی از شخصیت. اما این بسیار پیچیده است.
اما ما یاد میگیریم، به ما دوستان نزدیک، همسالان، اینجا، لطفاً، دایره مردم ما، چه کاری در آنجا انجام میدهیم، چگونه خودمان را رفتار میکنیم.
قداست به این معنا نیست که باید سرت را به دیوار بزنی، خودت را خالی کنی و لباسهایت را بدهی. بله، این یک ژست خوب است. اما گاهی اوقات درک میکنیم که یک نفر در مقابل ما ایستاده است، وظایف خاصی دارد، چه آگاه باشد چه نباشد.
گاهی اوقات کمک به آنها در مورد برقراری ارتباط با آنها است، نه اینکه به آنها ماهی یا چوب ماهیگیری بدهی. بنابراین، البته، چوب ماهیگیری در این لحظه مهمترین چیز است.
من نمیدانم آیا توانستم این را منتقل کنم، این همیشه یک انتخاب مانند اتاق است، بسیار ذهنی است.
اما همان لحظهای که به این حالت میرسی، انرژی متفاوتی از خود ساطع میکنی، قدرتمند میشوی و برای دیگران جذاب هستی، و این یک جو خاص ایجاد میکند.
اما گام بعدی، بگذارید بگویم، گام خطرناک است - خودت را باد میکنی و به یک گورو تبدیل میشوی. این، البته، حتی بدتر است. بنابراین شاید زندگی در تمام تجلیاتش زیبا باشد و نیازی نباشد برای اهمیت اجتماعی تلاش کنی.
شاید انجام کاری که در آن مهارت داری، کاری که از آن لذت میبری، و لذت بردن از آن، و استفاده نکردن از آن به عنوان ابزاری برای پیشرفتت، همانطور که قبلاً بود، همانطور که گویی باید خودمان را تبلیغ کنیم، مثل بازاریابی.
اکنون ما با تحریکپذیری به بازاریابی واکنش نشان میدهیم. پس همه این را احساس میکنند. و همه آن را از صفحه و از صدا درک میکنند. برخی افراد نمیتوانند برخی سخنرانان را تماشا کنند چون صدای آنها ناخوشایند است. اما این نیز انرژی است. - بله.
پیشبینی جنگ: روسیه و غرب
مصاحبهکننده [21:02 - 21:08]
تو دقیقاً همان چیزی را گفتی که ما برای زندگی با این تغییرات فعلی باید انجام دهیم.
سوتلانا [9:21 - 4:57]
خب، بیایید بگوییم، بگذارید بگویم، در مورد روسیه، نه فقط روسیه، احتمالاً. من برای برنامهات آماده میشدم.
گاهی اوقات شما رویدادهای سنگینی را مشاهده میکنید و گاهی حتی نمیخواهید آنها را درک کنید، این فقط یک عامل انسانی است، اما سپس چیزی را میبینید، نمیدانم چقدر درست هستم، چقدر جسورانه خواهد بود، من به طور کلی یک شخص خوشبین هستم که سعی میکنم همه چیز را به طور مثبت ببینم، اما با این حال، ما باید درک کنیم.
من فقط وضعیت را میبینم، ما با اوکراین سر و کار داریم، چیزی در مورد ما اتفاق میافتد، اما همه چیز جدیتر به نظر میرسد، و حس میشود که اروپا و کل غرب فقط در مورد جنگ صحبت نمیکنند، بلکه واقعاً برای آن آماده میشوند.
و این حس جنگ، شاید از ماه آگوست شروع شود و خواهد بود، اما هنوز به گونهای که مستقیماً شما را تحت تأثیر قرار ندهد. فقط ماه آگوست، اینقدر بر آن تمرکز شده است، همانطور که میدانید، این نور افکن تاریخی است، اوه، و به سمت روسیه میرود.
در آنجا همه چیز زیادی وجود داشت، همه چیز، یک جنگجو از نوعی، اما اکنون روسیه، شما مورد درخواست هستید. شما میخواستید معلم باشید، میخواستید همه را متحد کنید، میخواستید به سطح بالاتری برسید. ما همه میگوییم، خب چه، ما روسیه را انتظار داشتیم.
اکنون بیایید آزمون نهایی را انجام دهیم. نهایی، نه نهایی، اما حداقل جدیترین آن.
برای مثال، من در ماه دسامبر 2026 از پیششرایط برای یک رویداد نظامی برای ما، برای روسیه، جدیتر میبینم. و تا ماه ژانویه، به ویژه دهه سوم ماه ژانویه، همه چیز به نظر میرسد جدی است.
و در اینجا، به طور صحیح، نمیتوانم همه چیز را به یکباره با چشمهایم ببینم؛ باید از جنگل تاریک عبور کنم و ببینم مسیرها کجا هستند.
با این حال، کل زمینه من را به این باور میرساند که آلمان برای این امر به طور آشکار آماده میشود و احتمالاً نقش این مهاجم را بازی خواهد کرد. نه فقط آلمان، بلکه به نظر میرسد تمرکز اصلی بر آلمان است.
خب، داستان برای ما به شدت سنگین شروع میشود و تا نزدیک به بهار سال 2029 ادامه خواهد داشت. تا بهار سال 27، ما فشار کامل این وضعیت را احساس خواهیم کرد، نه فقط ما، بلکه اروپا نیز، از جمله انگلستان، هرچند به شیوهای متفاوت.
برای انگلستان، فرآیندها به نظر میرسد هم به طور طبیعی و هم به شیوهای تا حدی منحصر به فرد در حال وقوع هستند، در حالی که برای این تضاد منافع، این ابزار تاریخی نابودی، قطعاً لحظه جدی است.
البته، توالی زمانی وجود دارد که این اتفاق خواهد افتاد، زمانهای دشوار و شاید زمانهای کمتر دشوار، اما به نظر میرسد تا سال 2028، به ویژه در اطراف بهار، این امر آشکار خواهد شد.
در انتشارات من، حداقل در برنامه، قطعاً متن کامل و تاریخچه با تاریخها را خواهم نوشت.
اما این یک زمان بسیار سنگین است، زمانی که مردم دیگر خسته شدهاند، زمانی که نه فقط ما رنج میبریم، اروپا نیز به شدت رنج میبرد. خودم را مییابم که فکر میکنم این را با شجاعت میگویم، اگرچه چگونه میتوانم در مورد آن پاسخ دهم، به جز شاید با تکیه بر این واقعیت که چیزها واقعاً همانطور که سیارات همپوشانی میکنند، اتفاق میافتند.
مصاحبهکننده [24:59 - 25:01]
بنابراین این فقط حدس و گمان بیمعنی نیست، ما با شما صحبت میکنیم.
سوتلانا [25:01 - 25:05]
بله، متاسفانه، من نمیخواهم آن را باور کنم، گاهی اوقات نمیخواهم بدانم، واقعاً.
مصاحبهکننده [25:05 - 25:07]
اما این به شما باز میشود.
