دربارهٔ فراتر - مصاحبه با سرگئی گرانکوفسکی از 23 ژانویه 26
یک نگاه کوتاه به بیگانگان - مصاحبه سویتلانا دراگون با سرگئی گرانکوفسکی در کانال 56، 23 ژانویه 2026
سرگئی: [0:00] روز خوبی داشته باشید، دوستان عزیز. امروز در استودیوی کانال 56، یک فرد منحصربهفرد، یک متخصص فوقالعاده در رشته خود، یک زن بسیار زیبا، سویتلانا دراگون. سلام سویتلانا.
سویتلانا: [0:09] سلام، سرگئی. از تعریف شما سپاسگزارم.
سرگی: [0:11]
من از دیدن شما فوقالعاده خوشحالم.
سوتلانا: [0:13]
متبادل.
سرگی: [0:14]
من مدتها میخواستم شما را دعوت کنم. چیزهایی همیشه در راه بودند. نمیدانم چرا. شاید ستارهها به درستی هماهنگ نبودند. حالا به نظر میرسد که بالاخره هماهنگ شدهاند.
سوتلانا: [0:25]
همه چیز همیشه به موقع اتفاق میافتد.
سرگی: [0:26]
شما مهمان من هستید. خوش آمدید.
سوتلانا: [0:28]
خوش آمدید.
سرگی: [0:30]
فکر میکنم کمترین چیزی که میخواهیم انجام دهیم، ورود به قلمرو پیشبینیها و همه این چیزها - پیشبینیهای فردی، شخصی، گروهی برای سال 2026 است، زیرا پیشبینیهایی را برای کشورها و افراد دیدهام. میخواهم درباره چیزی کمی متفاوت بحث کنیم. و وقتی با شما صحبت کردم، شما موضوعی را پیشنهاد دادید که واقعاً مرا علاقهمند کرد.
سوتلانا: [1:04]
من آن را به عنوان نقطه شروع پیشنهاد کردم. خب، درباره فرآیندهای تاریخی بود، اینکه چگونه رخ میدهند، درباره عوامل کلی و کسانی که بر آنها تأثیر میگذارند. من از افرادی که به من اطلاعات میفرستند، خیلی میگیرم که کسی در حال هدایت فرآیند است، احتمالاً در بالای کوهی بلند زندگی میکند، و از بالا، او فرآیند را مشاهده میکند و به نوعی گامها را برمیدارد.
سرگی: [1:32]
کوهی بسیار بلند.
سوتلانا: [1:33]
بله، خیلی. خوب، ظاهراً این کوه... من فقط به این دلیل فرض کردم که لیختناشتاین ذکر شده، و من شاهزادهای را که آنجا زندگی میکند میشناسم، او در کوه زندگی میکند. مردم همیشه به دنبال مرکز کنترل در میان مردم هستند، و به طور کلی، به نظر میرسد همه چیز طبق برنامه او پیش میرود.
سرگی: [1:56]
کدام شاهزاده؟
سوتلانا: [1:58]
نه، نه، فقط یکی از نسخههای اتفاقاتی که میافتد. شاهزاده شاهزاده لیختناشتاین است، که حداقل میتوان گفت شخص خیلی تغییرناپذیری است، و هیچ ارتباطی با موضوع ما ندارد. من فقط میگویم که مردم اغلب سعی میکنند یک مقصر یا کسی که مسئول تمام فرآیندها است را پیدا کنند.
سرگی: [2:24]
برای توجیه بیعملی، بیاطلاعی و غیره؟
سوتلانا: [2:28] خب، شاید این دومی بیشتر صادق است، بله. اگر ما آگاه و درک کننده ی منحصربه فرد بودن چنین فرآیندها بودیم، احتمالاً همه چیز را به شیوه ای متفاوت می دیدیم، دلایل را جستجو می کردیم و غیره. خب، من قصد دارم چند طرح از این دست پیشنهاد کنم که شما را به فکر وادار می کند. ما در حال صحبت از طریق تلفن بودیم و من پیشنهاد کردم که در مورد موروزوف که سعی کرد، در اصل، گذشته را از نظر نجومی محاسبه کند، بحث کنیم. من نیز ایده ای مشابه داشتم و شروع به بررسی آن کردم - متوجه یک هندسه سیاره ای شدم که به فرآیندهای بزرگ اشاره دارد. هندسه مشابهی در قرن 18 وجود داشت، اما تا سال 1880، به واقعیت تبدیل شده بود - آمریکا، دلار و فلسفه ای که ما اکنون تبلیغ می کنیم، بقایای آن با آنچه هنوز در حال مبارزه هستیم. تاریخ قابل توجهی از تخریب تمدن قدیمی وجود داشت و غیره. واضح است که وقتی شما تاریخ را به روایتی تبدیل می کنید و آن را به درستی توضیح می دهید، باور کردن آن سخت است. اما مردی شجاع وجود داشت که این کار را انجام داد. او اثری نوشت که احتمالاً کمی از آن خوانده اید - "عیسی مسیح"، درست است؟ او در واقع شخصیتی چندوجهی بود که کشف های بسیاری انجام داد و تا حدی، حتی از مندلیف، که به او فرصت تبدیل شدن به یک آکادمیک را داد، پیشی گرفت، به نظر من. بنابراین، این توانایی دیدن تاریخ و رویدادها از طریق شاخص های سیاره ای بسیار مهم، هم به عنوان ابزاری برای بازنگری و هم پیشبینی کار می کند. اگر ما در نظر بگیریم که رویدادها در مقیاس جهانی و شخصی چگونه عمل می کنند، ممکن است همه چیز را به شیوه ای متفاوت ببینیم. بسیاری از تاریخ دانان نسل جدید از این دانش استفاده کرده اند و ما می دانیم که تاریخ نه تنها تغییر می کند، بلکه تحریف می شود. به شدت تحریف می شود، زیرا کاملاً با سر و کار ما نیست که نیاز به ساختمان های بزرگ، فرهنگ شگفت انگیز، نقاشی ها و به نوعی با چیزی بسیار ابتدایی باشد، درست است؟ آن به خوبی با هم هماهنگ نیست.
سرگی: [5:21]
این اصلاً معنایی ندارد، به نظر من.
سوتلانا: [5:22]
خب، بله، درست است.
سرگی: [5:24]
به عنوان مثال، ساختمانهای جدید سوبانین را در نظر بگیرید - قبلاً آپارتمانهای دوران خروشچف میساختند، اما حالا این مربعها را میسازند، من نمیفهمم چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
سوتلانا: [5:30]
خب، بله، درست است، کاملاً درست.
سرگی: [5:31]
به همان کلیسای سنت ایساک نگاه کنید، برای مثال. اگر... درک نکنید.
سوتلانا: [5:38]چه قوانین اقتصادی وجود ندارند، درست است، به طور کلی، دور از دسترس. ما ارزشهای دیگری را میبینیم، و ارزشها فناوریها را تعیین میکنند، درست است؟ پس، فناوریها لزوماً ابزارهایی نیستند، درست است؟ چیزی جدیتر وجود دارد. و من نسخهای جالب دیگر را پیشنهاد میکنم. این یک نسخه نیست - بلکه واقعیتی است. تسلا، که در یک هتل در نیویورک درگذشت، کسی که در آن لحظه ظاهراً یک ماشین زمان اختراع کرد، دربارهی کدام چیز بعداً صحبت کردند، فرکانسهای زمانی و امکان سفر در زمان، یا حتی برنامهریزی زمان. و تسلا میمیرد - عموی رئیسجمهور فعلی آمریکا، به طور معجزهآسایی این اسناد را از بقایای تسلا میگیرد. و البته، نظر میشود که چیزی خاص در آنها وجود ندارد، فقط همه چیز بیمعنی است و به طور کلی، یک طنز است. اما در عین حال، شخصی که در کنار تسلا در سال 1893 زندگی میکرد، کتابی سهجلدی مینویسد. دو جلد آن به طور کلی به بارون ترامپ، بارون ترامپ، بله، همان معروف، سفر او اختصاص دارد.
