بازسازی اقتصادی عمده در سراسر جهان

بازسازی اقتصادی عمده در سراسر جهان

12 دقیقه مطالعه

پیشبینی: "ایران - دخالت رویدادها و پیشبینی طیف وسیعتری برای آینده نزدیک" (منتشر شده در 6 مارس 2026، لینک)

S. درگان:

به طور کلی، پس از 20 آوریل 2026، بسیاری از چیزها در جهان شروع به تغییر خواهند کرد. روندهای قبلی ممکن است مسیر خود را تغییر دهند. در واقع، بازسازی اقتصادی جدی در سراسر جهان تا اواخر مارس 2026 آغاز خواهد شد. اما به نظر میرسد نوعی بنبست انرژی، نیاز به بازنگری در ساختار کل اقتصاد جهانی را ایجاد میکند. البته، تمام کشورها به این موضوع واکنش نشان خواهند داد.

این ممکن است به طور همزمان اتفاق نیفتد، اما روند به نقطهای رسیده است که ادامه مسیر فعلی غیرممکن است. این نشانههایی از بحران است. ساختارهای تعاملی قبلی تجزیه خواهند شد، اگرچه بیشتر به شکل یک وقفه خواهد بود.

کم تعداد از افراد در اوایل مارس 2026 پیشبینی کردند که ایالات متحده درگیر یک درگیری طولانی مدت خواهد شد و شکست خواهد خورد، همانطور که در ژوئن سال گذشته نتوانستند پیروزی را اعلام کنند و از این رو از تشدید بیشتر درگیری در خاورمیانه جلوگیری کنند. رهبری آمریکا احتمالاً توسط موفقیت سریع در ونزوئلا سرگرم شده بود. اما ایران آمریکای لاتین نیست.

“پس از 20 آوریل 2026، بسیاری در جهان تغییر خواهد کرد. و روندهای قبلی ممکن است مسیر خود را تغییر دهند.

در 21 آوریل 2026، با در نظر گرفتن روند رویارویی در منطقه خلیج فارس، رئیس آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، فاتح بیرول، به مشکلاتی در تأمین انرژی اشاره کرد.

تشدید اوضاع در خاورمیانه میتواند منجر به بازسازی اساسی سیستم انرژی جهانی شود، گفت رئیس آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، فاتح بیرول.

“این وضعیت میتواند نقشه انرژی جهانی را کاملاً بازنویسی کند”، مدیر IEA در مورد اوضاع خاورمیانه، طبق نقل قول روزنامه دنیای امروز، اظهار داشت.

بیرول تأکید کرد که این فقط در مورد بیثباتی موقت نیست، بلکه تغییر ساختاری در انرژی جهانی است.

او اشاره کرد که حتی با برداشتن سریع محدودیتها، از جمله وضعیت در تنگه هرمز، بازگشت به سیستم تأمین قبلی زمانبر خواهد بود.

"حتی اگر تنگه فردا باز شود، بازگشت به وضعیت قبلی نیازمند سرمایهگذاریهای قابل توجه و زمان است - نه کمتر از دو سال"، رئیس آژانس بینالمللی انرژی اشاره کرد.

بیرول همچنین از خطراتی برای بازارهای جهانی هشدار داد، از جمله اختلالات احتمالی در تأمین و افزایش قیمتها، به ویژه در اروپا، جایی که تغییرات در زنجیرههای لجستیکی در حال ثبت است.

«و روندهای قبلی مسیر خود را تغییر دادهاند. در واقع، بازسازی اقتصادی جدی در سراسر جهان از اواخر مارس ۲۰۲۶ آغاز شده است.»

در مقابل کمبود نفت و گاز از منطقه خلیج فارس، ایالات متحده عملیات جدیدی را که شامل نفت روسی بارگذاری شده بر روی تانکرها میشود، تایید کرده است. مجوز مشابهی که در اوایل ماه مارس صادر شد، مربوط به صادرات به هند بود؛ اکنون محدودیتهای جغرافیایی وجود ندارد، فقط محدودیت زمانی - عملیات تا ۱۱ آوریل مجاز است. تا آن تاریخ، حدود ۱۹ میلیون بشکه نفت و بیش از ۳۰۰ هزار تن محصولات نفتی تحت مجوز فروخته شده است. فیلیپین و تایلند علاقهمند به محمولههای روسی هستند.