سوتلانا [25:07 - 26:03]
من سادگی درک میکنم، اینجا هستم و نگاه میکنم، خوب بیایید با خودم صحبت کنم، بیایید صادقانه با خودمان باشیم. و این جستجو برای نوعی صلح، در نهایت تا سال 2028، اما همه چیز هنوز بسیار انفجاری، بسیار سخت و فرسوده است، اما دنیا به زودی نمیآید.
اما، شاید تا زمانی که این دنیا قدیمی نابود شود، سخت است که درباره چیز دیگری صحبت کنیم، و به طور کلی، بیشتر شبیه یک لحظه گذرای انتقالی است، نوعی صحنه نهایی در حالی که ما از این فیلمنامه عبور میکنیم، دیگر سال 29 است، شاید تا تابستان.
اما، میدانید، چیزی جالب توجه متوجه شدم، فقط اگر به سطح متافیزیکی برویم، جنگ 1812، از نظر تاریخی بسیار عجیب است، به درستی درک نشده، با وجود تمام این قالبهای تبلیغاتی.
مصاحبهکننده [26:04 - 26:05]
کاملاً مبهم است.
موازی با جنگ 1812
سوتلانا [26:06 - 30:22]
و به طور کلی، حتی برخی از بناهای عجیب و غریب به نبرد ملتها، به اصطلاح. پس، برخی از سیارات که در آن شرکت داشتند، رابطهای عجیب و غریب با یکدیگر داشتند، به تعامل ادامه دادند، اما من الگوی آشنایی بین آنها متوجه شدم.
و به طور اتفاقی، در ژوییه، شروع به ظاهر شدن در حدود ۲۰ام، یا شاید حتی ۲۵ام میکند. اما جالبتر این است که کسانی که شاهد و بخشی از این رویدادها در ۱۸۱۲ بودند، حتی در ۱۸۱۵، ۱۸۱۵...
نظرات عجیبی وجود دارد که کودکان که در آن زمان بسیار جوان بودند، بعداً در پیری، از اتفاقاتی که برای زمین، انرژی، آسمان رخ میداد، صحبت میکردند. اینکه آسمان یکبار واحد بود، سپس به طور رادیکال تغییر کرد، لرزشهای عجیبی در هوا وجود داشت، و همیشه این صداها را میشنیدند، و به طور کلی همه چیز متفاوت به نظر میرسید، و سپس همه چیز ناپدید شد.
بنابراین، دنیا به نظر میرسید که نقاشی شده یا به نوعی متفاوت است. فقط برخی از خواص فیزیکی آن تغییر کرد.
و رویدادهای بسیار عجیبی رخ داد. کودکان، ظاهراً، این را متوجه شدند، سعی کردند با والدین خود صحبت کنند، اما والدین دچار فراموشی کامل شدند، گویی یک نوع آمنزی عمومی رخ داده بود.
و من یک داستان مشابه را در حال وقوع میبینم، با یک حالت جدید از آگاهی انسان، که در آن تفاوت نهفته است.
و این انتقال، اگر در آن زمان چنین حالتی از بیهوشی وجود داشت، چیزها همان طور که بودند ادامه مییافتند، اما در اینجا ما با یک حالت کاملاً متفاوت روبرو هستیم که حافظه یک فرد ناگهان تغییر میکند، به نظر میرسد که همه چیز را به یاد میآورد یا چیزها را به گونهای متفاوت به یاد میآورد.
بنابراین ما خواهیم دید که مردم به بسیاری از چیزها واکنشهای بسیار عجیبی نشان میدهند، و با گذشت زمان، چیزهای عجیبی اتفاق میافتد، برخی از مردم چیزهایی را به یاد میآورند که اتفاق نیفتاده یا 250 سال پیش اتفاق افتاده است.
برای بسیاری، این به نظر میرسد نوعی هرج و مرج، گویی چیزی در روان مردم اشتباه است، اما در واقع، این همان بیداری است.
با این حال، این آنقدر ساده نیست؛ شما خودتان را متقاعد میکنید و سپس بیدار میشوید. این لحظهای است که نیرویی، انرژیای، وارد شما میشود. به شما میآید و شما فکر میکنید، «باید در مورد این موضوع با کسی صحبت کنم یا شاید من فقط عجیب هستم.»
به همین دلیل این فرآیندهای عجیب، البته، رویداد یک روزه نخواهند بود. و این وضعیت نظامی که منجر به فروپاشی کامل خواهد شد، از نظر اقتصادی دشوار است. البته، برای آلمان بسیار دشوار است.
برای اتحادیه اروپا، که حتی در 2027، حتی تا آوریل، به نظر میرسد شروع به ترک کردن میکند. یعنی، ما ورود روسیه به این وضعیت را میبینیم، به سادگی، من میگویم، یک تغییر تمدن.
اما چگونه به این واکنش نشان دهیم؟ چگونه واکنش نشان دهیم؟
شاید رویکرد متفاوتی وجود داشته باشد، زیرا ما چنین فرآیندهایی را داریم، و ادعاها داریم، و درباره بیداری و اوجهایی صحبت میکنیم که فراتر از زندگی ما است، پس شاید حتی در تجربهای که در حال گذراندن آن هستیم، نوعی شادی وجود داشته باشد.
علاوه بر این، چرا ما اینجا هستیم؟
ما باید بیاییم و ناگهان در این رویدادهای شدید، این آزمون استقامت را بگذرانیم، به عنوان یک گفتگوی جدید با خودمان و به عنوان یک شکل جدید از احساس کردن خودمان در جهان، نه به عنوان یک دانه کوچک شن که در اطراف هل داده میشود، مانند یک ماتریکس.
نه، اگر میخواهید با نیروهای غیر ماتریکس ارتباط برقرار کنید، به این معنی است که باید سناریو را درک کنید و بپذیرید، که شما برای چیزی مانند این اینجا هستید. هیچ هرج و مرج، هیچ آشوب در کیهان وجود ندارد، همه چیز به دقت برنامهریزی شده است.
میتوانید در مورد تمدنها صحبت کنید، میتوانید در مورد هر چیزی صحبت کنید، اما تمدنها و منظومه شمسی نیز فرآیندهای تحولآفرین را تجربه میکنند، و ما در جهان مادی، این تغییرات را با بدنهایمان حس میکنیم.
مصاحبهکننده [30:22 - 30:24]
و این تأثیرات بر ما بازتاب مییابد.
سوتلانا [30:24 - 30:25]
بله، قطعاً.
کار با دولت و اندیشه
مصاحبهکننده [30:25 - 30:32]
بنابراین، در این لحظه، فرد به خود گوش میدهد، چه اتفاقی در این لحظه برای او میافتد؟
سوتلانا [30:33 - 32:48]
خب، فکر میکنم باید با افکارمان آزمایش کنیم، حداقل، چون سختترین بخش همین است.
ما میتوانیم شکمها را منقبض کنیم، میتوانیم مدیتیشن کنیم، اما وقتی صحبت از انتخاب اندیشۀ تمرکز ما میشود، حتی در رابطه با این اطلاعات جدیدی که دریافت کردهام، چه اندیشۀ را انتخاب میکنیم؟ لیوان نیمه پر یا نیمه خالی است، و فکر میکنم باید نیمه پر را انتخاب کنیم.