سرگی: [7:06]
نه، من فقط دیروز یا روز قبل با این اطلاعات مواجه شدم.
سوتلانا: [7:11]
بله-بله-بله-بله.
سرگی: [7:12]
و تقاطعهای تاریخی وجود دارد.
سوتلانا: [7:14]
بله، من فقط پیشنهاد میکنم این را به عنوان یک نقطه مرجع در نظر بگیریم که میتوانیم در اصل هنگام ساخت برخی نسخهها به آن اتکا کنیم، اگرچه حتی صحبت کردن در مورد یک نسخه ممکن است موضوع اصلی نباشد. ایده این است که من فقط خلاصه کنم: این بارون، در سفر اول، به طور کلی یک دستنوشته از برخی دون فوی، درست پیدا میکند؟
سرگی: [7:41]
بله.
سوتلانا : [7:43]
دونا، لطفاً مرا ببخش، اما اساساً میگوید که این گذرگاههای زیرزمینی وجود دارند و اساساً زیر روسیه هستند - این یک استعاره است، بله. و بارون ترامپ وارد این گذرگاهها و تونلها میشود و اساساً اتفاقات مختلفی در آنجا رخ میدهد. و به لطف این تونلها، جلد سوم ظاهر میشود، جایی که درباره آخرین رئیسجمهور است - این همان نام این جلد است، بله؟
سرگی : بله، دقیقاً همین است.
سوتلانا: که به طور شگفت انگیزی در همان خیابان زندگی می کند، خیابان پنجم - به هر حال، من هم مدتی در آنجا زندگی کرده ام و در آنجا ترامپ را ملاقات کردم - و علاوه بر این، او هنوز یک معاون رئیس جمهور دارد، پنس، متاسفانه نه وانس. و همین طور ادامه دارد. یعنی تعداد تصادفات، عملکرد تخریبی آن در کل تاریخ سیاسی، دلار، اقتصاد و غیره. و همین طور ادامه دارد. و تمام این تقاطع ها. سپس شما در مورد بنیانگذار ناسا می دانید، بله، که کتابی به نام "پروژه مریخ" نوشت، جایی که الون کسی را به مریخ فرستاد؟
سرگی: [8:57] بله، این تقاطع های زیادی اخیرا ظاهر شده اند.
سوتلانا: [9:01] بله، زمانی که شروع به منطق در مورد رویدادها، در مورد جستجوی یک هسته راهنما، چشماندازها و غیره میکنیم، حتی مفهوم اراده، اگر بخواهیم، تمایل داریم از مفاهیم روانشناسی سنتی استفاده کنیم - آنچه که فکر کردیم، آنچه که قصد داشتیم، آنچه که اتفاق افتاد و غیره. بدون در نظر گرفتن این نکته که سیستمها و فناوریهای بسیار جدی وجود دارند که حتی نمیتوانیم آنها را به عنوان فناوری درک کنیم. برای مثال، مکان خرو-خرو - احتمالاً برای شما شناخته شده است، درسته؟ و همه این تونلها و غیره، تلاش برای یافتن برخی سوابق، شاید تکنیکی که شاید زنگزده باشد اما هنوز وجود دارد. هیچکس ایدهای ندارد که رویدادها در شرایط فناوریهای کاملاً متفاوتی اتفاق میافتند - فناوریهایی که به سختافزار مرتبط نیستند، همانطور که گفتیم. بنابراین، اگر به درک ساده ما از اینکه همه این چیزها چگونه کار میکنند، کسی که همه چیز را کنترل میکند، و شاید فرآیندهای زمین، از جمله اهرام، برای انرژی، زمان، فضا و مسائل نوری طراحی شدهاند، اضافه کنیم.
سرگی: [10:24] این یک واقعیت آشکار برای من است. در واقع، ما یک جلسه دیگر اخیر با دمیتری پاولوف - یکی از اصلیترین، شاید اصلیترین مصرشناسان کشور - داشتیم.
سوتلانا: من آن را دیدم، بله.
سرگی: و ما با او در پشت صحنه صحبت میکنیم. اولین بار که او آمد، به او گفتم: «آیا متوجه میشوی، درک میکنی که اهرام توسط انسانها ساخته نشدهاند؟» او گفت: «نه، اینطور نیست، همه چیز فقط کار مردم است.» سه سال بعد، او به من گفت که ما با او صحبتهای غیررسمی داشتیم، و او گفت: «حالا من 100% مطمئنم که آنها توسط انسانها ساخته نشدهاند، و به صورت از راه دور ساخته شدهاند»، زیرا هیچ ابزار، هیچ بقایایی وجود ندارد - نمیدانم، چرخدندهها، هرگونه باقیمانده مکانیکی که نشان دهد چگونه ساخته شده، اما هیچ چیز وجود ندارد.
سوتلانا: [11:16]
و شما ویدیوهای، نه فقط یکی، از هرمهای پروازکننده و قرارگیری درست خود را دیدهاید؟
سرگئی: [11:21]
ویدئوهای.
سوتلانا: [11:21]
خب، به سادگی، بله، برای ما همیشه با ساخت و ساز مرتبط است، چیزی که ما درک میکنیم. اما در واقعیت، به سادگی و سرعت انجام میشود، چیزی که حتی به ذهن ما هم خطور نمیکند.
سرگئی: [11:34]
کمی متفاوت، بله.
سوتلانا: [11:35] بله. و به طور اتفاقی، همه این سوالات - اگر در حال حاضر به نظر پراکنده و بی ارتباط می رسند... اخیراً من با موادی در مورد غوطه ور شدن قایق در همان نیو شوابیا، یعنی پادشاهی زیرزمینی، مواجه شدم. و کل راهنمایی کاملاً به این شکل بود: از یک سو، همه چیز در مورد زبان ناوبری دریایی است، درسته؟ و از سوی دیگر، ترکیبات نجومی تجویز می کند، و شما می توانید با توجه به زمان ببینید که در لحظات خاص، به عنوان مثال، باید اینقدر گره از آب عبور کند و اینجا توقف کنید. این بدان معناست که همه چیز در نقاط خاص تعامل سیاره ای انجام می شود. چه معنایی دارد؟ به این معنی است که درها باز می شوند، پس زمینه کاملاً متفاوت است، فرصت های دیگری وجود دارد. نه فقط تشکیل درها، بلکه هر نوع رویداد. به عنوان مثال، این بازی شطرنج جالب که حداقل به ما اجازه می دهد... ما آن را تنظیم نکردیم، ما کارگردانان نیستیم، و به طور کلی، نه حتی انسان ها، در واقع. اما به طور اتفاقی، کسانی که بالاتر از انسان هستند نیز تحت تاثیر این قوانین مشابه قرار می گیرند. و وقتی ما شروع به درک این می کنیم که رویدادها - کل سری رویدادهایی که به نظر ما خودبه خود و آشفته هستند - ارتباطی با هرج و مرج ندارند، ما فقط آنها را به این شکل درک می کنیم و باید این کار را بکنیم. بنابراین، البته، کل سری از چیزهای مختلف، به نظر می رسد بی ارتباط در این موضوع، تنها یک فکر را به ذهن متبادر می کند: اگر ما آگاه بودیم که می توانیم، شاید نه تا این حد مداخله کنیم، اما از درها یا امواج انرژی که در لحظات خاص می آیند، استفاده کنیم، و ما به عنوان مثال آنها را ملاقات می کردیم.