اداره کنترل داراییهای خارجی (OFAC) وزارت خزانهداری ایالات متحده، مجوزی صادر کرده است که خریداری نفت و محصولات نفتی روسی بارگذاری شده بر روی تانکرها تا ۱۲ مارس را مجاز میداند، تا ۱۱ آوریل خریداری شود. همانطور که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، اشاره کرد، این اجازه با هدف گسترش جغرافیا تحویل محمولهها صادر شده است.

هدف مجوز صادره ممکن است ایجاد توهم ذخایر بیاستفاده بزرگ برای سرکوب قیمت نفت باشد، ایگور یوشکوف، کارشناس از دانشگاه مالی، میگوید. بر اساس گفته او، مواد خام در ژانویه-فوریه به دلیل نرخهای پایین انباشته شده بود، اما پس از مسدود شدن تنگه هرمز، این ذخایر به طور فعال خریداری شدند و حجمها از 140 میلیون به 19 میلیون بشکه کاهش یافت. با این حال، مجوز یک سابقه مثبت ایجاد میکند، که نشان میدهد تحریمها میتوانند لغو شوند.

در 18 آوریل، تاس گزارش داد که تسهیلات تحریم برای روغن روسیه تمدید شده است.

وزارت خزانهداری ایالات متحده در روز شنبه تمدید مجوز فروش روغن روسیه را اعلام کرد، و با این کار تسهیلات تحریمها را برای مواد خام بارگیری شده بر روی کشتیها قبل از 17 آوریل گسترش داد، این مجوز تا 16 مه معتبر بود. سپس آن را برای یک ماه دیگر - تا اواسط ژوئن 2026 - تمدید کرد.

"افزایش تعلیق تحریمهای روغن روسیه، بدون شک، نگرانی شدید، هیستری و فریادهای جنگی از سوی جنگطلبان در اتحادیه اروپا و بریتانیا را به دنبال خواهد داشت"، ک. دمیتریف، مدیر صندوق ثروت روسیه، در کانال تلگرام خود نوشت.

او افزود که بسیاری از کشورها، از جمله ایالات متحده، به طور فزایندهای نقش روغن و گاز روسیه در حفظ ثبات اقتصادی جهانی را به رسمیت میشناسند. مدیر صندوق ثروت روسیه معتقد است که تحریمها علیه روسیه "بیاثر و تخریبی" هستند.

"اما این (بازسازی اقتصادی) به نظر میرسد نوعی بنبست انرژی است که نیاز به بازنگری کل ساختار اقتصاد جهانی را ایجاد میکند. البته، همه کشورها به این موضوع واکنش نشان خواهند داد. این واکنشها لزوماً همزمان نخواهد بود، اما روندی که به این شکل پیش رفته، ادامه آن در این مسیر غیرممکن است."

امارات متحده عربی (UAE) در اول مه از اوپک و اوپک+ خارج شد، تصمیمی که به عنوان یکی از ضربههای مهم به کارتل نفت در سالهای اخیر در نظر گرفته میشود. یک تولیدکننده بزرگ اکنون از رعایت سهمیه معاف شده و قصد افزایش تولید دارد. با وجود این، قیمتهای نفت در حال سقوط نیستند بلکه در حدود 110-120 دلار در هر بشکه ثابت ماندهاند در میان تنشها در تنگه هرمز.

امارات متحده عربی سومین تولیدکننده بزرگ اوپک با خروجی روزانه 3.4 میلیون بشکه (قبل از کمپین ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران) بود. این کشور هنوز پتانسیل افزایش تولید به 5 میلیون بشکه در روز در سال آینده را دارد. بنابراین، خروج امارات متحده عربی از کارتل یک اعتراض احساسی نیست بلکه حرکتی منطقی از سوی یک تولیدکننده که به دنبال تجاریسازی سرمایهگذاریهای زیرساختی خود قبل از ورود بازار نفت به دورهای از تقاضای کمتر است.

با این کار، اوپک یکی از معدود اعضای قادر به افزایش سریع تولید را از دست داد، که باعث ضعیفتر شدن سازمان شد. اما گفتن اینکه اوپک فروپاشیده است، بیش از حد زود است. به جای آن، کارتل انضباط درون باشگاه را از دست داده است، به ویژه اینکه چندین عضو آن - ایران، لیبی و ونزوئلا - به دلیل تحریمها یا درگیریهای داخلی از سهمیهها معاف شدهاند. و انضباط در اصل تنها چیزی است که نفوذ سازمان بر بازار را تضمین میکند.

در نتیجه، بازار دیگر به توافقها تکیه نمیکند و به حالت نوسانی بازمیگردد که قیمت نه توسط هماهنگی، بلکه توسط رقابت تعیین میشود.