چون وقتی این را انتخاب میکنیم، پر خواهد شد. آفرینش خودمان، آنچه که ما آن را پر میبینیم.
اگر آن را خالی درک کنیم، همیشه مردم شکایت میکنند و ناراضی هستند. ما این را بارها شاهد بودهایم؛ شادی به کسانی نمیرسد که این کار را میکنند.
حال، فکر میکنم سؤال در مورد صداقت و نوعی گرمای انسانی واقعی، انرژی طبیعی و بدون پنهانکاری است که از طریق آن میگذرد و شما با آن ارتباط برقرار میکنید.
پس اگر، مثلاً، چیزی قرار است در زندگی شما اتفاق بیفتد، این درک شما را خوشحال خواهد کرد، حتی اگر چیزی اتفاق بیفتد.
این به نظر عجیب میرسد، اما گاهی اوقات به یاد کلمات تارکوفسکی میافتم، که در حال حاضر بیمار بود، در مرحله پایانی زندگی، و او گفت که این مرحله زندگی شادترین مرحله برای او بود.
نیاز به شناخت خود درونی است و این منجر خواهد شد به دریافت آن چیزی که همیشه میخواستید، آن چیزی که میخواستید و تلاش نکردید. شاید شما نقاشی کردن را نمیخواستید، هرگز تلاش نکرده بودید و فکر میکردید غیرممکن است، اما ممکن است.
و من، به این دلیل که در بسیاری از کلاسهای استاد شرکت کردهام، این افراد الهامبخش را از جوان تا پیر دیدهام، فقط، خب، من واقعاً کودکان و بزرگسالان زیر ۹۰ سال را دیدم که شادمانی فوقالعادهای داشتند، اما شما در یک حالت کاملاً متفاوت هستید.
این حالت همه چیز را تعیین میکند. و بدن شما با این حالت هماهنگ میشود. شما رهبری بدن خود را بر عهده ندارید، بدن شما شماست که رهبری میکند.
مصاحبهکننده [۳۲:۴۹ - ۳۳:۱۴]
شما بسیار خوب در مورد اینکه چگونه میتوانیم در تبدیل شدن به ناظران و شرکتکنندگان در چنین تحولاتی شادمان باشیم، صحبت کردید. هر نسل این فرصت را ندارد.
البته، در ابتدا ممکن است کمی ترس داشته باشید که چنین رویدادهایی چیزی است که انتظار میرود با آن روبرو شویم، اما به طور اصلی، ما این را تجربه میکنیم و فقط خوشبختانه از آن عبور میکنیم.
سوتلانا [33:14 - 34:53]
علاوه بر این، زمانی که حتی نمیتوانیم آنچه را که داریم قدر بدانیم. اگر همه چیز مورد نظرمان را به ما بدهند، به طور کامل از تلاش برای پیشرفت خود دست میکشیم. اما وقتی کمی مقاومت در دنیای مادی ما وجود دارد، این به ما انگیزه میدهد که به جلو حرکت کنیم و به همین ترتیب ادامه دهیم.
ما ممکن است فرمتهای زندگی کاملاً متفاوتی را به صورت رایگان داشته باشیم، لزوماً نیازی نیست که در ناراحتی، غم و غیره زندگی کنیم. و سیارات به گونهای هماهنگ میشوند که میخواهند دنیایی متفاوت را ایجاد کنند.
یک دنیای متفاوت نیاز به یک حالت خاص دارد، زیرا ویژگیهای موج شما باید به طور ضروری با آن مطابقت داشته باشد، و آنها از حالت و توانایی کار با این حالت سرچشمه میگیرند.
و به راستی، این اتحاد که به ما میگویند باید به آن بپیوندیم، ما میگوییم چگونه میتوانیم بپیوندیم، در زندگی با هم کنار نمیآییم، زیرا هر کدام از ما اهداف خودمان را داریم، به علاوه اینکه به گونهای جمع شویم که این وحدت ناخودآگاه آگاهی را ایجاد کند.
بنابراین، سیگنالهایی که اکنون دریافت میکنیم متنوع است، اما ناگهان شروع به نگاه کردن و فکر کردن در مورد همه چیز میکنیم.
جالب است، افرادی که این سناریوی کامل را ترتیب دادند، این لباس کوچک را برای ما آماده کردند، آیا هیچ صفت انسانی در آنها وجود دارد؟ حتی سادهترینها؟ ما متوجه میشویم که آنها ندارند.
ما متوجه میشویم که سیستم به طور خاص رهبرانی را انتخاب کرد که با این روایت مطابقت داشتند. کسی با اصول واقعی و خوب نمیتوانست وارد آن شود.
مصاحبهکننده [34:53 - 34:54]
کمونیستها، بله.
سوتلانا [34:54 - 38:40]
خب، به نوعی بله، حداقل تمیز است. یک نوع راهنما وجود دارد که این شخص میتواند با دیگران به اشتراک بگذارد. این بدان معنی است که تصادفی نیست، و نادانی ما که به نوعی جدا هستیم، باید به سادگی درک کنیم که اگر ما انسان هستیم، باید به عنوان انسان به یکدیگر ظاهر شویم.
ما بسیاری هستیم، میتوانیم این کار را انجام دهیم، و میتوانیم یکدیگر را حمایت کنیم، میتوانیم از این سناریو دور شویم، فقط دور شویم.
گاهی اوقات در مورد کسانی که در تمام این صحنهها فیزیکی شرکت میکنند، فکر میکنم، اگر ناگهان همه آنها چه میگویند؟ آنها میتوانند بگویند، «نه، ما این کار را نخواهیم کرد.»
اما تمایل به پول، برخی از آنها ریشهدار، منطقی و ظاهراً صادقانه، ما را در جهت مخالف هدایت میکند.
اما وقتی این انگیزهها را پشت سر میگذاریم و درک میکنیم که ماده اول نیست، که ماده به آگاهی ما، ذهن ما بستگی دارد، اما روح از همه اینها میآموزد، در زندگی ما چیزهای کاملاً متفاوتی اتفاق میافتد.
و من نمیدانم، شاید گذار عجیب باشد. اگر به همه چیزهایی که از آن ویرانههای باستانی باقی مانده، نگاه کنیم، عجیب، غیرقابل ساخت، غیرممکن در ساخت برای ما.
به نظر من این کار «ماتریکس» است که به شما یک متغیر فرهنگی و کاملاً مخالف نشان میدهد. اما بدون این، زندگی غیرممکن است. اما آنچه انجام شده است، در هیچ فرمت فیزیکی قابل تکرار نیست. غیرممکن است.
و وقتی متوجه میشویم که این دنیا یک تصویر شرطی است، و گاهی اوقات به بعد کاملاً متفاوت میرویم، شگفتزده میشویم و بازمیگردیم.
بنابراین همه این داستانها دربارهٔ عجیب بودن، برای ما، خب، فکر کنید، گفتگوهای شاد و کوچک بین خودمان. اما در واقعیت، این چنگ علمی بر ماده، فقط یک آغوش مرگ است.