سرگی: [1:49 بعد از ظهر]
بله، حداقل باید بفهمیم این چیست. و سپس شاید از آن استفاده کنیم. ۹۰ درصد از مردم اصلا به این اعتقاد ندارند.
سوتلانا: [1:58 بعد از ظهر]
چرا نه؟ نه، من فکر میکنم کسانی که به مشاور حرفهای مراجعه میکنند، مثلا یک ستارهشناس - نه فقط خودم، بلکه هر ستارهشناس حرفهای - متوجه میشوند که این کار جواب میدهد. اول تحسین، خشم، و به طور کلی از مراحل مختلفی میگذرد.
سرگی: [2:21 بعد از ظهر]
سپس پذیرش میآید.
سوتلانا: [2:21]
بله، سپس، بله. سپس فقط به عنوان راهنمایی برای عمل و به عنوان ابزاری. زیرا چنین چیزهایی به طور کلی موضوع آسانی نیستند. صحبت در مورد نشانههای زودیاک آسان است، سرگرمکننده است، خندهدار است. اما وقتی صحبت از مسئولیت شخصی برای درک این فرایندها به میان میآید - این مسئولیت است - خب، پس کدام یک مقصر هستند؟ اگر مقصری نباشد، پس چه کار کنیم؟
سرگی: [2:50]
ببینید، ما واقعا نمیتوانیم مسئولیت کامل را بر دوش خود بگیریم، درست است؟ و در مورد مقصر بودن، البته، ما میدانیم که مقصر کیست.
سوتلانا: [2:59]
قطعا نه من. بنابراین، فکر میکنم این همان چیزی است که این گفتگو در مورد آن است. اینکه ما نمیتوانیم - ما نمیتوانیم به آن باور کنیم، زیرا به دنبال مقصرها نخواهیم بود. همین است.
سرگی: [15:08]
به عقیده من، مسئله اصلی این است که مردم از همه اینها میترسند، از بر عهده گرفتن مسئولیت میترسند، از پذیرش دانش جدید میترسند. بارها گفتهام که با افراد آکادمی علوم ارتباط برقرار میکنم - بله، همین طور بود که اتفاق افتاد.
سوتلانا: [15:28]
بله، متوجه میشوم.
سرگی: [15:28]
این استادان، افراد محترم - وقتی سعی میکنید چیزی جدید به آنها بگویید، آنها میترسند. از از دست دادن ایمان به چیزی که زندگی خود را به آن اختصاص دادهاند، میترسند، که در نهایت به معنای کار کردن به روشهای متفاوت یا همیشه متفاوت است.
سوتلانا: [15:42]
فکر میکنم این مسئله همچنین به وضعیت اجتماعی و از دست دادن وضعیت مربوط میشود.
سرگی: [15:47]
البته، البته.
سوتلانا: [3:47]
و حالا زمانی برای ترسیدن نیست - ترسیدن از چی؟
سرگی: [3:50]
باشگاه بلافاصله با مشکلاتی مواجه میشود. قبول کردن درونی اینکه شما به نوعی...
سوتلانا: [3:55]
بنابراین، وقتی میگوییم که کسی باور دارد، کسی باور ندارد - این مسئله آزادی از این مهر و مومهای اجتماعی است.
سرگی: [4:06]
از دگماتیسم، بله.
سوتلانا: [4:07]
فقط مهر و مومها، زیرا همه از ترک سیستم میترسند. و هر چیزی که حالا اتفاق میافتد، تخریب نه یک فرد، بلکه سیستمهاست. چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، درسته؟ باید از ماندن در یک سیستم در حال مرگ بترسید.
سرگی: [4:19]
البته، در هر حال، ما باید طبق قوانین جدید بازی کنیم، در هر حال.
سوتلانا: [4:24]
خب، فکر میکنم همینطور باشد.
سرگی: [4:25]
و اگر نمیخواهید طبق قوانین جدید بازی کنید - خب، به طور منطقی، شما از بازی خارج خواهید شد، اگر اصلا در بازی باشید.
سوتلانا: [4:31]
خب، به طور کلی، فکر میکنم، بله، همیشه میخواستم خودم را از این نوع آموزش فاصله دهم - اینکه همه ما باید چگونه زندگی کنیم و همه باید چیزی را درک کنند. فقط فکر میکنم این یک فرایند طبیعی است. بعضی از افراد آن را جالب مییابند و دیگران آن را از این دیدگاه درک و کاوش میکنند. همانطور که شروع به کاوش در آن میکنند، خود را از شرایط تحمیلشده دور میکنند، بازی را متوقف میکنند، میدانید. این یک پیروزی است. به این معنی نیست که هر چیزی را مقاومت کنیم. فقط توانایی نگاه کردن به همه چیز از کنار است. و هنوز هم شروع به شکلگیری نوع دیگری از شخصیت میکند. و از آنجا که این موضوعات به ما داده میشود، افراد بیشتری به آنها علاقهمند میشوند، از آنها تحت تأثیر قرار میگیرند و شروع به اعتماد نکردن به جریان اصلی میکنند.
سرگی: [5:26]
البته، البته. این فرآیندهای کیهانی هستند، مستقیماً بر آنچه برای هر یک از ما اتفاق میافتد، تأثیر میگذارند.
سوتلانا: [5:33]
خب، البته، بله، بله، بله.
سرگی: [5:35]
شما در راه بازگشت به نیکولای موروزوف اشاره کردید، درست است؟
سوتلانا: [5:39]
بله، بله، بله.
سرگی: [5:39]
شخصی شگفتانگیز. وقتی با او صحبت کردم، درباره او اطلاعی نداشتم. خب، من درباره نوسوفسکی و فومنکو میدانستم. همه درباره نوسوفسکی و فومنکو میدانند - کسانی که او را نمیشناسند؟ همه میدانند. همه درباره این دو شخص شگفتانگیز میدانند. اما ظاهراً شخصی وجود داشت که یک چراغ راهنما بود، فرآیندی که به نوعی تجسم میکرد.
سوتلانا: [6:29]
و تمرکز.
سرگی: [6:30 عصر]
و بر روی چیزی تمرکز کنید، شاید در یک سلول واحد. او به همین دلیل، از این طریق، کار زیادی در آنجا انجام داده... بله، او در آنجا و به طور کلی ساختار الکترون، فکر میکنم، آنچه را که او آشکار کرده است.
سوتلانا: [6:41 عصر]
بله، و او همه را شکست داد.
سرگی: [6:48 عصر]
بله، و در ابتدا، هیچ کاغذ یا مداد وجود نداشت، او در آنجا نشسته بود و بنابراین همه اینها را در سرش به یاد سپرد. این منحصر به فرد است، به نظر من، - نشناختن چنین افرادی، به نظر من، جرم است.