تحلیلگران خروج امارات متحده عربی از اوپک را به عنوان یک پیروزی برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، میبینند که سازمان را به دلیل تأثیرگذاری بر قیمتها از طریق محدودیت تولید مورد انتقاد قرار میدهد. با این حال، موضع آمریکا همواره دوگانه بوده است. از یک سو، ایالات متحده بزرگترین مصرفکننده است و به قیمتهای پایین علاقهمند است. از سوی دیگر، آنها بزرگترین تولیدکننده نیز هستند و نفت ارزان به صنعت خود آسیب میزند.

هدف واشنگتن دسترسی به منابع انرژی ارزان نیست، بلکه مدیریت نفت بدون تشکیل یک کارتل قوی است. چرا که اوپک یک مرکز هماهنگی خارج از کنترل ایالات متحده ایجاد میکند، و با کاهش تعداد تولیدکنندگان عمده، قدرت مذاکره جمعی ضعیفتر میشود و بازیگران فردی بیشتر میشوند.

اما اگر یک اوپک قوی بازار را صاف و یکنواخت کند، یک اوپک ضعیف آن را بیشتر پرتنش میکند. نتیجه بلندمدت اصلی کاهش فوری قیمت نیست، بلکه افزایش نوسانات است، زمانی که قیمت نه به صورت یکنواخت، بلکه با جهشها حرکت میکند: قیمت به دلیل هرمز افزایش مییابد، به دلیل افزایش تولید کاهش مییابد، دوباره به دلیل تحریمها یا حملات به زیرساختها افزایش مییابد. حتی در چنین شرایطی، در بازاری تقسیمشده، ایالات متحده قدرت قابل توجهی دارد. نقش ایالات متحده به عنوان یک مرکز مالی تقویت میشود، چرا که نفت یک کالای دلار-محور باقی میماند، علیرغم رشد روشهای جایگزین تسویه حساب. در حال حاضر، بخش قابل توجهی از تجارت، هدرینگ و وامدهی به زیرساختهای مالی غربی متصل است.

در این شرایط، خروج امارات متحده عربی (UAE) از اوپک و اوپک پلاس، خطر اصلی را تشدید میکند: ناسازگاری. وقتی بازار غیرقابل پیشبینیتر میشود، شرکتها شروع به عمل کردن با احتیاط بیشتر، افزایش نقدینگی و بازنگری در تصمیمات مربوط به سود سهام میکنند. این بدان معناست که حتی با قیمتهای بالا نفت، سرمایهگذاران ممکن است رشد قابل مقایسهای در پرداختها مشاهده نکنند. عوامل کلیدی در تصمیمگیری در اینجا، تابآوری جریان نقدی شرکتها، بدهی مدیریتشده، سیاست سود سهام و وابستگی به مسیرهای صادرات خاص است.

«... پس از ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ ... این نشانههایی از بحران است. ساختارهای تعامل قبلی نابود خواهند شد، هرچند بیشتر به شکل وقفه.»

از ۲۱ آوریل ۲۰۲۶، شور و شوق تهاجمی ایالات متحده و اسرائیل در خاورمیانه رو به افول گذاشته است. آنها برای نبرد زمینی آماده نبودند. و بدون یک عملیات زمینی گسترده، رژیم سپاه پاسداران و آیتاللهها در ایران نمیتواند سرنگون شود. علاوه بر این، «شیرهای کاغذی»، همانطور که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، آنها را نامید، از بخش اروپایی ناتو به عملیات ضدایرانی او نپیوستند.

و مهمتر از همه، تهران در ۲۸ فوریه تنگه هرمز را بست. هرمز در اوج خود، ۲۰ درصد از نفت خام و محصولات نفتی مصرفشده در جهان را حمل میکرد و همان مقدار از گاز طبیعی مایع (LNG)، یک سوم از کودهای نیتروژنی. یک پنجم از آلومینیوم، گوگرد و حتی گاز هلیوم بیثبات.

پیامدهای منفی جنگ علیه ایران را میتوان بیپایان فهرست کرد. برای مثال، امارات متحده عربی، که قلمرو آن، همانطور که شناخته شده، میزبان یک پایگاه هوایی ایالات متحده است و تحت فشار ترامپ، توافق معروف به معاهده ابراهیم را با اسرائیل امضا کرد، پس از حملات پهپاد و موشکی ایران، ممکن است برای مدت طولانی درباره هدف خود برای جابجایی سوئیس از صدر عملیاتهای مالی جهانی فراموش کند.