چگونه میتوانی، من نمیدانم، تحقیق کنی اگر کاملاً در این فرمت کد هستی، جایی که تو در رابط کاربری هستی، گاهی اوقات به کامپیوترت مینگری، آنچه داری، چیز دیگری نخواهی یافت، و کسی که پشت کامپیوتر نشسته، کسی دیگر وارد خواهد شد.
بنابراین، خود را در لبه ارتباط با کسانی مییابیم که پشت کامپیوترها نشستهاند و با رابط کاربری ما تعامل دارند، و دیگر به تواناییهای لمسی، بصری و شنوایی آنها و دیگرها اعتقاد نداریم، زیرا آنها فراتر از درک زمینی ماست.
ما مقاومت در برابر این موضوع را میبینیم، ناخوشایندی آشکار برای حتی بحث در مورد آن، تلاش برای منحرف کردن ما به حوزههای اقتصادی کاملاً متفاوت. در نهایت، ما مدتهاست که اقتصاد را میپرستیم.
اما اقتصاد بر ما حکومت میکند، درست مانند گرگور، به استثنای اینکه ساده نیست. بنابراین، هر زمان که اصل تغییر کند، چه از نظر ایدئولوژیکی، داخلی، اخلاقی یا آگاهانه، ما معماری کاملاً متفاوتی و شیوه زندگی متفاوتی را از طریق ستارههای خاکستری آنها خواهیم دید.
تخریب سیستمهای قدیمی
مصاحبهکننده [38:40 - 38:47]
پس آیا سیستمهایی که اکنون در حوزههای مالی، سیاسی و اجتماعی-سیاسی میبینیم، نابود خواهند شد؟
سوتلانا [38:47 - 38:49]
بله، به عنوان یک سیستم.
مصاحبهکننده [38:49 - 38:50]
بله، به عنوان یک سیستم.
سوتلانا [38:50 - 44:12]
به عنوان یک سیستم.
به طور کلی، هر چیزی که یک سیستم سختگیرانه بود، انعطافناپذیر و قادر به سازگاری با زمان، نیازها و درک نبود، نمیتواند، درست مانند تجزیه ماده، آن را میبینیم، بله، فیزیک در حال تغییر است و مفهوم بسیار سیستم، در حال گذار به این قالب است، بله، و تلاش برای حبس کردن، قفل کردن و محدود کردن آن، بله، همه اینها، بنابراین...
اما هنوز هم تجزیه خواهد شد.
و این... سیاراتی که در حال حاضر در آنجا کار میکنند، به شیوهای جالب کار میکنند؟ قبلاً، جرم میتوانست کسی را شکست دهد، اما اکنون یک نفر میتواند همه چیز را شکست دهد.
یعنی این واقعیت آگاهانه اما مشترک، که شاید پارادوکس به نظر برسد، اما در واقع فرصتی برای بازسازی جهان است. برای بعضیها، این در مورد بازسازی دنیای خودشان است، اما با انباشت این تعداد، به گفته بهتر، افراد دیگر، جهان تغییر میکند.
و من رد نمیکنم که شاید موقعیت عجیبی در بیرون وجود داشته باشد، سیارهای، که ظاهراً همه را به دو جهان تقسیم میکند. این هم میتواند موردی باشد. ما ممکن است در مرکز رویدادهای دراماتیک باشیم، اما لزوماً تحت تأثیر آنها قرار نگیریم.
به هر حال، من حتی به طور واقعی در مورد این موضوع دیروز فکر میکردم. گاهی اوقات من یک پخش زنده اختصاصی در مورد یک موضوع خاص میزبانی میکنم. و البته، تاریخهایی برای افرادی وجود دارد که در برخی جنبههای زندگیشان بیشتر تحت تأثیر این رویدادها قرار میگیرند و غیره.
شاید حتی یکی از آنها را انجام دهم، که در آن تاریخهایی که بیشترین نوسانات را تجربه میکنند، برجسته میشوند و غیره. اما به هر حال، هیچکس تغییر نخواهد کرد.
و آمریکا هم، پس از 2028، یا بهتر بگویم، از حدود 2028 به بعد، شبیه غروب خورشید است، نه اینکه پایان باشد، اما مشکلات بزرگی در زمینههای اقتصادی و زیستمحیطی وجود دارد، و پس از آن، حتی دستهبندی وزنها به گونهای تغییر میکند که، خب، شاید روسیه...
من نمیگویم که کسی باید در حال حاضر رقابت کند، اما این فرایندها در حال وقوع است که قطعاً با فرایندهای بسیار سخت، به ویژه برای آمریکا، همراه خواهد بود.
و به هر حال، در ژوئن-ژوئیه، شروع به لرزش میکند. هر دو از نظر طبیعی و سیاسی لرزش دارد. به نظر میرسد بسیار سخت، انقلابی است و واضح است که نوسانات بزرگی در یورو-دلار وجود خواهد داشت.
اما ما در اینجا از لایههای مختلف قدم میزنیم، به لایههای مختلف، بگذارید بگویم روایتهای اطلاعاتی. اما برای ما، همه چیز به نظر پراکنده میرسد، اما وقتی به سیاره نگاه میکنید، همه چیز به خوبی ساختاربندی شده است.
و شاید من میخواهم این را بگویم: یک چیز جالب. وقتی سعی میکنیم تفسیر کنیم که در نجوم چه اتفاقی میافتد، مفهومی وجود دارد به نام فاصله زاویهای سیارات.
این زاویه، زندگی یک فرد را تعیین میکند، اینکه آیا سخت یا آسان خواهد بود، چگونه رفتار میکند، در چه شرایطی قرار میگیرد، چه رویدادهایی برایش رخ خواهد داد. اما وقتی درک میکنیم که زمین ما در واقع یک چندضلعی آزمایشی است، فضای وسیعی دارد و زاویه - گوشه.
یعنی ما همیشه نیاز داریم با این فواصل زاویهای برخورد کنیم، آنها به انرژی سیارهای بستگی دارند، سخت، نرم، مهربان، یا به این صورت آرام، شاید تو هم گم شوی، نه واقعا.
بنابراین، در اینجا یک فلسفه عمیق وجود دارد: ما زندگی خود، کلماتمان، زاویهها را تعیین میکنیم، یا آنها را صاف میکنیم یا به نوعی آنها را شدت میبخشیم.
اما در واقعیت، وقتی در مورد کد اصلی که نوشته شده صحبت میکنیم، اما آن را لمس نمیکنیم. هر کد عددی، از دیدگاه فیزیک بالا، میتواند با یک شکل هندسی نمایش داده شود. حالا شروع میکنیم به درک اینکه همه این ماندالا و چیزهای مشابه درباره چیست.
این، درست در اینجا، کد است.
و در اینجا وقتی درک میکنیم که هر فرد این کدگذاری را دارد، در فواصل زاویهای سیارات در ماندالا آنها، آنگاه میبینیم که چگونه کاملا یکسان است، تقریبا فیزیک، هندسه زندگی ما.