سوتلانا: [19:01]
این درست است. علاوه بر این، اگر به آنچه او سعی در بیان آن داشت و آنچه این سوالات را بر اساس آن قرار میداد، برگردیم، بیشتر در مورد کسوفهایی بود که همه فرآیندها را شکل میدهند - فرآیندهای تاریخی جهانی، به ویژه زمانی که کسوف کامل باشد. این مانند یک راهاندازی مجدد و چرخه بعدی، راهاندازی مجدد و چرخه بعدی است. دامنه و کیفیت این راهاندازی مجدد - قابل فهم است. و نه یک نبرد، نه یک جنگ میتوانست از این عامل چشمپوشی کند. بنابراین، این عامل یک تحریکگر بود. بنابراین، البته، او از یک نگاه بازتابی نسبت به این سوالات میآمد. و همچنین تعداد زیادی از سیارات وجود دارند که روندهای راهنمایی کاملاً جدیدی را تأیید میکنند که دیدگاه جهانی، فیزیک، روانشناسی و غیره مردم را تغییر داده است. بنابراین، به محض اینکه از همه این فرآیندهای آشفته مادی که در آن هستیم، فراتر برویم و آن را جزئیات دهیم، آن را تجزیه و تحلیل کنیم و کل را نبینیم و طبق قوانین خودمان بازی نکنیم، به نظر نمیرسد امکانپذیر باشد.
سرگی: [8:19]
در مورد فومنکو و نوسوفسکی، به یاد داشته باشید که مردم کار کسی را که در پس پرده مانده بود، صرفاً برداشت و استفاده کردند.
سوتلانا: [8:31]
حتی خواندم که او هنوز نادان بود، اشتباهاتی داشت و همه چیز معکوس شد. او کلید همه چیز است.
سرگی: [8:40]
از دیدگاه شما، در مورد این فرایندهایی که اکنون اتفاق میافتند، چقدر قابل پیشبینی هستند؟ در نهایت، حوزه پیشبینی تحت تأثیر قرار میگیرد. چقدر میتوان نتایج و توالی رویدادها را پیشبینی کرد؟ بر اساس این دانش، چگونه میتوانیم این زنجیره منطقی را بسازیم؟
سوتلانا: [9:03]
من فقط نمیخواهم درباره خودم صحبت کنم، میخواهم درباره علم خود صحبت کنم.
سرگی: [21:07]
من در مورد علم صحبت میکنم.
سوتلانا: [9:09 عصر]
من سالهاست که در این حوزه هستم و ما به طور مداوم نوعی تأیید ارائه میدهیم - مانند رونویسی از تفسیر جهانی آن و چگونگی تبدیل شدن آن به واقعیت از دیدگاه فرد معمولی. البته فقط کار کردن نیست - این لحن اصلی را تعیین میکند. و هر کسی که مسئول قدرت است، کلید اصلی این ملودی است. و این کلیدها حتی نمیتوانند دیز یا کر به صدا درآیند. آنها فقط در ماژور A کار میکنند. و این ارتباط با این فضای ماتریسی، باریک اما حداکثری، و آنها آزاد نیستند، اراده خود را ندارند. اما ما میدانیم که این چیست. اگر از این ناوبری خارج از قالب سبک زندگی معمول خود استفاده کنیم، متوجه حداکثر تجمع انرژی میشویم. گاهی اوقات این رویدادها تهاجمی است - جنگ و غیره. اما در واقع، این زاویه هندسی است، بگذارید بگویم 90 درجه بین سیارات بسیار قوی مانند اورانوس و پلوتو - این یک وضعیت بسیار انفجاری است. بنابراین ما میفهمیم که این انرژی از طریق یک سیم بسیار باریک جریان دارد و تنش زیادی ایجاد میکند. این یک ابزار برای ساختن چیزی بسیار سریع، فوری، قدرتمند و کنترل شده است، اگر به این زمینه تهاجمی نیفتیم. اما بدون درک این موضوع، شروع به مبارزه میکنیم. این همان چیزی است که برای ما به نظر میرسد. تصویر بسیار رنگارنگ است، بر اساس کیفیت انرژی، قالب آن، تأثیر آن بر یک منطقه خاص و تاریخ فعال شدن آن، توزیع میشود. نمیدانم آیا مثال زدن مناسب است، اما بگذارید بگویم که من با یک اسب کار میکنم، همیشه خطر وجود دارد، همیشه شانسی برای افتادن وجود دارد و ما بارها این کار را انجام دادهایم. من روزی را در پیش داشتم که قرار بود مشکلات بزرگی با این موضوع به همراه داشته باشد و حتی توصیفی از آنچه برای اسب اتفاق میافتد ارائه شده بود. پیشنهاد شرکت در یک برنامهای که واقعاً تمایلی به حضور در آن نداشتم، داده شد، اما من آن را انتخاب کردم. بله، من با مشکلاتی روبرو شدم، همه یکسان بودند، اما از آسیبهای فیزیکی و حتی خطرات بیشتر برای خودم جلوگیری کردم. سؤال انتخاب در این زمینه طرح میشود، بدون پیچیدگیهای بیشتر. البته میتوانید آن را با رنگهای خودتان نقاشی کنید.
سرگی: [24:12]
اما فرم آن... آیا آنچه که میشنوم درست است، که فارغ از اینکه وضعیت سیارات نسبت به یکدیگر چگونه برنامهریزی میکند، اراده انسانی یا اراده جمعی یک گروه از مردم هنوز قادر است تا حدی این رویدادها را ملایم کند یا شاید حتی آنها را تغییر دهد؟
سوتلانا: [24:46]
این درست است. سوال این است که ادراک طبیعی ما چیست - بگذارید بگویم، زمانی که شما در حالت تنش نشستهاید و در مورد چگونگی تغییر اوضاع فکر میکنید. همانطور که شما درک میکنید که باد از کجا میوزد، عاطفی از آن ورودیها فاصله میگیرید، تنها در آن زمان میتوانید نه تنها از نظر منطقی تصمیم بگیرید، بلکه از نظر انرژی نیز درگیر آن نشوید. زیرا یک قاب وجود دارد که همه چیز در آن جوش دارد. واقعاً میخواهید به آن نزدیک شوید، یا برای گرم کردن یا برای نوشیدن یک جرعه.
سرگی: یک طعم از آن بگیرید، بله، اگر بخواهید.
سوتلانا: پس اگر حتی امکانی برای درست کردن این کاسه وجود داشته باشد، نمیدانم، برای خودتان... نه اینکه غیرقابل قبول باشد، اما شما در آن بازی نمیکنید، برای شما جالب نیست، برای شما خوشمزه نیست، این بورشت برای شما خوشمزه نیست.
سرگی: [25:42]
به آن توجه نکنید.
سوتلانا: [25:43]
بله، تو فقط درک میکنی که چگونه جوش میکند. و سپس در کنار انتخاب و فرصتها برای تنظیم فرایندها، حداقل فرایندهای خودت، هستی. چون هر کدام از ما در دنیای خودمان زندگی میکنیم، همیشه دنیای خودمان را به دیگران ارائه میدهیم. خوب، با کسی دیگر ملاقات کن، میگوید، خوب، از بیرون خوب است، بله. اما این فقط یک ترفند است، بله. و در واقع، دنیایی که او به تو میآورد و لمسش میکند، هم وعدهدار و هم خطرناک است. پس در اینجا، اگر ما زندگی میکنیم و دنیایی داریم، این لایهبندی فضا - در سطحی وجود ندارد که همه در حال حاضر ناراضی هستند. نه، همه نیستند. بله، و در فاصلهای، مردم خیلی خوشحالی وجود دارند. توانایی خلق دنیای خودت، بدون تلاش برای بازسازی همه فرایندها و غیره، یک ترانه متفاوت است. البته میتوانی مداخله کنی، اما پس از به دست آوردن دنیای خودت، ساختنش، زمانی که یک قطب جذب است و سیارات کوچکتر به سمت آن کشیده میشوند، البته تو هم با آن همراه خواهی شد.