در مورد کشورهای دیگر در خلیج فارس، آنها هنوز با نفت سرشار هستند و به دلیل آسیب به پالایشگاهها و زیرساختهای انرژی، تولید را مجبور به کاهش میکنند. بر اساس محاسبات اخیر روزنامه مالی، تولید نفت در عربستان سعودی تا اواسط آوریل 23 درصد کاهش یافته، در امارات متحده عربی 45 درصد، در عراق 61 درصد و در تمام کشورهای اپک 27 درصد.

در نتیجه، بر اساس برآوردهای مختلف از سوی نهادهای تحلیلی و کارشناسان تجاری، بازار جهانی در حال حاضر حدود 13 میلیون بشکه نفت خام در روز را از دست میدهد، که حدود 12 درصد از بازار جهانی است.

تقریباً همه کارشناسان و بسیاری از سیاستمداران از کشورهای مختلف هشدار دادهاند که اگر این مناقشه برای 2 تا 3 ماه دیگر ادامه یابد، نه تنها کشورهای آسیایی بلکه کشورهای اروپایی نیز با کمبود فیزیکی محصولات نفتی روبرو خواهند شد، به ویژه سوخت جت. همچنین، کمبود شدید مواد غذایی به دلیل قیمتهای بالا و کمبود اساسی کود نیتروژن در طول کاشت بهار که در نیمکره شمالی در حال انجام است، پیشبینی شده است.

با این حال، چالش خطرناکترین جهانی که جنگ علیه ایران به اقتصاد جهانی تحمیل میکند، افزایش شدید قیمت نفت، محصولات نفتی و گاز است. برای مثال، در روزهای منتهی به درگیری، قراردادهای آتی نفت برنت ماه مه در بورس کالاهای لندن (ICE) بین ۷۲ تا ۷۳ دلار در هر بشکه معامله میشدند. جالب اینجاست که این اعداد از قبل نشاندهنده نزدیک شدن تهاجم آمریکا-اسرائیل به ایران بود. در اوایل امسال، قراردادهای آتی نفت برنت بین ۶۰ تا ۶۲ دلار در هر بشکه معامله میشدند.

در طول این جنگ واقعی، قراردادهای آتی ماه مه و سپس ماه ژوئن به بالای ۱۱۹ دلار در هر بشکه رسیدند. اگرچه قیمتها گاهی به دلیل مداخلات کلامی آرامبخش ترامپ تعدیل میشدند، اما قیمتهای نفت برنت در اوایل آوریل در محدوده ۱۱۰ دلار و حتی بالاتر بودند. به طور میانگین، در طول ۴۰ روز جنگ، قیمتهای نفت ۵۰ درصد افزایش یافت و گاهی اوقات تا ۷۰ درصد نیز بالا رفت.

فاتح بیرو، مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، اظهار داشت که افزایش قیمت در ماه مارس بیشترین افزایش در تاریخ در بازه زمانی کوتاه بود. همچنین، او وضعیت فعلی بازارهای انرژی را بدترین وضعیت در تاریخ توصیف کرد و هشدار داد که آخرین افزایش قیمت در واقع بازتاب دهنده وضعیت اساسی نیست. به ویژه، او اشاره کرد که کشورهای خلیج فارس حداقل به دو سال زمان نیاز دارند تا سطوح تولید نفت قبل از جنگ را بازگردانند. علاوه بر این، بیرو معتقد است که در بحرانهای نفتی سالهای ۱۹۷۳ (جنگ یوم کپور) و ۱۹۷۹ (انقلاب اسلامی ایران)، اختلالات در عرضه سوخت کمتر از حال حاضر بود.

بر این اساس، قیمت گاز در مرکز TTF هلند دو برابر شد و به طور فوری به ۸۴۰ دلار برای هر ۱۰۰۰ متر مکعب رسید. به طور متوسط، در محدوده ۶۰۰ تا ۶۲۰ دلار باقی ماند. همچنین باید افزایش حدود یک سوم در کودهای نیتروژن را در نظر بگیریم تا تصویر کاملتری داشته باشیم.

ایالات متحده، حداقل از نظر ژئوپلیتیک، در جنگ با ایران شکست خوردهاند. این شامل ناکامی آنها در به دست گرفتن کنترل بر ذخایر نفت و گاز در خلیج فارس است. با این حال، آنها ضربهای قدرتمند به بازار انرژی جهانی (از جمله بخش خودشان) وارد کردهاند که سالها طول خواهد کشید تا از آن رهایی یابند.

نوشته‌های مرتبط