اما ما آن را درک نمیکنیم، آن را نمیفهمیم و مقاومت میکنیم، ناامید میشویم. اما همانطور که به این درک میرسیم، متوجه میشویم که کلیدهای این کدهای را در اختیار داریم. زیرا هر کد دارای کد خاص خود است، اما بخشی از کد کلی روسیه، کد کلی دنیا و غیره است.
همه اینها محاسبه شدهاند، همه اینها حتی در سطح عملی محقق شدهاند. اما صحبت در مورد آن در حال حاضر زودهنگام است، و نه فقط زودهنگام، بلکه چیزی است که مردم در تلاش برای درک و انجام آن هستند.
منابع: وبسایت و اپلیکیشن
مصاحبهکننده [44:12 - 44:32]
البته. سوویتانا، شما چندین بار اشاره کردید که زمان خاصی را برای برخی رویدادهای مهم محاسبه کردهاید.
برای ما بگویید، بهجز این مصاحبه، آیا منابع اطلاعاتی، اپلیکیشنها یا وبسایتی دارید که کسی بتواند برای دانستن بیشتر در مورد آنچه امروز در مورد آن صحبت میکنیم، به آنها مراجعه کند؟
سوویتانا [44:33 - 45:47]
ممنونم که به من فرصت دادید تا کمی در مورد این موضوع صحبت کنم. ما واقعاً یک تیم از افراد از نظر فنی و سازمانی داریم، بنابراین بسیاری از سوالات ما مرتبط با اخترشناسی نیست.
اما این، به نظر من، در دنیای امروز منحصر به فرد است - وبسایت و اپلیکیشن. اپلیکیشن حتی از نظر راحتی استفاده، بسته به کاربران، بهتر است.
این اپلیکیشن فقط در مورد اخترشناسی نیست، بلکه مسائل آنتروپولوژیکی نیز دارد. شما میتوانید در مورد دستها، چهرهها، فیزیوگنی و چیزهای عملی مختلف بخوانید... این یک علم یکپارچه است.
من روش خودم را دارم و بخشی به نام "پیشبینی کلی انسان" در آنجا وجود دارد. من همیشه تاریخهای افراد را که خوب میشناسم و رویدادهای پیش روی آنها را برجسته میکنم.
البته من نمیتوانم برای همه پیشبینی کنم، اما هر بار که میبینم این اتفاق برای افراد خاصی خواهد افتاد، ممکن است یک رویداد گذرا باشد یا چیزی که مدتها طول میکشد و با چیزی خاص به پایان میرسد.
یعنی فرصتی برای فراتر رفتن از سوالات تکراری و معمولی نشانههای زودیاک.
این یک پیشبینی واقعی برای افرادی با تاریخهای خاص است.
مصاحبهکننده [45:47 - 45:48]
خاص، بله.
سوتلانا [45:48 - 46:26]
بله، وامیدوارم این بهطور بسیار کمکی عمل کند، و شاید اجازه دهد نگاهی طنزآمیز به این توالی داشته باشیم، چون حتی تاییدیههای مداومی در آنجا دارم.
یعنی، ما میتوانیم تاریخ را همانطور که هست ببینیم، بدون شعارها و تبلیغات، و ببینیم که چگونه پیش رفت، چگونه مردم به آن واکنش نشان دادند، و دنیای قدرتمندی که از آن بیرون آمد، و جایی که به بعد رفت.
این یک فرایند بسیار جالب است، چون به ما اجازه میدهد تفاوت بین طبیعت و چیزی که انسانها در قالب خاصی اختراع کردهاند را ببینیم.
مصاحبهکننده [46:26 - 46:27]
کار عظیمی.
سوتلانا [46:28 - 47:10]
خب، این ناگهان برای من گمشده بود، فکر میکنم.
بله، محتوای رایگان و محتوای پرداختشده وجود دارد، اما یک تیم از افراد همیشه در پشتیبانی، در تلفن و از طریق ایمیل، ما ایمیلهای زیادی دریافت میکنیم، هم برای پشتیبانی و هم برای ارسال به ما، و هیچکدام بدون پاسخ نمیمانند. سعی میکنیم به همه پاسخ دهیم زیرا در کار ما، با مردم سروکار داریم. ما محصولی به آنها نمیفروشیم؛ ما فقط، خب، این فلسفه من است و همیشه با من بوده - مردم اولویت هستند.
مصاحبهکننده [47:10 - 47:13]
خب، البته، مانند جذب مانند است، همیشه.
سوتلانا [47:13 - 48:13]
برای انصاف، من این برنامه را آغاز نکردم، اما افرادی آمدند که نه تنها آن را پیشنهاد کردند، بلکه آن را ساختند، و به نوعی، فقط اتفاق افتاد.
بنابراین، فکر میکنم ما میتوانیم بسیار صحبت کنیم، و ما در حال حاضر در برنامه درباره بسیاری از این موضوعات صحبت میکنیم، اما وقتی واقعا کار را انجام میدهید، چه مورد علاقه باشد و چه مورد تنفر، بسیار ذهنی است. اما حداقل اطلاعات همه ساختار یافته و جمعآوری شده است.
ساختارمند، جزئیات دارد و گاهی تجزیه میشود، چه در مورد دلارها و یوروها، یا ایران، یا هر چیز دیگری، گاهی اوقات یک بررسی کلی است.
در هر صورت، فکر میکنم وقتی همه چیز را واضحتر ببینیم، به آن از زاویهای متفاوت نگاه میکنیم، زیرا اگر چنین است، پس نقش ما چیست؟
و شاید این جایی است که گفتگوی ما به دور خود میگردد.
وقتی تغییرات پایان مییابد؟
مصاحبهکننده [48:13 - 49:05]
محترمین شنوندگان و بینندگان، زیر ویدیوی ما، تمام لینکها به هر دو اپلیکیشن و وبسایت سلوا را خواهید یافت. لطفاً اگر این موضوع برای شما جالب است، بیایید، بخوانید، بیاموزید، اشتراک بگذارید، برای شما بسیار جالب خواهد بود.
سلوا، بله، به نوعی در دایرهای میگردیم، اما سؤال دیگری وجود دارد. مردم همیشه علاقهمند هستند بدانند وقتی به پایان میرسد. یعنی ما دربارهٔ... همه ما میگوییم، وقتی همه چیز به پایان میرسد و همه چیز به حالت عادی بازمیگردد، چه زمانی؟
ما تازگی در مورد تغییرات عمدهای که در حال وقوع و آغاز شدهاند بحث کردیم، اما زمانی خواهد آمد که تغییرات رخ داده باشد، جهان تغییر کرده باشد، قوانین تغییر کرده باشند. این اتفاق تقریباً چه زمانی خواهد افتاد؟
سوتلانا [۴۹:۰۶ - ۵۴:۳۷]
خب، قوانین در حال حاضر در حال تغییر هستند. همه اینها، از دیدگاه ما از زمان، باید اتفاق بیفتد و همه موجودات زنده روی زمین، از جمله انسانها و حیوانات، را به این سالهای جدید تطبیق دهد.