سرگی: [26:58]
با تغییر درونی، ما تغییر میکنیم...
سوتلانا: [26:59]
بله، فیزیک این فرایند در اینجا واضح است. تو فقط یک ذره مغناطیسی کوچک هستی که وارد آن میشوی، و به نظر میرسد که نظم را به ارمغان میآوری. برای تو، این مغناطیس خاص ممکن است خیلی واضح نباشد، اما تو را روی مسیری که باید در مرکز این ماتریس طی کنی، هدایت میکند.
سرگی: [27:18]
اما هنوز، از دیدگاه من، هر قدر مغناطیس قوی باشد یا ذره کوچک، با تبدیل درونی و انرژی خود، شروع به تغییر جهان پیرامون میکنی.
سوتلانا: [27:33]
و این مغناطیس... فقط تو را گسترش میدهد، درسته؟ مدار تو بزرگتر میشود و تو میشوی...
سرگی: [27:40]
و بنابراین شما همچنین میتوانید سرنوشت خود را تغییر دهید.
سوتلانا: [27:43]
خوب، سرنوشت، بله - معنی تغییر سرنوشت، نوعی چیز است.
سرگی: [27:47]
سرنوشت، از دیدگاه من، یک سری رویدادهایی است که برای شما در تجسم شما تعیین شده است. و سپس یا شما به آن کور میشوید، یا چیزی در مورد خودتان تغییر میدهید، سپس سری رویدادها تغییر میکند. فکر میکنم این طور است که من فرض میکنم.
سوتلانا: [28:05] خب، میفهمم، بله. اما اگر فقط یک «اما» نبود: هر فرد درجه آزادی خاص خود را هنگام تولد دارد. مردم کاملاً آزاد وجود دارند. آنها میتوانند هر کاری که میخواهند در این زندگی انجام دهند و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. و افرادی با زاویههای کارمیک، و وقتی تعداد زیادی از آنها دارند، به نظر میرسد در چارچوبهای خاصی فشرده شدهاند. چون ممکن است چیزی نداشته باشند، یا به نظر میرسد در چیزی بدشانس هستند. در واقع، به نظر آنها بد است، اما در واقعیت، آنها قبلاً در جایی اشتباه کردهاند، فقط کمی محدود شدهاند تا از انجام بیش از حد جلوگیری شود، در غیر این صورت، بدتر خواهد بود.
سرگی: [28:38]
در اینجا با مسئلهای مواجه میشویم که مردم فقط به یک زندگی فکر میکنند. آنها متوجه نیستند و احتمالاً از پذیرفتن این موضوع هراس دارند که ما فقط یک زندگی نداریم و این تاریخ کارمی از یک زندگی به زندگی بعدی انباشته میشود. ما اینقدر خوب و زیبا هستیم و نمیفهمیم چرا این اتفاقات برای ما اینگونه رخ میدهد. منظورم این است که من به کسی آسیب نرساندهام، اما هنوز این اتفاقات برای من میافتد.
سوتلانا: [29:05]
خب، بله، این مجموعه زمانی که شما روند آن را میبینید و میتوانید آن را ارزیابی کنید، آنگاه میتوانید در کل بفهمید که این همه چیز به کجا میرود، چرا، برای چه هدفی.
سرگی: [29:14]
این فقط در سطح انسانی نیست، بلکه در سطح تعاملات دولتی است. همه چیز، از نظر اصول، مانند یک سیستم کار میکند. و ما فروپاشی این سیستمی را میبینیم که بر ما تحمیل شده است. جزء جادویی نیز کار میکند. تعاملات سیارهای، بینسیارهای و فضایی، و من نمیدانم، همه چیز به هم متصل است، به نظر من.
سوتلانا: [29:45]
بله، البته همه چیز به طور جالبی کار میکند و به طور کلی در منابع اطلاعاتی که ما میخوانیم و میبینیم، یافت نمیشود.
سرگی: [29:56]
خب، این واقعیت که ما در یک زمان جالب زندگی میکنیم، زمانی که به نظر من به ما اجازه میدهد یک گام عقب برداریم و بفهمیم که ما اینجا کی هستیم.
سوتلانا: [30:10]
حتی اجباری.
سرگی: [30:11]
و اجباری، حتی اگر نخواهید خودتان آن را انجام دهید. این یک ماجرای شگفتانگیز، یک زمان شگفتانگیز است.
سوتلانا: [30:17]
بله، خودم فکر میکنم این یک زمان خوشحال است، زیرا اینجا جایی است که آزادی، اراده، به شکلی که هرگز قبلاً ظاهر نشده است، آشکار میشود. اما به نظر میرسد همه فکر میکنند کسی دیگری را به جایی هدایت میکند. اما اگر این ترس وجود داشته باشد، آنگاه شما نشسته و منتظر هر رویداد ترسناک هستید که نشان دهد شما در مسیر درست هستید - شما ترس صحیحی دارید.
سرگی: [30:37]
کاملاً درست است. این یک زمان بسیار جالب است. و شاید ما باید برای بینندگانمان آرزوی حمایت در این دوره آشفته کنیم. اول و از همه، آنها باید انتخابهای خود را برای خودشان انجام دهند، درست است؟ این زمانی است که انتخابها اهمیت زیادی دارند. زیرا اگر ما فقط در مراکز پایین شناور باشیم، چه دستاوردی میتوانیم داشته باشیم؟ هیچ چیز.
سوتلانا: [31:07]
بله، متوجه هستم که این بیشتر یک دعوت فلسفی به عمل است. اما از نظر عملی، درباره توانایی خاموش کردن تلویزیون، کاهش صدا و فقط حضور در کنار خودتان است. این درباره گوش دادن به اندامهای تنفسی شما نیست، به این معنا. این درباره ناگهان احساس کردن یک تمی است که در زندگی شما در حال حاضر وجود دارد.
سرگی: [31:32]
به روح خود اجازه دهید که احساس کند، که آن را بشنود. آن زمزمه میکند، گریه میکند، میگرید.
سوتلانا: [31:36]
خب، برای شما آسانتر است چون، همانطور که درک میکنم، شما در عمل هستید، درست است؟
سرگی: [31:40]
برای من آسانتر است چون 20 سال است که این کار را انجام میدهم. اما من نیز از جایی شروع کردم.
سوتلانا: [31:45]
بله، متوجه شدم، متوجه شدم. درست زمانی که ما... مردم ما احتمالاً به شیوههای متفاوتی نگاه میشوند، درسته؟ و برخی، همانطور که به زبان عامیانه بسیار نزدیک متافیزیکها تغییر میدهیم، شروع به آزار دادن میکند، تصور میکنم.
سرگی: [32:00]
اغلب این موضوع به شما مربوط نیست، میدانید؟
سوانلان: [32:04] نه، نگران نیستم. فقط میخواهم بگویم که چیزهای خیلی عادی و رایج وجود دارند. وقتی مثلاً اتفاقی میافتد، حتی در سیاست، باید به خودتان بگویید: شما درباره این چه فکری میکنید؟ چون همانطور که شروع به گوش دادن به کسی میکنید و نظرات زیادی وجود دارد و همه چیز - شما فقط نظرات دیگران را رد میکنید و هیچ ایدهای ندارید، نمیدانید ایده چیست. ایده اولین چیزی است که باید انجام دهید: نفس عمیق بکشید و به آنچه درباره آن فکر میکنید گوش دهید. این تصمیم درستی است. و به طور کلی، بگذارید بگویم، ما در عصر بیپایان سخنرانان و متخصصان زندگی میکنیم و این همان چیزی است که کل داستان فردیت را مبهم میکند.
سرگی: [32:51]
متخصصان، همانطور که میخائیل هازین به آنها اشاره میکند - مردم فوقالعادهای هستند. بلاگرها و متخصصان. این وجود دارد. اما دوباره: من کسی را مجبور نمیکنم، هیچ چیز درخواست نمیکنم. فقط تجربه شخصی خود را به اشتراک میگذارم. تجربه تعامل با افرادی که سعی در درک خود دارند، وجود دارد. به خودتان سه سؤال بپرسید: من کیستم؟ چرا اینجا هستم؟ و اساسا چرا؟ همین است. و به این سؤالات در درون خود پاسخ دهید. این کار ساده است.
سوتلانا: [33:25]
به نظر من، این سؤالات پرسیده میشوند. فقط "من کیستم؟" - "من یک مهره هستم که توسط شواپ هدایت میشود." این پاسخ به این سؤالات است. پاسخ کسانی است که سختتر مسئولیت را میپذیرند.
سرگی: [33:41]
زمان شواپ به پایان رسیده، به لطف خدا.
سوتلانا: [33:43]
من این را به صورت شرطی میگویم، البته.
سرگی: [33:44]
بله-بله-بله، خوشبختانه. اما شما کاملاً درست میگویید، به ویژه در زمانهای اخیر و به ویژه حالا که دخترم 20 ساله شده، میتوانم این موضوع را ببینم، تلاشهایی برای غیرانسانی کردن مردم صورت گرفته است. پس منظورم چیست؟ ما هرگز کسی را آموزش ندادهایم یا از کسی آموزش ندیدهایم، به طور اصولی. نکته کلیدی توانایی تمرکز بر روی یک فرایند، تمرکز، مسئله تمرکز توجه است. این مهمترین و باارزشترین چیزی است که آموزش داده نمیشود. و حالا نگاه کنید: تفکر برشدار، اطلاعات برای 30 ثانیه، شاید حتی به 20 ثانیه کاهش یابد، اطلاعات برای 20 ثانیه درک میشود، سپس اطلاعات بعدی - 20 ثانیه. برای فردی فرصت تمرکز بر روی یک فرایند طولانی وجود ندارد. اگر به جوانان فیلمی مانند «17 لحظه بهار» نشان دهید، آیا آن را تماشا میکنند؟ چون باید به طور مداوم فلش شود.
سوتلانا: [34:43] فکر میکنم اینجا هم داستانی پیچیده وجود دارد. برای کسانی که این موضوع برایشان نزدیک و مهم است و برای کسانی که این فلش (نور) برایشان اهمیتی ندارد، کسانی که مثلاً با سری افراد معنادار آشنا نیستند، بله، با چنین سیستمی تکنوکراتیک، چنین اسکریپتهایی و... کسانی که... همچنین جوانان دیگری وجود دارند و من به دلایل مختلف باید با آنها ارتباط برقرار کنم.
سرگئی: با این نظر موافقم.
سوتلانا: بله، بنابراین ما حتی نمیتوانیم - اگر این محتوای شبیه به کلیپ به کسانی که انتظار آن را دارند ارائه نشود، آنها آن را در جای دیگری پیدا خواهند کرد. این دستگاهی است که ممکن است، نوعی پیشبینی برای ماست - چگونه نباید باشیم، چگونه به شدت ما را محدود میکند، چگونه کاملاً همه عوامل انسانی را منفی میکند. چیزی باید آینهای تاریک باشد تا درک کنیم آینهای درخشان چیست. بنابراین، در یک نقطه، بله، حتی مد شده بود که این را فرا بخوانیم، که خود را روشن کنیم. همه آن را به گونهای متفاوت درک میکنند. برخی هیچ چیز نمیخورند - اینگونه خود را روشن میکنند. اما نکته متفاوت است: یک نیاز درونی برای بالا رفتن از همه اینها، احساس کردن خودمان خارج از، بگذارید بگوییم، شرایط اجباری، و به نوعی درک کردن که بدن شما و همه این ماده - یک ابزار است. زیرا همانطور که ما با شما درک میکنیم، تنها در این دنیای مادی در حال تغییر، روح خود را که شانس تغییر و افزایش درخشندگی آن را دارد، میتوان کاری انجام داد.
سرگی: البته.
سوتلانا: [36:26] اگر شما آنجا هستید، در همان درصد قبلی خواهید بود. ما اینجا پایین میآییم تا رشد کنیم، تا این دنیای در حال تغییر اجازه آزمایش تواناییهای ما را بدهد و...
سرگی: بله، روح از طریق غلبه بر چالشها توسعه مییابد.
سوتلانا: بنابراین فکر میکنم کسانی که آن را دارند، به آن نیاز ندارند - اول از همه. دوم، احتمالاً موارد اضافی وجود دارد.
سرگی: [36:51] خب، بله، ما از دنیاهای مختلف میآییم، هر کدام از ما وظیفه خودمان را داریم، که واضح است. اما هنوز هم رویدادهای فعلی در سطح فضا و زمین، از دیدگاه من، آخرین فرصت ما برای انتخاب است.
سوتلانا: [37:09]
مسئله اینجاست که اگر از زبان نجومی به زبان انسانی ترجمه کنیم، نقطه شروع در نجوم وجود دارد. نقطه شروع در بدن انسان، پشت سر، مسئول تفکر، اولین محرکهای آنچه انجام میدهید است. و هر چیزی که اکنون اتفاق میافتد بسیار قوی است، درست پس از فوریه، تاثیر قدرتمندی بر فرآیندهایی مرتبط با سر، منطق، بصیرت - همه چیزهایی که با آگاهی مرتبط است - آغاز میشود. همه چیز در اینجا جای میگیرد - تخصص ما در چیزی، منطق، غیرمنطقی، و ترکیب نظمگرایی، بصیرت، این فرآیندهای بهروز شده در مغز از دیدگاه فیزیولوژیکی و متافیزیکی - این همان چیزی است که اتفاق خواهد افتاد. اولین فشار سیارهای این امکان، سپس عقبنشینی و دوباره گیر کردن ما در این گل و لای. و اکنون این جهش ناگهانی، بهطور طبیعی، اگر آن را به زبان فرآیندهای طبیعی ترجمه کنیم، بخشی از آن خود ما است: این تجدید حیات طبیعت، ایجاد ساختارهای کاملاً جدید و مفاهیم، از بین بردن توهمات از یک سو و غوطهور شدن در مفهومی کاملاً متفاوت از سوی دیگر. این همان چیزی است که اتفاق میافتد، و کسی از کسی نمیپرسد که آماده چه چیزی است، آماده نیست. گویی کسانی که درک این فرآیندها را دشوار میدانند، زیرا واقعاً سخت است تصور کنید: شما دوباره متولد میشوید، ظاهراً هیچ چیزی نمیدانید، بدتر از آن، تنها هستید، و باید یا درک کنید، یا آگاه باشید، یا احساس کنید، اما آماده نیستید، و همه چیز اطراف در حال جوشیدن است. این یک فرآیند خلقت بسیار قدرتمند است... به سادگی، یک عصر جدید - یک نسل جدید، طبیعت جدید، تجدید حیات کل فرآیند ساختاری-مواد در زمین. و ما، البته، نتیجه همه اینها هستیم: ما این فرآیند را رهبری نمیکنیم، ما آغازگر نیستیم. یا آن را درک میکنیم - درک میکنیم که چرا ممکن است برای ما دشوار یا الهامبخش باشد - یا چیزی به ما میافتد. و ما آن را به چیزی که از بالا به ما ریخته میشود، نسبت نمیدهیم. ما فقط درک میکنیم که این فرآیند متوقفناپذیر است. زیرا مبارزه، آن که اکنون اتفاق میافتد، همه چیز را تغییر میدهد، فقط نگاه کردن به چیزها نیست. مثل اینکه چیزهای قدیمی دیگر خستهکننده شدهاند - شما از طریق آنها عبور نمیکنید، تصمیم میگیرید که چه چیزی لازم است و چه چیزی نیست، شما فقط آنها را دور میریزید. و این فرآیند اکنون آغاز میشود.