وقتی در مورد آن صحبت میکنیم، جدا شدن از تنشهای ژئوپلیتیک، مسائل اقتصادی و غیره بسیار دشوار است. اما به نظر من، ما همیشه موفق به دیدن مستقیم ۱۵۵ سال آینده نمیشویم، اما حس این است که پس از ۲۰۲۹، لحظهای از ۲۰۲۹-۲۰۳۰، حس این جهان جدید، نوعی ثبات نسبی، اگرچه چنین آرامش کاملی وجود ندارد، خواهد رسید. سیاره از یک گفتگوی سخت با خود خارج شده است.
با این حال، در 2036، تقریباً عدم وجود پول را دیدم. همه اینها فرآیندهای تبدیل صاف و در هر صورت اتفاق میافتند.
اما چیزی که میخواهم بگویم این است که وقتی سال 2018، 2017، 2016... 17، 18 بود، ما نمایشی داشتیم که در آن حدود 5-6 سال آینده را صحبت میکردیم. و من در مورد جنگی با خدا صحبت میکردم. خدا کدام است؟ چه نوع جنگی؟ ما در مورد چه چیزی صحبت میکنیم؟
سپس گفتم تلاش برای به دست گرفتن قدرت با روشهای تمامیتخواهانه خواهد بود. یعنی، من در مورد کووید صحبت کردم. در آن زمان، بر اساس شاخصهای سیارهای، سختترین وضعیت بود، صادقانه.
وقتی این را دیدم، شاید همه ما زنده نمانیم، فقط میگویم.
ترکیبهای سیارهای که اکنون داریم، به ما تمام زمان را میدهند، آنها نوعی سفتگی ایجاد نمیکنند که نتوان از آن گذشت، آنها آن را به حدی سفت و سخت نمیکنند که شکستن آن غیرممکن باشد. انعطافپذیری در همه جا وجود دارد.
بنابراین اگر آنها در ترکیب زاویهای متفاوتی بودند، مثلاً کمتر از 90 درجه، آن یک الزام مطلق بود، اما آنها کیفیت را تغییر میدهند، حتی ما را نجات میدهند و لذت ما را از این تغییرات کش میدهند.
گاهی نگاه میکنم، متوجه میشوم، مردم چیزی برای مقایسه آن ندارند، به نظرشان بد است، اما نه، بسیار کممصرف است.
و اگر، بگوییم، روسیه در حال حاضر دوران سختی را پشت سر میگذارد، اما این برای روسیه است، شاید برای کل جهان، سال ۲۸ام میتواند بسیار چالشبرانگیز باشد، از نظر اقتصادی، از دیدگاه این وضعیت روزمره.
من نمیدانم چگونه غذا و غیره خواهد بود، اما حسی وجود دارد که این یک دوران بسیار سنگین است. دورانی که در آن کهن نابود میشود، احتمالاً سخت است که با جدید کنار بیاییم.
این زمانی است که ما دوباره تعریف میکنیم، حتی میتوانم بگویم که بیش از حد به سوالات تکنولوژی، هوش مصنوعی و غیره پرداختهایم، در سال ۲۰۲۸ با آن سر و کار خواهیم داشت.
بعد از آن، بازنگری دیگری در روابط با تکنولوژیها، و به طور کلی تکنولوژی، و حتی احساسی که یک نفر ممکن است شروع به پرسیدن کند، واقعاً چیزی غیرزنده در این دنیا وجود دارد؟
چون همه، هر ساختاری به نوعی با یک عنصر معنوی همراه است، شاید نه به این شکل، محدودیتهای زیادی در انتخاب دارد.
این انتخاب به انسانها است، اما این قواعد تسلیم وجود دارند، گویی یک سلول، به عنوان مثال، نوعی آرزو دارد، اما دیگر به فرمتهای سالانه بسیار سختتر تسلیم شده است.
بنابراین، درک ما از این فرایندها ما را به رابطهای متفاوت و نسبت دیگری بین زیستشناسی و هوش مصنوعی میرساند.
پس، تا شما را نترسانیم، این در مورد ما نیست که حالا تراشههایی را در سرمان قرار دهیم. برعکس، زنده کردن اشیایی که با آنها کار میکنیم و به طور کلی با آنها مواجه میشویم، ما را به ایدههای کاملاً متفاوتی سوق میدهد.
بنابراین، فکر میکنم ما در حال تجربه و ادامه تجربه سالهای بسیار پیچیدهای هستیم. و اگر این موضوع کسی را آرام کند، ما فقط باید از آنها عبور کنیم و شاید درون خودمان چیزی را شکل دهیم که ما را از آن محروم کرده بود. پس، آسان یا دشوار؟
برای کسانی که با چیزی مشغول هستند، همیشه آسان است. و اگر آنها مشغول باشند، مردم به سمت آنها کشیده میشوند چون همه آنها را میخواهند. و این اشغال، نه آرامش یا تنبلی، است که شخصی را ناراحت میکند.
من افراد بسیار ثروتمندی را دیدهام که بسیار ناراضی هستند، و طرف دیگر سکه. بنابراین، البته ما به چیزهای مادی چسبیدهایم، و شرمتی در اعتراف به آن نیست، اما تعداد کمی از ما نیازی به آن ندارند. این آسایش چیزی است که هر کسی به آن نیاز دارد.
اما این حس عقلانیت، زمانی که به هدفی تبدیل نمیشود بلکه به عاملی همراه تبدیل میشود، و زمانی که کار میکنی و سپس فکر میکنی، اوه، به من برای این کار پول میدهند، این یک ایده عالی است.
و زمانی که فکر میکنی باید این کار را برای کسب پول انجام دهم، کل ایده تغییر میکند، مواد و رویدادها تغییر میکنند.
نقش روسیه در جهان
مصاحبهکننده [54:37 - 54:52]
آشکار است که تمام این دگرگونیهایی که برای ما اتفاق خواهد افتاد، برای قرنها دوام نخواهد آورد، پس در سالهای 28-29 چه خواهد شد؟ آیا روسیه هنوز در جهان اهمیت خواهد داشت؟
سوتلانا [54:54 - 56:46]
من فکر میکنم بیش از هر چیز، به این دلیل که یک فروپاشی در حال وقوع است، حتی از نظر قلمرویی، ما خود را در محیطی کاملاً متفاوت مییابیم، زیرا اقیانوس بسیار بیثبات است، زمین نیز بسیار بیثبات است.
فرآیندهایی که در حال وقوع هستند، آنها... ما آنها را جدا نداریم، من نمیدانم، امروز زلزلهای بسیار جدی در فیلیپین بود. بله، من در مورد آن خواندم. اینها همه فرآیندهای مرتبط هستند، سیاست، طبیعت، زیرا سیگنالها یکسان هستند.
گاهی اوقات فقط نگاه میکنی و فکر میکنی، خب، این یک نشانه است که زلزلهای در آنجا خواهد بود، و یک انقلاب در آنجا. اما سیگنالها یکسان هستند.
ما احتمالاً از این بازسازی سیارهای جان سالم به در خواهیم برد، شانس آن را بدهیم، و اگر به آن شانس دهیم، از ما حمایت خواهد کرد.