سرگی: [39:54] خب، اتفاقات جالبی در حال رخ دادن است. به عنوان مثال، هوش مصنوعی. لان مامایف - ما با او نشستیم و صحبت کردیم - میگوید: «به این شکل نگاه کنید. این را به عنوان آخرین شانس بشریت ببینید.» شاید فیلتر شده باشد. همه دلایل زیادی دارند: وقت ندارم، باید خانوادهام را تغذیه کنم، باید برخی کارها را به پایان برسانم... آنها هوش مصنوعی را به شما میدهند و مسئولیت تغذیه شما را بر عهده میگیرد و غیره. حداقل این باید بالاخره شما را به این درک برساند که - خب، شما از همه چیز آزاد شدهاید، پس خودتان را به کاری بپردازید، چیزی شوید، کاری انجام دهید. در غیر این صورت، چه چیزی باقی میماند؟
سوتلانا: [40:48]
یک داستان پنهان دیگر در مورد هوش مصنوعی وجود دارد. این فقط در مورد خودمختاری در برابر عدم خودمختاری، یا تسلیم شدن در برابر آن یا مقاومت نیست. کاملا... ما اکنون در آستانهی آن هستیم. هوش مصنوعی محیط اجتماعی کاملاً متفاوتی را شکل میدهد. بنابراین، طرحهای قبلی، طرحهای اقتصادی و فاسد، زمانی که هوش مصنوعی در آن وجود دارد، قدرت خود را از دست میدهند. و بدون اینکه شخص دیگری که نیز علیه آن میجنگد متوجه شود - اما او همیشه باید با کسی مبارزه کند، اینگونه است که کار میکند - ما به طور ناخودآگاه به محیط کاملاً جدیدی در حال انتقال هستیم، بسیاری از چیزها که دیگر مورد نیاز نیستند لغو خواهند شد. و اگر کسی با هماهنگی چنین هوش مصنوعی مواجه شود - درست در مقابل او، این هوش مصنوعی مصنوعیترین است - خب، احتمالاً چنین افرادی وجود دارند. اما برای کسانی که پتانسیل خلاقیت دارند، این مانند آتشی درونی است، زنده است، به زمان و فرصتهای بیشتری نیاز دارد و غیره، و غیره... ما نمیتوانیم ایستاده بمانیم. و این، بخشی از پذیرش است که باید مد نظر داشته باشیم. زیرا علاوه بر آنچه در مورد بهروزرسانی در آنجا گفتم، اتفاقات جدی در محیط علمی در حال رخ دادن است - این اتفاقات از اواخر آوریل به طور کامل آشکار خواهند شد. بنابراین، این فقط... کلمه «دموکراسی» کاملاً مناسب نیست. در محیط اطلاعاتی چنین موضوعی و شفافیت وجود دارد که نظر دیگران که توسط یک نهاد مجاز شده، دیگر از کار میافتد. نهادها دیگر کار نمیکنند. واقعیت عینی کار میکند. و فناوریهایی که به ما اجازه میدهند این واقعیت عینی را درک کنیم. جریان اطلاعات به سرعت و سرعت زیادی است و فرایند علمی به سرعت در حال پیشرفت است که این توزیع - ما بالفعل تقسیم شدهایم، بله - این تقسیم بر اساس قوانین متفاوتی در حال رخ دادن است. اما زندگی حرکت میکند، نمیتواند ایستاده بماند.
سرگی: [42:59]
قوانین جدید.
سوتلانا: [43:00]
بله، و بگویم، همه چیز به طور کامل در جهت جدیدی تغییر میکند، اما ما نمیتوانیم از دیجیتالی شدن فرآیندها فرار کنیم، ما فقط در ابتدای این راه هستیم. و این فقط آغاز است، زیرا تا سال 2027 به طور کامل تحقق نخواهد یافت. و این محیط اقتصادی که اکنون در حال برانگیختن است و تا حدی غیرضروری شده - فرآیندهای جدیتری در اینجا در جریان است از درگیریهای فردی ما با این پارامتر و این آزمایش انسانیت ما.
سرگی: [43:34]
به نظر شما، آیا انسانیت قادر خواهد بود با تمام این تغییرات و نوآوریها بدون جنگ پیش برود؟
سوتلانا: [43:42]
خب، چالشهای جدی پیش رو خواهیم داشت. به ویژه در ژوئیه، در تاریخ ۲۰، به علاوه یا منفی، در حال حاضر جزئیات را بیان نمیکنم، چالشهایی وجود خواهند داشت که حتی جدیتر خواهند بود. اینها خطرناکتر در پسزمینه ارتقای آگاهی ماست. فکر میکنیم به این نقطه رسیدهایم، درست در بالای کوه اورست هستیم، و حالا باید تصمیم بگیریم که بپریم یا به عبارت دیگر، به خورشید دعا کنیم. اما نه، این همه ماجرا نیست، قلههای بالاتری وجود دارند که باید صعود کنیم، که نیازمند تلاش زیادی... این فریب، این فریبکاری، باید در تمام سطوح حل شود. این موضوع به فرهنگ و همه چیز مرتبط با سنتها مربوط میشود - پادشاه ما، تزار ما، و غیره. این مفهوم از بین خواهد رفت. و این روند دردناک خواهد بود و من شرایط بسیار حاد را رد نمیکنم. اما وقتی سیارات چنین موقعیتهایی را میگیرند، انتخابهایی دارند، همانطور که ذکر کردم: یا ایجاد وضعیت انفجار فناوری بسیار خطرناک، جدی، یا ایجاد تهدید کیهانی. یک وضعیت تند و تیز آنجا وجود خواهد داشت. و این همه بخشی از آزمونها است، ضرورت ارتقای انسانیت و تمام فرآیندهای زمینی. پس ما در مورد خودمان فکر میکنیم، فقط در مورد خودمان، اما آنچه زمین در حال حاضر باید از آن عبور کند - همه چیز است، و کسی از آن مصون نخواهد ماند. و در مورد رهبران، آنها با یک وضعیت بحرانی روبرو خواهند شد، و رهبران سقوط خواهند کرد. انگار که تمام تاجها از سر افتادهاند. این یک وضعیت بسیار جدی است زیرا ما با یک شکل هندسی که قبلاً ثابت، غیرقابل حرکت بود، مواجه هستیم و ناگهان منفجر شد و از هم پاشید. و ما میپرسیم: حالا چه کسی ما را اداره خواهد کرد؟ همه چیز چگونه خواهد بود؟ پس فکر نمیکنم همه چیز صاف و روان باشد. اما شرایط - یک آگاهی جدید و ارتقا یافته که همچنین به سرعت وارد زندگی میشود - یک عامل جدید را در یک طرف و یک عامل جدیدی را به وجود میآورد که نیازمند یک «پادشاه» جدید در تمام معانی کلمه است. و به عنوان بخش نهایی این آزمون، که نه نهایی است اما یکی از مهمترینها، چگونه این ترامپ، بارون، از گذرگاههای روسیه وارد شد و چیزهای زیادی پیدا کرد - دنیاهای دیگر، فضاهای دیگر، این همان موضوع است.
سرگی: [46:34]
این همان چیزی است که درباره آن صحبت میکنیم.
سوتلانا: [46:35]
اما او رفت. او رفت و من میخواهم بگویم که در روسیه دنیاهای دیگر و فضاهای دیگری وجود دارد.
سرگی: [46:40]
بنابراین ما باید به آنجا برویم.
سوتلانا: [46:42]
ما در مورد چیزی دیگر صحبت میکنیم، من در مورد چیزی کمی متفاوت صحبت میکنم. این فضا نیز برای ما از ماه اوت به بعد متحرک میشود، چون کلیدی است. و اگر این تونلها ناگهان فرو بریزند - کل زمین فرو میریزد. و این نیز...
سرگی: [47:03]
این لحظات آزمایشی هستند. چرا، به عقیده شما، فرو نخواهد ریخت؟
سوتلانا: [47:08] خب، ما میتوانیم حالا به عمق استعاره برویم، اما این واقعاً مستقل نیست - بهروزرسانی برنامهریزی شده و نوشته شده است. یعنی بهروزرسانی در تمام سطوح، که یک موضوع بسیار جدی است. ما هنوز تحت تأثیر چنین چیزهایی نبودهایم. بله، فرآیندهای اقتصادی، بله، اطلاعات و غیره، برخی از چیزهایی که ما فکر میکردیم - ما باید مسائل مربوط به دستگاه، بگذارید بگویم، جغرافیایی، چگونگی همه اینها حالا را مدیریت کنیم. همه چیز عالی است. اما وقتی به خود روسیه میآییم - نه خیلی در ساختار، بلکه به عنوان نوعی ارگانیسم که...
سرگی: یک نقطه جمعآوری جدید.
سوتلانا: بله، دقیقاً نقطه تجمع. و نقطه تجمع چیست - آیا میفهمید که حاوی نامخانوادگی، مفاهیم و روشها است. و همه این پارامترها نیاز به تغییر دارند. و زمانی که این اتفاق بیفتد - که حدود آگوست و تا فوریه بعدی ادامه خواهد داشت - درک این که این فرایندها باید به طور هوشمندانهای از آنها عبور کنیم، یک وظیفه بزرگ و مهم است. و ما نباید به کسی که میبینیم و مشاهده میکنیم تبدیل شویم - شخصیتها و کشورها متفاوت هستند. بنابراین، حفظ نزدیکی درونی به مسائل بالاتر - میتوانم بگویم، اگر بخواهید، به فضا - من کاملاً این را نمیگویم چون نقشه روسیه بسیار درباره فضا میگوید. و این تغییر در نظارت، بله، ما درک میکنیم که معماران، تمدنها و سیستم آموزشی حاکم هستند. و بالاتر از آنها، کسی دیگر حاکم است. پس اگر درک کنیم که ما یک نمایش از این جنگ بالایی هستیم، چه کاری باقی میماند برای ما؟ اگر این را درک کنیم، ما دیگر در یک وضعیت انسانی ساده نیستیم. و این، شاید، عامل ارزیابی است: اگر قادر هستید درک کنید که بازسازی معماری در یک سطح کاملاً متفاوت در حال وقوع است. کسانی که میخواهند در آن شرکت کنند و آن را به زندگی خود تبدیل کنند - این چیز دیگری است. این چیزی نیست که آنها انتخاب کنند، اما اگر این اتفاق برای کسی بیفتد، میخواهم همین حالا بگویم: هیچ شخصی خوب یا بد نیست. کسانی هستند که برای اهداف خاصی آمدهاند، و ممکن است در مرکز این رویدادهای آشفته قرار بگیرند، و این بدان معنا نیست که آنها خوب نیستند - آنها ممکن است روحهای بسیار بالایی باشند، فقط وظیفه آنها بسیار دردناک است. و گاهی اوقات منجر به پرواز عمودی به سطوح کاملاً متفاوت میشود - ما در اینجا درباره سطوح متافیزیکی صحبت میکنیم. اما اگر میدانستیم چقدر این سطوح متافیزیکی ارزشمند هستند، چرا ما اینجا هستیم تا در یک حالت کاملاً متفاوت باشیم... این چیزی است که ما اکنون زندگی میکنیم - ما وظایف فوری را حل میکنیم، البته وقت فکر کردن به این سطح را نداریم. اما به محض به یاد آوردن آن، نوعی نور محافظ و قدرت بر ما فرود میآید چون ما بخشی از ارگانیزم تجدید هستیم. پس، به محض اینکه این آگاهی وجود دارد، عاملی نجاتدهنده عجیب شروع به همراهی فرد میکند. این هم چیزی است که ما مشاهده کردهایم.
سرگی: [۵۰:۵۸]
ققنوس، از گفتگوی بسیار جالب سپاسگزارم. امیدوارم آخرین آن نباشد، ما آن را در پخشهای آینده ادامه خواهیم داد. و میخواهم به بینندگانمان، شاید، در این زمان طوفانی، حمایت را آرزو کنم. اول و در درجه اول، شاید، روی خودشان، انتخابهای خاصی انجام دهند. این زمانی است که باید انتخاب کرد. خیلی چیزها در واقع به آن بستگی دارد. اگر باور کنیم که ما فقط مهرههای کوچکی هستیم که اینجا تاثیری نداریم، که فرآیندهای کیهانی صرفاً طبق روال عادی ادامه خواهند یافت، بدون توجه به اینکه ما در قبال آنها یا خودمان چه موضعی اتخاذ کنیم، در نظر من، این یک سوء تفاهم عمیق است. ما همه بر یکدیگر و فرآیندهای کیهانی که رخ میدهند، تاثیر میگذاریم. و خیلی چیزها، در واقع، به انتخابهای ما بستگی دارد، نه همه چیز، اما خیلی چیزها، از جمله انتخابهای جمعی.
سوتلانا: [52:01] خب، من احتمالاً میگویم که ما فقط مهرههای کوچکی نیستیم. موضوع این است که خدایان در این لحظه به زمین آمدهاند. یعنی، آنها افراد عادی نیستند، هرچند که ممکن است به نظر برسند. چون همه - ما نسل پدران، مادران، مادربزرگها و نیاکانمان را به یاد میآوریم - قادر نخواهند بود شاهد همه چیزهایی که اتفاق میافتد، باشند. اما ما به نوعی شجاعت پیدا میکنیم تا از آن عبور کنیم، آن را درک و قبول کنیم و انسان باقی بمانیم. بنابراین، فکر میکنم گاهی اوقات ما قدراتی که در درون افراد عادی و فوقالعاده زندگی میکند، توجه نمیکنیم، هرچه که باشد. بنابراین، شاید با احترام متقابل و درک اینکه این سطح پیشرفته به اینجا آمده... نه فقط به خودمان، بلکه به دیگران نیز - یک جامعه کاملاً متفاوت متولد میشود. به همین دلیل من مخالف ترس از وفادار ماندن به خودم هستم. این شرایط کاملاً متفاوتی را به همراه خواهد داشت. و احتمالاً جوامع نیز بر اساس کیفیت روابط خودمان با یکدیگر سازماندهی خواهند شد.
سرگی: [53:12]
البته. مثل جذب مثل است.
سوتلانا: [53:16]
بله. متشکرم.