اما روسیه، هم از نظر قلمرویی و هم در طبیعت آن، من دربارهٔ این موضوع بارها صحبت کردهام، بسیار نزدیک به آن عامل مدیریت فوقالعاده توسط یک نیروی سوم است که به عنوان یک نگهبان عمل میکند.
من دربارهٔ آن ساختار نگهبانی صحبت نمیکنم؛ من دربارهٔ ارزش و اهمیت خود مأموریت صحبت میکنم. این در مورد بازآفرینی بشریت است.
نه انسانیت امروزی است، بلکه ترکیبی از هوش انسانی و مصنوعی. آیا ما با چنین افرادی مواجه نمیشویم؟ من فکر میکنم این فقط یک استعاره نیست؛ این یک واقعیت است.
بنابراین، فرصتها و سطوح مختلفی ایجاد شدهاند، و وقتی آن بخش انسانی نیاز به فضای خاص، آموزش و مسیر خود را دارد.
مصاحبهکننده [56:47 - 56:48]
من شما را به خوبی درک میکنم.
سوتلانا [56:48 - 59:07]
در هر جای دنیا افراد زیادی مثل این وجود دارند. حتی اگر تعهد مستقیم به هر چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد، اما من کد افتخار خود را نقض نمیکنم چون غیرممکن است که با این کار زندگی کنی، بخوابی یا خودت را در آینه ببینی.
و اگر خودت را در آینه ببینی و از اعمالت شرم نکنی، نه از نظر ظاهر، این نشان میدهد که مسیر انتخابشده درست است. البته موانعی همیشه ممکن است برایت پیش بیاید، چیزی شبیه به این.
چون وقتی به نمودار یک شخص نگاه میکنید، شرایطی که از نظر کارما برای برخی ایجاد شدهاند، وجود دارد و به همین شکل خواهد بود. اما پذیرش این شرایط، درک آنها، حالت شما را نرمتر میکند و میفهمید که روی مسیر درست هستید.
و اگر روی مسیر درست هستید، انرژی درست را تاب میدهید و غیره. همه چیز به این شکل مرتب شده است.
و اگر این را درک کنیم، متاسفانه نه همه افراد... خب، نه هر کسی درک از ستارهشناسی را دارد. اگر میدانستید چقدر شگفتانگیز است وقتی آن را باز میکنید و همه چیز را میبینید.
گاهی یک شخص از شما سؤالی میپرسد و شما از قبل میدانید که آنها چه سؤالاتی خواهند پرسید، چه کسانی هستند، چه چیزی هستند و هیچ آزار یا بدخواهی نسبت به آنها ندارید، فقط در مورد اینکه چگونه به آنها چیزی که نمیتوان با کلمات بیان کرد، بگویید، فکر میکنید.
و اگر همه میتوانستند ببینند که چگونه کار میکند، برای کسانی که در حال حاضر ما را هدایت میکنند، دشوار خواهد بود. این همان طور است که داستان پیش میرود.
با این حال، این دانشها است که بشریت واقعی را ایجاد میکند. پس شاید به این دلیل است که اینجا مادیگرایی، این ایده، این خدا به نام اقتصاد، باید حفظ شود، که ما آنچه را که وجود دارد، میبینیم. نه فقط اقتصاد.
اقتصاد نیز، بله، بازتاب انگیزههای کاملاً متفاوت و از جهانی کاملاً دیگر است. و جهان اینجا همگن نیست، همانطور که ما درک میکنیم. و هر کسی که اینجا زندگی میکند، به این معنا یک «ایمران» نیست.
بنابراین، بله، ما اینجا زندگی میکنیم، ما به اینجا آمدهایم، و هر یک از ما میتواند با کلمات «من هستم» بماند. من هستم، بله.
کار فردی یک ستارهشناس
مصاحبهکننده [59:07 - 59:18]
شما گفتید که به نمودار یک شخص نگاه میکنید و از همان ابتدا جوهر و همه چیز او را میبینید. آیا این بدان معنی است که شما نیز کار فردی ستارهشناسی انجام میدهید؟
سوتلانا [59:19 - 61:56]
البته. هر ستارهشناسی تجربه دارد، بهویژه در مشاورههای فردی، زیرا بهسادگی، مجموعهای از درکهای پس از واقعیت است که گاهی اوقات مطابق نظریه کار نمیکند.
شما میتوانید درباره نظریه هر قدر که میخواهید صحبت کنید، اما وقتی تجربه دارید و میدانید که چگونه این و آن و همه چیز دیگر کار میکند، میدانید که گاهی اوقات ستارهها وقتی با سیارات همراستا میشوند، رویدادها را «مشخص» میکنند.
آنها به سادگی اجازه نمیدهند که فراتر از آن رویداد بروید، زیرا در اینجا یک کد خاص وجود دارد. فقط روابط بین سیارات است. آیا دوست دارید امروز این کار را انجام دهید؟ سطوح مختلفی از پیشنهادها از سیارات وجود دارد.
برای مثال، در مورد خورشید که همه فکر میکنند پیشبینیها فقط بر اساس خورشید است. «یک خورشید برای من ترسیم کن»، میگویند. این جالب است، زیرا خورشید به طور کلی یک نمودار ثانویه برای پیشبینیها است، یک نمودار ثانویه.
این اجازه مانور و ایجاد صحنههای خاص را میدهد، مانند امکان قرار گرفتن جغرافیایی برای تأکید بر چیزی در زندگی شما. همه اینها ابزارها هستند. برخی کار میکنند، شما صحبت میکنید، متقاعد میکنید و به راه خود ادامه میدهید.
من یک متن بسیار طولانی برای خودم مینویسم. آن را تحلیل میکنم. هنوز کاملاً آن را درک نکردهام و ترتیب زمانی با قابلیت بازگشت به عقب ندارم، زیرا گاهی اوقات افراد مرا نمیبینند؛ آنها فقط میدانند که من تاریخ، زمان و محل تولد دارم.
من میفهمم که این شخص کیست، چه اتفاقی قبل از رسیدن به من برای او افتاده است و چه چیزی او را به من رسانده است. آنها میتوانند هر چیزی را به من بگویند، اما من چیزی متفاوت میبینم.
تفاوتی نیست؛ من واقعیت را همانطور که هست و چگونگی آشکار شدن آن میبینم، و لحظات دردناک آنها را نیز میبینم که ممکن است آنقدرها هم مهم نباشد زیرا چیزی در راه است. برخی میپرسند که آیا باید آپارتمان خود را به من بدهند یا نه.
من میگویم، گوش کنید، به زودی آنقدر ثروتمند خواهید شد، آپارتمانهایی مانند این برای شما جذاب نخواهد بود. چرا؟ خب، این فقط راهی است که اتفاق میافتد. بنابراین، البته، همه سوالاتی بر اساس فرضیات خودشان میپرسند.
اما وقتی چیزی فراتر از فرضیات آنها به آنها میگویید، همیشه پذیرفته یا درک نمیشود. با این حال، ما ستارهشناسان همیشه آماده صبر کردن برای اینکه مردم درک کنند که منظور چیست و قطعاً اتفاق خواهد افتاد.
مصاحبهکننده [61:56 - 61:57]
برای اینکه او قبول کند، بله.
سوتلانا [61:58 - 62:55]
بله، این یک چیز چنین است، اما کسانی که، برای مثال، همکاری مداوم دارند، در حال حاضر برای من از نظر جسمی و فنی چالشبرانگیز است، نمیتوانم با آن همگام شوم، به معنای نظارت واقعی، ساختن زندگی است، نه فقط یک زندگی زشت، بیایید به آن برویم، شاید شما در آنجا پول بیشتری دارید، اما همه چیز متفاوت است، همه دلایل، همه ارتباطات و غیره.
همه نقشهها دارند، نه فقط انسانها، بلکه حیوانات، ماشینها وقتی که آنها را خریداری میکنید، هواپیماها هم همینطور دارند.
من این را گفتم و همچنان میگویم، و با آن کار میکنم. بسیاری از مردم در کورولیف گزارش دادند که چه اتفاقی میافتد، اما نه. به همین دلیل، اگر این را در نظر بگیریم، همه چیز امنتر، کارآمدتر و مهربانتر خواهد بود.
راه نجوم
مصاحبهکننده [62:55 - 62:58]
به من بگو، نجوم چگونه وارد زندگی تو شد؟
سوتلانا [62:58 - 67:31]
من قبل، من به مطالعه خواندن دست، به شدت تمرین میکردم. در ابتدا، البته، من در ادبیات غرق بودم، تلاش و زمان و چیزهای زیادی را به آن اختصاص دادم.
جالب اینجاست که این اتفاق حدود یک قرن پیش افتاد، زمانی که هنوز غرفههایی وجود داشتند که روزنامه میفروختند.
من به سمت یک غرفه نزدیک شدم و فکر کردم: «بیایید کتاب دیگری در مورد انرژی، چیزی شبیه به آن، بخریم»، و صدایی به من گفت: «تو میدانی به چه چیزی نیاز داری. به خواندن دست نیاز داری».
من سرم را برنگرداندم و گفتم: «چه خواندن دست؟ من به خواندن دست نیازی ندارم، من چیز دیگری میخواهم»، و وقتی برگشتم، کسی آنجا نبود. حتی فکر کردم: «شاید من کسی را ندیدهام»، اما حالا میفهمم که صدایی در سرم بود.
در همان روز، من با بیمارانی ملاقات کردم که به من در مورد معجزات شگفتانگیز خواندن دست گفتند.
و همه اینها، من از آن بیمار رنج میبردم، به شدت آن را مطالعه میکردم، و از آنجایی که بسیاری از مردم برای مشاوره میآمدند، فرصت تمرین داشتم. و در نهایت، همه چیز فوقالعاده است، در واقع، همه چیز در زندگی من فوقالعاده است.
و طالعبینی، البته، چیزی شگفتانگیز است. دستها.
یک نفر میتواند فقط مشت خود را محکم کند و شما اولویتهای او را میبینید. این لزوما به معنای گشایش دست نیست. اما وقتی دست باز است، داستان متفاوتی است. دستهایی ساکت، دستهایی مثل آن... شما بلافاصله درک میکنید که شخص به چه شکلی ساخته شده است.
اما در یک نقطه، حس کردم چیزی کم است. چگونه؟ بله، میتوانم ببینم که در ۲-۳ هفته اتفاقی خواهد افتاد یا چیزی شبیه به آن، اما این چگونگی یا جزئیات مورد نظر من نیست. چیزی کم بود.
بنابراین، من فقط به یک مدرسه شخصی یک فرد مشهور رفتم تا دانش خود را غنی کنم. پاول گلوب، که قول تدریس طالعبینی را داده بود، نمیدانم، شاید چیز دیگری در آن وجود داشته باشد، اما من در آنجا با نجوم مواجه شدم. نه به صورت مستقیم با پاول پاولویچ، بلکه با یک شخص دیگر.
خوب، باید دید. و نه اینکه مرا مجذوب کرد، بلکه برای تمام عمر مرا درگیر کرد.
و البته، همانطور که میگویید، یک مشاوره شخصی. در آن زمان، چنین ابزارهایی وجود نداشت، حتی کامپیوتر من - من همه چیز را به صورت دستی انجام میدادم، حتی از یک الگو استفاده میکردم، آن را روی آن قرار میدادم و حتی تاریخ دقیق خرید آپارتمان را محاسبه میکردم. و دقیقا همان اتفاق افتاد.
من آنقدر درگیرش شدم که شروع به ثبت در تقویم جیبیام کردم که قرار است برایم اتفاق بیفتد. برای مثال، میبینم که در این روز چیزی اتفاق میافتد. آن را با تقویم جیبیام بررسی میکردم. پس، خودتان میتوانید ببینید.
بعد، نمیدانم، چیزی است که شما را درگیر میکند. ستارهشناسی هم باید خود را دوست داشته باشد، همانطور که به نظر من میرسد. و همین است.
فقط زمان زیادی را اشغال کرد، زمانی که، به نظر من، همه آنجا زندگی بسیار فعالی داشتند. همه را به یاد دارم که در کنار رودخانه قدم میزدند، در حالی که معلمم این دستگاه کوچک را به من داد. هنوز هم DOS بود، به یاد میآورید، چنین سیستمی؟
آن هیچ نور پسزمینهای نداشت، فقط در این پسزمینه خاکستری، این صفحه نمایش فشرده بود. آن را با خودم در مترو میبردم، نمیتوانستم چشمهایم را از آن بردارم، در مورد...
فقط چهار تا از اینها وجود داشت، درست مثل این، حتی لپتاپ نبود، چیزی بین آنها بود. به کارگران نفتی داده شده بود، اما برای من لازم نبود. و به طور کلی، فقط اتفاقی بود.
بنابراین این یک مسیر بسیار الهامبخش است، و هنوز... واقعاً خوشحالم که آن را گرفتهام، راه خود را در زندگی پیدا کردهام.
و وقتی این با ستارهشناسی، روغنهای ضروری، کریستالها و درک این چیزها ترکیب میشود، شروع به درک متفاوت همه چیز میکنید.
درک عمومی این است که اجازه میدهد، شاید حتی گاهی اوقات به جای نگاه کردن به چیزها به صورت منطقی، فقط دستها، بینی و غیره را ببینید.
این به طور ناگهانی اتفاق میافتد و یک حس خاص ایجاد میکند. اما من از زندگی عادی انسان جدا نمیشوم و این هم مرا خوشحال میکند.
کلمات سپاسگزاری
مصاحبهکننده [67:31 - 67:50]
اما ستارهشناسی قطعاً شما را دوست داشت. سوتلانا، بسیار سپاسگزارم برای گفتگوی عمیق و صادقانه، زیرا هیچ نوتهای از دروغ در آن نبود، همه چیز عمیق و صادقانه بود و بسیار از شما سپاسگزارم.
سوتلانا [67:50 - 67:54]
ممنونم که به من فرصت دادید تا شنیده و درک شوم و همه اینها را بیان کنم.
مصاحبهکننده [67:55 - 67:55]
ممنونم.